تحریفات در واقعه عاشورا
Dec/090
تحريف يعني متمايل كردن يك چيز از مسير اصلي و وضع اصلي و يا بهتر بگوييم تحريف عبارات و يا جملات يعني شما يا فرد تحريف كننده كاري بكنيد كه آن مقصود از آن عبارت يا آن جمله دريافت نشود و مقصودي را كه بخواهد برساند نرساند،يك مقصود ديگر را بفهماند.
اما سه نوع تحريف داريم:
1-تحريف لفظي:يعني اين كه ظاهر يك چيز را عوض كنند.مثلا در يك جمله كلمه ها را پس و پيش كنند و يا سخنان را تصرف كنند كه معني اش فرق كند.
2-تحريف معنوي:يعني اين كه جملات و كلمات عين همان جملات و كلمات است ولي در تفسير و يا تعبير آن جمله يا سخن طوري تفسير و تعبير كنند كه خلاف مقصد گوينده يا نويسنده است.از شمار زياد تحريفات معنوي عاشورا مي توان به تحريف هدف از قيام عاشورا اشاره كرد كه بعضي ها مي گويند امام(عليه السلام)براي اين قيام كرد كه كفارهي گناهان شيعيان شود.يعني امام(عليه السلام)شهيد شد تا كفارهي گناهان ما بشود(نعوذ بالله)و ما هر گناهي بخواهيم انجام بدهيم.اين فكر از مسيحيت آمده است.
3-تحريف از نظر موضوع:بر فرض مثال سخني را به حضرت علي(عليه السلام)نسبت دهند كه اصلاً ايشان چنين سخني را نفرموده باشند. اين مي شود تحريف از نظر موضوع كه اين خيلي خطرناك است.
در نمونه هايي از تحريفات مي توان به قضيهي ساختگي حضور ليلا(مادر حضرت علي اكبر(عليه السلام))و عروسي حضرت قاسم(عليه السلام)اشاره كرد كه همگي چيزي جز تحريف نيست.و يا حضور كاروان كربلا در كربلا در اربعين امام حسين(عليه السلام)كه اصلا اينطور نيست.
در واقعهي عاشورا با اينكه بيشترين اسناد تاريخي از اين واقعه است ولي تحريفات زيادي شده است كه كتاب حماسهي حسيني(1)دربارهي آن ها مفصلاً به سخن نشسته است كه وقت زيادي را از ما مي طلبد و از حوصلهي مقاله خارج است.
عوامل تحريف:
1-اغراض دشمنان:يعني مثلاً دشمنان و معاندان اسلام باعث تحريف هايي مي شوند كه از طريق مداحان كم سواد و نا آگاه قرائت مي شود.
2-تمايل بشر به اسطوره سازي:بشر از ازل تمايل به اسطوره سازي براي خود داشته است و مي خواسته افسانه سازي كند.يك جور حس قهرمان پرستي.اين بحث تنها مختص عاشورا و قيام آن نيست.بلكه بحث مفصلي دارد.دربارهي اين موضوع هم تحريفات زيادي در واقعهي عاشورا داريم.
3-عامل خصوصي:اين عامل خاصه و مخصوص حادثهي عاشورا است.اين عامل جاي بحث بيشتري دارد و به قول شهيد مطهري دربارهي اين عامل بيشتر بحث خواهيم كرد.
پيشوايان دين دربارهي زيارت ائمه(علهيم السلام)و خصوصا امام حسين(عليه السلام)و عزاداري براي آن حضرت تأكيد زيادي داشته اند.حال چرا؟بايد به اين چرا توجه نمود.«ممكن است كسي بگويد:«اين براي اين است كه تسلي خاطري براي حضرت زهرا(سلام الله عليها)باشد.» آيا اين حرف مسخره نيست كه بعد از 1400 سال هنوز حضرت زهرا(سلام الله عليها)احتياج به تسليت داشته باشد؟…مگر حضرت زهرا(سلام الله عليها)بچه است(نعوذ بالله)كه بعد از 1400 سال هنوز هم دائماً به سر خودش بزند ،گريه كند،بعد ما برويم به ايشان سر سلامتي بدهيم!اين حرف ها دين را خراب مي كند…حسين(عليه السلام)نمونهي عملي قيام هاي اصلاحي است.»
و يا اين كه«اين جور نيست كه سه شبانه روز(كاروان كربلا)آب نخورده باشند.خير؛سه شبانه روز بود كه(از آب)ممنوع بودند.ولي در اين خلال توانستند يكي دوبار آب تهيه كنند.از جمله در شب عاشورا تهيه كردند،حتي غسل كردند،بدن هاي خود را شست و شو دادند.»
وظيفهي ما،مستمعين و مادحين اين است كه با مطالعه مطالب را بپذيريم و تحت تأثير جو مجالس قرار نگيريم و براي هر چيز گريه نكنيم.
No comments yet.
Leave a comment
No trackbacks yet.