Just another منجی بلاگ weblog
10 Jul
پيشدرآمد
در آموزههاي ارزنده معصومان(ع) آنچنان جايگاه و منزلتي براي منتظران راستين حضرت مهدي(ع) برشمرده شده است که به راستي جاي شگفتي و تعجب است و اين پرسش را پيش رو قرار ميدهد که چگونه ممکن است چنين حالتي از چنين ارزشي والا برخوردار باشد. البته توجه به جايگاه ارجمند انتظار که پيش از اين اشاره شد و نيز وظايف منتظران، تا حدودي ميتواند پاسخي به اين پرسش باشد.
اكنون به برخي فضايل و برتريهاي منتظران با استفاده از روايات معصومان(ع) اشاره ميكنيم
منتظر، فضيلتها، مسئوليتها
پيشدرآمد
در آموزههاي ارزنده معصومان(ع) آنچنان جايگاه و منزلتي براي منتظران راستين حضرت مهدي(ع) برشمرده شده است که به راستي جاي شگفتي و تعجب است و اين پرسش را پيش رو قرار ميدهد که چگونه ممکن است چنين حالتي از چنين ارزشي والا برخوردار باشد. البته توجه به جايگاه ارجمند انتظار که پيش از اين اشاره شد و نيز وظايف منتظران، تا حدودي ميتواند پاسخي به اين پرسش باشد.
اكنون به برخي فضايل و برتريهاي منتظران با استفاده از روايات معصومان(ع) اشاره ميكنيم.
1. منتظران راستين، برترين مردم همة روزگاران
شخصيت انسانها از رفتاري متأثر است که در زندگي انجام ميدهند. اين رفتارها بر اساس آموزههاي ديني، داراي اعتبار و ارزش متفاوتي خواهند بود. از نگاه آيات و روايات معصومان(ع) برترين انسانها کساني هستند که با رفتار خود اسباب رضايت و خوشنودي پروردگار جهانيان را فراهم ميآورند.
از پارهاي روايات استفاده ميشود به سبب شرايط ويژهاي که بر مردمان عصر انتظار حاکم است، اگر آنها منتظر راستين باشند، جايگاه بسيار ارزشمندي خواهند داشت.
امام سجّاد(ع) در اينباره فرمود:
…إِنَّ أَهْلَ زَمَانِ غَيْبَتِهِ وَ الْقَائِلِينَ بِإِمَامَتِهِ وَ الْمُنْتَظِرِينَ لِظُهُورِهِ(ع) أَفْضَلُ مِنْ أَهْلِ كُلِّ زَمَان لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَي ذِكْرُهُ أَعْطَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ وَ الْأَفْهَامِ وَ الْمَعْرِفَةِ مَا صَارَتْ بِهِ الْغَيْبَةُ عَنْهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشَاهَدَةِ… ؛[1][1]
مردم زمان غيبت آن امام که به امامت و منتظر ظهور او معتقد هستند، از مردم هر زماني برترند؛ زيرا خداوند، عقل و فهم و معرفتي به آنها داده است که غيبت نزد آنان به منزلة مشاهده است… .
2. بسان حاضران در خيمة آن حضرت هنگام ظهور
از مهمترين آرزوهاي تمام نيکان عالم، حضور در دوراني است که در آن اثري از فساد، بيداد و تباهي نباشد. اين فضيلت، آنگاه به کمال خود ميرسد که در زمان ظهور در نزديکترين موضع به رهبر قيام، يعني در جايگاه فرماندهي که همانا خيمه آن حضرت است، حاضر باشد.
امام صادق(ع) در وصف منتظران راستيني که زمان ظهور را درک نميکنند، فرمود:
مَنْ مَاتَ مِنْكُمُ عَلي هَذا الْاَمْرِ مُنتَظِراً كانَ كَمَنْ هُوَ فِيالفُسْطَاطِا الَّذِي لِلْقائم؛[2][2]
هر کس از شما از دنيا برود، در حالي که بر منتظر اين امر است، مانند کسي است که در خيمهگاه آن حضرت است.
3. ثواب ايشان مانند پاداش نمازگزار و روزهدار
از برترين عبادتها، نماز و روزه است. از روايات استفاده ميشود آنگاه که شخصي به انتظار روزگار سپري ميکنند، بسان کسي است که در حال نماز و روزه است.
امام باقر(ع) در اينباره ميفرمايد:
وَاعْلَمُوا اَنَّ المُنتَظِرَ لِهذا الاَمْرِ لَهُ مِثْلُ اَجْرِ الصَّائِمِ القائِمِ… ؛[3][3]
و آگاه باشيد همانا پاداش منتظر اين امر، مانند پاداش روزهدار شب زندهدار است….
4. گراميترين امت و رفيق پيامبر(ص)
از توفيقهاي بيمانند آن است که کسي در جايگاهي نزديک برترين انسانها قرار گيرد. در ميان انسانها چه کسي شريفتر از رسول گرامي اسلام(ص) که اشرف پيامبران الهي و محبوبترين موجودات نزد خداوند است. حال، کسي که در عصر انتظار، آن گونه که بايسته و شايسته است زندگي کند، گراميترين از امت پيامبر و در جوار آن بزرگوار خواهد بود. که خود آن حضرت(ع) فرمود:
…اُولئِكَ رُفَقائي وَاكْرَمُ اُمَّتي عَلَي؛ [4][4]
ايشان رفقاي من و گراميترين امت من هستند.
5. بسان مجاهدان در راه خدا در ركاب حضرت رسول(ص)
از شريفترين انسانها ميتوان به مجاهدان در راه خداوند اشاره کرد. اين فضيلت، آنگاه به کمال ميرسد که اين مجاهدت در جوار انسان کامل و رسول گرامي اسلام(ص) باشد.
از فضيلتهايي که براي منتظران شمرده شده، اين است كه ايشان را مانند کساني دانسته که به همراه پيامبر اکرم(ص) در راه خدا به جهاد برخاستهاند.[5][5]
6. پاداش هر يک از آنها برابر هزار شهيد از شهيدان صدر اسلام
و سرانجام آنچه شگفتي را به اوج ميرساند، آن است که در برتري منتظران راستين و ثابت قدمان بر ولايت اهل بيت(ع) سخن از پاداشي افزون بر هزار شهيد از شهيدان صدر اسلام به ميان آمده است.
امام سجاد(ع) در اينباره فرمود:
مَن ثَبَتَ عَلي مُوالاتِنا فِي غَيْبَةِ قائِمِنا اَعْطاهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ اَجْرَ اَلْفَ شَهيدٍ مِنْ شُهَداءِ بَدْرٍ وَاُحُدٍ؛[6][6]
هر کس بر دوستي ما در دوران غيبت قائم ما ثابت و استوار بماند، خداوند پاداش هزار شهيد از شهيدان بدر و احد به او ارزاني ميدارد.
برخي از اين فضايل در حديث لوح حضرت زهرا(س) نيز به بياني زيبا ياد شده است.[7][7]
اما در پاسخ به اين پرسش که «چرا اين همه فضيلت و پاداش قرار داده شده است؟» چند نکته اساسي را بايد مورد توجه قرار داد.
1. انتظار، حلقة اتصال شيعه با امام معصوم(ع)
چنانکه ميدانيد «ولايت» و «امامت» رکن اساسي مکتب تشيّع است و اعتقاد به ضرورت وجود حجّت خدا در هر عصر و زمان، از مهمترين نقاط تمايز اين مکتب از ديگر مکتبها است. از ديدگاه شيعه، پذيرش ولايت معصومان(ع) و به طور کلّي تسليم برابر امام و حجت عصر، سرآمد همة فضيلتها و شرط اساسي قبولي همة اعمال عبادي است.
با توجه به اين نکات درمييابيم که «انتظار» در زمان غيبت و عدم حضور ظاهري امام در جامعه به نوعي اعلام پذيرش ولايت و امامت واپسين امام از سلسله امامان شيعه است و همين انتظارسبب ميشود ارتباط قلبي و معنوي، حفظ شود و آنها در همة اعصار از فيض وجود امامشان برخوردار باشند.
2. انتظار، معيار ارزش انسانها
اميدها و آرزوها واقعي انسانها معيار خوبي براي سنجش ميزان رشد، کمال و تعالي آنها است؛ تا آنجا که برخي ميگويند: «بگو چه آرزويي داري تا بگويم کيستي». آرزوهاي بلند، متعالي و ارزشمند از کمال روح و رشد شخصيت انسانها و بلنداي همّت آنها حکايت ميکند. به عکس آرزوهاي خرد، حقير و بيارزش كه از بيهمتّي و رشد نيافتگي افراد نشان دارد.
بنابراين چون انسان منتظر برترين و ارزشمندترين اميدها و آرزوهاي ممکن را داراست، به طور طبيعي از بهترين و والاترين ارزشها نيز برخورداراست.
3. انتظار عامل پويايي و سازندگي فرد و جامعه
چنان که از مطالب بعدي (بايستههاي انتظار) روشن خواهد شد، انتظار، نقش مهمي در سازندگي، پويايي و اصلاح فرد و جامعه در زمان غيبت دارد. اگر انسان منتظر، به وظايفي که براي او شمرده شده است عمل کند، به الگوي مطلوب انسان ديندار دست يافته و از جايگاه و مرتبة والايي برخوردار ميشود.
به عبارت ديگر، انسان منتظر با رعايت همة شرايط انتظار به همان شأن و منزلتي که مورد انتظار دين اسلام است، رسيده و به بالاترين نقطه کمال ميرسد. [8][8]
بايستههاي عصر انتظار
دربارة وظايف و مسؤوليتهاي منتظران، سخنهاي بسياري گفته شده است؛ امّا در حدّ اختصار ميتوان گفت وظايف انسانها در اين دوران به دو دسته تقسيم ميشود:
الف. وظايف عام
اين وظايف، در سخنان معصومان(ع) در شمار تکاليف عصر غيبت ياد شده است؛ امّا ويژة اين دوران نيست و لازم است در همة زمانها انجام شود. شايد ذکر آنها در شمار وظايف دوران غيبت براي تأکيد بوده است.
برخي از اين وظايف، بدين قرار است:
1. شناخت امام هر زمان
از وظايفي که در هر زمان ـ به ويژه در عصر غيبت ـ براي پيروان آموزههاي اسلامي مورد تأکيد و سفارش واقع شده، تحصيل شناخت و معرفت امام آن زمان است.
امام صادق(ع) خطاب به فضيل فرمود:
اعْرِفْ إِمَامَكَ فَإِنَّكَ إِذَا عَرَفْتَ لَمْ يَضُرَّكَ تَقَدَّمَ هَذَا الْأَمْرُ أَوْ تَأَخَّرَ؛
امام خود را بشناس كه اگر امام خود را شناختي، دير و زود شدن اين امر، آسيبي به تو نخواهد رساند… .[9][9]
بيگمان شناخت امام از شناخت خداوند متعال جدا نيست؛ بلكه يكي از ابعاد آن است؛ چنانكه در دعاي شريف معرفت، به خداوند متعال عرض ميکنيم:
اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِيكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حجّتكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حجّتكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حجّتكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي؛[10][10]
خدايا! خودت را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناساني پيامبرت را نميشناسم. خدايا! رسول خود را به من بشناسان که اگر رسول خود را به من نشناساني، حجّت تو را نميشناسم. خدايا! حجّتت را به من بشناسان که اگر حجّت خود را به من نشناساني، از دين خود، گمراه ميشوم.
امير مؤمنان علي(ع) در اينباره فرمود:
…وَ إِنَّمَا الْأَئِمَّةُ قُوَّامُ اللَّهِ عَلَي خَلْقِهِ وَ عُرَفَاؤُهُ عَلَي عِبَادِهِ وَ لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ عَرَفَهُمْ وَ عَرَفُوهُ وَ لَا يَدْخُلُ النَّارَ إِلَّا مَنْ أَنْكَرَهُم…؛
پيشوايان، مديران الهي بر مردمند و رؤساي بندگان اويند. هيچکس جز کسي که آنها را بشناسد و آنها نيز او را بشناسند وارد بهشت نخواهد شد و جز کسي که آنها را انکار کند و آنها نيز او را انکار کنند، داخل دوزخ نگردد… .[11][11]
از روايات معصومان(ع) به روشني استفاده ميشود كه همه فضيلتها و ارزشها در بندگي خداي متعال، به داشتن معرفت امام(ع) و ملتزم شدن به آن، برميگردد؛ به طوري كه اگر كسي اين اكسير گرانقدر را در اختيار داشته باشد، از نگاه آنچه مطلوب خداوند متعال است، هيچ كمبودي ندارد.
اما اين که چگونه ميتوان به اين شناخت رسيد؟ به نظر ميرسد هر حقيقت و واقعيتي ـ خواه وجود عيني خارجي داشته باشد يا از امور عقلي باشدـ از راه شناخت مناسب خود، مانند حس و تجربه و فطرت و عقل و خواب و وحي قابل شناخت ميباشد. بديهي است اين نظر به اين معنا نيست که بگوييم همه اشيا و حقايق، از اين راه شناخته شدهاند؛ بلکه مقصود، اين است که معرفت هر يک از اشيا و حقايق، از يک يا بيشتر از اين راهها امکان دارد؛ براي مثال از راه وحي، هر چيزي که خدا اراده شناساندن آن را به وسيله وحي اراده فرموده باشد، شناخته ميشود.
امروزه با توجه به انبوه روايات معتبر، راه شناخت امام زمان(ع) باز است.
امام علي بن موسي الرضا(ع)، فرمود:
«…امام، امانتدار الهي ميان خلقش، و حجّت او بر بندگانش، و خليفة او در سرزمين هايش، و دعوتکننده به سوي خدا و دفاعکننده از حقوق واجب او بر بندگان است. امام، پاک شده از گناه و برکنار گشته از عيبها است که همه علم، به او اختصاص دارد و به حلم شناخته ميشود. امام، نظام دهنده به دين و باعث سربلندي مسلمانان و خشم منافقان و از ميان رفتنِ کافران است. امام، يگانه روزگار خويش است. هيچکس در مقام، به منزلت او نزديک نميشود و هيچ عالمي با او برابري نميکند و براي او جايگزين پيدا نميشود و شبيه و مانند ندارد. همه فضيلتها، مخصوص او است، بدون آنکه آنها را طلب کرده باشد؛ بلکه اين، امتيازي است از طرف فضلکننده بسيار بخشنده، براي امام… .[12][12]
از گفتار بالا و ادامه روايت به دست ميآيد:
1. ارزش امامت، بيشتر و شأن آن، والاتر و جايگاهش بلندتر و درون آن، ژرفتر از آن است كه انديشة انسانها – آنگونه که شايسته است - به آن راه يابد و بشر بتواند با عقل و درك خويش، امام را برگزيند.
2. امامت زمام امور دين، نظام مسلمين، صلاح دنيا و عزّت مؤمنان است. امامت، بنياد بالنده و فرع نمايان اسلام است. تماميّت نماز، زكات، روزه، حج، جهاد، تقسيم عادلانه سرمايههاي عمومي، اجراي احكام و حدود شرعي، پاسداري از مرزهاي مملكت اسلامي، با امام تحقق ميپذيرد.
3. امام، بسان خورشيدي است كه با نور خود، جهان را روشن ميسازد و كسي را به بلنداي آن دسترسي نيست. امام، آب گوارايي است كه تشنگان هدايت را سيراب ميسازد. امام و دلالتكننده به هدايت و رهاننده از گمراهي است. امام، چونان آتشي بر بلندي است كه هم راه را به راهروان مينماياند و هم به كساني كه از او گرمي بخواهند، گرما ميبخشد و هر كس از او جدا شود، نابود ميگردد.
4. امام، امين خداوند ميان مردم و حجت پروردگار بر بندگان و جانشين او در جهان است. امام، ما را به سوي خداوند فرا ميخواند و از حرمتهاي الهي پاسداري ميكند.
5. امام، از گناهان، پاكيزه، از عيبها پيراسته و از علم و حلم ويژه برخوردار است.
6. امام، يگانة عصر خويش است؛ در دانش و فضيلتهاي انساني نظير و مانند ندارد. او فضيلت و دانش را از كسي نياموخته است؛ بلكه خداوند بخشنده، به او ارزاني كرده است.
به راستي اگر فقط همين چند ويژگي را که اينجا بيان شد، خوب متوجه شويم، قدم بلندي در راه شناخت امام برداشتهايم. آنگاه، در پس شناخت است که نوبت اطاعت و فرمانبرداري فرا ميرسد.[13][13]
2. پايداري در محبت اهل بيت(ع)
يکي از وظايف مهم ما در هر عصر و زمان، محبت و دوستي با اهل بيت پيامبر(ص) در جايگاه دوستان خداوند است. در دوران غيبت واپسين پيشواي معصوم، به سبب پنهانزيستي امام، ممکن است عواملي انسان را از اين وظيفة مهم دور سازد؛ از اين رو در روايات، سفارش شده است که بر محبت به آن انوار مقدس پايدار باشيم.
فراموش نکنيم اين محبت، دستور پروردگار متعال است. سالها پيش از آن که آن حضرت، زندگي دنيايي خود را آغاز کند، انسانهاي پاک به او ابراز محبت کردهاند. رسول اكرم(ص)، آن اشرف انبيا و واپسين فرستاده الهي، آنگاه كه سخن از واپسين وصي خود به ميان ميآورد، در نهايت احترام، از بزرگترين واژگان محبت يعني«بابي و امي؛ پدر و مادرم فداي او» بهره برده است؛ آنجا كه ميفرمايد:
بِأَبِي وَ أُمِّي سَمِيي وَ شَبِيهِي وَ شَبِيهُ مُوسَي بْنِ عِمْرَانَ عَلَيهِ جُيوبُ النُّور…؛ «پدر و مادرم فدايش باد! كه او همنام من و شبيه من و شبيه موسي بن عمران است كه بر او نورهايي احاطه دارد… .[14][14]
نيز آنگاه كه نگاه تيزبين علي بن ابيطالب(ع) اعصار و قرون را در مينوردد، زمان واپسين امام را نظاره ميكند و چنين ميفرمايد:
فَانْظُرُوا أَهْلَ بَيتِ نَبِيكُمْ فَإِنْ لَبَدُوا فَالْبُدُوا، وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فَانْصُرُوهُمْ، فَلَيفَرِّجَنَّ اللَّهُ [الْفِتْنَةَ] بِرَجُلٍ مِنَّا أَهْلَ الْبَيتِ. بِأَبِي ابْنُ خِيرَةِ الْإِمَاءِ؛[15][15]
به اهل بيت پيامبرتان بنگريد؛ اگر آنها ساكت شدند و در خانه نشستند، شما نيز سكوت كرده به زمين بچسبيد و اگر از شما ياري طلبيدند، به ياري آنها بشتابيد كه البته خداي متعال، به دست مردي از ما اهل بيت، گشايش ميبخشد. پدرم فداي او باد! كه فرزند بهترين كنيزان است.
خلاّد بن صفّار ميگويد: از امام صادق(ع) سؤال شد: «آيا قائم به دنيا آمده است؟» حضرت فرمود:
لَا وَ لَوْ أَدْرَكْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَيامَ حَياتِي؛[16][16]
نه؛ اگر او را درك كنم، روزهاي زندگانيم را خدمتگذار او خواهم بود.
در روايتي شگفتانگيزتر، ششمين آفتاب سپهر ولايت و امامت فرموده است:
…أَمَا إِنِّي لَوْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ لَأَبْقَيتُ نَفْسِي لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ؛[17][17]
به درستي كه اگر من آن روز را درك ميكردم، جانم را براي صاحب اين امر نگه ميداشتم.
با توجه به روايتهاي ياد شده، جاي ترديدي نيست که محبّت اهل بيت(ع) - به ويژه آخرين حجت الهي- در دوران غيبت، کاري بس مهم و ارزشمند است.
3. پرهيزگاري و رعايت تقواي الهي
پرواي الهي، در همه زمانها لازم و واجب است؛ اما در دوران غيبت به دليل شرايط خاص، اهميّت بيشتري دارد؛ چرا که در اين دوران، عوامل فراواني دست به هم داده تا انسانها را به بيراهه کشانده گمراه سازند.
امام صادق(ع) فرمود:
همانا براي صاحبالامر غيبتي هست؛ پس بنده تقواي الهي پيشه كند و به دين او چنگ زند.[18][18]
آن حضرت همچنين فرمود:
هر کس شاد ميشود از آن که از ياران قائم باشد، پس ميبايست پرهيزکار بوده، نيکوييهاي اخلاقي را عمل كند؛ در حالي که منتظر است؛ پس اگر از دنيا برود و پس از آن، قائم قيام كند، پاداشي مانند آن کس که قائم را درک نمايد، خواهد داشت؛ پس کوشش کنيد و منتظر باشيد. گوارايتان باداي گروه مورد رحمت الهي واقع شده![19][19]
4. پيروي از دستورهاي امامان(ع)
از آنجا که تمام امامان(ع) نور واحدي هستند، دستورها و فرمودههاي ايشان نيز يک هدف را دنبال ميکند؛ بنابراين، پيروي از هر کدام، پيروي از همة آنها است. در زماني که يکي از آنها در دسترس نيست، دستورهاي ديگران چراغ راه هدايت است.
امام صادق(ع) در پاسخ كسي كه گفت: «شنيدهايم صاحب الامر غايب خواهد شد؛ پس چه كنيم؟» فرمود:
چنگ بزنيد به آنچه [از پيشوايان قبل] در دستتان است، تا اين كه امر بر شما آشكار شود.[20][20]
يونس بن عبدالرحمان گويد بر موسي بن جعفر(ع) وارد شدم و گفتم: «اي فرزند رسول خدا! آيا شما قائم هستيد» فرمود:
من قائم به حق هستم؛ ولي قائمي که زمين را از دشمنان خدا پاک سازد و آن را از عدل و داد سرشار سازد همچنان که پر از ظلم و جور شده باشد، او پنجمين از فرزندان من است. او را غيبتي طولاني است، زيرا بر نفس خود ميهراسد و گروههايي در آن غيبت، مرتد شده و گروههايي ديگر در آن ثابتقدم خواهند بود.
آن حضرت سپس فرمود:
خوشا بر احوال شيعيان ما! که در غيبت قائم ما به رشتة ما چنگ زنند و بر دوستي ما و بيزاري از دشمنان ما ثابت قدم هستند؛ آنها از ما و ما از آنهاييم. آنها ما را به امامت و ما نيز آنان را به شيعه بودن پذيرفتهايم، پس خوشا بر احوال آنها! به خدا سوگند! آنان در روز رستاخيز همدرجة ما هستند.[21][21]
5. دستگيري از ضعفا و فقيران
کمک به ضعفا و محرومان در همة زمانها کاري بس ارزشمند است و در دين اسلام به آن سفارش شده است؛ اما به علت غيبت امام، در دوران غيبت ارزش بيشتري دارد.
امام باقر(ع) فرمود:
… هر آينه بايد كمك نمايد قوي شما ضعيفتان را و بايد عطوفت نمايد ثروتمندتان بر فقيرتان و خيرخواهي نمايد فرد براي برادر ديني خود… پس اگر شخص در اين حال از دنيا رفت پيش از آنكه قائم ظهور كند، شهيد از دنيا رفته است…».[22][22]
البته فقر، گاهي فقر اقتصادي و گاهي فقر فرهنگي و معنوي است.
ب. وظايف خاص
وظايف خاص، وظايفي است که به نوعي با غيبت حضرت مهدي(ع) در ارتباط است.
1. دوستي با دوستان و دشمني با دشمنان حضرت مهدي(ع)
در روايات فراواني از پيامبر اکرم(ص) بر محبت و دوستي با اهل بيت(ع) و دشمني با دشمنان ايشان تأکيد شده و اين مربوط به همة زمانها است؛ امّا در برخي روايات به صورت ويژه به دوستي با دوستان حضرت مهدي(ع) و دشمني با دشمنان حضرت مهدي سفارش شده است.
امام باقر(ع) از رسول خدا(ص) روايت كند كه فرمود:
طُوبي لِمَنْ اَدْرَكَ قائِمَ اَهْلِ بَيتي وَهُوَ يأتَمُّ بِهِ في غَيْبَتِهِ قَبْلَ قِيامِهِ وَيَتَوَلّي اَوْلِياءَهُ وَيُعادِي اَعْداءَهُ، ذلِكَ مِنْ رُفَقايي وَ ذَوِي مَوَدَّتي وَاَكْرَمُ اُمَّتي عَلَي يَوْمَالقِيامَةِ؛[23][23]
خوشا بر احوال كسي كه قائم اهل بيت مرا درك كرده و در غيبت و پيش از قيامش پيرو او باشد؛ دوستانش را دوست بدارد و با دشمنانش دشمن باشد؛ چنين كسي در روز قيامت، از رفقا و دوستان من و گراميترين امت من خواهد بود.
2. صبر بر سختيهاي دوران غيبت
امروزه کم نيستند افرادي که به دليلهايي، باور به آن امام غايب و ياد آن حضرت را برنميتابند و در اين راه، از هرگونه ايجاد مانع و اذيت و آزار فرو نميگذارند. از آنجا که يکي از آموزههاي مهم ديني صبر بر مشکلات و مصيبتها است، لازم است در اين دوران، بيش از هر زمان ديگر برابر اين مشکلات و مصيبتها شکيبايي داشته باشيم.
عبدالله بن سنان از امام صادق(ع) روايت کرده که فرمود: رسول گرامي اسلام(ص) فرمود:
سَيَأْتِي قَوْمٌ مِنْ بَعْدِكُمْ الرَّجُلُ الْوَاحِدُ مِنْهُمْ لَهُ أَجْرُ خَمْسِينَ مِنْكُمْ. قَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ نَحْنُ كُنَّا مَعَكَ بِبَدْرٍ وَ أُحُدٍ وَ حُنَيْنٍ وَ نَزَلَ فِينَا الْقُرْآنُ. فَقَالَ: إِنَّكُمْ لَوْ تحملوا [تحملونَ] لِمَا حُمِّلُوا لَمْ تَصْبِرُوا صَبْرَهُمْ؛[24][24]
پس از سپريشدن دوران شما، مردمي بر سر کار خواهند آمد که هر فرد آنان، پاداش پنجاه تن از شما را داراست». عرض کردند: «اي رسول خدا! ما در جنگ بدر و احد و حنين در رکاب شما جنگيديم و دربارة ما آياتي از قرآن نازل شد». فرمود: «اگر شما آنچه را آنها تحمل کردند، متحمل شويد، از صبر و شکيبايي آنان برخوردار نخواهيد بود.
امام حسين بن علي(ع) فرمود:
اَما اِنَّ الصَّابِرَ فِي غَيبَتِهِ عَلَي الاَذي وَالتَّكْذِيبِ بِمَنزِلَةِ المُجاهِدِ بِالسَّيْفِ بَيْنَ يَدَي رَسُولِ اللَّهِ(ص)؛[25][25]
… اما صبركننده بر اذيت و تكذيب در غيبت او، بسان مجاهدي است كه با شمشير در ركاب پيامبر اكرم(ص) با دشمنان مبارزه كند.
3. دعا براي فرج حضرت مهدي(ع)
دعا و نيايش، در فرهنگ اسلامي جايگاه والايي دارد. يکي از مصاديق دعا ميتواند رفع گرفتاريهاي همه انسانها باشد. در نگاه شيعه، اين مهم تحقق نمييابد، مگر آن زماني که واپسين ذخيره الهي از پس پرده غيبت بيرون آمده جهان را به نور خود روشن سازد، از اين رو است که در برخي روايات سفارش شده است براي فرج و گشايش دست به دعا برداريم.
… آري کسي که در انتظار آمدن مولاي خود به سر ميبرد، از خداوند تعجيل امر فرج او را درخواست خواهد کرد؛ بويژه آن که بداند با فرج و ظهور او زمينه هدايت، رشد و کمال جامعه بشري به طور کامل فراهم ميشود. در روايت است که خود آن حضرت، در بخشي از توقيع شريف فرمود:
وَاَكثِرُوا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَجِ؛
وبراي تعجيلفرج بسيار دعا كنيد.[26][26]
يكي از پژوهشگران معاصر مينويسد:
البته هر کس ميداند که سفارش امام به درخواست و دعا، فقط مقصود اداي کلمات و لقلقة زبان نيست؛ گرچه خواندن دعا هم ثواب مخصوصي دارد؛ بلکه منظور، توجة قلبي دائم به معنا و مفهوم اين دعا و توجه به اين است که در دورة غيبت، امر دين و دينداري و اعتقاد صحيح به غيبت و امامت، کار دشواري است که فقط از آدم اهل يقين و با استقامت ساخته است.
يگانه کسي که از درياي معرفت پروردگار چشيده باشد و به قلزم شناخت پيامبر و ائمه و امام غايب(ع) دستي رسانده و از کجراههاي گمراهي و سرگرداني پرهيز کرده باشد، سختيهاي دورة غيبت را به آساني تحمل خواهد کرد و ناباوريها، برايش به يقين مبدل خواهد شد.[27][27]
4. آماده باش دائمي
از مهمترين وظايف دوران غيبت، آمادگي دائمي و راستين است. در اينباره در کتابهاي روايي روايات فراواني وجود دارد.
امام باقر(ع) ذيل آية شريف (اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا) فرمود:
اصْبِرُوا عَلَي أَدَاءِ الْفَرَائِضِ وَ صَابِرُوا عَدُوَّكُمْ وَ رَابِطُوا إِمَامَكُمْ المنتظر؛[28][28]
بر انجام واجبات شکيبايي کنيد و برابر دشمنان، يک ديگر را ياري نماييد و براي ياري پيشواي منتظَر، همواره آمادگي خود را حفظ کنيد.
بر خلاف تصور برخي که «رابطوا» را بر ايجاد ارتباط و ملاقات با حضرت معنا کردهاند، اين واژه به معناي آمادگي براي مبارزه است.[29][29]
از سخنان معصومان(ع) به دست ميآيد، مرابطه بر دو گونه است:
گونه اوّل: آن است که گروهي از مسلمانان در مرزهاي کشورهاي اسلامي براي دفع دشمنان آماده باشند.
گونه دوم: آن است که مؤمنان در هر حال، منتظر فرج معصومان(ع) باشند، و در تسليم و اطاعت امر آنها و صبر بر طول زمان ظهور و فرج و در آنچه در حال استتار آنها و امر آنها است، ثابت قدم باشند، و در اين حال، در حد امکان آماده باشند؛ عزم بر ياري ايشان در هنگام ظهور داشته باشند و از نظر ظاهري و جسمي هم در امر آنها ثابت قدم باشند.
امام صادق(ع) فرمود:
هر يک از شما براي ظهور قائم(ع) ابزار جنگي فراهم کنيد؛ اگر چه يک تير باشد. اميد است همين که كسي اين نيّت را داشته باشد، حقّ تعالي او را از اصحاب و ياوران او قرار دهد.[30][30]
5. بزرگداشت نام و ياد آن حضرت
يکي از مسؤوليتهاي شيعه دربارة حضرت مهدي(ع) در اين دوران بزرگداشت نام و ياد آن حضرت است. اين بزرگداشت، جلوههاي فراواني دارد. از تشکيل نشستهاي دعا و نيايش گرفته تا اقدامهاي فرهنگي و ترويجي و از تشکيل حلقههاي بحث و گفتوگو گرفته، تا پژوهشهاي بنيادين و سودمند، همه و همه ميتواند در راستاي بلندي بخشيدن به اين نام بزرگ باشد.
يكي از نمادهاي بزرگداشت آن حضرت، احترام هنگام ياد آن حضرت است.[31][31]
از آن جا که امروزه ايستادن هنگام شنيدن لقب خاص حضرت مهدي(ع) در فرهنگ شيعه به معناي احترام به آن حضرت است اگر برنخاستن، بياحترامي به آن حضرت باشد، به طور قطع جايز نيست.
6. حفظ پيوند با مقام ولايت
حفظ و تقويت پيوند قلبي با امام عصر(ع) و تجديد دائمي عهد و پيمان، يکي ديگر از وظايف مهمي است که هر شيعه منتظر در عصر غيبت بر عهده دارد.
هر آنکه جانب اهل وفا نگه دارد خداش در همه حال از بلا نگه دارد
گرت هواست که معشوق نگسلد پيوند نگاه دار سر رشته تا نگه دارد
امام باقر(ع) درباره ثابتقدمان بر امر ولايت فرموده است:
زماني بر مردم آيد که امامشان غيبت کند. خوشا بر افرادي که در آن زمان، بر امر ما ثابت بمانند! کمترين ثوابي که براي آنها خواهد بود، اين است که باري تعالي به آنها ندا کرده و فرمايد:اي بندگان واي کنيزان من! به نهان من ايمان آورديد و غيب مرا تصديق کرديد؛ پس به ثواب نيکوي خود، شما را مژده ميدهم. شما بندگان و کنيزان حقيقي من هستيد. از شما ميپذيرم و از شما در ميگذرم و براي شما ميبخشم و به واسطة شما باران بر بندگانم ميبارم و بلا را از آنها بگردانم. و اگر شما نبوديد؛ بر آنها عذاب ميفرستادم…. [32][32]
شکي نيست امامان معصوم(ع) سخني از نزد خود نميگويند و آنچه در اين سخن بدان اشاره فرمودهاند بر گرفته از علومي است که از پيامبر اکرم(ص) و آن حضرت نيز از وحي الهي دريافت کرده است؛ بنابراين جاي هيچ ترديدي باقي نخواهد ماند.
بنابراين يکي از کارهايي که اين پيوند را ناگسستني ميکند تجديد عهد هر روزه با آن يار سفر کرده است. در اينباره سفارش شده در پگاه هر روز، زانوي ادب در مقابل ساحت آن امام همام بر زمين نهاده به دستور امام صادق(ع) اين عهدنامه را نجوا نمايد که اگر چهل صبح چنين کند، اميد است از ياران آن حضرت باشد؛ دعايي که اينگونه آغاز ميشود:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلَايَ صَاحِبَ الزَّمَانِ(ع) أَيْنَمَا كَانَ وَ حَيْثُمَا كَانَ مِنْ مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا سَهْلِهَا وَ جَبَلِهَا عَنِّي وَ عَنْ وَالِدَيَّ وَ عَنْ وُلْدِي وَ إِخْوَانِي التَّحِيَّةَ وَ السَّلَامَ عَدَدَ خَلْقِ اللَّهِ وَ زِنَةَ عَرْشِ اللَّهِ… ؛[33][33]
خودآزمايي
1. برخي فضيلتهاي منتظران را نام برده، توضيح دهيد.
2. دو مورد از موارد توجيه فضيلت منتظران را شرح دهيد.
3. شناخت امام زمان يکي از بايستههاي عصر انتظار است. در اينباره توضيح دهيد.
4. رابطة بين صبر و انتظار را شرح داده، به روايتي در اينباره اشاره کنيد.
5. دربارة دعا براي فرج در جايگاه يکي از وظايف منتظران، توضيح دهيد.
×××
منابع براي پژوهش
1. سيّد محمد تقي موسوي اصفهاني، مکيال المکارم، مترجم: سيّد مهدي حائري قزويني، تهران، بدر، 1379 ش.
2. محمد شجاعي، آشتي با امام زمان(ع)، تهران، محيي، 1381 ش.
3. ابراهيم شفيعي سروستاني، معرفت امام زمان(ع) و تکليف منتظران، تهران، موعود عصر، 1385ش.
4. سيّد رضي سيّد نژاد، وظايف شيعيان در زمان غيبت امام زمان(ع)، قم، تهذيب، 1385 ش.
5. سيّد محمد بني هاشمي، سلوك منتظران، تهران، منير، 1382 ش.
[1][1]. شيخ صدوق, كمالالدين و تمام النعمة، ج1, ص319, ح2.
[2][2]. ر.ك: شيخ کلينی, كافی، ج 5، ص 22، ح 2؛ شيخ صدوق, كمالالدين و تمام النعمة، ج 2، ص 357؛ نعماني، الغيبة، ص 200، ح 15.
[3][3]. شيخ کلينی, كافی، ج 2، ص 222، ح 4.
[4][4]. شيخ صدوق, كمالالدين و تمام النعمة، ج 1، ص 286، ح 3.
[5][5]. شيخ صدوق, عيون اخبار الرضا (ع)، ج1، ص 68، 36؛ شيخ صدوق, كمالالدين و تمام النعمة، ج1، ص317، ح 3؛ ر.ك: شيخ کلينی, كافی، ج1، ص 371، ح 2.
[6][6]. شيخ صدوق, كمالالدين و تمام النعمة، ج1، ص 323، ح 6.
[7][7]. همان، باب28، ح1.
[8][8]. شفيعی سروستانی، ابراهيم, انتظار, بايد و نبايدها, ص24ـ21 (با تصرّف).
[9][9]. شيخ کلينی, کافی, ج 1، ص 371، ح 2.
[10][10]. همان، ص342.
[11][11]. نهج البلاغه، ص 212، خطبه 152.
[12][12]. شيخ کليني، كافي، ج 1، ص 201.
[13][13]. کاملترين متن امامشناسی, زيارت معتبر و ارزشمندی است که از وجود مقدّس امام هادی (ع) به ما رسيده و نام آن، زيارت «جامعه کبيره» است؛ يعنی بزرگترين و کاملترين زيارتی که با آن, همة معصومان: را با هم زيارت میکنيم. اين زيارت مورد توجّه و علاقه همه بزرگان و عالمان دين است.
[14][14]. خزاز قمي، علي بن محمّد، كفاية الاثر، ص156.
[15][15]. علامه مجلسي، بحار الانوار، ج34، ص118و ج41، ص 353 و ج51، ص121.
[16][16]. همان، ص245، ح23.
[17][17]. همان، ص273، ح50.
[18][18]. شيخ کلينی, كافی، ج 1، ص 336؛ شيخ صدوق, كمال الدين و تمام النعمة، ج 1، ص 51.
[19][19]. نعمانی, الغيبة, ص200.
[20][20]. شيخ طوسي، كتاب الغيبة، ص 159، ح 5 و 4.
[21][21]. شيخ صدوق, كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص361, باب 34, ح5.
[22][22]. طبري آملي، محمد بن ابي القاسم، بشارة المصطفی لشيعة المرتضی، ص 113.
[23][23]. شيخ صدوق, كمالالدين و تمام النعمة، ج 1، ص 286، ح 2.
[24][24]. شيخ طوسی, کتاب الغيبة, ص456؛ الخرائج و الجرائح, ج3, ص1149.
[25][25]. شيخ صدوق, كمالالدين و تمام النعمة، ج 1، ص 317، ح 3؛ عيون اخبار الرضا (ع)، ج 1، ص 68، ح 36.
[26][26]. همان, كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 483، ح 4.
[27][27]. سعادت پرور، علی, ظهور نور, ص103.
[28][28]. نعمانی, الغيبة, ص199.
[29][29]. ر.ک: لسان العرب, ج7, ص303؛ مجمع البحرين, ج4, ص248.
[30][30]. نعمانی, الغيبة, ص320, ح10.
[31][31]. لازم يادآوری است برخی دليل اين کار را رواياتی میدانند که در اينباره وارد شده است، امّا اين روايات با وجود آنكه در برخی کتابهای معاصر نقل شده است(صافی گلپايگانی، لطف الله, منتخب الاثر، ص 640، ح 4)، در منابع اوليّه و معتبر نقل نشده است. برخی نيز رواياتی است که بررسیها نشان میدهد تغييراتی در آنها پديد آمده است. (همان، ح3)؛ در حالی که در منابع نخستين، به گونهای متفاوت ذکر شده است.(شيخ صدوق, کمال الدين و تمام النعمة, ج2, ص276, ح6؛ خزاز قمی، علی بن محمّد, کفاية الاثر, ص276؛ شيخ صدوق, عيون اخبار الرضا (ع) , ج2, ص266؛ طبرسی, اعلام الوری, ص331؛ اربلی, کشف الغمة, ج2, ص328؛ نيلی، علی بن عبدالکريم, منتخب الانوار المضيئة, ص39؛ علامه مجلسی, بحار الانوار, ج51, ص154).
[32][32]. شيخ صدوق, کمال الدين و تمام النعمة, ج1, ص330, باب 31, ح15.
[33][33]. كفعمي، ابراهيم بن علي، مصباح کفعمی, ص550؛ و نيز ر.ک: شيخ عباس قمي، مفاتيح الجنان.
11 Apr
با سلام به محضر کلیه عاشقان و شیفتگان حضرت مهدی علیه السلام دوستان عزیز شاید تا الان با این عنوان کمتر مواجه شده ایم در طول روزمره و گذران روزها و هفته ها و سالهای عمر دغدغه های جور واجور فراوانی داشته ایم و خواهیم داشت از دغدغه تحصیل تا دغدغه انتخاب همسر و ازدواج بعد از آن دغدغه کار و مسکن و هزار بدبختی….. بگذریم عزیزان باید عرض کنم که مهمترین مسئله ایی که میتواند به زمینه سازی و بسترسازی ظهور عالمتاب امام مهدی علیه السلام بینجامد داشتن دغدغه مهدویت است دغدغه مهدویت یعنی دغدغه دین یعنی دغدغه معنویت یعنی مسئله اول زندگی ما خوشبختی رفاه امنیت و سعادت همه ی جامعه بشری باشد یعنی تمام هم و غم ما معطوف این باشد که برای امدن حضرت چه باید کرد من در بعد فردی و همچنین در بعد اجتماعی کجای این پازل هستم آیا کاری از دست بنده بر می آید ؟آیا من میتوانم در این پروسه بزرگ جهانی نقش ایفا کنم ؟ مجموع جوابهایی که به این مدل سئوالات داده میشود به آن دغدغه مهدوی گفته میشود . امید است به همت و تلاش شما عزیزان و جوانان ولایتمدار شاهد ایجاد تغییر جهت دغدغه های مادی به معنوی در بین خانواده های شریف ایرانی و کل مسلمانان جهان باشیم . انشاالله
31 Jan
غیبت و نهان زیستی ، پدیده ای نیست که برای اولین بار و تنها در باره آخرین حجّت پروردگار روی داده باشد بلکه از روایات فراوان استفاده می شود که تعدادی از پیامبران بزرگ الهی ، بخشی از زندگی خود را در پنهانی و غیبت بوده اند و اولین امر به جهت حکمت و مصلحت خدایی بوده و نه یک خواسته شخصی و یا مصلحت خانوادگی.
بنابراین غیبت یکی از سنّت های الهی است که در زندگی پیامبرانی همچون ادریس نوح، صالح، ابراهیم، یوسف، موسی، شعیب، الیاس، سلیمان، دانیال و عیسی (ع) جریان یافته است و هر یک از آنها سفیران الهی به تناسب شرایط سالهایی را در غیبت بسر برده اند.
به همین دلیل است که در روایات از غیبت حضرت مهدی (عج) به عنوان یکی از سنّت های پیامبران یاد شده است و یکی از دلایل غیبت آن حضرت ، اجرا شدن سنّت انبیاء (ع) در زندگی حضرت مهدی (عج) شمرده شده است.
امام صادق (ع) فرمود:
«به راستی که برای {امام} قائم از ما غیبتی است که مدت آن طولانی خواهد بود. را وی گوید : دلیل این غیبت چیست ای فرزند رسول خدا(ص)؟»
حضرت می فرماید :
«خداوند می خواهد سنّت های انبیاء در غیبت هایشان درباره آن حضرت روی دهد.»
از سخن فوق این نکته نیز آشکار می شود که سخن از غیبت امام مهدی (عج) سال ها پیش از ولادت آن بزرگوار ، مطرح بوده است و پیشوایان اسلامی از پیامبر اکرم (ص) تا امام عسکری (ع) از غیبت آن حضرت و بعضی از خصوصیات آن و آن چه در زمان غیبت اتّفاق خواهد افتاد، خبر داده اند و نیز وظایفی را برای مردم مؤمن در آن زمان بیان داشته اند.
پیامبر اسلام (ص) فرموده اند:
«مهدی (عج) از فرزندان من است… برای او غیبتی است و حیرتی {پریشان} تا آنگاه که مردمان از دین های خود گمراه شوند پس در آن زمان می آید مانند شهاب ثاقب {ستاره ای روشن و تابان} ؛ پس زمین را از عدل و داد پر می کند همانگونه که از ظلم و ستم آکنده باشد.»
27 Jan
اولین نکته قابل طرح آن است که غیبت به معنی پوشیده بودن از دیدگان است نه حاضر نبودن. بنابراین در این بخش، سخن از دوره ای است که امام مهدی (ع) در چشمان مردمان غایب است و آن ها او را نمی بینند و این در حالی است که آن بزرگوار در بین مردم حضور دارد و در کنار ایشان زندگی می کند. این حقیقت در روایات امامان معصوم به عبارات گوناگون بیان گردیده است.
امام علی (ع) فرمود:
« سوگند به خدای علی، حجت خدا در میان مردم است و در راه های کوچه و بازار گام بر می دارد، به خانه های آنها سر میزند ؛ در شرق وغرب زمین رفت و آمد می کند ؛ گفتار مردم را می شنود و بر ایشان سلام می کند؛ می بیند و دیده نمی شود تا وقت {معین} و وعده {الهی}.»
البته نوع دیگری از غیبت نیز برای آن حضرت بیان شده است.
امام صادق (ع) فرمود:
«در صاحب این امر سنت هایی از انبیاء وجود دارد… اما سنّت او از یوسف (ع) ، پنهان بودن است. خداوند بین او و مردم حجابی قرار می دهد {به گونه ای که} مردم او را می بینند ولی نمی شناسند.»
بنا براین در باره حضرت مهدی (عج) غیبت به دو گونه روی می دهد : آن بزرگوار در مواردی از دیدگاه پنهان است و در مواردی دیگر دیده می شود ولی شناخته نمی گردد اما در هر حال در میان مردم حضور دارد.
24 Jan
پس از اینکه با شخصیت منجی بزرگ عالم و تحقق بخش آرمان آدم (ع) تا خاتم (ص) و آخرین ذخیره الهی حضرت حجة بن الحسن (عج) آشنا شدیم، اکنون درباره غیبت آن یگانه دوران که بخش مهمی از زندگی آن حضرت است سخن می گوییم.
4 Jan
موضوع امام مهدی (عج) و قیام و انقلاب جهانی او نه تنها در کتاب های شیعه بلکه در فرهنگ اعتقادی سایر فرقه ها ی اسلامی نیز بیان گردیده و در باره آن به طور گسترده گفتگو شده است. آنان نیز به وجود و ظهور مهدی (عج) که از دودمان پاک پیامبر (ص) و از فرزندان حضرت فاطمه زهرا (ع) است معتقند برای آشکار شدن میزان باور اهل سنّت به مهدی موعود (عج) باید به آثار دانشمندان بزرگ ایشان مراجعه کرد.بسیاری از آیات قرآن به ظهور حضرت مهدی (عج) در آخر الزمان اشاره دارد مانند فخر رازی و قرطبی.
همچنین اکثر محدثان ایشان ، احادیث مربوط به امام مهدی (عج) را در کتاب های خود آورده اند که در میان آنها،معتبرترین کتابهای اهل سنت وجود دارد مانند «صحاح ستّه» و مسند احمد بن حنبل پیشوای مذهب حنبلی.
بعضی دیگر از دانشمندان اهل سنّت در گذشته و حال ، کتاب هایی مستقل در موضوع امام مهدی (عج) نوشته اند مثل ابو نعیم اصفهانی در مجموعه الأربعین (چهل حدیث) و سیوطی در کتاب «العرف الورودی فی اخبار المهدی (عج) ».
نکته قابل توجه اینکه ، بعضی از علمای اهل سنّت در مقام دفاع از عقیده مهدویت و ردّ منکران این عقیده ، کناب و مقاله نوشته اند و با بیانات علمی و شواهد روائی ، جریان امام مهدی را از امور قطعی و غیر قابل انکار دانسته اند همچون «محمد صدیق مغربی» که در رّد گفتار «ابن خلدون» کتابی نگاشته و به سختی از او انتقاد کرده است.
اینها نمونه هایی از موضع اهل سنّت در برابر مسئله مهدوست است.
در پایان این بخش از میان صدها روایات ، تنها دو روایات نقل می کنیم که در کتابهای مشهور و مورد اعتماد اهل سنّت آمده است:
پیامبر اسلام (ص) فرمود :
«اگر از {عمر} دنیا تنها یک طوز مانده باشد حتماً خداوند آن روز را طولانی مند تا آنکه مردی از خاندان مرا آن بر انگیزد که هم نام من است.»
و نیز آن حضرت فرمود:
«مردی از خاندان من قیام می کند مه در نام و سیرت شبیه من است.او {جهان را} پر از عدل و داد خواهد کرد همانگونه که از ظلم و ستم لبریز گشته باشد.»
گفتنی است که اعتقاد به ظهور مصلح و منجی که در پایان دنیا ظهور کرده و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد یک اعتقاد جهانی و همگانی است و پیروان راستین همه ادیان آسمانی بر اساس تعالیم کتاب های دینی هندو ها و زر تشتیان و بر همائیان به ظهور منجی بزرگ جهان بزرگ اشاره شده است. البته هر ملتی برای او لقبی مخصوص گفته اند.
زرتشتیان او را به نام «سوشیانس » یعنی نجات دهنده و مسحیان به نام «مسیح موعود» و یهود به نان «سرور میکائیلی» می شناسند.
بخشی از عبارات «جاماسب نامه» از کتابهای مقدّس زرتشت چنین است:
«پیغمبر عرب ، آخر پیغمبران باشد که در میان کوه های مکه پیدا شود… و با بندگان خود چیز خورد و به روش بندگان نشیند… و دین او اشراف ادیان باشد و کتاب او باطل کند همه کتاب ها را… و از فرزندان دختر پیغمبر که خورشید جهان و شاه زمان نام دارد،کسی پاشاه شود در دنیا به حکم یزدان ، که جانشین آخر آن پیغمبر باشد… و دولت او تا به قیامت متّصل باشد…»
1 Nov
موضوع امام مهدی (عج) و قیام و انقلاب جهانی او نه تنها در کتاب های شیعه بلکه در فرهنگ اعتقادی سایر فرقه ها ی اسلامی نیز بیان گردیده و در باره آن به طور گسترده گفتگو شده است. آنان نیز به وجود و ظهور مهدی (عج) که از دودمان پاک پیامبر (ص) و از فرزندان حضرت فاطمه زهرا (ع) است معتقند برای آشکار شدن میزان باور اهل سنّت به مهدی موعود (عج) باید به آثار دانشمندان بزرگ ایشان مراجعه کرد.بسیاری از آیات قرآن به ظهور حضرت مهدی (عج) در آخر الزمان اشاره دارد مانند فخر رازی و قرطبی.
همچنین اکثر محدثان ایشان ، احادیث مربوط به امام مهدی (عج) را در کتاب های خود آورده اند که در میان آنها،معتبرترین کتابهای اهل سنت وجود دارد مانند «صحاح ستّه» و مسند احمد بن حنبل پیشوای مذهب حنبلی.
بعضی دیگر از دانشمندان اهل سنّت در گذشته و حال ، کتاب هایی مستقل در موضوع امام مهدی (عج) نوشته اند مثل ابو نعیم اصفهانی در مجموعه الأربعین (چهل حدیث) و سیوطی در کتاب «العرف الورودی فی اخبار المهدی (عج) ».
نکته قابل توجه اینکه ، بعضی از علمای اهل سنّت در مقام دفاع از عقیده مهدویت و ردّ منکران این عقیده ، کناب و مقاله نوشته اند و با بیانات علمی و شواهد روائی ، جریان امام مهدی را از امور قطعی و غیر قابل انکار دانسته اند همچون «محمد صدیق مغربی» که در رّد گفتار «ابن خلدون» کتابی نگاشته و به سختی از او انتقاد کرده است.
اینها نمونه هایی از موضع اهل سنّت در برابر مسئله مهدوست است.
در پایان این بخش از میان صدها روایات ، تنها دو روایات نقل می کنیم که در کتابهای مشهور و مورد اعتماد اهل سنّت آمده است:
پیامبر اسلام (ص) فرمود :
«اگر از {عمر} دنیا تنها یک طوز مانده باشد حتماً خداوند آن روز را طولانی مند تا آنکه مردی از خاندان مرا آن بر انگیزد که هم نام من است.»
و نیز آن حضرت فرمود:
«مردی از خاندان من قیام می کند مه در نام و سیرت شبیه من است.او {جهان را} پر از عدل و داد خواهد کرد همانگونه که از ظلم و ستم لبریز گشته باشد.»
گفتنی است که اعتقاد به ظهور مصلح و منجی که در پایان دنیا ظهور کرده و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد یک اعتقاد جهانی و همگانی است و پیروان راستین همه ادیان آسمانی بر اساس تعالیم کتاب های دینی هندو ها و زر تشتیان و بر همائیان به ظهور منجی بزرگ جهان بزرگ اشاره شده است. البته هر ملتی برای او لقبی مخصوص گفته اند.
زرتشتیان او را به نام «سوشیانس » یعنی نجات دهنده و مسحیان به نام «مسیح موعود» و یهود به نان «سرور میکائیلی» می شناسند.
بخشی از عبارات «جاماسب نامه» از کتابهای مقدّس زرتشت چنین است:
«پیغمبر عرب ، آخر پیغمبران باشد که در میان کوه های مکه پیدا شود… و با بندگان خود چیز خورد و به روش بندگان نشیند… و دین او اشراف ادیان باشد و کتاب او باطل کند همه کتاب ها را… و از فرزندان دختر پیغمبر که خورشید جهان و شاه زمان نام دارد،کسی پاشاه شود در دنیا به حکم یزدان ، که جانشین آخر آن پیغمبر باشد… و دولت او تا به قیامت متّصل باشد…»
13 Oct
الف.قرآن
قران کریم، چشمه زلال ناب ترین معارف الهی و ماندگار ترین حکمت ها و دانش های مورد نیاز بشر است. کتابی است سراسر راستی ودرستی که خبر های گذ شته و آینده جهان را بیان کرده است و هیچ حقیقتی را فرو گذار نکرده است. البته روشن است که حجم بسیار گسترده حقایق عالم در ژرفای آیات الهی نهفته است وتنها آن ها که به عمق معانی آن دست یابند به آن واقعیات پی خواهند برد وآنان اهل قرآن و مفسران حقیقی آن یعنی پیامبر اکرم {ص} و خاندان پاک او هستند.
قیام و انقلاب آخرین سفیر الهی از بزرگترین حقایق جهان است که در آیات فراوانی از قرآن کریم به آن اشاره شده و روایات بسیاری در تفسیر آن آیات نقل گردیده است که به چند نمونه اشاره می کنیم:
در سوره انبیاء آیه 105 آمده است:
{و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون}
«همانا در زبور پس از ذکر{تورات} نوشتیم که زمین رابندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.»
امام باقر (ع) فرمود:
«مقصود از بندگان شایسته ای که زمین را به ارث می برند، امام مهدی (عج) و یاران او هستند.»
همچنین در بخشی از آیه86 از سوره هود آمده است:
«…بقیته الله خیر لکم ان کنتم مو منین»
«بقیته الله برای شما بهتر است اگر مومن باشید.»
امام باقر(ع) فرمود:
«وقتی {امام مهدی (عج)} ظهور کند بر دیوار کعبه تکیه زند و اولین سخنی که بر زبان جاری کند این آیه است. سپس می فرماید:«انا بقیه الله فی ارضه و خلیفته و حجته علیکم» من «بقیه الله» در زمین و جانشین او و حجت او بر شما هستم. پس هر کسی بخواهد بر او سلام کند گوید:« انا بقیة الله فی ارضه و خلیفه و حجته علیکم »
من بقیة الله در زمین و جانشین او و حجت او بر شما هستم. پس هرکسی بر او سلام کند گوید: « السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه »
و در حدید آیه 17 فرموده فرموده است:
{ اعملوا ان الله یحیی الارض بعد موتها قد بینا لکم الایات لعلکم تعقلون } ؛
« بدانید خداوند زمین را پس از مرگ آن زنده می کند. ما آیات {خود} را برای شما بیان کردیم، باشد که بیندیشید.»
امام صادق (ع) فرمود:
مراد این است که خداوند زمین را به واسطه عدالت حضرت مهدی(عج) در دوران ظهورش زنده خواهد کرد پس از آن که به سبب ستم سردمداران گمراهی مرده باشد.
و نیز در سوره قصص آیه 5 می فرماید :
{ ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین } ؛
« و ما اراده می کنیم بر مستضعفان زمین، منت نهیم و آنان را پیشوایان { مردم } و وارثان زمین قرار دهیم.»
امام علی (ع) فرمود:
« مقصود { از مستضعفان } خاندان پیامبرند. خداوند پس از تلاش و رنجشان، «مهدی» این دودمان را بر می انگیزد و آنان را به اوج شکوه و عزت و اقتدار می رساند و دشمنان را به سختی ذلیل می سازد.»
از نمونه های بالا روشن می شود که برای برداشت حقایق از قرآن، تنها نباید به ظاهر آیات بسنده کرد؛ بلکه بسیاری از واقعیت های عالم در درون آیات قرآن نهفته است که اهل بیت (ع) به عنوان مفسران واقعی قرآن، بیان کننده آن هستند. بنابرین اگرچه آیاتی از قرآن، در ظاهر مربوط به یک رویداد در زمان و مکان خاصی است ولی مانع از آن نیست که در زمان های بعد و برای آیندگان، مصداق پیدا کند و درباره آنان نیز جاری گردد و همین رمز جاودانگی قرآن برای همه نسل هاست.
بر این اساس، با اینکه آیه 5 سوره قصص درباره قوم بنی اسرائیل نازل شده و جریان پیروزی آن ها بر فرعونیان را بیان می کند ولی در روایات متعدد این آیه بر قیام امام مهدی (عج) و روزگار ظهور او منطبق گردیده است و دقت در متن آیه هم نشان می دهد و افراد خاصی ندارد.
ب.روایات
موضوع امام مهدی (عج) از موضوعاتی است که روایات بسیاری درباره آن در اختیار ماست به گونه ای که درباره مراحل مختلف زندگی آن حضرت همچون ولادت، دوران کودکی ماست به گونه ای که درباره مراحل مختلف زندگی آن حضرت همچون ولادت، دوران کودکی، غیبت صغری و کبری، علائم ظهور و روزگار ظهور و حکومت جهانی، به طور جداگانه احادیثی از پیشوایان دینی موجود است. چنانکه درباره خصوصیات ظاهری و اخلاقی آن بزرگوار، ویژگی های دوران غیبت او و فضیلت و پاداش منتظران ظهورش مجموعه ارزشمندی از روایات داریم و جالب اینکه بسیاری از این روایات هم در کتاب های شیعه و هم در آثار اهل سنت نقل شده است. برخی از این احادیث «متواتر» است.
گفتنی است که یکی از ویژگی های قابل توجه امام مهدی (عج) آن است که همه معصومان درباره آن حضرت سخنان نغزی ایراد فرموده اند که مجموعه ای از معارف آگاهی بخش را فراهم کرده است و از اهمیت فوق العاده قیام و انقلاب آن پرچمدار عدالت حکایت می کند. مناسب است در اینجا از هریک از آن پیشوایان بزرگ روایتی را نقل کنیم:
پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمود:
خوشا به حال آن که مهدی (عج) را ببیند و خوشا حال آن که او را دوست بدارد و خوشا حال کسی که امامت او را باور داشته باشد.
امام علی (ع) فرمود:
« منتظر فرج { آل محمد} باشید و از رحمت خدا ناامید نگردید به راشتی که محبوبترین کارها نزد خداوند بزرگ، انتظار فرج است.»
در لوح فاطمه زهرا (ع) آمده است:
«…سپس به خاطر رحمت بر جهانیان سلسله اوصیاء را به وجود فرزند امام حسن عسکری (ع) تکمیل خواهم کرد؛ کسی که کمال موسی و شکوه عیسی و صبر ایوب را داراست…»
امام حسن مجتبی (ع) در ضمن روایتی، پس از بیان برخی از مشکلات زمان بعد از رسول خدا (ص) فرمود:
« خداوند در آخرالزمان مردی را برمی انگیزد… و او را به وسیله فرشتگان خود پشتیبانی می کند و یارانش را حفظ می کند… و او را بر تمامی ساکنان زمین چیره می سازد… او زمین را از عدالت و روشنایی و دلیل آشکار پر می سازد… خوشا حال آن که روزگار او را ببیند و سخن او را بشنود.»
امام حسین (ع) فرمود:
«… خداوند به وسیله او {امام مهدی (ع)} زمین را زنده می کند پس از آن مرده باشد و به وسیله او آئین حق را بر تمامی دین ها پیروز گرداند هرچند مشرکان را خوش نیاید. برای او غیبتی است که گروهی در آن از دین باز می گردند و گروهی دیگر بر دین استوار می مانند… همانا آن که در غیبت او بر اذیت ها و تکذیب ها شکیبایی کند؛ مانند کسی است که پیش روی رسول خدا (ص) با شمشیر جهاد کرده باشد.»
امام سجاد (ع) فرمود:
« کسی که در دوران غیبت قائم ما بر دوستی ما ثابت قدم باشد خداوند پاداش هزار شهید از شهدای بدر و احد به او عنایت فرماید.»
امام باقر (ع) فرمود:
« زمانی بر مردم می آید که امامشان غایب شود پس خوشا حال آن ها که در آن زمان بر امر {ولایت} ما ثابت بمانند…»
«برای قائم (عج) دو غیبت است یکی از آنها کوتاه و دیگری بلند مدت است.»
امام کاظم (ع) فرمود :
«امام {مهدی (عج)} از دیدگان مردم پنهان می شود ولی ییاد او از دل های مؤمنان فراموش نمی شود.»
امام رضا(ع) فرمود:
«وقتی {امام مهدی} قیام کند زمین به نور {وجود} او روشن گردد و آن بزرگوار ، ترازوی عدالت را در میان مردم قرار دهد ؛ پس کسی به دیگری ستم نخواهد کرد.»
امام جواد (ع) فرمود :
«قائم ما آن کسی است که {مردم} باید در زمان غیبت ، انتظار ظهور او را داشته باشند و چون قیام کرد به فرمان او گردن نهند.»
امام هادی (ع) فرمود :
«امام پس از من فزندم و پس از او فرزندم «قائم» است آن که زمین را پر از عدل و داد کند چنان که پر از ستم و جور شده باشد.»
امام حسن عسکری (ع) فرمود :
«سپاس خدای را که مرا از دنیا نبرد تا آن که جانشین مرا به من نشان داد. او از نظر آفرینش و اخلاق ، شبیه ترین مردم به رسول خداست…»
7 Oct
آخرین فراز از زندگی امام مهدی(عج) در دوران اختفا و پیش از سروع غیبت،نماز خواندن آن حضرت بر جنازه پاک پدر بزرگوارش است.
ابو الأدیان خدمتگذار امام یازدهم(ع) در این باره می گوید:
«امام حسن عسکری (ع) در آخرین روزهای عمر شریف خود،نامه هایی را به من داد و فرمود: اینها را به شهر مدائن برسان؛ پس از پانزده روز به سامراء بازخواهی گشت و از خانه من ناله و افغان خواهی شنید و {بدن} مرا در محل غسل خواهی دید.»
گفتم: ای سرور من! چون چنین روی دهد، امام و جانشین شما که خواهد بود؟ فرمود: «هرکس پاسخ نامه های مرا از تو بخواهد، امام پس از من خواهد بود.» گفتم : نشانه دیگری بفرمایید! فرمود: «کسی که از آن چه در کیسه است خبر دهد، امام پس از من خواهد بود.» {ولی} هیبت و شکوه امام مانع از آن شد که بپرسم در آن کیسه چیست!
نامه ها را به مدائن بردم و جواب آن ها را گرفتم و همانگونه که فرموده بود روز پانزدهموارد سامرا شدم و در آن حال فریاد ناله و افغان از سرای آن حضرت شنیدم و {بدن} امام عسکری (ع) را در محل غسل یافتم. در آن حال جعفر، برادر آن حضرت را دیدم که بر در خانه امام ایستاده است و جمعی ار شیعیان، وی را {در مرگ برادر} تسلیت و {بر امانتش} تبریک میگفتند!! با خود گفتم: اگر او {جعفر} امام است که امامت، تباه می شود؛ زیرا او را میشناختم که اهل شراب و قماربازی و تارزنی است! {ولی چون در پی نشانه ها بودم} پیش رفتم و {مانند دیگران} تبریک و تسلیت گفتم ولی او درباره هیچ چیز {از جمله جواب نامه ها} از من سوالی نکرد. در آن حال عقید {یکی از خدمتکاران از خانه} بیرون آمد و {خطاب به جعفر} گفت: ای سرور من، برادرت {امام عسکری(ع)} کفن شده است، برخیز و بر او نماز گزار!! من به همراه جعفر و جمعی از شیعیان داخل خانه شدم و امام یازدهم (ع) را کفن شده بر تابوت دیدم. جعفر پیش رفت تا بر برادرش نماز گزارد ولی چون خواست تکبیر بگوید کودکی گندمگون با گیسوانی مجعد و دندان های پیوسته بیرون آمد و لباس جعفر را گرفت و گفت: « ای عمو! عقب برو که من به نماز گزاردن بر پدرم سزاوارترم ! » پس جعفر با چهره ای رنگ پریده و زرد، عقب رفت! آن کودک پیش آمد و بر بدن امام (ع) نماز گزارد. پس از آن {به من} فرمود : «جواب نامه هایی را که به همراه داری به من بده!» نامه ها را به او دادم. و با خود گفتم این دو نشانه { از نشانه های امامت این کودک است }. وجریان کیسه، باقی مانده است. نزد جعفر رفتم و او را دیدم که آه می کشید! یکی از شیعیان از او پرسید این کودک کیست؟
جعفر گفت:« به خدا سوگند هرگز او را ندیده و نمیشناسم .»
ابوالادیان ادامه می دهد:
«ما نشسته بودیم که گروهی از اهل قم قم آمدند و از امام حسن عسکری (ع) سراغ گرفتند و چون از شهادت آن حضرت باخبر شدند گفتند : به چه کسی تسلیت بگوییم؟ مردم به جعفر اشاره کردند. آن ها بر او سلام کردند و تبریک و تسلیت گفتند. سپس خطاب به جعفر گفتند : همراه ما نامه ها و اموالی است. بگو نامه ها از کیست؟ و اموال چقدر است؟! جعفر بر آشفت و از جا برخاست و گفت: آیا از ما علم غیب می خواهید؟! در این حال خدمتکار {از اندرون} بیرون آمد و گفت: نامه های فلانی و فلانی همراه شماست { و نام و نشانی صاحبان نامه ها را گفت}ونیز کیسه ای با شماست که در آن هزار دینار است که نقش ده دینار آن محو شده است! آن ها نامه ها و اموال را به او دادند و گفتند: آن که تو را برای گرفتن این ها فرستاده امام است…».
3 Oct
یکی از برنامه های شیعیان، فرستادن هدایای مادی و واجبات مالی برای امامان معصوم (ع) بوده است و آن بزرگواران پس از پذیرفتن آن ها، از نیازمندان جامعه رفع نیاز می کردند.
ابن اسحاق یکی از وکیل های امام حسن عسکری (ع) می گوید:
«اموالی از شیعیان را به محضر امام یازدهم(ع) بردم تا به آن حضرت تقدیم کنم. درآن حال فرزند خردسال حضرت با چهره ای که مانند ماه تمام می درخشید در کنار امام حضور داشت. امام عسکری(ع) رو به فرزند خود کرده فرمود: « فرزندم هدایای شیعیان و دوستانت را باز کن!» کودک فرمود: « ای مولای من! آبا رواست دست پاک {خود} را به هدایای ناپاک و اموال پلیدی که حلال و حرام آن به یکدیگر آمیخته است دراز کنم؟!»
امام عسکری(ع) فرمود: « ای ابن اسحاق، آن چه در میان اینان است بیرون آور نا حلال حرام آن را جدا کند!!» پس اولین کیسه را بیرون آوردم. کودک گفت: « این کیسه از فلان شخص از فلان محله قم است که در آن شصت و دو اشرافی است. چهل و پنج اشرفی از آن، بهای فروش زمین سنگلاخی است که صاحبش آن را از پدر خود، ارث برده است و چهارده دینار آن بهای نه جامه است که فروخته و سه دینارش وجه اجاره دکان ها است.»
امام عسکری (ع) فرمود: « فرزند عزیزم! راست گفتی. اکنون این مرد را راهنمایی کن که کدام {از این اموال} حرام است؟!» کودک با دقت تمام، سکه های حرام را مشخص کرد و علت حرام بودن آن ها را به روشنی بیان کرد!
سپس کیسه دیگری بیرون آوردم. آن کودک پس از بیان نام و نشان و محل سکونت صاحب آن فرمود: « درآن کیسه پنجاه اشرفی است که دست زدن بدان برای ما روا نیست.»
سپس علت ناپاکی آن اموال را یک به یک بیان کرد! آن گاه امام عسکری (ع) فرمود: « پسر جانم راست گفتی!» سپس رو به احمد بن اسحاق کرد و فرمود:« همه را به صاحبش برگردان یا سفارش کن که آن ها را به صاحبانش برسانند و ما را نیازی به آن نیست…».