دروس مهدوی

Just another منجی بلاگ weblog

پیشینه غیبت

غیبت و نهان زیستی ، پدیده ای نیست که برای اولین بار و تنها در باره آخرین حجّت پروردگار روی داده باشد بلکه از روایات فراوان استفاده می شود که تعدادی از پیامبران بزرگ الهی ، بخشی از زندگی خود را در پنهانی و غیبت بوده اند و  اولین امر به جهت حکمت و مصلحت خدایی بوده و نه یک خواسته شخصی و یا مصلحت خانوادگی.

بنابراین غیبت یکی از سنّت های الهی است که در زندگی پیامبرانی همچون ادریس نوح، صالح، ابراهیم، یوسف، موسی، شعیب، الیاس، سلیمان، دانیال و عیسی (ع) جریان یافته است و هر یک از آنها سفیران الهی به تناسب شرایط سالهایی را در غیبت بسر برده اند.

به همین دلیل است که در روایات از غیبت حضرت مهدی (عج) به عنوان یکی از سنّت های پیامبران یاد شده است و یکی از دلایل غیبت آن حضرت ، اجرا شدن سنّت انبیاء (ع) در زندگی حضرت مهدی (عج) شمرده شده است.

امام صادق (ع) فرمود:

«به راستی که برای {امام} قائم از ما غیبتی است که مدت آن طولانی خواهد بود. را وی گوید : دلیل این غیبت چیست ای فرزند رسول خدا(ص)؟»

حضرت می فرماید :

«خداوند می خواهد سنّت های انبیاء در غیبت هایشان درباره آن حضرت روی دهد.»

از سخن فوق این نکته نیز آشکار می شود که سخن از غیبت امام مهدی (عج) سال ها پیش از ولادت آن بزرگوار ، مطرح بوده است و پیشوایان اسلامی از پیامبر اکرم (ص) تا امام عسکری (ع) از غیبت آن حضرت و بعضی از خصوصیات آن و آن چه در زمان غیبت اتّفاق خواهد افتاد، خبر داده اند و نیز وظایفی را برای مردم مؤمن در آن زمان بیان داشته اند.

پیامبر اسلام (ص) فرموده اند:

«مهدی (عج) از فرزندان من است… برای او غیبتی است و حیرتی {پریشان} تا آنگاه که مردمان از دین های خود گمراه شوند پس در آن زمان می آید مانند شهاب ثاقب {ستاره ای روشن و تابان} ؛ پس زمین را از عدل و داد پر می کند همانگونه که از ظلم و ستم آکنده باشد.»

مفهوم غیبت

اولین نکته قابل طرح آن است که غیبت به معنی پوشیده بودن از دیدگان است نه حاضر نبودن. بنابراین در این بخش، سخن از دوره ای است که امام مهدی (ع) در چشمان مردمان غایب است و آن ها او را نمی بینند و این در حالی است که آن بزرگوار در بین مردم حضور دارد و در کنار ایشان زندگی می کند. این حقیقت در روایات امامان معصوم به عبارات گوناگون بیان گردیده است.

امام علی (ع) فرمود:

« سوگند به خدای علی، حجت خدا در میان مردم است و در راه های کوچه و بازار گام بر می دارد، به خانه های آنها سر میزند ؛ در شرق وغرب زمین رفت و آمد می کند ؛ گفتار مردم را می شنود و بر ایشان سلام می کند؛ می بیند و دیده نمی شود تا وقت {معین} و وعده {الهی}.»

البته نوع دیگری از غیبت نیز برای آن حضرت بیان شده است.

امام صادق (ع) فرمود:

«در صاحب این امر سنت هایی از انبیاء وجود دارد… اما سنّت او از یوسف (ع) ، پنهان بودن است. خداوند بین او و مردم حجابی قرار می دهد {به گونه ای که} مردم او را می بینند ولی نمی شناسند.»

بنا براین در باره حضرت مهدی (عج) غیبت به دو گونه روی می دهد : آن بزرگوار در مواردی از دیدگاه پنهان است و در مواردی دیگر دیده می شود ولی شناخته نمی گردد اما در هر حال در میان مردم حضور دارد.

غیبت

پس از اینکه با شخصیت منجی بزرگ عالم و تحقق بخش آرمان آدم (ع)  تا خاتم (ص) و آخرین ذخیره الهی حضرت حجة بن الحسن (عج) آشنا شدیم،  اکنون درباره غیبت آن یگانه دوران که بخش مهمی از زندگی آن حضرت است سخن می گوییم.

موضوع امام مهدی (عج) و قیام و انقلاب جهانی او نه تنها در کتاب های شیعه بلکه در فرهنگ اعتقادی سایر فرقه ها ی اسلامی نیز بیان گردیده و در باره آن به طور گسترده گفتگو شده است. آنان نیز به وجود و ظهور مهدی (عج) که از دودمان پاک پیامبر (ص) و از فرزندان حضرت فاطمه زهرا (ع) است معتقند برای آشکار شدن میزان باور اهل سنّت به مهدی موعود (عج) باید به آثار دانشمندان بزرگ ایشان مراجعه کرد.بسیاری از آیات قرآن به ظهور حضرت مهدی (عج) در آخر الزمان اشاره دارد مانند فخر رازی و قرطبی.

همچنین اکثر محدثان ایشان ، احادیث مربوط به امام مهدی (عج) را در کتاب های خود آورده اند که در میان آنها،معتبرترین کتابهای اهل سنت وجود دارد مانند «صحاح ستّه» و مسند احمد بن حنبل پیشوای مذهب حنبلی.

بعضی دیگر از دانشمندان اهل سنّت در گذشته و حال ، کتاب هایی مستقل در موضوع امام مهدی (عج) نوشته اند مثل ابو نعیم اصفهانی در مجموعه الأربعین (چهل حدیث) و سیوطی در کتاب «العرف الورودی فی اخبار المهدی (عج) ».

نکته قابل توجه اینکه ، بعضی از علمای اهل سنّت در مقام دفاع از عقیده مهدویت و ردّ منکران این عقیده ، کناب و مقاله نوشته اند و با بیانات علمی و شواهد روائی ، جریان امام مهدی را از امور قطعی و غیر قابل انکار دانسته اند همچون «محمد صدیق مغربی» که در رّد گفتار «ابن خلدون» کتابی نگاشته و به سختی از او انتقاد کرده است.

اینها نمونه هایی از موضع اهل سنّت در برابر مسئله مهدوست است.

در پایان این بخش از میان صدها روایات ، تنها دو روایات نقل می کنیم که در کتابهای مشهور و مورد اعتماد اهل سنّت آمده است:

پیامبر اسلام (ص) فرمود :

«اگر از {عمر} دنیا تنها یک طوز مانده باشد حتماً خداوند آن روز را طولانی مند تا آنکه مردی از خاندان مرا آن بر انگیزد که هم نام من است.»

و نیز آن حضرت فرمود:

«مردی از خاندان من قیام می کند مه در نام و سیرت شبیه من است.او {جهان را} پر از عدل و داد خواهد کرد همانگونه که از ظلم و ستم لبریز گشته باشد.»

گفتنی است که  اعتقاد به ظهور مصلح و منجی که در پایان دنیا ظهور کرده و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد یک اعتقاد جهانی و همگانی است و پیروان راستین همه ادیان آسمانی بر اساس تعالیم کتاب های دینی هندو ها و زر تشتیان و بر همائیان به ظهور منجی بزرگ جهان بزرگ اشاره شده است. البته هر ملتی برای او لقبی مخصوص گفته اند.

زرتشتیان او را به نام «سوشیانس » یعنی نجات دهنده و مسحیان به نام «مسیح موعود» و یهود به نان «سرور میکائیلی» می شناسند.

بخشی از عبارات «جاماسب نامه» از کتابهای مقدّس زرتشت چنین است:

«پیغمبر عرب ، آخر پیغمبران باشد که در میان کوه های مکه پیدا شود… و با بندگان خود چیز خورد و به روش بندگان نشیند… و دین او اشراف ادیان باشد و کتاب او باطل کند همه کتاب ها را… و از فرزندان دختر پیغمبر که خورشید جهان و شاه زمان نام دارد،کسی پاشاه شود در دنیا به حکم یزدان ، که جانشین آخر آن پیغمبر باشد… و دولت او تا به قیامت متّصل باشد…»

موضوع امام مهدی (عج) و قیام و انقلاب جهانی او نه تنها در کتاب های شیعه بلکه در فرهنگ اعتقادی سایر فرقه ها ی اسلامی نیز بیان گردیده و در باره آن به طور گسترده گفتگو شده است. آنان نیز به وجود و ظهور مهدی (عج) که از دودمان پاک پیامبر (ص) و از فرزندان حضرت فاطمه زهرا (ع) است معتقند برای آشکار شدن میزان باور اهل سنّت به مهدی موعود (عج) باید به آثار دانشمندان بزرگ ایشان مراجعه کرد.بسیاری از آیات قرآن به ظهور حضرت مهدی (عج) در آخر الزمان اشاره دارد مانند فخر رازی و قرطبی.

همچنین اکثر محدثان ایشان ، احادیث مربوط به امام مهدی (عج) را در کتاب های خود آورده اند که در میان آنها،معتبرترین کتابهای اهل سنت وجود دارد مانند «صحاح ستّه» و مسند احمد بن حنبل پیشوای مذهب حنبلی.

بعضی دیگر از دانشمندان اهل سنّت در گذشته و حال ، کتاب هایی مستقل در موضوع امام مهدی (عج) نوشته اند مثل ابو نعیم اصفهانی در مجموعه الأربعین (چهل حدیث) و سیوطی در کتاب «العرف الورودی فی اخبار المهدی (عج) ».

نکته قابل توجه اینکه ، بعضی از علمای اهل سنّت در مقام دفاع از عقیده مهدویت و ردّ منکران این عقیده ، کناب و مقاله نوشته اند و با بیانات علمی و شواهد روائی ، جریان امام مهدی را از امور قطعی و غیر قابل انکار دانسته اند همچون «محمد صدیق مغربی» که در رّد گفتار «ابن خلدون» کتابی نگاشته و به سختی از او انتقاد کرده است.

اینها نمونه هایی از موضع اهل سنّت در برابر مسئله مهدوست است.

در پایان این بخش از میان صدها روایات ، تنها دو روایات نقل می کنیم که در کتابهای مشهور و مورد اعتماد اهل سنّت آمده است:

پیامبر اسلام (ص) فرمود :

«اگر از {عمر} دنیا تنها یک طوز مانده باشد حتماً خداوند آن روز را طولانی مند تا آنکه مردی از خاندان مرا آن بر انگیزد که هم نام من است.»

و نیز آن حضرت فرمود:

«مردی از خاندان من قیام می کند مه در نام و سیرت شبیه من است.او {جهان را} پر از عدل و داد خواهد کرد همانگونه که از ظلم و ستم لبریز گشته باشد.»

گفتنی است که  اعتقاد به ظهور مصلح و منجی که در پایان دنیا ظهور کرده و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد یک اعتقاد جهانی و همگانی است و پیروان راستین همه ادیان آسمانی بر اساس تعالیم کتاب های دینی هندو ها و زر تشتیان و بر همائیان به ظهور منجی بزرگ جهان بزرگ اشاره شده است. البته هر ملتی برای او لقبی مخصوص گفته اند.

زرتشتیان او را به نام «سوشیانس » یعنی نجات دهنده و مسحیان به نام «مسیح موعود» و یهود به نان «سرور میکائیلی» می شناسند.

بخشی از عبارات «جاماسب نامه» از کتابهای مقدّس زرتشت چنین است:

«پیغمبر عرب ، آخر پیغمبران باشد که در میان کوه های مکه پیدا شود… و با بندگان خود چیز خورد و به روش بندگان نشیند… و دین او اشراف ادیان باشد و کتاب او باطل کند همه کتاب ها را… و از فرزندان دختر پیغمبر که خورشید جهان و شاه زمان نام دارد،کسی پاشاه شود در دنیا به حکم یزدان ، که جانشین آخر آن پیغمبر باشد… و دولت او تا به قیامت متّصل باشد…»

الف.قرآن

قران کریم، چشمه زلال ناب ترین معارف الهی و ماندگار ترین حکمت ها و دانش های مورد نیاز بشر است. کتابی است سراسر راستی ودرستی که خبر های گذ شته و آینده جهان را بیان کرده است و هیچ حقیقتی را فرو گذار نکرده است. البته روشن است که حجم بسیار گسترده حقایق عالم در ژرفای آیات الهی نهفته است وتنها آن ها که به عمق معانی آن دست یابند به آن واقعیات پی خواهند برد وآنان اهل قرآن و مفسران حقیقی آن یعنی پیامبر اکرم {ص} و خاندان پاک او هستند.

قیام و انقلاب آخرین سفیر الهی از بزرگترین  حقایق جهان است که در آیات فراوانی از قرآن کریم به آن اشاره شده و روایات بسیاری در تفسیر آن آیات نقل گردیده است که به چند نمونه اشاره می کنیم:

در سوره انبیاء آیه 105 آمده است:

{و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون}

«همانا در زبور پس از ذکر{تورات} نوشتیم که زمین رابندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.»

امام باقر (ع) فرمود:

«مقصود از بندگان شایسته ای که زمین را به ارث می برند، امام مهدی (عج) و یاران او هستند.»

همچنین در بخشی از آیه86 از سوره هود آمده است:

«…بقیته الله خیر لکم ان کنتم مو منین»

«بقیته الله برای شما بهتر است اگر مومن باشید.»

امام باقر(ع) فرمود:

«وقتی {امام مهدی (عج)} ظهور کند بر دیوار کعبه تکیه زند و اولین سخنی که بر زبان جاری کند این آیه است. سپس می  فرماید:«انا بقیه الله فی ارضه و خلیفته و حجته علیکم» من «بقیه الله» در زمین و جانشین او و حجت او بر شما هستم. پس هر کسی بخواهد بر او سلام کند گوید:« انا بقیة الله فی ارضه و خلیفه و حجته علیکم »

من بقیة الله در زمین و جانشین او و حجت او بر شما هستم. پس هرکسی بر او سلام کند گوید: « السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه »

و در حدید آیه 17 فرموده فرموده است:

{ اعملوا ان الله یحیی الارض بعد موتها قد بینا لکم الایات لعلکم تعقلون } ؛

« بدانید خداوند زمین را پس از مرگ آن زنده می کند. ما آیات {خود} را برای شما بیان کردیم، باشد که بیندیشید.»

امام صادق (ع) فرمود:

مراد این است که خداوند زمین را به واسطه عدالت حضرت مهدی(عج) در دوران ظهورش زنده خواهد کرد پس از آن که به سبب ستم سردمداران گمراهی مرده باشد.

و نیز در سوره قصص آیه 5 می فرماید :

{ ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین } ؛

« و ما اراده می کنیم بر مستضعفان زمین، منت نهیم و آنان را پیشوایان { مردم } و وارثان زمین قرار دهیم.»

امام علی (ع) فرمود:

« مقصود { از مستضعفان } خاندان پیامبرند. خداوند پس از تلاش و رنجشان، «مهدی» این دودمان را بر می انگیزد و آنان را به اوج شکوه و عزت و اقتدار می رساند و دشمنان را به سختی ذلیل می سازد.»

از نمونه های بالا روشن می شود که برای برداشت حقایق از قرآن، تنها نباید به ظاهر آیات بسنده کرد؛ بلکه بسیاری از واقعیت های عالم در درون آیات قرآن نهفته است که اهل بیت (ع) به عنوان مفسران واقعی قرآن، بیان کننده آن هستند. بنابرین اگرچه آیاتی از قرآن، در ظاهر مربوط به یک رویداد در زمان و مکان خاصی است ولی مانع از آن نیست که در زمان های بعد و برای آیندگان، مصداق پیدا کند و درباره آنان نیز جاری گردد و همین رمز جاودانگی قرآن برای همه نسل هاست.

بر این اساس، با اینکه آیه 5 سوره قصص درباره قوم بنی اسرائیل نازل شده و جریان پیروزی آن ها بر فرعونیان را بیان می کند ولی در روایات متعدد این آیه بر قیام امام مهدی (عج) و روزگار ظهور او منطبق گردیده است و دقت در متن آیه هم نشان می دهد و افراد خاصی ندارد.

ب.روایات

موضوع امام مهدی (عج) از موضوعاتی است که روایات بسیاری درباره آن در اختیار ماست به گونه ای که درباره مراحل مختلف زندگی آن حضرت همچون ولادت، دوران کودکی ماست به گونه ای که درباره مراحل مختلف زندگی آن حضرت همچون ولادت، دوران کودکی، غیبت صغری و کبری، علائم ظهور و روزگار ظهور و حکومت جهانی، به طور جداگانه احادیثی از پیشوایان دینی موجود است. چنانکه درباره خصوصیات ظاهری و اخلاقی آن بزرگوار، ویژگی های دوران غیبت او و فضیلت و پاداش منتظران ظهورش مجموعه ارزشمندی از روایات داریم و جالب اینکه بسیاری از این روایات هم در کتاب های شیعه و هم در آثار اهل سنت نقل شده است. برخی از این احادیث «متواتر» است.

گفتنی  است که یکی از ویژگی های قابل توجه امام مهدی (عج) آن است که همه معصومان درباره آن حضرت سخنان نغزی ایراد فرموده اند که مجموعه ای از معارف آگاهی بخش را فراهم کرده است و از اهمیت فوق العاده قیام و انقلاب آن پرچمدار عدالت حکایت می کند. مناسب است در اینجا از هریک از آن پیشوایان بزرگ روایتی را نقل کنیم:

پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمود:

خوشا به حال آن که مهدی (عج) را ببیند و خوشا حال آن که او را دوست بدارد و خوشا حال کسی که امامت او را باور داشته باشد.

امام علی (ع) فرمود:

« منتظر فرج { آل محمد} باشید و از رحمت خدا ناامید نگردید به راشتی که محبوبترین کارها نزد خداوند بزرگ، انتظار فرج است.»

در لوح فاطمه زهرا (ع) آمده است:

«…سپس به خاطر رحمت بر جهانیان سلسله اوصیاء را به وجود فرزند امام حسن عسکری (ع) تکمیل خواهم کرد؛ کسی که کمال موسی و شکوه عیسی و صبر ایوب را داراست…»

امام حسن مجتبی (ع) در ضمن روایتی، پس از بیان برخی از مشکلات زمان بعد از رسول خدا (ص) فرمود:

« خداوند در آخرالزمان مردی را برمی انگیزد… و او را به وسیله فرشتگان خود پشتیبانی می کند و یارانش را حفظ می کند… و او را بر تمامی ساکنان زمین چیره می سازد… او زمین را از عدالت و روشنایی و دلیل آشکار پر می سازد… خوشا حال آن که روزگار او را ببیند و سخن او را بشنود.»

امام حسین (ع) فرمود:

«… خداوند به وسیله او {امام مهدی (ع)} زمین را زنده می کند پس از آن مرده باشد و به وسیله او آئین حق را بر تمامی دین ها پیروز گرداند هرچند مشرکان را خوش نیاید. برای او غیبتی است که گروهی در آن از دین باز می گردند و گروهی دیگر بر دین استوار می مانند… همانا آن که در غیبت او بر اذیت ها و تکذیب ها شکیبایی کند؛ مانند کسی است که پیش روی رسول خدا (ص) با شمشیر جهاد کرده باشد.»

امام سجاد (ع) فرمود:

« کسی که در دوران غیبت قائم ما بر دوستی ما ثابت قدم باشد خداوند پاداش هزار شهید از شهدای بدر و احد به او عنایت فرماید.»

امام باقر (ع) فرمود:

« زمانی بر مردم می آید که امامشان غایب شود پس خوشا حال آن ها که در آن زمان بر امر {ولایت} ما ثابت بمانند…»

«برای قائم (عج) دو غیبت است یکی از آنها کوتاه و دیگری بلند مدت است.»

امام کاظم (ع) فرمود :

«امام {مهدی (عج)} از دیدگان مردم پنهان می شود ولی ییاد او از دل های مؤمنان فراموش نمی شود.»

امام رضا(ع) فرمود:

«وقتی {امام مهدی} قیام کند زمین به نور {وجود} او روشن گردد و آن بزرگوار ، ترازوی عدالت را در میان مردم قرار دهد ؛ پس کسی به دیگری ستم نخواهد کرد.»

امام جواد (ع) فرمود :

«قائم ما آن کسی است که {مردم} باید در زمان غیبت ، انتظار ظهور او را داشته باشند و چون قیام کرد به فرمان او گردن نهند.»

امام هادی (ع) فرمود :

«امام پس از من فزندم و پس از او فرزندم «قائم» است آن که زمین را پر از عدل و داد کند چنان که پر از ستم و جور شده باشد.»

امام حسن عسکری (ع) فرمود :

«سپاس خدای را که مرا از دنیا نبرد تا آن که جانشین مرا به من نشان داد. او از نظر آفرینش و اخلاق ، شبیه ترین مردم به رسول خداست…»

آخرین فراز از زندگی امام مهدی(عج) در دوران اختفا و پیش از سروع غیبت،نماز خواندن آن حضرت بر جنازه پاک پدر بزرگوارش است.

ابو الأدیان خدمتگذار امام یازدهم(ع) در این باره می گوید:

«امام حسن عسکری (ع) در آخرین روزهای عمر شریف خود،نامه هایی را به من داد و فرمود: اینها را به شهر  مدائن برسان؛ پس از پانزده روز به سامراء بازخواهی گشت و از خانه من ناله و افغان خواهی شنید و {بدن} مرا در محل غسل خواهی دید.»

گفتم: ای سرور من! چون چنین روی دهد، امام و جانشین شما که خواهد بود؟ فرمود: «هرکس پاسخ نامه های مرا از تو بخواهد، امام پس از من خواهد بود.» گفتم : نشانه دیگری بفرمایید! فرمود: «کسی که از آن چه در کیسه است خبر دهد، امام پس از من خواهد بود.» {ولی} هیبت و شکوه امام مانع از آن شد که بپرسم در آن کیسه چیست!

نامه ها را به مدائن بردم و جواب آن ها را گرفتم و همانگونه که فرموده بود روز پانزدهموارد سامرا شدم و در آن حال فریاد ناله و افغان از سرای آن حضرت شنیدم و {بدن} امام عسکری (ع) را در محل غسل یافتم. در آن حال جعفر، برادر آن حضرت را دیدم که بر در خانه امام ایستاده است و جمعی ار شیعیان، وی را {در مرگ برادر} تسلیت و {بر امانتش} تبریک میگفتند!! با خود گفتم: اگر او {جعفر} امام است که امامت، تباه می شود؛ زیرا او را میشناختم که اهل شراب و قماربازی و تارزنی است! {ولی چون در پی نشانه ها بودم} پیش رفتم و {مانند دیگران} تبریک و تسلیت گفتم ولی او درباره هیچ چیز {از جمله جواب نامه ها} از من سوالی نکرد. در آن حال عقید {یکی از خدمتکاران از خانه} بیرون آمد و {خطاب به جعفر} گفت: ای سرور من، برادرت {امام عسکری(ع)} کفن شده است، برخیز و بر او نماز گزار!! من به همراه جعفر و جمعی از شیعیان داخل خانه شدم و امام یازدهم (ع) را کفن شده بر تابوت دیدم. جعفر پیش رفت تا بر برادرش نماز گزارد ولی چون خواست تکبیر بگوید کودکی گندمگون با گیسوانی مجعد و دندان های پیوسته بیرون آمد و لباس جعفر را گرفت و گفت: « ای عمو! عقب برو که من به نماز گزاردن بر پدرم سزاوارترم ! » پس جعفر با چهره ای رنگ پریده و زرد، عقب رفت! آن کودک پیش آمد و بر بدن امام (ع) نماز گزارد. پس از آن    {به من} فرمود : «جواب نامه هایی را که به همراه داری به من بده!»  نامه ها را به او دادم. و با خود گفتم این دو نشانه { از نشانه های امامت این کودک است }. وجریان کیسه، باقی مانده است. نزد جعفر رفتم و او را دیدم که آه می کشید! یکی از شیعیان از او پرسید این کودک کیست؟

جعفر گفت:« به خدا سوگند هرگز او را ندیده و نمیشناسم .»

ابوالادیان ادامه می دهد:

«ما نشسته بودیم که گروهی از اهل قم قم آمدند و از امام حسن عسکری (ع) سراغ گرفتند و چون از شهادت آن حضرت باخبر شدند گفتند : به چه کسی تسلیت بگوییم؟ مردم به جعفر اشاره کردند. آن ها بر او سلام کردند و تبریک و تسلیت گفتند. سپس خطاب به جعفر گفتند : همراه ما نامه ها و اموالی است. بگو نامه ها از کیست؟ و اموال چقدر است؟! جعفر بر آشفت و از جا برخاست و گفت: آیا از ما علم غیب می خواهید؟! در این حال خدمتکار {از اندرون} بیرون آمد و گفت: نامه های فلانی و فلانی همراه شماست { و نام و نشانی صاحبان نامه ها را گفت}ونیز کیسه ای با شماست که در آن هزار دینار است که نقش ده دینار آن محو شده است! آن ها نامه ها و اموال را به او دادند و گفتند: آن که تو را برای گرفتن این ها فرستاده امام است…».

یکی از برنامه های شیعیان، فرستادن هدایای مادی و واجبات مالی برای امامان معصوم (ع) بوده است و آن بزرگواران پس از پذیرفتن آن ها، از نیازمندان جامعه رفع نیاز می کردند.

ابن اسحاق یکی از وکیل های امام حسن عسکری (ع) می گوید:

«اموالی از شیعیان را به محضر امام یازدهم(ع) بردم تا به آن حضرت تقدیم کنم. درآن حال فرزند خردسال حضرت با چهره ای که مانند ماه تمام می درخشید در کنار امام حضور داشت. امام عسکری(ع) رو به فرزند خود کرده فرمود: « فرزندم هدایای شیعیان و دوستانت را باز کن!» کودک فرمود: « ای مولای من! آبا رواست دست پاک {خود} را به هدایای ناپاک و اموال پلیدی که حلال و حرام آن به یکدیگر آمیخته است دراز کنم؟!»

امام عسکری(ع) فرمود: « ای ابن اسحاق، آن چه در میان اینان است بیرون آور نا حلال حرام آن را جدا کند!!» پس اولین کیسه را بیرون آوردم. کودک گفت: « این کیسه از فلان شخص از فلان محله قم است که در آن شصت و دو اشرافی است. چهل و پنج اشرفی از آن، بهای فروش زمین سنگلاخی است که صاحبش آن را از پدر خود، ارث برده است و چهارده دینار آن بهای نه جامه است که فروخته و سه دینارش وجه اجاره دکان ها است.»

امام عسکری (ع) فرمود: « فرزند عزیزم! راست گفتی. اکنون این مرد را راهنمایی کن که کدام {از این اموال} حرام است؟!» کودک با دقت تمام، سکه های حرام را مشخص کرد و علت حرام بودن آن ها را به روشنی بیان کرد!

سپس کیسه دیگری بیرون آوردم. آن کودک پس از بیان نام و نشان و محل سکونت صاحب آن فرمود: « درآن کیسه پنجاه اشرفی است که دست زدن بدان برای ما روا نیست.»

سپس علت ناپاکی آن اموال را یک به یک بیان کرد! آن گاه امام عسکری (ع) فرمود: « پسر جانم راست گفتی!» سپس رو به احمد بن اسحاق کرد و فرمود:« همه را به صاحبش برگردان یا سفارش کن که آن ها را به صاحبانش برسانند و ما را نیازی به آن نیست…».

آخرین ستاره درخشان آسمان امامت، در همان سال های آغاز زندگی، به سوالات شیعیان در موارد گوناگون، پاسخ های محکم و قانع کننده می داد و دلگرمی و آرامش خاطر آنان را فراهم می کرد. برای نمونه روایتی را به اختصار نقل می کنیم:

سعد بن عبدالله قمی از بزرگان شیعه به همراه احمد بن اسحاق قمی و کیل امام حسن عسکری (ع) برای طرح سوالات و دریافت پاسخ آن ها به محضر امام یازدهم شرفیاب می شود. او جریان این دیدار راچنین نقل کرده است:

چون خواستم سوال کنم، امام عسکری (ع) به فرزندش اشاره کرد و فرمود: (از نور چشمم سوال کن !) در این هنگام کودک رو به من کرده فرمود: (هر چه می خواهی سوال کن!…

پرسیدم: مقصود از(کهیعص) {از حروف مقطعه قران} چیست؟ فرمود: این حروف از خبرهای غیبی است. خداوند بنده {و پیا مبر} خود زکریا را از آن آگاه ساخته و سپس آن را برای محمد (ص) باز گفته است. داستان ازاین قرار است که زکریا (ع) از پروردگارش خواست تا نام های پنج تن{ آل عبا} را به او بیاموزد. خداوند متعال جبرئیل (ع) را براو فرو فرستاد و آن نام ها را به او یاد داد. زکریا چون {نام های مقدس} محمد {ص} و علی و فاطمه و حسن {ع} را برزبان می آورد اندوه و گرفتاریش برطرف می شد و وقتی حسین  (ع) را یاد می کرد، بغض گلویش را می گرفت و مبهوت می شد. روزی گفت: بارالها چرا وقتی آن چهار نفر را یاد می کنم از اندوه ها و نگرانی هایم راحت شده و دل آرام می شوم و چون حسین (ع) را به یاد می آورم، اشکم جاری و ناله ام بلند می شود؟! خداوند او را از داستان حسین (ع) آگاه کرد و فرمود:«کهیعص» {رمز این داستان است} . «کاف» رمز کربلا و «ها» رمز هلاکت خاندان {او} و «یاء» کنایه از نام «یزید» که جفا کننده نسبت به حسین (ع) است می باشد و «عین» اشاره به عطش و تشنگی او دارد و «صاد» نشانه صبر و استقامت امام حسین (ع) است… »

گفتم: ای مولای من! چرا مردم از برگزیدن امام برای خود منع شده اند؟

فرمود: «{مقصود تو برگزیدن} امام مصلح است یا مفسد؟» گفتم: امام مصلح { که جامعه را اصلاح کند } فرمود: «با توجه به اینکه هیچکس از درون دیگری آگاه نیست که به صلاح و درستی می اندیشد یا به فساد و تباهی، آیا احتمال ندارد که برگزیده مردم، مفسد (و اهل تبهکاری) باشد؟) » گفتم: آری، امکان دارد. فرمود « علت، همین است.»

یکی از فرازهای خواندنی زندگی امام مهدی (عج) در سال های نخستین تولد و پیش از دوران غیبت، معجزه ها و کرامت هایی است که به وسیله آن حضرت، انجام گرفته است و معمولا این بخش از حیات آن آیت بزرگ الهی، مورد غفلت واقع شده است.

ابراهیم بن احمد نیشابوری گوید:

زمانی که عمرو بن عوف، { که فرمانروایی ستمگر بود و به کشتن شیعیان، علاقه فراوان داشت.} قصد کشتن مرا کرد به شدت بیمناک شدم و وحشت همه وجودم را فرا گرفت. پس خاندان و دوستان خود خداحافظی کرده و رو به جانب خانه امام حسن عسکری (ع) کردم تا به ایشان نیز وداع کنم و در نظر داشتم که پس از آن بگریزم. چون به خانه امام وارد شدم، در کنار امام حسن عسکری(ع) پسری دیدم که رویش مانند شب چهاردهم می درخشید به گونه ای که از نور سیمای او حیران گشتم و نزدیک بود آنچه را در خاطر داشتم {یعنی ترس از کشته شدن و تصمیم به فرار} فراموش کنم.

{ در این هنگام آن کودک } به من گفت: ( ای ابراهیم، نیازی به گریختن نیست! به زودی خدای متعال، شر او را از تو دور خواهد کرد! )

حیرتم بیشتر شد، به امام حسن عسکری (ع) گفتم : فدای شما شوم! این پسر کیست که از درون من خبر می دهد؟! امام عسکری(ع) فرمود: او فرزند من و جانشین پس از من است…

ابراهیم گوید: بیرون آمدم در حالی که به لطف خداوند امیدوار بودم و به آنچه از امام دوازدهم، شنیده بودم، اعتماد داشتم. چندی بعد، عمویم مرا به کشته شدن عمرو بن عوف، بشارت داد.