Just another منجی بلاگ weblog
26 Sep
یکی از فرازهای خواندنی زندگی امام مهدی (عج) در سال های نخستین تولد و پیش از دوران غیبت، معجزه ها و کرامت هایی است که به وسیله آن حضرت، انجام گرفته است و معمولا این بخش از حیات آن آیت بزرگ الهی، مورد غفلت واقع شده است.
ابراهیم بن احمد نیشابوری گوید:
زمانی که عمرو بن عوف، { که فرمانروایی ستمگر بود و به کشتن شیعیان، علاقه فراوان داشت.} قصد کشتن مرا کرد به شدت بیمناک شدم و وحشت همه وجودم را فرا گرفت. پس خاندان و دوستان خود خداحافظی کرده و رو به جانب خانه امام حسن عسکری (ع) کردم تا به ایشان نیز وداع کنم و در نظر داشتم که پس از آن بگریزم. چون به خانه امام وارد شدم، در کنار امام حسن عسکری(ع) پسری دیدم که رویش مانند شب چهاردهم می درخشید به گونه ای که از نور سیمای او حیران گشتم و نزدیک بود آنچه را در خاطر داشتم {یعنی ترس از کشته شدن و تصمیم به فرار} فراموش کنم.
{ در این هنگام آن کودک } به من گفت: ( ای ابراهیم، نیازی به گریختن نیست! به زودی خدای متعال، شر او را از تو دور خواهد کرد! )
حیرتم بیشتر شد، به امام حسن عسکری (ع) گفتم : فدای شما شوم! این پسر کیست که از درون من خبر می دهد؟! امام عسکری(ع) فرمود: او فرزند من و جانشین پس از من است…
ابراهیم گوید: بیرون آمدم در حالی که به لطف خداوند امیدوار بودم و به آنچه از امام دوازدهم، شنیده بودم، اعتماد داشتم. چندی بعد، عمویم مرا به کشته شدن عمرو بن عوف، بشارت داد.
Leave a reply