دروس مهدوی

Just another منجی بلاگ weblog

Archive for ژانویه 2010

پیشینه غیبت

غیبت و نهان زیستی ، پدیده ای نیست که برای اولین بار و تنها در باره آخرین حجّت پروردگار روی داده باشد بلکه از روایات فراوان استفاده می شود که تعدادی از پیامبران بزرگ الهی ، بخشی از زندگی خود را در پنهانی و غیبت بوده اند و  اولین امر به جهت حکمت و مصلحت خدایی بوده و نه یک خواسته شخصی و یا مصلحت خانوادگی.

بنابراین غیبت یکی از سنّت های الهی است که در زندگی پیامبرانی همچون ادریس نوح، صالح، ابراهیم، یوسف، موسی، شعیب، الیاس، سلیمان، دانیال و عیسی (ع) جریان یافته است و هر یک از آنها سفیران الهی به تناسب شرایط سالهایی را در غیبت بسر برده اند.

به همین دلیل است که در روایات از غیبت حضرت مهدی (عج) به عنوان یکی از سنّت های پیامبران یاد شده است و یکی از دلایل غیبت آن حضرت ، اجرا شدن سنّت انبیاء (ع) در زندگی حضرت مهدی (عج) شمرده شده است.

امام صادق (ع) فرمود:

«به راستی که برای {امام} قائم از ما غیبتی است که مدت آن طولانی خواهد بود. را وی گوید : دلیل این غیبت چیست ای فرزند رسول خدا(ص)؟»

حضرت می فرماید :

«خداوند می خواهد سنّت های انبیاء در غیبت هایشان درباره آن حضرت روی دهد.»

از سخن فوق این نکته نیز آشکار می شود که سخن از غیبت امام مهدی (عج) سال ها پیش از ولادت آن بزرگوار ، مطرح بوده است و پیشوایان اسلامی از پیامبر اکرم (ص) تا امام عسکری (ع) از غیبت آن حضرت و بعضی از خصوصیات آن و آن چه در زمان غیبت اتّفاق خواهد افتاد، خبر داده اند و نیز وظایفی را برای مردم مؤمن در آن زمان بیان داشته اند.

پیامبر اسلام (ص) فرموده اند:

«مهدی (عج) از فرزندان من است… برای او غیبتی است و حیرتی {پریشان} تا آنگاه که مردمان از دین های خود گمراه شوند پس در آن زمان می آید مانند شهاب ثاقب {ستاره ای روشن و تابان} ؛ پس زمین را از عدل و داد پر می کند همانگونه که از ظلم و ستم آکنده باشد.»

مفهوم غیبت

اولین نکته قابل طرح آن است که غیبت به معنی پوشیده بودن از دیدگان است نه حاضر نبودن. بنابراین در این بخش، سخن از دوره ای است که امام مهدی (ع) در چشمان مردمان غایب است و آن ها او را نمی بینند و این در حالی است که آن بزرگوار در بین مردم حضور دارد و در کنار ایشان زندگی می کند. این حقیقت در روایات امامان معصوم به عبارات گوناگون بیان گردیده است.

امام علی (ع) فرمود:

« سوگند به خدای علی، حجت خدا در میان مردم است و در راه های کوچه و بازار گام بر می دارد، به خانه های آنها سر میزند ؛ در شرق وغرب زمین رفت و آمد می کند ؛ گفتار مردم را می شنود و بر ایشان سلام می کند؛ می بیند و دیده نمی شود تا وقت {معین} و وعده {الهی}.»

البته نوع دیگری از غیبت نیز برای آن حضرت بیان شده است.

امام صادق (ع) فرمود:

«در صاحب این امر سنت هایی از انبیاء وجود دارد… اما سنّت او از یوسف (ع) ، پنهان بودن است. خداوند بین او و مردم حجابی قرار می دهد {به گونه ای که} مردم او را می بینند ولی نمی شناسند.»

بنا براین در باره حضرت مهدی (عج) غیبت به دو گونه روی می دهد : آن بزرگوار در مواردی از دیدگاه پنهان است و در مواردی دیگر دیده می شود ولی شناخته نمی گردد اما در هر حال در میان مردم حضور دارد.

غیبت

پس از اینکه با شخصیت منجی بزرگ عالم و تحقق بخش آرمان آدم (ع)  تا خاتم (ص) و آخرین ذخیره الهی حضرت حجة بن الحسن (عج) آشنا شدیم،  اکنون درباره غیبت آن یگانه دوران که بخش مهمی از زندگی آن حضرت است سخن می گوییم.

موضوع امام مهدی (عج) و قیام و انقلاب جهانی او نه تنها در کتاب های شیعه بلکه در فرهنگ اعتقادی سایر فرقه ها ی اسلامی نیز بیان گردیده و در باره آن به طور گسترده گفتگو شده است. آنان نیز به وجود و ظهور مهدی (عج) که از دودمان پاک پیامبر (ص) و از فرزندان حضرت فاطمه زهرا (ع) است معتقند برای آشکار شدن میزان باور اهل سنّت به مهدی موعود (عج) باید به آثار دانشمندان بزرگ ایشان مراجعه کرد.بسیاری از آیات قرآن به ظهور حضرت مهدی (عج) در آخر الزمان اشاره دارد مانند فخر رازی و قرطبی.

همچنین اکثر محدثان ایشان ، احادیث مربوط به امام مهدی (عج) را در کتاب های خود آورده اند که در میان آنها،معتبرترین کتابهای اهل سنت وجود دارد مانند «صحاح ستّه» و مسند احمد بن حنبل پیشوای مذهب حنبلی.

بعضی دیگر از دانشمندان اهل سنّت در گذشته و حال ، کتاب هایی مستقل در موضوع امام مهدی (عج) نوشته اند مثل ابو نعیم اصفهانی در مجموعه الأربعین (چهل حدیث) و سیوطی در کتاب «العرف الورودی فی اخبار المهدی (عج) ».

نکته قابل توجه اینکه ، بعضی از علمای اهل سنّت در مقام دفاع از عقیده مهدویت و ردّ منکران این عقیده ، کناب و مقاله نوشته اند و با بیانات علمی و شواهد روائی ، جریان امام مهدی را از امور قطعی و غیر قابل انکار دانسته اند همچون «محمد صدیق مغربی» که در رّد گفتار «ابن خلدون» کتابی نگاشته و به سختی از او انتقاد کرده است.

اینها نمونه هایی از موضع اهل سنّت در برابر مسئله مهدوست است.

در پایان این بخش از میان صدها روایات ، تنها دو روایات نقل می کنیم که در کتابهای مشهور و مورد اعتماد اهل سنّت آمده است:

پیامبر اسلام (ص) فرمود :

«اگر از {عمر} دنیا تنها یک طوز مانده باشد حتماً خداوند آن روز را طولانی مند تا آنکه مردی از خاندان مرا آن بر انگیزد که هم نام من است.»

و نیز آن حضرت فرمود:

«مردی از خاندان من قیام می کند مه در نام و سیرت شبیه من است.او {جهان را} پر از عدل و داد خواهد کرد همانگونه که از ظلم و ستم لبریز گشته باشد.»

گفتنی است که  اعتقاد به ظهور مصلح و منجی که در پایان دنیا ظهور کرده و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد یک اعتقاد جهانی و همگانی است و پیروان راستین همه ادیان آسمانی بر اساس تعالیم کتاب های دینی هندو ها و زر تشتیان و بر همائیان به ظهور منجی بزرگ جهان بزرگ اشاره شده است. البته هر ملتی برای او لقبی مخصوص گفته اند.

زرتشتیان او را به نام «سوشیانس » یعنی نجات دهنده و مسحیان به نام «مسیح موعود» و یهود به نان «سرور میکائیلی» می شناسند.

بخشی از عبارات «جاماسب نامه» از کتابهای مقدّس زرتشت چنین است:

«پیغمبر عرب ، آخر پیغمبران باشد که در میان کوه های مکه پیدا شود… و با بندگان خود چیز خورد و به روش بندگان نشیند… و دین او اشراف ادیان باشد و کتاب او باطل کند همه کتاب ها را… و از فرزندان دختر پیغمبر که خورشید جهان و شاه زمان نام دارد،کسی پاشاه شود در دنیا به حکم یزدان ، که جانشین آخر آن پیغمبر باشد… و دولت او تا به قیامت متّصل باشد…»