دروس مهدوی

Just another منجی بلاگ weblog

Archive for category امام مهدی (عج) در یک نگاه

در روایات پیامبر اسلام (ص) شمایل و اوصاف حضرت مهدی (عج) بیان شده است که به برخی از آن ها اشاره می شود:

آن بزرگوار چهره اش جوان گندمگون، پیشانی اش بلند و تابنده،، ابروانش هلالی وکشیده، چشمانش سیاه و درشت، بینی اش کشیده و زیبا و دندان هایش براق و گشاده است.  برگونه راست آن امام، خالی مشکین و در میان شانه اش اثری چون اثر نبوت دیده می شود و اندام مبارکش متناسب و دلرباست.

بعضی از ویژگی های آن وجود شریف که در سخنانمعصومین (ع) بیان گردیده، از این قرار است:

او اهل عبادت و شب زنده داری، زهد و ساده زیستی، صبر و بردباری، عدالت و نیکوکاری است.آن حضرت سرآمد همگان در علم و دانش و وجود نازنینش چشمه سار برکت و پاکی است.او اهل قیام و جهاد، رهبر جهانی، انقلابی بزرگ، منجی نهایی و مصلح موعود بشریت است.آن وجود نورانی از تبار رسول خدا (ص) و از اولاد فاطمه زهرا (ع) و نهمین فرزند از نسل سیدالشهداء (ع) است که به هنگام ظهور بر کعبه تکیه زند و پرچم پیامبر را در دست گیرد و باقیام خود دین خدا را زنده و احکام خداوند را در سراسر گیتی جاری کند و جهان را پر از مهربانی و داد گرداند پس از آن که پر از جور و بیداد شده باشد.

زندگی امام مهدی (عج) شامل سه دوره پر فراز و نشیب است:

1 دوره افتخار: زندگی پنهانی آن حضرت از آغاز ولادت تا زمان شهادت امام عسکری (ع) است.

2 دوران غیبت : از هنگام شهادت امام یازدهم (ع) شروع گردیده تا هر زمان که به اراده خداوند ظهور کند، ادامه خواهد یافت.

3 عصر ظهور: پس از طی شدن دوران غیبت و به خواست پروردگار جهان، امام دوازدهم (ع) ظهور خواهد کرد و دنیا را سرشار از خوبی ها و شادی ها خواهد نمود. هیچکس زمان ظهور آن موعود منتظر را نمی داند و از امام عصر (عج) روایت شده، آن ها که برای ظهور، زمان را تعیین کنند، دروغگو هستند.

چگونگی ولادت

در روایات فراوان، از پیامبر اکرم (ص)  نقل شده است که مردی از خاندان او به نام «مهدی» قیام خواهد کرد و بنیان ستم را واژگون خواهد ساخت. فرمانروایان ستمگر عباسی با اطلاع از این روایات در پی آن بودند که در همان ابتدای ولادت امام مهدی (عج)، او را به قتل برسانند. بنابراین از زمان امام جواد (ع)، زندگی امامان معصوم(ع) با محدودیت های بیشتری همراه گشت و در زمان امام حسن عسکری (ع) به اوج خود رسید به گونه ای که کمترین رفت و آمد به خانه آن بزرگوار از نظر دستگاه حکومت، مخفی نبود. پیداست در چنین شرایطی باید تولد آخرین حجت حق و موعود الهی در پنهانی و به دور از چشم دیگران می بود. به همین دلیل حتی نزدیکان امام یازدهم از جریان ولادت امام مهدی(عج) بی اطلاع بودند و تا چند ساعت پیش از تولد نیز، نشانه های بارداری در نرجس خاتون مادر بزرگوار امام دوازدهم، دیده نشد.

حکیمه خاتون، دختر گرامی امام جواد(ع)، جریان ولادت را چنین حکایت کرده است:

امام حسن عسکری (ع) به دنبال من فرستاد و فرمود: « ای عمه ! امشب افطار نزد من باش! چرا که شب نیمه شعبان است و خداوند در این شب (آخرین) حجت خود بر روی زمین را آشکار خواهد کرد. پرسیدم : مادر او کیست؟ فرمود: سخن همان است که گفتم! پس (بر نرجس) وارد شدم و سلام کردم و نشستم. او پیش آمد تا کفش هایم را بیرون آورد و به من گفت : بانوی من حال شما چطور است؟ گفتم : بلکه تو بانوی من و بانوی خاندان منی ! سخن مراغ نپذیرفت و گفت: عمه جان چه می فرمایید! گفتم: دخترم، امشب خداوند متعال به تو پسری عطا می فرماید که سرور دنیا و آخرت خواهد بود. پس خجالت کشید و حیا کرد.

حکیمه گوید: پس از نماز عشاء افطار کردم و در بستر خود آرامیدم و هنگام نیمه شب برای انجام نماز شب برخاستم و آن را به جای آوردم در حالی که نرجس به آرامی خوابیده بود بدون اینکه اتفاقی برایش روی دهد. پس از انجام تعقیبات نماز خوابیدم. سپس هراسان بیدار شدم و حال آن که او همچنان در خواب بود. لحظاتی بعد برخاست و نماز شب گزارد و خوابید.

حکیمه ادامه می دهد: بیرون آمدم و جستجوی فجر (سپیده ) به آسمان نگریستم. پس فجر اول را مشاهده کردم و نرجس همچنان در خواب بود. پس به اشک افتادم! ناگاه امام حسن عسکری (ع) از جایگاه خود ندا بر آورد : ای عمه شتاب مکن ! امر {ولادت} نزدیک است. نشستم و به قرائت سوره های «سجده» و «یس» مشغول شدم که نرجس با اضطراب بیدار شد. به سرعت نزد او رفتم و گفتم: «اسم الله علیک» {نام خدا بر تو باد} آیا چیزی احساس می کنی؟ گفت: آری ای عمه ! گفتم: بر خود مسلط باش و دلت را استوار دار که این همان است که با تو گفتم. در این هنگام ضعفی  من و نرجس را فرا گرفت . پس صدای سرورم {نوزاد تولد یافته} به خود آمدم و جامه را از روی او برداشتم و او را در حال سجده دیدم!در آغوش گرفتم و او را کاملاً پاکیزه یافتم!

در این هنگام امام عسکری (ع) مرا ندا داد: «ای عمّه! پسرم را نزد من بیاور او را نزد وی بردم… در آغوشش گرفت و فرمود: پسرم سخن بگو! پس لب به سخن گشود و فرمود: گاشد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمّد رسول الله”».

سپس بر امیر المؤمنین و امامان (ع) درود فرستاد تا به نام پدرش رسید و از سخن گفتن باز ایستاد.

امام حسن عسکری  (ع) فرمود: ای عمّه او را به نزد مادرش ببر تا بر او سلام کند…

حکیمه گوید: فردای آن روز به نزد امام یازدهم رفتم و بر حضرت سلام کردم و پرده را کنار زدم تا مولایم (امام مهدی) را ببینم ولی او را ندیدم از این رو از پدر بزرگوارش پرسیدم: فدای شما شوم! برای مولای من چه اتفاقش روی داده است؟ آن حضرت پاسخ دادند: ای عمه! او را با آن کسی (خدایی) سپردم که مادر موسی، موسی (ع) را به او سپرد.

حکیمه گوید: چون روز هفتم فرا رسید آمدم و سلام کردم و نشستم. اما امام فرمود: فرزندم را به من آور! من سرورم را آوردم… امام فرمود: فرزندم! سخن بگوی! نوزاد {لب بگشود و} پس از گواهی به یگانگی خداوند و درود بر پیامبر اکرم و پدران بزرگوارش این آیات را تلاوت فرمود:

« بسم الله الرحمن الرحیم … و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین و نمکن لهم فی الارض و نری فرعون و هامان و جنودهما منهم ما کانو یحذرون »

به نام خداوند بخشنده مهربان … و ما اراده کردیم بر مستضعفان زمین ملت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم و حکومتشان را در زمین پابرجا سازیم و به فرعون و هامان و لشکریانش، آنچه را از  آن ها {=بنی اسرائیل} بیم داشتند نشان دهیم.

نام و کنیه امام زمان(عج) همان نام و کنیه پیامبر اسلام (ص) است و در برخی از روایات از بردن نام ایشان تا هنگام ظهور نهی شده است.

لقب های مشهور آن حضرت عبارتند از: مهدی، قائم، منتظر، بقیة الله، حجت، خلف صالح، منصور، صاحب الامر، صاحب الزمان و ولی عصر که معروف ترین آن ها «مهدی» است.

هر یک از این لقب ها، بیانگر پیام ویژه ای درباره آن بزرگوار است.

آن امام خوبی ها را «مهدی» گفته اند زیرا که هدایت شده ای است که مردم را به سوی حق می خواند و «قائم» خوانده اند چون برای حق قیام خواهد کرد و «منتظر» نامیده اند زیرا که همگان در انتظار مقدم اویند و «بقیه الله» لقب دادند چرا که باقیمانده حجت های خدا و آخرین ذخیره الهی است.

«حجت» به معنی گواه خدا بر خلق و « خلف صالح » به معنی جانشین شایسته برای اولیاء خداست. او «منصور» است چون از سوی پروردگار یاری می شود و « صاحب الزمان و ولی عصر » نیز به معنی آنست که او حاکم و فرمانروای یگانه زمان است.

آخرین امام شیعیان و دوازدهمین جانشین رسول خدا (ص) در سپیده دم جمعه، نیمه شعبان سال 255 قمری (868 میلادی) در سامراء یکی از شهرهای عراق، دیده به جهان گشود.

پدر گرامی او پیشوای یازدهم شیعیان حضرت امام حسن عسکری(ع) و مادر بزرگوار آن حضرت، بانویی شایسته به نام نرجس بود که درباره ملیت او در روایات، مختلف است.

مطابق روایتی، آن حضرت دختر «یشوع» پسر امپراطور روم بوده و مادرش از نسل «شمعون» وصی حضرت عیسی است. برابر این روایت نرجس در پی خوابی شگفت مسلمان شد و به هدایت امام عسکری (ع) خود را در میان سپاه روم که عازم نبرد با مسلمانان بودند قرار داد و همراه جمعی دیگر به اسارت لشکر اسلام در آمد. امام هادی (ع) کسی را فرستاده که او را خریداری کرد و به سامراء آورد.

روایات دیگری نیز نقل شده است ولی مهم و قابل توجه است اینکه حضرت نرجس مدتی در خانه حکیمه خاتون- از خواهران بزرگوار امام هادی(ع)- بوده و تحت تعلیم و تربیت ایشان قرار گرفته است و در مورد احترام فراوان حکیمه بوده است.

حضرت نرجس (ع) آن بانویی است که سالها پیش در کلام پیامبر (ص) و امیرالمومنین(ع) و امام صادق (ع) مورد ستایش قرار گرفته و از او به عنوان بهترین کنیزان و سرور آنان یاد شده است.

گفتنی است که مادر امام عصر (عج) به نام های دیگری مانند سوسن، ریحانه، ملیکه و صیقل (صقیل) نیز خوانده می شد.