Just another منجی بلاگ weblog
1 Nov
موضوع امام مهدی (عج) و قیام و انقلاب جهانی او نه تنها در کتاب های شیعه بلکه در فرهنگ اعتقادی سایر فرقه ها ی اسلامی نیز بیان گردیده و در باره آن به طور گسترده گفتگو شده است. آنان نیز به وجود و ظهور مهدی (عج) که از دودمان پاک پیامبر (ص) و از فرزندان حضرت فاطمه زهرا (ع) است معتقند برای آشکار شدن میزان باور اهل سنّت به مهدی موعود (عج) باید به آثار دانشمندان بزرگ ایشان مراجعه کرد.بسیاری از آیات قرآن به ظهور حضرت مهدی (عج) در آخر الزمان اشاره دارد مانند فخر رازی و قرطبی.
همچنین اکثر محدثان ایشان ، احادیث مربوط به امام مهدی (عج) را در کتاب های خود آورده اند که در میان آنها،معتبرترین کتابهای اهل سنت وجود دارد مانند «صحاح ستّه» و مسند احمد بن حنبل پیشوای مذهب حنبلی.
بعضی دیگر از دانشمندان اهل سنّت در گذشته و حال ، کتاب هایی مستقل در موضوع امام مهدی (عج) نوشته اند مثل ابو نعیم اصفهانی در مجموعه الأربعین (چهل حدیث) و سیوطی در کتاب «العرف الورودی فی اخبار المهدی (عج) ».
نکته قابل توجه اینکه ، بعضی از علمای اهل سنّت در مقام دفاع از عقیده مهدویت و ردّ منکران این عقیده ، کناب و مقاله نوشته اند و با بیانات علمی و شواهد روائی ، جریان امام مهدی را از امور قطعی و غیر قابل انکار دانسته اند همچون «محمد صدیق مغربی» که در رّد گفتار «ابن خلدون» کتابی نگاشته و به سختی از او انتقاد کرده است.
اینها نمونه هایی از موضع اهل سنّت در برابر مسئله مهدوست است.
در پایان این بخش از میان صدها روایات ، تنها دو روایات نقل می کنیم که در کتابهای مشهور و مورد اعتماد اهل سنّت آمده است:
پیامبر اسلام (ص) فرمود :
«اگر از {عمر} دنیا تنها یک طوز مانده باشد حتماً خداوند آن روز را طولانی مند تا آنکه مردی از خاندان مرا آن بر انگیزد که هم نام من است.»
و نیز آن حضرت فرمود:
«مردی از خاندان من قیام می کند مه در نام و سیرت شبیه من است.او {جهان را} پر از عدل و داد خواهد کرد همانگونه که از ظلم و ستم لبریز گشته باشد.»
گفتنی است که اعتقاد به ظهور مصلح و منجی که در پایان دنیا ظهور کرده و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد یک اعتقاد جهانی و همگانی است و پیروان راستین همه ادیان آسمانی بر اساس تعالیم کتاب های دینی هندو ها و زر تشتیان و بر همائیان به ظهور منجی بزرگ جهان بزرگ اشاره شده است. البته هر ملتی برای او لقبی مخصوص گفته اند.
زرتشتیان او را به نام «سوشیانس » یعنی نجات دهنده و مسحیان به نام «مسیح موعود» و یهود به نان «سرور میکائیلی» می شناسند.
بخشی از عبارات «جاماسب نامه» از کتابهای مقدّس زرتشت چنین است:
«پیغمبر عرب ، آخر پیغمبران باشد که در میان کوه های مکه پیدا شود… و با بندگان خود چیز خورد و به روش بندگان نشیند… و دین او اشراف ادیان باشد و کتاب او باطل کند همه کتاب ها را… و از فرزندان دختر پیغمبر که خورشید جهان و شاه زمان نام دارد،کسی پاشاه شود در دنیا به حکم یزدان ، که جانشین آخر آن پیغمبر باشد… و دولت او تا به قیامت متّصل باشد…»
7 Oct
آخرین فراز از زندگی امام مهدی(عج) در دوران اختفا و پیش از سروع غیبت،نماز خواندن آن حضرت بر جنازه پاک پدر بزرگوارش است.
ابو الأدیان خدمتگذار امام یازدهم(ع) در این باره می گوید:
«امام حسن عسکری (ع) در آخرین روزهای عمر شریف خود،نامه هایی را به من داد و فرمود: اینها را به شهر مدائن برسان؛ پس از پانزده روز به سامراء بازخواهی گشت و از خانه من ناله و افغان خواهی شنید و {بدن} مرا در محل غسل خواهی دید.»
گفتم: ای سرور من! چون چنین روی دهد، امام و جانشین شما که خواهد بود؟ فرمود: «هرکس پاسخ نامه های مرا از تو بخواهد، امام پس از من خواهد بود.» گفتم : نشانه دیگری بفرمایید! فرمود: «کسی که از آن چه در کیسه است خبر دهد، امام پس از من خواهد بود.» {ولی} هیبت و شکوه امام مانع از آن شد که بپرسم در آن کیسه چیست!
نامه ها را به مدائن بردم و جواب آن ها را گرفتم و همانگونه که فرموده بود روز پانزدهموارد سامرا شدم و در آن حال فریاد ناله و افغان از سرای آن حضرت شنیدم و {بدن} امام عسکری (ع) را در محل غسل یافتم. در آن حال جعفر، برادر آن حضرت را دیدم که بر در خانه امام ایستاده است و جمعی ار شیعیان، وی را {در مرگ برادر} تسلیت و {بر امانتش} تبریک میگفتند!! با خود گفتم: اگر او {جعفر} امام است که امامت، تباه می شود؛ زیرا او را میشناختم که اهل شراب و قماربازی و تارزنی است! {ولی چون در پی نشانه ها بودم} پیش رفتم و {مانند دیگران} تبریک و تسلیت گفتم ولی او درباره هیچ چیز {از جمله جواب نامه ها} از من سوالی نکرد. در آن حال عقید {یکی از خدمتکاران از خانه} بیرون آمد و {خطاب به جعفر} گفت: ای سرور من، برادرت {امام عسکری(ع)} کفن شده است، برخیز و بر او نماز گزار!! من به همراه جعفر و جمعی از شیعیان داخل خانه شدم و امام یازدهم (ع) را کفن شده بر تابوت دیدم. جعفر پیش رفت تا بر برادرش نماز گزارد ولی چون خواست تکبیر بگوید کودکی گندمگون با گیسوانی مجعد و دندان های پیوسته بیرون آمد و لباس جعفر را گرفت و گفت: « ای عمو! عقب برو که من به نماز گزاردن بر پدرم سزاوارترم ! » پس جعفر با چهره ای رنگ پریده و زرد، عقب رفت! آن کودک پیش آمد و بر بدن امام (ع) نماز گزارد. پس از آن {به من} فرمود : «جواب نامه هایی را که به همراه داری به من بده!» نامه ها را به او دادم. و با خود گفتم این دو نشانه { از نشانه های امامت این کودک است }. وجریان کیسه، باقی مانده است. نزد جعفر رفتم و او را دیدم که آه می کشید! یکی از شیعیان از او پرسید این کودک کیست؟
جعفر گفت:« به خدا سوگند هرگز او را ندیده و نمیشناسم .»
ابوالادیان ادامه می دهد:
«ما نشسته بودیم که گروهی از اهل قم قم آمدند و از امام حسن عسکری (ع) سراغ گرفتند و چون از شهادت آن حضرت باخبر شدند گفتند : به چه کسی تسلیت بگوییم؟ مردم به جعفر اشاره کردند. آن ها بر او سلام کردند و تبریک و تسلیت گفتند. سپس خطاب به جعفر گفتند : همراه ما نامه ها و اموالی است. بگو نامه ها از کیست؟ و اموال چقدر است؟! جعفر بر آشفت و از جا برخاست و گفت: آیا از ما علم غیب می خواهید؟! در این حال خدمتکار {از اندرون} بیرون آمد و گفت: نامه های فلانی و فلانی همراه شماست { و نام و نشانی صاحبان نامه ها را گفت}ونیز کیسه ای با شماست که در آن هزار دینار است که نقش ده دینار آن محو شده است! آن ها نامه ها و اموال را به او دادند و گفتند: آن که تو را برای گرفتن این ها فرستاده امام است…».
3 Oct
یکی از برنامه های شیعیان، فرستادن هدایای مادی و واجبات مالی برای امامان معصوم (ع) بوده است و آن بزرگواران پس از پذیرفتن آن ها، از نیازمندان جامعه رفع نیاز می کردند.
ابن اسحاق یکی از وکیل های امام حسن عسکری (ع) می گوید:
«اموالی از شیعیان را به محضر امام یازدهم(ع) بردم تا به آن حضرت تقدیم کنم. درآن حال فرزند خردسال حضرت با چهره ای که مانند ماه تمام می درخشید در کنار امام حضور داشت. امام عسکری(ع) رو به فرزند خود کرده فرمود: « فرزندم هدایای شیعیان و دوستانت را باز کن!» کودک فرمود: « ای مولای من! آبا رواست دست پاک {خود} را به هدایای ناپاک و اموال پلیدی که حلال و حرام آن به یکدیگر آمیخته است دراز کنم؟!»
امام عسکری(ع) فرمود: « ای ابن اسحاق، آن چه در میان اینان است بیرون آور نا حلال حرام آن را جدا کند!!» پس اولین کیسه را بیرون آوردم. کودک گفت: « این کیسه از فلان شخص از فلان محله قم است که در آن شصت و دو اشرافی است. چهل و پنج اشرفی از آن، بهای فروش زمین سنگلاخی است که صاحبش آن را از پدر خود، ارث برده است و چهارده دینار آن بهای نه جامه است که فروخته و سه دینارش وجه اجاره دکان ها است.»
امام عسکری (ع) فرمود: « فرزند عزیزم! راست گفتی. اکنون این مرد را راهنمایی کن که کدام {از این اموال} حرام است؟!» کودک با دقت تمام، سکه های حرام را مشخص کرد و علت حرام بودن آن ها را به روشنی بیان کرد!
سپس کیسه دیگری بیرون آوردم. آن کودک پس از بیان نام و نشان و محل سکونت صاحب آن فرمود: « درآن کیسه پنجاه اشرفی است که دست زدن بدان برای ما روا نیست.»
سپس علت ناپاکی آن اموال را یک به یک بیان کرد! آن گاه امام عسکری (ع) فرمود: « پسر جانم راست گفتی!» سپس رو به احمد بن اسحاق کرد و فرمود:« همه را به صاحبش برگردان یا سفارش کن که آن ها را به صاحبانش برسانند و ما را نیازی به آن نیست…».
28 Sep
آخرین ستاره درخشان آسمان امامت، در همان سال های آغاز زندگی، به سوالات شیعیان در موارد گوناگون، پاسخ های محکم و قانع کننده می داد و دلگرمی و آرامش خاطر آنان را فراهم می کرد. برای نمونه روایتی را به اختصار نقل می کنیم:
سعد بن عبدالله قمی از بزرگان شیعه به همراه احمد بن اسحاق قمی و کیل امام حسن عسکری (ع) برای طرح سوالات و دریافت پاسخ آن ها به محضر امام یازدهم شرفیاب می شود. او جریان این دیدار راچنین نقل کرده است:
چون خواستم سوال کنم، امام عسکری (ع) به فرزندش اشاره کرد و فرمود: (از نور چشمم سوال کن !) در این هنگام کودک رو به من کرده فرمود: (هر چه می خواهی سوال کن!…
پرسیدم: مقصود از(کهیعص) {از حروف مقطعه قران} چیست؟ فرمود: این حروف از خبرهای غیبی است. خداوند بنده {و پیا مبر} خود زکریا را از آن آگاه ساخته و سپس آن را برای محمد (ص) باز گفته است. داستان ازاین قرار است که زکریا (ع) از پروردگارش خواست تا نام های پنج تن{ آل عبا} را به او بیاموزد. خداوند متعال جبرئیل (ع) را براو فرو فرستاد و آن نام ها را به او یاد داد. زکریا چون {نام های مقدس} محمد {ص} و علی و فاطمه و حسن {ع} را برزبان می آورد اندوه و گرفتاریش برطرف می شد و وقتی حسین (ع) را یاد می کرد، بغض گلویش را می گرفت و مبهوت می شد. روزی گفت: بارالها چرا وقتی آن چهار نفر را یاد می کنم از اندوه ها و نگرانی هایم راحت شده و دل آرام می شوم و چون حسین (ع) را به یاد می آورم، اشکم جاری و ناله ام بلند می شود؟! خداوند او را از داستان حسین (ع) آگاه کرد و فرمود:«کهیعص» {رمز این داستان است} . «کاف» رمز کربلا و «ها» رمز هلاکت خاندان {او} و «یاء» کنایه از نام «یزید» که جفا کننده نسبت به حسین (ع) است می باشد و «عین» اشاره به عطش و تشنگی او دارد و «صاد» نشانه صبر و استقامت امام حسین (ع) است… »
گفتم: ای مولای من! چرا مردم از برگزیدن امام برای خود منع شده اند؟
فرمود: «{مقصود تو برگزیدن} امام مصلح است یا مفسد؟» گفتم: امام مصلح { که جامعه را اصلاح کند } فرمود: «با توجه به اینکه هیچکس از درون دیگری آگاه نیست که به صلاح و درستی می اندیشد یا به فساد و تباهی، آیا احتمال ندارد که برگزیده مردم، مفسد (و اهل تبهکاری) باشد؟) » گفتم: آری، امکان دارد. فرمود « علت، همین است.»
26 Sep
یکی از فرازهای خواندنی زندگی امام مهدی (عج) در سال های نخستین تولد و پیش از دوران غیبت، معجزه ها و کرامت هایی است که به وسیله آن حضرت، انجام گرفته است و معمولا این بخش از حیات آن آیت بزرگ الهی، مورد غفلت واقع شده است.
ابراهیم بن احمد نیشابوری گوید:
زمانی که عمرو بن عوف، { که فرمانروایی ستمگر بود و به کشتن شیعیان، علاقه فراوان داشت.} قصد کشتن مرا کرد به شدت بیمناک شدم و وحشت همه وجودم را فرا گرفت. پس خاندان و دوستان خود خداحافظی کرده و رو به جانب خانه امام حسن عسکری (ع) کردم تا به ایشان نیز وداع کنم و در نظر داشتم که پس از آن بگریزم. چون به خانه امام وارد شدم، در کنار امام حسن عسکری(ع) پسری دیدم که رویش مانند شب چهاردهم می درخشید به گونه ای که از نور سیمای او حیران گشتم و نزدیک بود آنچه را در خاطر داشتم {یعنی ترس از کشته شدن و تصمیم به فرار} فراموش کنم.
{ در این هنگام آن کودک } به من گفت: ( ای ابراهیم، نیازی به گریختن نیست! به زودی خدای متعال، شر او را از تو دور خواهد کرد! )
حیرتم بیشتر شد، به امام حسن عسکری (ع) گفتم : فدای شما شوم! این پسر کیست که از درون من خبر می دهد؟! امام عسکری(ع) فرمود: او فرزند من و جانشین پس از من است…
ابراهیم گوید: بیرون آمدم در حالی که به لطف خداوند امیدوار بودم و به آنچه از امام دوازدهم، شنیده بودم، اعتماد داشتم. چندی بعد، عمویم مرا به کشته شدن عمرو بن عوف، بشارت داد.
26 Sep
از آن جا که ولادت امام دوازدهم (ع) به صورت پنهانی انجام گرفت بیم آن بود که شیعیان در شناخت آخرین حجت پروردگار به اشتباه و گمراهی گرفتار آیند. امام عسکری (ع) وظیفه داشت تا فرزند خود را به گروهی از بزرگان شیعه و افراد مورد اعتناد معرفی کند تا آنان نیز خبر ولادت او را به دیگر پیروان اهل بیت برساند و بدین ترتیب ضمن معرفی آن بزرگوار، تهدیدی نیز متوجه وجود آن آخرین سفیر حق نگردد.
«احمد بن اسحاق» که از بزرگان شیعه و پیروان ویژه امام یازدهم (ع) است می گوید: خدمت امام عسکری (ع) شرفیاب شدم و می خواستم در مورد امام پس از او سوال کنم! ولی پیش از آنکه سخنی بگویم فرمود: «ای احمد!همانا خدای متعال از آن زمان که آدم را آفریده، زمین را از حجت خود خای نگذاشته است و تا قیامت نیز چنین نخواهد کرد! به واسطه حجت خدا، بلا از اهل زمین برداشته می شود و {به برکت وجود او} باران باریده و بهره های زمینی بیرون می آید.»
عرض کردم: ای پسر رسول خدا! امام و جانشین پس از شما کیست؟!
آن حضرت با شتاب به درون خانه رفت و بازگشت در حالی که پسری سه ساله که رویش همانند ماه تمام می درخشید بر دوش خویش داشت و فرمود: « ای احمد بن اسحاق! اگر نزد خدای متعال و حجت های او گرامی نبودی، این پسرم را به تو نشان نمی دادم! همانا او هم نام و هم کنیه رسول خداست و کسی است که زمین را از عدل و داد پر می کند همان گونه کهع از ظلم و ستم پر شده باشد. »
گفتم: سرور من! آیا نشانه ای هست که قلبم به آن آرام گردد؟!
{ در این هنگام } آن کودک، لب به سخن گشود و به زبان عربی روان گفت:
« انا بقیة الله فی ارضه والمنتقم من اعدائه… من بقیة الله در زمین هستم که از دشمنان خدا انتقام خواهم گرفت؛ ای احمد بن اسحاق، پس از این که با چشم خود می بینی در پی نشانه باش!!!»
احمد بن اسحاق گوید: پس {از شنیدن این سخنان} با شادمانی از خانه امام بیرون شدم…
همچنین محمد بن عثمان و چند تن دیگر از بزرگان شیعه نقل می کنند:
چهل نفر از شیعیان نزد امام یازدهم گرد آمدیم . آن حضرت، فرزندش را به ما نشان داد و فرمود:«پس از من، این امام شما جانشین من است. از او فرمان برید و بعد از من در دین خود پراکنده نشوید که هلاک خواهید شد و {بدانید که} پس از امروز او را نخواهید دید…»
گفتنی است که یکی از برنامه های دینی و سنت های سفارش شده، عقیقه کردن و ولیمه دادن برای نوزاد است و آن کشتن گوسفند و طعام دادن به گروهی از مردم است که برای سلامتی و طول عمر فرزند تأثیر فراوان دارد. امام حسن عسکری(ع) بارها برای فرزندش عقیقه کرد تا ضمن عمل به این سنت نیکوی پیامبر(ص) گروه های بسسیاری از شیعیان را از ولادت امام دوازدهم آگاه سازد.
محمد بن ابراهیم گوید:
امام عسکری (ع) برای یکی از شیعیان خود، گوسفند سر بریده ای فرستاد و فرمود: « این از عقیقه فرزندم محمد است»
26 Sep
این دوره از زندگی حضرت مهدی (عج) در بردارنده نکات بسیار مهمی است که به بخشی از آن ها اشاره می شود.