بوی بهر تازه نارنج صبح عید
در ناکجای متنی و پیدای ناپدید
با شال سبز یشمی و با جامه ی سپید
لبهات طرح ساده ای از دوست دارمت
حول مدار خال تو گشتیم ما شهید
گل های سرخ روسری دختران ایل
وا می شوند پیش تو یعنی خوش آمدید
دستات بوی سوره یاسین گرفته است
بوی بهار تازه نارنج صبح عید
این شهر بی تو بوی زمستان گرفته است
دستم به یاس پیرهنت کاش میرسید
عمری ست بی تو دور خودم تاب می خورم
این جا کسی سماع سکوت مرا ندید