عصر ادینه

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : delneveshte

من اگر مشتی گناه و شقاوتم دلم را چه میکنی ؟ با چشم هایم که یک دریا گریسته است چه میکنی ؟ با سینه ام که شرحه شرحه از فراق است چه خواهی کرد ؟
از ندبه های من که در هر صبح غیبت از اسمان دلتنگی هایم فرود امده اند چگونه خواهی گذشت ؟
می دانم که تو نیز با گریه عقد برادری بسته ای و حرمت آن را نیکو می داری می دانم که تو زبان ندبه را بیشتر از هر زبان دیگری دوست می داری
می دانم که تو جمعه ها را خوب میششناسی و هر عصر آدینه خود در گوشه ای اشک می ریزی
می دانم که می آیی …
پس باز هم برای امدنت دعا می کنم

دیدگاهتان را بنویسید :