آفتاب مهربانی
صدا می آید از ژرفای چاه، امشب ببین… افتاده در من عکس ماه، امشب که در آیینه حیرت می کند از من؟ چه سرشار است از راز این نگاه،امشب! چراغ اشک روشن کرده جانم را شبی؛ شبی رشک پگاه، امشب درخشید آسمان در من به زیبایی دل من! هر چه می خواهی، بخواه، امشب بشوی- ای روح تر دامن- گناهت را که طفل اشک من افتاده راه امشب صدایم کن …پناهم ده … رهایم کن مرا دریاب- ای تنها پناه!- امشب کران تا بی کران، دریای بخشایش خدای من! کم آوردم گناه …! امشب * گفتم به لحظه نام تورا، جاودانه شد