Archive for آگوست, 2010

فتح المبین

سه شنبه, آگوست 17th, 2010

آمد پیش امام باقر علیه السلام
پرسید مهدی که بیاید جهان را با صلح و
صفا فتح میکند
مگر نه /
امام سرش را تکان داد به خدا اگر بدون
خون ریزی می شد جدم محمد فتح می کرد آن
موقع دندانش توی احد نمی شکستند

او امام زمانت بود

سه شنبه, آگوست 17th, 2010

شیخ گفت چهل شب هرشب صد بار رب ادخلنی
مدخل صدق را بخوانید امام زمان را میبینید
رفت وآمد گفت خواندم ندیدم
جواب شیخ مو را به تنش راست کرد توی مسجد که
نماز می خواندی سیدی بهت گفت که انگشتر دست
چپ کراهت دارد گفتی کل مکروه جایز
آن سید امام زمانت بود

دست علامه

سه شنبه, آگوست 17th, 2010

جوانی با آن سن و سال همه ی
سئوال هایش را جواب داد
پرسیده و نپرسیده همه ی
مشکلاتش را حل کرد
دل علامه لرزید نکنید
جوان خم شد تازیانه را برداشت
و دردست علامه گذاشت
خندید چه طور نمی شود وقتی
دست او توی دست توست