واينك ادامه:
3. برهان هدفمندي:انسان،مركّب از جسم و روح است و روح او نيز مانند جسمش در تكامل است.لازمه ي نيل به تكامل،وجود يك راهنما است كه او را كمك نمايد . اگر چه عقل،وظيفه ي راهنمايي رابر عهده دارد ،اما به خاطر محصور بودن او به عالم جسمانيت ،و نيز به خاطر وجود دشمناني چون هوا و هوس وتمايلات حيواني – بايد راهنماي ديگري هم باشد تا به كمك عقل بشتابد. اين راهنما در عصر رسالت ،وجود پيامبر اكرم(ص) بود؛وبه يقين،پس از ايشان نيز راهنمايي وجود خواهند داشت؛چرا كه نسل انسانها تداوم يافته است واگر راه ،برنامه وراهنمايي الهي موجود نباشد،خلقت انسانها ،لغو وبي غايت خواهد بود.علاوه بر اين خطر تحريف دين و وجود گروه هاي معاند نيز اين ضرورت راتاكيد ميكند.
4.دليل استقرايي: همه انبياء از حضرت آدم (ع)تا حضرت خاتم (ص)پس از خودشان ،اوصياء وجانشينان منصوب ومنصوب داشته اند؛پس چرا اين شيوه در عصر پيامبر خاتم(ص) جاري نباشد؟!
5. برهان لطف:اين برهان خود به دودسته تقسيم ميشود؛لطف محصّل ولطف مقرّب
درتبيين لطف محصل گفته اندكه خداوند درخلقت عالم وآدم،هدف وحكمتي دارد.
از جمله، انسان را براي رسيدن به مقام عبوديت آفريده وحتي بسياري از موجودات را درخدمت انسان قرار داد ه است.بي ترديد تأ مين اين هدف ،درگرو ارسال رسل وامامان (ع)مي باشد پس اكر امامي نفرستد خلقت عبس مي شود.
دررابطه با لطف مقرب نيز گفته ميشود كه هدف خداوند از بعثتوتكليف،امتثال بندگان است واين هدف ،با انجام الطافي مانند وعده و وعيد ،نصب امامان و …….
انجام مي شود.پس همواره بايد امامي باشد وگرنه هدف در تكليف نقص مي شود.





خانه

