قاعده ي لطف وغيبت حجت (عج)
بعد از پذيرش قاعده ي لطف سؤالي جدي مطرح ميشود وآن اين كه « اگر خداوند از روي لطف امام را
از روي لطف منصوب مي كئد تادر امور معاش ومعاد مردم تصرف نمايد وزمينه را براي امتثال احكام الهي
فراهم سازد پس چرا دوازدهمين پيشوا ي الهي غايب است ؟ »
تاريخ اين پرسش باطرح انديشضه ي امامت ومهدويت ، همراه بوده است ؛ آن جا كه حضرت رسول (ص)
از خلفاي اثنا عشر وائمه ي دوازده گانه عليهم السلام وغيبت طولاني دوازدهمين آن ها خبر داد؛ واصحاب ا
از هدف وفوايد غيبت امام پرسيدند. وحضرت در پاسخ امام غايب را « كالشمس تحت السحاب» معرفي
نمودند . دانشمندان بزرگ كلام نيز پاسخ هاي روشن وقابل قبولي به اين پرسش داده اند ؛ كه در ادامه به برخي از آن ها اشاره مي كنيم .
1) همان گونه كه در ببان اقسام مختلف لطف اشاره شد لطف بودن امام منحصر در ظهور وزندگي
مادي انسان ها نمي باشد ؛ بلكه وجود امام ، في نفسه واز جهات مختلف لطف محسوب مي شود .
توضيح بيشتر آنكه امام وپيشواي الهي داراي مناصب و وظايف متعددي است كه برخي از آ ها عبارتند از :
پيشواي مقتدای امّت ( ارشاد حیات معنوي انسان) ؛
ولي خدا ، حجت زمان ، انسان کامل و واسطه ي فيض الهي ؛
مرجع دين (بيان احکام و معارف دين )؛
رهبر جامعه (زعامت و حکومت )و………
اصولًا پيشوايي كه از رهگذر برهان لطف وساير براهين اثبات امامت استفاده مي شود ، دارا تمام اوصاف
ووظايف نبي –جز دريات وحي است . بنا براين رهبري ظاهري جامعه وتشكيل حكومت واجراي حدود الهي
گوشه اي از وظايف رهبر الهي است . واگر اين بخش از وظايف زمينه ي اجرا پيا نكند لطف بودن چنين
رهبري منتفي نمي شود . چنانچه در سال هاي اول بعثت رسول اكرم (0ص) بسياري از اين وظاف زمينه ي اجرا نداشت ؛ امّ لطف بودن حضرت محرز بود .
محروميت از فيض ظهور پيشواي الهي ، به جهت موانعي است كه خود انسان ها ايجاد كرده اند واز
آ»جا كعه فراهم ساختن زمينه براي انجام دادن طاعت واجراي احكام الهي از سوي امام از مصادي لطف مقرّب است
ولطف مقر نيز اختياررا از مكلّفان سلب نمي كند ، پس استفاده از اين لطف به اختيار خود مكلّفان است .
لذا اگر آنان لياقت و استعداداستفاده از اين موهبت رانداشته باشند اصل لطف بودن پيشواي الهي زير سؤال نمي رود .
چنان كه گفته اند گر گدا كاهل بود تقصير صاحب خانه چيست ؟!
اصولًا درغيبت امام هيچ اشكالي متوجّه خدا نيست چوتن آن چه به خدا بر مي گردد نصب و معرفي امام است كه انجام شده ؛
لذا اگر كاستي ومحروميتي ديده ميشود ، از ناحيّه ي مكلفان است واحتجاج عليه خدا بي مورد .
گنه در بلخ كرد آهنگري به شوشتر زدند گردن مسگري
مرحوم محقق طوس دراين رابطه مي گويد : « اصل وجود امام لطف است وتصرف آن حضرت ، لطف ديگر ؛
واين ما هستيم كه موجب غيبت آن حضرت شده ايم . » پس هر گاه لطف دوم (تصرف مباشري در جامعه ، تشكيل حكومت و………)
به جهت موانع ايجاد شده از سوي انسان ها تعطيل شد بطف نخست بر فعليت خود باقي است .







خانه

