Posted in جولای 28, 2009 ¬ 6:42 ب.ظh.farhangname
بيعت نامه حضرت مهدي عليه السلام
در روايتي از اميرالمؤمنين علي عليه السلام مفاد بيعت نامه مردم و حضرت مهدي عليه السلام اين گونه مورد اشاره قرار گرفته است : « …با او بيعت مي كنند كه هرگز دزدي نكنند. مرتكب فشحا نشوند. مسلماني را دشنام ندهند. خو ن كسي رابه ناحق نريزند. به آبروي كسي لطمه نزنند. به خانه كسي هجوم نبرند. كسي را به ناحق نزنند. طلا ، نقره ، گندم و جو ذخيره نكنند. مال يتيم نخورند. در مورد چيزي كه يقين ندارند ، گواهي ندهند.
مسجدي را خراب نكنند. مشروب نخورند. حرير و خز نپوشند. در برابر سيم و زر سر فرود نياورند. راه را بر كسي نبندند. راه را نا امن نكنند. گرد هم جنس بازي نگردند . خوراكي را از گندم و جو انبار نكنند . به كم قناعت كنند. طرفدار پاكي باشند و از پليدي گريزان باشند. به نيكي فرمان دهند و از زشتي ها باز دارند . جامه هاي خشن بپوشند. خاك را متكاي خود سازند. در راه خدا حق جهاد را ادا كنند. او نيز در حق خود تعهد مي كند كه : « از راه آنان برود ، جامه اي مثل آنان بپوشد. مركبي همانند مركب آنان سوار شود و آن چنان كه آنها خواهند ، باشد… با كم راضي و قانع شود. زمين را به ياري خدا پر از عدالت كند ، آن چنان كه پر از ستم شده است. خدا را آن چنان كه شايسته است بپرستد. براي خود دربان و نگاهبان اختيار نكند » .1
البيعه لله
از برخي روايات اسلامي - اعم از روايات شيعه و اهل سنت – استفاده مي شود كه شعار پرچم پر افتخار حضرت مهدي عليه السلام هنگام ظهور ، جمله « البيعه لله » است.
شيخ صدوق رحمه الله روايت كرده است : « انه يكون قي رايه المهدي عليه السلام البيعه لله عز و جل »2 « همانا بر پرچم مهدي البيعه لله است ».
همچنين در برخي روايات ديگر گفته شده است : « البيعه لله » ندايي است كه از سوي جبرئيل فرشته مقرب الهي به گوش جهانيان مي رسد .
شيخ مفيد رحمه الله از امام صادق عليه السلام نقل كرده است : « … جبرئيل عن يده اليمني ينادي البيعه لله فتصير اليه شيعته من اطراف الارض تطوي لهم طياً حتي يبايعو ه فيملأ الله به الارض عدلا كما ملئت ظلماً و جوراً » 3 ؛ « جبرئيل از كنار دست او ندا سر مي دهد « البيعه لله ». پس در آن هنگام پيروان او از اقصي نقاط گيتي به سوي او مي شتابند تا اينكه با آن حضرت بيعت كنند. پس خداوند به وسيله او زمين راپر از عدل و داد مي سازد آن سان كه پر از ظلم و جور شده است».
____________________________________________
1.منتخب الاثر ، ص469 .
2. كمال الدين و تمام النعمه، ج 2، ص 654 ، ح 22؛ منتخب انوار الضئيه ، ص 178 ؛ العدد القويه ، ص 66 ؛ و از منابع اهل سنت : كتاب افتن، نعيم بن حماد المروزي ، ص 220 ؛ ينابع اهل الموده ،القندوزي،ج3 ،ص267
3 . الارشا د ، ج2، ص379 ؛ دلا ئل الا ما مه ، ص250 ، كتاب الغيبه ، ص453 ؛ روضه الواعظين ، ص262
Posted in جولای 26, 2009 ¬ 11:34 ب.ظh.farhangname
1. انتظار سازنده
انتظار سازنده ، تحرك بخش وتعهد آور ، همان انتظار راستيني است كه در روايات از آن به عنوان « با فضيلت ترين عبادت » ياد شده است. از آيات وروايات استفاده مي شود كه ظهور حضرت مهدي عليه السلام ، حلقه اي است از حلقه هاي مبارزه اهل حق واهل باطل كه به پيروزي اهل حق منتهي مي شود. سهيم بودن يك فرد در اين سعادت ، موقوف به اين است كه آن فرد ، عملاً در گروه اهل حق باشد .
شهيد مطهري رحمه الله مي نويسد:
« در روايات اسلامي ، سخن از گروهي زبده است كه به محض ظهور امام عليه السلام به آن حضرت مي پيوندند .
بديهي است كه اين گروه ابتدا به ساكن خلق نمي شوند و به قول معروف از پاي بوته هيزم سبز نمي شوند [ ؛ بلكه ] معلوم مي شود در عين اشاعه ورواج ظلم وفساد ، زمينه هايي عالي وجود دارد كه چنين گروه زبده را پرورش مي دهد . اين خود مي رساند كه نه تنها حق وحقيقت به صفر نرسيده است ؛ بلكه فرضاً اگر اهل حق از نظر كميت قابل توجه نباشد ، از نظركيفيت ارزنده ترين اهل ايمان اند و در رديف ياران سيد الشهداءِ عليه السلام ».3
2- . انتظار ويرانگر
انتظار ويرانگر ، فلج كننده وباز دارنده ـ كه در واقع نوعي «اباحي گري » است ـ همواره مورد مذمت وسرزنش قرار گرفته است . اين نوع انتظار حاصل برداشتِ قشريِ مردم ، از مهدويّت وقيام وانقلاب مهدي موعود عليه السلام است كه صرفاً ماهيت آن را انفجار ي مي دانند كه فقط و فقط از گسترش واشاعه ورواج ظلم ها ، تبعيض ها ، اختناق ها ، حق كشي ها وتباهي ها ناشي مي شود.
نوعي سامان يافتن است كه معمول پريشان شدن است . آن گاه كه حق و حقيقت طرفداري نداشته باشد ، باطل، يكّه تازِ ميدان گردد وجز نيروي باطل نيرويي حكومت نكند وفرد صالحي در جهان يافت نشود ؛ اين انفجار رخ مي دهد و دست غيب براي نجات حقيقت ـ نه اهل حقيقت زيرا حقيقت طرفداري ندارد ـ از آستين بيرون مي آيد . بنابراين هر اصلاحي محكوم است ؛ زيرا هر اصلاح يك نقطه روشن است و تا در صحنه اجتماع ، نقطه روشني هست دست غيبت ظاهر نمي شود! بر عكس ، هر گناه ، فساد ، ظلم ، تبعيض ، حق كشي وهر پليدي به حكم اينكه مقدمه صلاح كلي است وانفجار را قريب الوقوع مي كند ، روا ا ست ؛ زيرا [ هدف وسيله هاي نامشروع را مشروع مي كند]. پس بهترين كمك به تسريع در ظهور وبهترين شكل انتظار ؛ ترويج واشاعه فساد است ! اين نوع برداشت از ظهور وقيام مهدي موعود عليه السلام واين نوع انتظار فرج ـ كه منجر به نوعي تعطيل در حدود و مقررات اسلامي مي شود ونوعي «اباحي گري » بايد شمرده شود ـ به هيچ وجه با موازين اسلامي وقرآني وفق نمي دهد .4 بنابراين نكته مهم واساسي اين است كه منتظر واقعي ، براي چنان برنامه مهمي ، هرگز نمي تواند نقش تماشاچي را داشته باشد.؛ بلكه بايد از هم اكنون حتماً در صف انقلابيون قرار گيرد ؛ چرا كه ايمان به نتايج وعاقبت اين تحوّل بزرگ ، هرگز به او اجازه نمي دهد كه در صف مخالفان باشد وقرار گرفتن در صف موافقان نيز محتاج به داشتن «اعمال پاك » و «روحي پاكتر » وبرخورداري از «شهامت» و «آگاهي » كافي است.
____________________________________
1 . كما ل الدين وتمام النعمه ، ج1 ، ص317،ح3 .
2 . الغيبه ، ص329 ؛ الكافي ، ج1 ، ص371؛ المحاسن ، ج1، ص173.
3 . قيام وانقلاب مهدي عليه السلام ، ص56 .
4. قيام وانقلاب مهدي عليه السلام ، ص54.
Posted in جولای 25, 2009 ¬ 11:50 ب.ظh.farhangname
اما انتظار چيست؟
ماهيت زندگي انسان با انتظار واميد به آينده عجين شده است ؛ به گونه اي كه بدون « انتظار » زندگي مفهومي ندارد و شور ونشاط لازم براي تداوم آن در كار نيست. حيات حاضر وكنوني ، ظرف پويايي ، تلاش وحركت به سوي فردا و فردا هاست . اين چنين پويايي وحركتي ، بدون عنصر « انتظار » ممكن نيست ؛ زيرا احتمال معقول بقا وپايداري و اميد به تداوم حيات است كه به زندگي كنوني معنا ومفهوم مي بخشد وپويايي ونيروي لازم براي ادامه آن را تأمين مي كند؛ از اين رو است كه ماهيت زندگي با انتظار پيوندي ناگسستني دارد. پديدة انتظار انسان را به حركت در جهت مناسب با آن بر مي انگيزد و از هر حركت وگرايش به جهت هاي نا متناسب يا ناسازگار ومتضاد با انتظار باز مي دارد. انتظارهاي ديگر نيز ـ كه از انتظار اصل حيات فراتر مي رود و به انتظار آرمان ها وهدف هاي برتر حيات و فرازهاي زندگي مي رسد ـ انديشه وعمل آدمي را در راستاي تحقق آن آرمان ها وهدف ها ، قرار مي دهد و او را وا مي دارد تا راه ها وشيوه هايي را بر گزيند تا به خواسته ها وهدف هايش نزديك شود و موانع راه را كنار زند . از اينجا ست كه انسان به آمادگي و آماده سازي خود و محيط خود مي پردازد وزمينه آرمان ها وهدف هاي خويش را فراهم مي آورد.
صبر وانتظار :
يكي از اموري كه همواره همراه انتظار فرج از آن ياد شده «صبر» ست. امام رضا عليه السلام فرمود : « ما أحسن الصبر وانتظار الفرج »1 ؛ « چه نيكوست شكيبايي وانتظار فرج». آري انتظار بدون عنصر پايداري وشكيبايي وصبر در برابر مشكلات ، پوسته اي بدون مغز وقالبي بي محتوا است و در حقيقت انتظار نيست ! روح وجوهر اصلي انتظار ، مقاومت وصبر است . كسي كه منتظر تحقق يافتن هدف آرماني است؛ بايد تا فرا رسيدن زمان پيدايي هدف و شكل گرفتن آرمان ، پايداري و شكيبايي كند و تاب و توان خود را از دست ندهد و هر ناملايمي را در آن راه ، با بردباري بپذيرد. و چون صبر و پايداري را از دست داد و بي شكيب گرديد و تاب و توان بر زمين نهاد ، انتظار را نيز از دست داده است ؛ زيرا كه پايداري و صبر ، تحقق بخش جوهر انتظار است. از اين رو ، همواره خصلت حياتي و الهي انتظار با صبر و پايداري ، قرين گشته است. اما نكته بسيار جالبي كه از روايات مربوط به انتظار ظهور حضرت مهدي عليه السلام به دست مي آيد ، اينكه انتظار فرج قائم آل محمد تنها طريق نيست ؛ بلكه خود موضوعيت دارد. بدان معنا كه اگر كسي در انتظار راستين به سر برد، تفاوتي ندارد كه به منتظر خويش دست يابد، يا دست نيابد. در اينجا به پاره اي از اين روايات اشاره اي مي شود.
شخصي از امام صادق عليه السلام پرسيد: چه مي فرماييد در باره كسي كه داراي ولايت پيشوايان است و انتظار ظهور حكومت حق را مي كشد و در اين حال از دنيا مي رود ؟ امام صادق عليه السلام در پاسخ فرمود : « هو بمنزله من كان مع القائم في فسطاطه- ثم سكت هنيئه – ثم قال : هو كمن كان مع رسول الله » ؛ 2« او همانند كسي است كه با [ رهبر اين انقلاب ] حضرت قائم عليه السلام در خيمه او بوده باشد ـ سپس كمي سكوت كرد ـ و فرمود : مانند كسي كه با پيامبر اسلام صلي الله و عليه و آله در « مبارزاتش » مهراه بوده است » .
عين اين مضمون در روايات فراواني با تعبيرات مختلفي نقل شده است ؛ از جمله :
1 . امام صادق عليه السلام فرمود : « بمنزله الضارب بسيفه في سبيل الله »3 ؛ « همانند شمشير زني در راه خدا » .
2 . همان حضرت فرمود : كمن قارع معه بسيفه » 4 ؛ « همانند كسي است كه در خدمت او [ قائم عليه السلام ] با شمشير بر سر دشمنان بكوبد » .
3 . همچنين فرمود : « بمنزله من كان قاعدا في عسكره لا بل بمنزله من قعد تحت لواء القائم » 5 ؛ «همانند كسي است كه در لشكر گاه او باشد ، بلكه به منزله كسي است كه زير پرچم قائم بوده باشد» .
. امام سجّاد عليه السلام فرمود : « بمنزله المجاهد بالسيف بين يدي رسول الله صل الله عليه واله »6؛ « همانند كسي است كه با شمشير پيش روي پيامبر [ با دشمنان ] جهاد كند ».
5 . امام صادق عليه السلام فرمود : بمنزله من استشهد مع رسول الله صلي الله عليه واله»7 ؛ « همانند كسي است كه با پيامبر شهيد شود» . بر اساس روايات ، انتظار فرج وچشم داشتن به ظهور ، بايد با مواظبت بر وظايف شرعي و فضايل اخلاقي توأم باشد؛ بلكه آمادگي براي درك محضر امام زمان عليه السلام در مفهوم انتظار نهفته است . در اينجاست كه بحث انتظار مورد اختلا ف قرار مي گيرد و خود باعث شده برداشت هاي متفاوتي از مسأله انتظار صورت گيرد كه عمدتاً به دو نوع تلقي از انتظار باز مي گردد که در پست بعدی به آن خواهیم پرداخت .
_________________________________________________________
1.كمال الدين و تمام النعمة ، ج2،ص645 . 2. المحا سن ، ج1 ، ص173 ، بحارالانوار ، ج52 ، ص125
3. الكافي ، ج8 ، ص146 ، ح122 ؛ المحا سن ، ج1 ، 164 . 4. المحا سن ، ج1 ، ص174 .
5. الكا في ، ج1 ، ص371 ، ح2 ؛ الغيبة ، ص329 ، ح2 . 6. كما ل الدين وتمام النعمه ، ج1 ، ص317،ح3 .
7 . الغيبه ، ص329 ؛ الكافي ، ج1 ، ص371؛ المحاسن ، ج1، ص173.
Posted in جولای 25, 2009 ¬ 10:59 ب.ظh.farhangname
انتظار :
« انتظار » در فرهنگ متعالي اسلام ـ بويژه در مذهب گران سنگ تشيّع ـ از جايگاه ويژه اي بر خوردار است و در مباحث مهدويّت درخشندگي خاصي دارد. مجموعه رواياتي كه سخن از انتظار گفته اند ، به دو دسته كلي تقسيم مي شود :
دسته نخست رواياتي است كه به انتظار فرج و گشايش به صورت عام وكلي اشاره كرده است . اگرچه مصداق كامل وتام آن « فرج عمومي » در سطح جهان با ظهور حضرت مهدي عليه السلام نيز هست ؛ ولي هر گشايشي را نيز شامل مي گردد . دسته دوم ، رواياتي است كه در خصوص فرج قائم آل محمد عليه السلام وظهور آخرين مصلح جهاني وموعود است .
يك . در دسته نخست با تعبيرهاي متفاوتي آشنا مي شويم :
ـ گاهي از آن به عنوان عبادت ياد شده است : رسول گرامي اسلام صلي الله عليه واله فرمود : « انتظار الفرج عباده ».1
ـ گاهي از آن به عنوان برترين عبادا ت ياد شده است : همان حضرت فرمود : « افضل العباده انتظار الفرج ».2
ـ گاهي پا از همه آنچه گفته شد ، فراتر نهاده مي شود و از آن به عنوان برترين كارهاي امت پيامبر خاتم صلي الله عليه واله ياد مي شود : « افضل اعمال امتي انتظار الفرج من الله عزوجل » .3
ـ گاهي هم به آثار وضعي انتظار اشاره شده ، خودِ انتظار فرج نوعي فرج و گشايش معرفي گشته است .در اين باره امام سجاد عليه السلام فرمود : « انتظار الفرج من اعظم الفرج ».4
ـ بالاخره رسول گرامي اسلام صلي الله عليه واله آن را برترين جهاد ا مت اسلام دا نسته است فرمود : « افضل جهاد امتي انتظار الفرج » .5
دو.در دسته دوم نيز با مضامين فرواني مواجه هستيم كه برخي از آنها از اين قرار است :
ـ امام صادق عليه السلام فرمود : « عليكم بالتسليم والرد الينا وانتظار امرنا وامركم وفرجنا وفرجكم » 6 ؛ « بر شما باد به تسليم ورد امور به ما وانتظار امر ما وامر خودتان وفرج ما وفرج شما » .
ـ امام باقر عليه السلام نيز ـ آن گاه كه دين مرضي خداوند را تعريف مي كند ـ پس از شمردن اموري مي فرمايد : « والتسليم لامرنا والورع والتواضع وانتظار قائمنا … ».7
اين تعبيرات همگي حاكي از اين است كه انتظار فرج ـ چه به معناي عام آن وچه به معناي خاص ـ در فرهنگ دين مقدس اسلام جايگاه والايي دارد.
__________________________________________________
1.كشف الغمه، ج2،ص101؛ الأ مالي طوسي ، ص405
2.كمال الدين وتمام النعمه ، ج1 ، ص287 . همچنين ر.ك سنن الترمذي ، ج5 ،ص565 .
3. عيون اخبار الرضا صلي الله عليه واله ، ج2 ، ص36 ؛ كمال الدين وتمام النعمه ، ج 2 ،ص644 .
4.الحتجاج ،ج2،ص317 ؛ كمال الدين ، ج1 ، ص 319 .
5 . تحف العقول ، ص37 .
6 . رجال كشي ، ص 138 .
7. الكافي ، ج2 ، ص23 ،ح13.
Posted in جولای 7, 2009 ¬ 5:22 ب.ظh.farhangname
به منجی بلاگ خوش آمدید.
این اولین پست شما در منجی بلاگ است. شما میتوانید آن را ویرایش کنید یا آن را حذف کنید.