»
S
I
D
E
B
A
R
«
باز خوانی جریان های فکری در دو نهضت عاشورا وانتظار
جولای 18th, 2009 by forat

باز خوانی جریان های فکری در دو نهضت عاشورا وانتظار

با مراجعه به قرآن وروایات، روشن می گردد که درجریان تاریخ بشری، همواره دوخط مخالف وجود داشته است؛ چنان چه خداوند دراین باره می فرماید:« وکذالک جعلنا لکل نبی عدوا...»؛ « و این گونه برای هر پیامبری دشمنی قرار دادیم»                                                

  بنابراین،همواره گروهی، مخالف حیات دین وبه عبارت دیگر،دین ستیزبوده اند.قرآن ازاین خط وجریان فکری به صورت یک اراده، یاد می کند ومی فرماید:« یریدون لیطفئوا نورالله … »؛« می خواهند نورخدا را خاموش کنند ». استعمال فعل مضارع در زبان عربی ، مفید استمراراست ؛ فلذا دراین آیه شریفه، استفاده از فعل مضارع به این معناست که این اراده، هنوز وجود داردوکسانی هستند که می خواهند دین خدارا ازبین ببرند.این اراده، به طورطبیعی، اراده ای است که می کوشند ظلم، ستم، جهل وآلودگی برجهان، حاکم باشد

از نظرتاریخی نیزاین مسئله، قابل اثبات است. به عنوان نمونه، زمانی که پیامبرگرامی اسلام (ص)، اراده فرمودند که دین اسلام را درجامعه، حاکم کند جریان مخالفی بود که نمی خواست این امرتحقق یابد ودراین راه، ازهیچ فعالیتی فروگزارنکرد. گرچه تمام توطئه های ایشان با شکست مواجه شد؛ اما بازهم نا امید نشدندو به انتظاررحلت پیامبر(ص) نشستند وتصورکردند که بارحلت ایشان، مسأله تمام می شود؛ اما پس ازرحلت نیز، دیدند که چنین اتفاقی نیفتاد.

زمانی، این عده تلاش کردند نام ویاد پیامبر(ص) راحذف کنند؛ امروزهم عده ای دیگر، چنین خیالی دارند. این اراده، هم چنان بوده وهست.

اراده الهی بر حاکمیت دین

دربرابراین اراده نیز،ارادۀ الهی قراردارد که می خواهد دین اسلام برهمۀ جهان، حاکمیت یابد . خدای تعالی به این مسأله وعدۀ داده وبراساس این ارادۀ، دین اسلام می بایست درهمۀ پهنای جغرافیایی جهان، گسترده شود که البته این گستردگی وچیرگی، به واسطه حقانیت ومنطق قوی و عقلانی این دین است .

بنابراین، وعدۀ الهی، برخلاف جریان پیشین، برآن است تاعدالت وحق وعلم را برجهان، حاکم ومنطق وتهذیب اخلاقی را برجهالت وآلودگی ها چیره گرداند. آیات بسیاری براین مسأ له دلالت می کند که  مهم ترین آن ها، آ یه استخلاف و وعدۀ خلافت وحاکمیت صالحان برزمین است .

مجاری تحقق وعده

سؤالی که این جا مطرح می شود آن است که آیا این اتفاق، به صورت جبری محقق می شود یا این که به صورت اختیاری و در یک فرآیند خاص تحقق می یابد ؛ به گونه ای که مردمان ،خود به این سمت گرایش می یابند؛جذب عدالت می شوند ومی کوشند تا عدالت دینی اسلام را برجهان حاکم کنند ؟

بی گمان، تحقق وعدۀ اللهی درحاکمیت صالحان برزمین، مقدماتی دارد وخداوند با طرح وبرنامه ای ، این مسأله رامحقق می سازد .

ازجمله مقدمات تحقق وعدۀ حاکمیت صالحان، بعثت پیامبر(ص) بود. آن حضرت دردوران بیست وسه سالۀ دعوت خویش، آزار و اذیت های بسیاری دید؛ اماهمه را تحمل کرد تا زمینه برای حاکمیت صالحان، فراهم آید. ایشان، پس ازعمری تلاش وکوشش درمسیرتحقق وعدۀ الهی، با نزدیک شدن زمان رحلت وبا هدف تداوم یافتن این جریان، امیرالمؤمنین(ع) رابه عنوان وصی، معرفی واموررا به ایشان، تفویض فرمود؛ تا این جریان، ازسوی صالحان واولیای الهی، پی گیری شود. متأسفانه ، شرایطی که پس ازپیامبر(ص)، پیش آمده، باعث شد که امور از مجرای خود ، بیرون رود وحتی عقب گرد و ارتجاعی به عصرجاهلیت، صورت بگیرد؛ به گونه ای که درروایات آمده است: « ارتد الناس ». منظورازاین ارتداد ، نه ارتداد فقهی، که به معنای ارتجاع وبازگشت به عقاید ومسائلی است که پیش ازبعثت رسول اکرم(ص) مطرح بوده است. دراین دوره بود که جبهۀ دین ستیز ، دوباره ظاهرشدوکوشید تاهمۀ دین را ازمیان بردارد.

قیام عاشورا ، حرکتی برای بازگرداندن دین به مسیراصلی بود.امام حسین(ع) ، برای اصلاح امت جدش (ص) قیام کردوکوشید تا دربرابرجریان دین ستیزجامعه، روشن گری نمایند. پس از قیام عاشورا اگر چه جریان مخالف به ظاهر ، مدتی حیات داشتند و حکومت کردند ؛ اما مسأله دگر گون شد و جدایی خط نفاق از خط اسلام ، برای همگان آشکار گشت . آن زمان بود که جریان انحرافی رسوا شد و دیگر نتوانست خود را به عنوان اسلام ناب بر اندیشه ها تحمیل کند. بنابر این برای تحقق آن وعده ی الهی، تلاش هایی صورت گرفته ومقدماتی فراهم گشته است که بعثت پیامبر(ص)، مسأله غدیروقیام عاشورا، روشن ترین نمونه های آن هستند. به همین جهت است که برزنده نگه داشتن یاد و خاطره قیام امام حسین(ع)، تأکید می شود؛ چرا که حادثه ی عاشورا توانست خط اصلی را از خط دروغین نفاق، بازشناسند. از این رو ،  زنده نگه داشتن خاطره عاشورا، به معنا ومفهوم پاس داشت خط روشنی است که اززمان پیامبر(ص) وبا هدف سلطۀ کامل دین اسلام برجهان، آغاز شده است .

بررسی گونه های برخورد با نهضت عاشورا و انتظار

اکنون، دو گونه می توان با مسألۀ پاس داشت عاشورا، رو به روشد. نخست، آن که عزاداری کرد ؛ گریه وزاری نمود؛ بر ظالمان ویزیدیان، نفرین ولعن کرد وازآنان بیزاری جست   .                                

   این روش، اگرچه خوب وارزشمند است، ولی روش کامل ودرستی برای زنده نگه داشتن قیام عاشورا به شمارنمی آید؛ چرا که اگرلعن یزید ومعاویه، سفارش شده است به این معنا نیست که این دونفربه عنوان یک شخصیت صرف، لعن می کنیم؛ بلکه بایدازآن دو، به عنوان نماد ونشانۀ یک جریان فکری دین ستیزوظلم پرور،برائت بجوئیم . در این صورت، لعن و نفرین شخصیت نمادین آنان، باعث تذکر این نکته خواهد بود که جریان جاصی وجود دارد که ملعون است وباید ازآن بیزاری جست وازاین حیث، تفائتی میان شخصیت یزید با یزیدیان تمام اعصار، نخواهد بود .

قرآن از این جریان فکری ملعون ، با عنوان « شجرۀ خبیثه » یاد کرده است. شجرۀ خبیثه، در واقع، خطّ فکری شخصیت های است که در طول تاریخ ، در برابر شجرۀ طیبه و در مخالفت با حیات طیب بوده و هستند .

نقل می کنند که یکی از مروانیان برامام باقر(ع) وارد شدند ؛ در حالی که ایشان گریه می کردند . هنگامی که آن شخص ، علت را جویا شد ، آن حضرت (ع) در جواب ، فرمود : « چرا گریه نکنم ؛ درحالی که شجرۀ معلونه ای که قرآن از آن یاد می کند ، درمسند حکومت است » آن شخص پرسید: « آیا من شجرۀ ملعونه هستم ؟» و امام پاسخ داد:« نه توازاهل بیت و شجرۀ طیبه هستی؛ نه ازشجرۀ ملعونه ».

از این روایت به خوبی مشخص می شود که مراد از شجرۀ خبیثه ، یک شخص یا نسل خاص نیست ؛ چه، اگراین بود، آن شخص نیز- که جزوخاندان بنی امیه محسوب می شد - می بایست دردایرۀ شمول آن قرار بگیـرد. بلکه منظور، یک خطِ فکری خاص است که دین ستیز و ضد عدالت می باشد؛ و این خطِ ّ فکـری در دوران مـا نیـز وجود دارد. ایـن جاست که برائت، معنا می شود. در مقابل، تولا، باید نسبت به خطِ فکری عدالت محور و زمینه ساز حاکمیت دین باشد.                            

  عزاداری امام حسین(ع) به معنای آن است که ما از این خط، دفاع می کنیم و از خط مخالفش، بیزاری می جوییم. عزاداری ِصرف و بی توجهی به این جریان ها، عزاداری ناقصی است که نمی تواند تأثیر گذار و جریان ساز باشدو مقدمات ظهور را فراهم کند. تنها، زمانی این عزاداری وزنده داشت خاطرۀ کربلا و قیام عاشورا می تواند تأثیرگذار باشد که بتواند خط فکری صحیح را زنده نگه دارد و بستری رابرای تحقق وعدۀ الهی،فراهم آورد.                                                                                            

 با دقت در اعدیه و زیارات نیز، می توان توجه به این جریان را مشاهده کرد؛ چرا که آن ها معمولاً با سلام و درود بر پیامبر شروع می شوند و درادامه به جریان عاشورا می رسند و آنگاه، این جریان را با وعده تحقق حاکمیت دین، پیوند می دهند.این، همان خط فکری است که می بایست زنده نگه داشت. این گونه است که میان نهضت عـاشورا و نهضت انتظـار، پیوند درستی برقـرار می شود. این پیـوند، پیوندی حقیقی است؛چرا که به طورطبیعی انتظارمی رود خطی که درکربلا، روشن، وازخط انحراف و نفاق، باز شناخته شد، روزی پیروز گردد.                                                                                                                            نهضت حسینی، مقدماتی چون مسأـلۀ ولایت وجریان غدیررا پشت سرگذارده بودوخود به حلقۀ دیگری برای اجرای وعدۀ حق، به سامان رساندن زمین و تحقق حکومت جهانی ِعدالت محور مهدوی، تبدیل شد. تذکر خاطره ی قیام عاشورا ، به معنای تذکر اهداف زنده نگه داشتن آن است تا مردم برای حکومت جهانی مهدوی آماده شوند                                                                                                                                         عزاداری به معنای تذکراین مطلب است که همواره دوخط مخالف، درطول تاریخ بوده است؛ خطی که پیامبران وخطی که پیامبران و اولیا و اوصیا درآن قرارداشته ودارند و خطی که فرعون و یزید و امثالهم ، در آن بوده و هستند؛ اینان کسانی هستند که می خواهند نورحق وحق طلبی وعدالت خواهی ازمیان برود و حکومت صالحان برروی زمین، محقق گردد. درمقابل، نهضت انتظارنیزبه معنای اعتقاد به پیروزی نهایی صالحان است که نمونۀ روشن آن، امام حسین(ع) ونهضت وی می باشد.                                        

  براین اساس، منتظران حکومت مهدوی را می توان به سه دسته تقسیم کرد: گروه اول، مردمی هستند که خود، اهل فسق وفجوروآلوده به گناه می باشد؛ ولی به علت آن که به دنبال فطرت خودوآرامش حقیقی هستند ، انتظاردولت مهدوی رامی کشند . این دسته ، اگر چه اهلیت ندارند ، اما به هر حال ، منتظر هستند . این انتظار، ازمقدمات تحول جامعه ی بشری برای تحقق وعده ی الهی محسوب می شوند.

گروه دوم ، کسانی اند که اهل فسوق و عصیان نیستند ؛ اما به انتظار فرج ، نگاه حد اقلی دارند . اینان در غم فراق ، گریه و برای ظهور ، دعا می کنند و به دنبال اموری هستند که به واسطه آن ، رضای امام زمان (ع) را جلب کنند . این عده ،  عموم شیعیان و محبین حضرتش را و بالا خره ، دسته سوم ، کسانی هستند که همانند عاشوراییان ، علاوه و بر خود سازی ، برای مهذب نمودن جامعه نیز تلاش می کنند که سیصد و سیزده نفر از ایشان ، یاران خاص حضرت هستند .

این سه گروه را درمیان عزاداران حسینی(ع) نیزمی توان یافت .عده ای، اگرچه عزاداری وبزرگ داشت قیام عاشورا را ترک نمی کنند، اما درعین حال، اهل معصیت نیزهستند.درک این دسته ازجریان قیام امام حسین(ع)، ناقص است ؛ چرا که نمی توان هم اهل فسق وفجور بود  و هم ازیزید و یزیدیان برائت جست.

گروه دوم کسانی اند که دل پاکی دارند و برای امام حسین (ع) نیز خالصانه عزاداری می کنند ؛ اما اهداف ایشان را به خوبی نشناخته اند .

و گروه سوم ، کسانی اند که به خوبی با جریان عاشورا ، پیوند خورداند . این عده ، جریان فکری دین ستیز را شناخته اند و خود را به جریان فکری حق طلب نزدیک کرده اند . طبیعتا عزاداری این دسته ، صحیح و اصولی خواهد بود.

از آن چه گذشت ، مشخص گردید که نهضت عاشورا و نهضت مهدوی، از جهات متعدد ، به هم پیوند خورده اند که باز خوانی این پیوند ها ، می تواند ما را در شناخت هر چه بهتر تکالیف و وظایفمان کمک کند.

 


Leave a Reply

»  Substance: WordPress   »  Style: Ahren Ahimsa