علل مستقيم آسيب زا در گسترش فرهنگ مهدويت
30 جولای 2009 @ 8:00 ب.ظ

علل مستقيم آسيب زا در گسترش فرهنگ مهدويت

در بخش گذشته، نگاهى گذرا و اجمالى به عوامل غيرمستقيم ولى تأثيرگذار در پذيرش فرهنگ مهدويت و گسترش آن داشتيم.

در اين بخش از نوشتار، درصدد پرداختن به عواملى هستيم كه به طور مستقيم در ميزان توفيق متوليان نشر و تبيين فرهنگ مهدويت، تأثيرگذار است. اين عوامل را در دو بخش روش‏ها و محتوا بررسى مى‏كنيم.

1 ـ روش‏هاى آسيب زا
بخشى از آسيب‏هاى وارده در مباحث دينى از جمله بحث مهدويت، برمى‏گردد به روش‏هاى انتقال پيام كه به صورت مستقيم در ميزان نهادينه سازى ارزش‏ها مى‏تواند تأثيرگذار باشد. در اين بخش از مقاله به برخى از روش‏هاى آسيب‏زا در اين حوزه پرداخته مى‏شود:

1 . 1 ضعف و ناكارآمدى روش‏ها در كانون‏هاى دينى
يكى از عوامل مهم آسيب زا در حوزه فعاليت‏هاى مهدويت، ضعف و ناكارآمدى كانون‏هاى دينى و مذهبى است. اين ضعف به ويژه در بخش صلاحيت‏هاى عاطفى و مهارتى، به اتخاذ روش‏هاى نامناسب در تبليغ مهدويت منجر مى‏شود.

آيا به راستى كانون‏هاى دينى از آمادگى لازم شناختى، مهارتى و عاطفى براى تبيين اين فرهنگ به گونه‏اى مطلوب برخوردارند و آيا در اين بيست و چند سال كه همه امكانات فرهنگى كشور در اختيار كانون‏ها قرار گرفته است اين كانون‏ها توانسته‏اند، متناسب با شرايط رشدى و عاطفى و با ادبيات نوجوان و جوان براى ارتقاى بينش و معرفت مهدوى نوجوانان و جوانان و ايجاد روحيه انتظار در آنان گامى مؤثر و كارشناسانه و هماهنگ بردارند؟

از ميان مراكز پژوهشى متعدد در عرصه گسترش معارف دينى، چند درصد از پژوهش‏ها در عرصه مهدويت و چگونگى ارائه اين فرهنگ اختصاص يافته است؟ اصولاً آيا اين‏گونه مراكز و كانون‏ها دغدغه شناخت، گردآورى و پاسخ‏گويى روشمند و اصولى به شبهات نسل جوان در اين زمينه را داشته‏اند؟

جا دارد كه پژوهش و تحقيق، در راستاى ميزان فعاليت و كارآمدى كانون‏ها در حوزه مهدويت صورت گيرد. آن وقت آمار، گوياى بسيارى از حقايق مى‏گردد.

به نظر مى‏رسد از جمله پرسش‏هاى اساسى كه درباره فعاليت كانون‏ها بعد از انقلاب بايد بدان پاسخ داده شود، عبارتند از:

ـ چه آموزشهايى براى ارتقاى سطح معرفتى جامعه در زمينه مهدويت داشته‏اند؟

ـ براى انجام آموزش‏هاى مؤثر به چه ميزان به تربيت نيروهاى آشنا به فرهنگ مهدويت و آشنا به اصول تعليم و تربيت روشمند، پرداخته‏اند؟

ـ چه راهكارها و راهبردهاى مؤثرى براى نهادينه كردن ارزش‏هاى مهدويت، با توجه به مراحل رشد و ادبيات خاص هر دوره، توسط متوليان كانون‏ها مورد استفاده قرار گرفته است؟

ـ از چه ابزار و وسايل كمك آموزشى براى نهادينه كردن اين فرهنگ بهره جسته‏اند؟

ـ آيا تا به حال، كار تحقيقى كارشناسانه‏اى براى يافتن بهترين روش‏ها براى نشان دادن چهره‏اى زيبا و اميدبخش از آينده حكومت جهانى حضرت صورت گرفته است؟

ـ آيا تا به حال كار آمارى براى سنجش ميزان آمادگى جامعه براى پذيرش حضرت و حكومت جهانى وى صورت گرفته است؟

ـ مهم‏تر از همه اين‏كه، آيا اصلاً دغدغه گسترش اين فرهنگ در ميان مسئولان كانون‏ها وجود داشته يا خير؟

2 . 1 ضعف شيوه‏هاى پيام رسانى دينى
يكى از عوامل مستقيم آسيب زا در موضوع مورد بحث، ديوارى است كه ميان دو نسل كشيده شده است و سخنان آنان توسط هم شنيده نمى‏شود. در واقع، گسستى ميان پيام دهندگان با گيرندگان پيام ايجاد شده كه مانع رسيدن پيام مى‏گردد. علت اين گسست اين است كه پيام‏هاى دينى از جمله پيام‏هاى مهدويت، بدون توجه به نيازهاى مخاطبان و ادبيات خاص آنان تهيه و فراهم گرديده است. بدون توجه به اين مهم كه آيا پيام‏ها به گوش مخاطب مى‏رسد يا نه؟ مرتب پيام ارسال مى‏كنيم و در پى آن هم، منتظر ايجاد روحيه انتظار و سرسپردگى و عشق نسبت به امام زمان(عج) هستيم. متأسفانه ما به دليل آن كه از شيوه‏ها و ابزارهاى جديد اطلاع رسانى براى رساندن پيام خود به نسل فعلى با اقتضائات موجود كم‏تر بهره جسته‏ايم؛ از اين‏رو در رساندن پيام دين در اين زمينه با ناكامى‏هاى جدى مواجه بوده‏ايم.

به هرحال عرضه نادرست محتوا و ضعف روش‏هاى موجود، موجب شده است كه پيام ما به مخاطبان نرسد. گاهى اين عرضه نادرست از سوى كسانى است كه بدون داشتن تخصص و خبرويت در اين حوزه، به عرصه تفسير و تبيين مباحث مربوط به مهدويت وارد مى‏شوند. در نتيجه برداشت‏هايى بسيار خرافى و نادرست از مسائل مربوط به مهدويت عرضه مى‏كنند، كه اين مسئله جز ايجاد گسست و فاصله ميان پيام رسان و گيرنده پيام چيز ديگرى را در برندارد. تحقيقاتى كه در اين راستا انجام شده از اين واقعيت تلخ پرده برمى‏دارد كه به حدى به صورت نادرست و غيراصولى اين مباحث توسط برخى افراد عرضه گرديده است كه ثمره آن جز ايجاد نگرشى منفى نسبت به حكومت جهانى حضرت، اثر ديگرى در برنداشته است. در يك مسئله‏شناسى كه از حدود 1000 دختر نوجوان قمى صورت گرفت، بيش‏تر آن‏ها شناختى بسيار مبهم و اندك نسبت به مهدويت داشته‏اند و عمده مشكل آنان اين بود: آيا صحيح است كه وقتى امام زمان(عج) ظهور مى‏كند پاى اسب ايشان در خون آدم‏هايى كه سر آن‏ها توسط آقا زده شده است فرو مى‏رود؟!

آيا اين مسئله چيزى جز عرضه نادرست اين گونه مفاهيم كه نهايتا به ايجاد نگرش منفى منجر شده است، چيزى در پى دارد؟

3 . 1 عدم تأمين نيروى انسانى كارآمد و روشمند
از آن‏جا كه نقش اول و محورى در فعاليت‏هاى فرهنگى و تربيتى، با كسانى است كه مسئوليت تبيين و تبليغ اين فرهنگ را عهده دار مى‏باشند. پس، پيش از هرگونه اقدامى در اين‏باره ، بايد به فكر آماده سازى نيروهاى متعهد و متخصص و روشمند باشيم. نيروهايى كه از صلاحيت‏هاى لازم در اين حرفه برخوردار باشند. منظور از صلاحيت‏ها؛ يعنى برخوردارى فرد از مجموعه شناخت‏ها، گرايش‏ها و مهارت‏هايى است كه مبلغ با كسب آن‏ها مى‏تواند به ايجاد تغييرات مطلوب و مورد نظر برسد.

به طور كلى، علماى تعليم و تربيت بر اين باورند: فردى كه قرار است مسئوليت نهادينه سازى يك ارزش را به عهده گيرد بايد از سه صلاحيت برخوردار باشد:

الف: صلاحيت شناختى

منظور از صلاحيت شناختى، آگاهى‏ها و مهارت‏هاى ذهنى است كه مبلغ را در شناخت و تحليل مسايل و موضوعات مرتبط با بحث، توانا مى‏سازد. به طور مثال در موضوع مهدويت مبلغ بايد پيش از ورود در فعاليت خود، از اين شناخت‏ها برخوردار باشد:

1 . شناخت اصول مربوط به تعيين محتواى مهدويت

2 . شناخت نسبت به مباحث مهدويت و اشراف كامل بر آن

3 . شناخت مربوط به روشهاى نوين ارائه پيام‏هاى مهدويت

4 . شناخت مخاطبان

5 . شناخت از جامعه و عنصر زمان و مكان

6 . شناخت نسبت به مبانى روان شناختى و اصول تعليم و تربيت.

ب: صلاحيت عاطفى

منظور از صلاحيت‏هاى عاطفى، مجموعه گرايش‏ها و علايق مبلغ نسبت به مسايل و موضوعات مرتبط با مسئوليت خود است. صلاحيت‏هاى عاطفى كه يك مبلغ بايد از آن برخوردار باشد عبارتند از:

1 . علاقه نسبت به مباحث مهدويت

2 . اعتقاد به تكريم

3 . گرايش نسبت به حضرت مهدى(عج) و برخوردارى از رابطه معنوى با حضرت

4 . داشتن صبر و شكيبائى و برخوردارى از ظرفيت‏هاى لازم

5 . داشتن روحيه اميدوارى و نشاط.

ج: صلاحيت عملكردى (مهارتى)

صلاحيت‏هاى عملكردى به آن بخش از صلاحيت‏هايى گفته مى‏شود كه با مهارت‏ها و توانايى‏هاى عملى مبلغ در فرآيند تبليغ مرتبط باشد. به بيان ديگر توانايى مبلغ براى انجام يك سرى اعمال سنجيده، منطقى و پيوسته را صلاحيت‏هاى مهارتى مى‏گويند. صلاحيت‏هاى مهارتى يك مبلغ در حوزه مهدويت به طور اجمال عبارتند از:

1 . توانايى به كارگيرى شيوه اقدام پژوهى مشاركتى در تربيت مهدوى

2 . توان به كارگيرى روش‏هاى نوين و مؤثر

3 . مهارت در حفظ فضاى عاطفى و اخلاقى در كلاس‏ها و برنامه‏هاى مهدوى

4 . توان درگير كردن مخاطبان خود در فعاليت‏ها و ايجاد روحيه كار گروهى در جوانان.

افزون بر آن‏چه گفته شد، مبلغانى كه براى ايفاى اين نقش خاص در نظر گرفته شده‏اند و قرار است كه روحيه اطاعت پذيرى و تبيين فرهنگ انتظار و مهدويت را پديد آورند، پيش از هرگونه فعاليتى، خود بايد يك انسان مطيع و منتظر و برخوردار از ويژگى‏ها و شرايط يك انسان منتظر باشند. كسى كه مى‏خواهد مردم را به برقرارى ارتباط معنوى و عاشقانه با امام زمان(عج) دعوت كند، نخست خود بايد اين ارتباط را برقرار كرده باشد. به بيان ديگر، بايد خود، يك شخصيت مهدوى باشد تا بتواند شخصيت مهدوى بپروراند. در اين صورت است كه مى‏تواند يك شخصيت تأثيرگذار در مخاطبان خود باشد. چرا كه پيچيدگى امر تربيت و رساندن پيام‏هاى دينى در شرايط كنونى (كم حوصلگى انسان‏ها، افزايش روش‏هاى اطلاع رسانى و تنوع آن‏ها، اشتغالات ذهنى انسان‏ها به مسائل پيرامون خود و…) مى‏طلبد نيروهايى كه عهده دار ارسال پيام‏هاى دينى هستند بيش از گذشته به روش‏هاى اطلاع رسانى مجهز و به فنون و اصول تعليم و تربيت، آشنا باشند. در غير اين صورت همان‏طور كه در بخش‏هاى گذشته اشاره شد، پيام به متربى نخواهد رسيد.

اگر چه اخيرا برخى مراكز تخصصى و پژوهشى فعاليت‏هاى خوبى را در زمينه تربيت نيروى كارآمد و پاسخ‏گو در حوزه مهدويت آغاز كرده، ولى به دليل تأخير در آغاز اين فعاليت‏ها، هم‏چنين جوان بودن جمعيت كشور ما و از سوى ديگر رويكرد جدى نسل جوان به بحث مهدويت، اين فعاليت‏ها در اين حد تأمين كننده نياز فرهنگى جامعه ما نمى‏باشد.

به هرحال در عصرى كه عصر اطلاعات، ماهواره و در هم نورديده شدن مرزهاى جغرافيايى و عصر اَبَر رسانه‏ها، آسمان باز، ترافيك هوائى اطلاعات و… است، نسبت به تربيت نيروهاى روشمند و آشنا به آخرين فن آورى اطلاع رسانى، بايد به جديت اقدام گردد تا بتوانند پيام مهدويت را با بهترين و مؤثرترين روش‏ها و شيوه‏هاى تربيتى به گوش جوانان برسانند.

4 . 1. استفاده از روش تخويف به جاى روش ترغيب

تحقيقات صورت گرفته در زمينه مهدويت و ميزان درونى سازى اين ارزش، نشان‏دهنده اين واقعيت تلخ است كه عمدتا براى تبيين اين فرهنگ و گسترش آن از روش تخويف استفاده شده است. غالبا در منابر و مساجد از كشتار انسان‏هاى غيرمطيع به دست امام زمان(عج) و خون‏ريزى انسان به حدى كه تمام زمين را خون فرا مى‏گيرد و از اين مسائل سخن به ميان آمده است. نخستين نكته‏اى كه پس از شنيدن نام امام زمان(عج) و عصر ظهور به ذهن افراد خطور مى‏كند، شمشير، خشونت و قتل افراد توسط امام زمان(عج) است. اين مسئله يكى از مهم‏ترين عوامل آسيب زا در حوزه مهدويت مى‏باشد. در حالى كه اساسا تحريك آدمى نسبت به ارزش‏هاى دينى در گرو ايجاد رغبت و شوق و توجه به آثار و وجوه زيباى آن مسئله است.

برخى مبلغان دينى به جاى اين‏كه از آثار زيباى ظهور حضرت و تحقق آرمان‏هاى بلند بشر در طول تاريخ در عصر ظهور، نيز از ويژگى‏هاى حكومت حضرت مهدى(عج)، از محبت و عشق ايشان نسبت به مردم سخن بگويند، از شمشير و خشونت و… حرف مى‏زنند. با اين وجود چگونه انتظار داريم كه نسل ما، يك نسل منتظر باشد و از جمله دعاهاى آنان، دعا براى ظهور حضرت باشد؟

جالب اين است كه در مسئله سنجى كه صورت گرفت، غالب دختران نوجوان گفته بودند: ما مى‏ترسيم براى ظهور آقا دعا كنيم؛ چون شنيده‏ايم حضرت سر آدم‏ها را با شمشير مى‏زند.

دقيقا از روشهايى براى معرفى شخصيت امام زمان(عج) بهره مى‏گيريم، كه دشمن و به ويژه صهيونيست براى مهدى زدايى و مهدى ستيزى از آن بهره مى‏جويد. آنان به وسيله فيلم، بازى‏هاى رايانه‏اى، نمايشنامه و… چهره‏اى خشن و وحشتناك از امام زمان(عج) ترسيم مى‏كنند كه متأسفانه دوستان حضرت هم چهره‏اى كه از ايشان در منظر كودكان مجسم مى‏نمايند، چهره‏اى خشن است كه تنها با شمشير و كشتار پيام خود را به مردم مى‏رساند.

در حالى كه در روايات به قدرى از زيبايى‏هاى زمان حضرت گفته شده كه اگر آنها رواج پيدا كند، قطعا انسان‏ها بى‏صبرانه برپايى حكومت جهانى حضرت و ظهور وى را مى‏كشند مانند رواياتى كه به رشد عقلى، رشد علمى، ايجاد رفاه و گسترش روابط عاطفى در مناسبات اجتماعى مردم اشاره دارد، هم‏چنين ريشه كنى فقر و بى‏عدالتى و ايجاد امنيت و آرامش در عصر ظهور كه به فراوانى هم وجود دارد، مى‏تواند رغبت آفرين و محرك باشد؛ اين در حالى است كه كم‏تر از آن‏ها سخن به ميان آمده است.

مردم به ويژه جوانان به طور روانى به هر آن چه كه اميدآفرين و نشاط آور باشد رغبت دارند و از هر آن چه كه بوى يأس و نااميدى و خشونت دارد روى گردانند.

به هرحال تكيه بر زيبائى‏هاى عصر ظهور، مى‏تواند درهاى زيبايى و لطايف تربيت مهدوى را بر روح و روان مخاطبان ما بگشايد. بايد با توجه به طبيعت خاص انسان كه از هنر و زيبايى لذت مى‏برد و از شنيدن مطالب خشك و يك نواخت گريزان است، براى انتقال پيام‏هاى مهدوى از روش‏هاى هنرى و زيباشناسى بهره جست. لازم است مربيان و مبلغان با استفاده از امكانات و ابزارهاى كارآمد مثل فيلم، گرافيك، نقاشى، شعر، داستان و … زمينه را براى استحكام پايه‏هاى معرفت دينى متربيان فراهم كنند.

بايد پيام مهدوى به پرده‏اى زيبا با تصاويرى دلنشين همراه شود. در زيبايى است كه انسان كشش پيدا مى‏كند، شوق درونى‏اش شكفته مى‏شود و به وجد مى‏آيد.

لازمه كشش درونى نسبت به مباحث مهدويت، تلطيف دل است. دل بايد نسبت به پذيرش پيام مستعد شود. فخر رازى در تفسير تلطيف ساختن دل مى‏گويد: «منظور از تلطيف دل آن است كه درون را مستعد توجه به آن قبله كنى». بايد بدانيم كه با ترس و وحشت، درون مستعد پذيرش نمى‏شود. شرط پذيرش پيام تربيتى آن است كه درون را با جمال و زيبايى، لطيف ساخته و همه عواطف را متوجه آن مقصود كنيم. هنگامى كه جاذبه در درون انسان به وجود آمد، ديگر خود به دنبال پيام‏ها و ارزشهاى مهدوى مى‏رود.

به هرحال، كسى كه رسالت تربيت مهدوى را به دوش مى‏كشد، بايد پيام خود را چهره‏اى زيبا بخشد و با شناخت شرايط عاطفى متربى كشش درونى او را مهيا سازد. زيبايى و جمال كليد تربيت مهدوى است و بايد كليد را به دست آورد.(5)

از سوى ديگر استفاده از تخويف و ايجاد نگرانى و تشويش، موجب قفل دل، احساس و عواطف و كنش‏هاى درونى مى‏گردد و جز رويگردانى از ارزش‏ها، پايان ديگرى نخواهد داشت.

5 . 1 عدم بهره‏گيرى از روش‏هاى درونى سازى و ايجاد نگرش مثبت

اعتقاد به مهدويت، در صورتى منشأ اثر در زندگى فردى و اجتماعى مى‏شود كه اين ارزش در فرد درونى شده باشد و مخاطبان از درون، پيام ارتباط با امام و ضرورت پيروى را بگيرند؛ به بيان ديگر مهدى را در درون خود بيابند.

يكى از عوامل آسيب زا در تربيت نسل ولايت مدار و پيرو امام زمان(عج) اين است كه مجموعه آموزش‏ها و فعاليت‏هاى تربيتى ما در راستاى مهدى دهى بوده است. در حالى كه از نظر كارشناسان دين، مسئله اعتقاد به منجى و مهدويت يك مسئله فطرى و درونى است و اگر به جاى آرايش و افزايش آگاهى‏هاى فرد، در اين‏باره مرتب به پيرايش و تهذيب آن دست بزنيم، در اين صورت به دليل نورانيت و اشراق درونى، خود فرد جايگاه منجى را درون خود خواهد يافت. آن موقع است كه عشق به مهدى همانند چشمه‏اى از روح فطرت او مى‏جوشد و آب زلال اين عشق در سرزمين وجود او جارى مى‏شود.

براين اساس بايد زمينه‏اى فراهم كرد كه فرد بتواند از درون احساس كند؛ نه اين‏كه از بيرون اقتباس نمايد. همه كسانى كه دست اندركار تربيت مهدوى هستند نيز خود بايد اين احساس را از درون داشته باشند نه آن كه به شيوه بازيگران، نقش بازى كنند. در اين صورت، آموزش‏هاى مهدوى منجر به تربيت مهدوى مى‏گردد و شعار مهدويت به شعور مهدويت مبدل مى‏شود و مراسم و جشن‏هاى نيمه شعبان موجب پرورش روحيه انقياد و اطاعت و انتظار مى‏گردد. در اين صورت حس مهدى يابى، مبتنى بر ايمان درونى و سرشار از عشق و معنايابى و لذت انتظار مى‏گردد.

به هرحال، آموزش‏هاى پى در پى و هراس آور و غيرمؤثر در جامعه دينى، به حس درونى و فطرى مهدويت آسيب‏هايى دينى وارد كرده است. لازم است كه براى خروج از اين بن بست، به تغيير روش در تبليغات دينى و مذهبى دست بزنيم و روشى را در تربيت مهدوى اتخاذ كنيم كه به مهدى يابى منجر شود. در اين صورت است كه با عشق و شور و نياز درونى همراه مى‏گردد. آن زمان است كه مهدى(عج) در متن زندگى فرد قرار مى‏گيرد و ظهورى سرشار از عشق و اميد و زيبايى در جاى جاى زندگى او پيدا مى‏كند. فرد مهدى‏باور با تمام وجود در مى‏يابد كه منجى عالم بشريت در سراسر جهان هستى ظهور دارد گرچه ظاهرا اينكه حضور ندارد. احساس اين ظهور موجب مى‏شود كه اميد به زندگى و نشاط و محبت و شور و شوق انتظار در او ايجاد شود.

مى‏دانيم كه فعاليت‏هايى منجر به تغيير رفتار مى‏گردند كه پايگاه درونى داشته باشند و بدون اين پايگاه، هرگونه فعاليت جنبه صورى و ظاهرى مى‏يابد. از آن جا كه دين، با تمام جزئيات آن در درون انسان، فطرى است از قدرت تغيير بالايى برخوردار است، پس بايد از روش‏هايى براى تبليغ و تبيين فرهنگ مهدويت بهره جست كه نهايتا درونى شدن اين ارزش‏ها را در پى داشته باشد.

متخصصان تعليم و تربيت بر اين باورند كه براى درونى سازى يك ارزش، بايد مراحل مختلف حيطه عاطفى را كه از ساده به مشكل است، پشت سر گذاشت. پيمودن اين مراحل موجب تغيير در نظام ارزشى فرد مى‏شود و مهدويت به عنوان يك ارزش در شخصيت او متبلور مى‏گردد.(6) اين است مفهوم درونى سازى كه متأسفانه كم‏تر از اين قالب‏ها، براى تغيير نظام ارزشى و نهايتا درونى كردن ارزش‏هاى اخلاقى در فعاليت‏هاى مذهبى بهره گرفته مى‏شود.

6 . 1 استفاده نكردن از روش اسوه‏پردازى

در تربيت مهدوى و استفاده از وجود مبارك امام زمان(عج) به عنوان كسى كه خود بيش از ديگران دستورات دين را در رفتار و كردار خويش نمايان ساخته و به عنوان يك انسان كامل، راه تكامل را پيموده است، اهميت بسيارى دارد. به همين دليل شايستگى اين مقام را پيدا كرده تا دست ديگران را هم در دست خود قرار دهد و به مطلوب نهايى برساند. اگرچه استفاده از روش الگويى در عصر غيبت، براى ما به دليل عدم امكان ارائه الگوهاى عينى امرى مشكل است، ولى به هرحال مى‏توانيم در صورت ارائه درست شخصيت حضرت به جوانان، شخصيت ايشان را به عنوان يك الگو، معرفى كنيم. حتى با توجه به تعلق امام زمان(عج) به عصر ما، آن حضرت، بيش از امامان ديگر مى‏تواند نقش الگودهى داشته باشد. البته در صورتى كه شخصيت امام را يك شخصيت فرا انسانى جلوه ندهيم و آن قدر به اين شخصيت اسوه و نمونه قداست نبخشيم كه امكان همانندسازى با اين الگوى ربانى را از جوانان سلب كنيم. چرا كه اگر در منظر جوانان الگوهاى ربانى چون امامان معصوم، موجوداتى دست نيافتنى و عرشى باشند كه متعلق به آسمانند نه زمين، ديگر امكان الگوگيرى از اين شخصيت را غيرممكن مى‏دانند.

البته نبايد به خاطر فرار از فرا انسانى جلوه دادن حضرت، به دام تقدس زدايى از ايشان بيافتيم. بلكه بايد سعى شود با ترسيم سيماى انسانى حضرت مهدى(عج) كه در روايات ما هم خوشبختانه زياد از اين جنبه زندگى حضرت سخن به ميان آمده است، امكان همانندسازى و متابعت و ارتباط را در مخاطبان ايجاد كنيم. در عين حال، نبايد از ويژگى‏هاى خاص و ملكوتى حضرت كه خود در ساختن يك شخصيت پرجاذبه براى جوانان مى‏تواند مؤثر باشد، غافل بود.

به هرحال عدم توفيق متوليان تعليم و تربيت در ارائه الگويى درست از شخصيت حضرت در زمان كنونى و استفاده نكردن از روش اسوه‏پردازى، موجب شده است كه نسل جوان ما از اين الگوى متعالى و ربانى و متعلق به زمان، كم‏تر بهره جويد. در حالى‏كه جا دارد از روش اسوه‏پردازى كه مؤثرترين روش در تربيت دينى است براى تربيت مهدوى بيش‏تر بهره بردارى كنيم.


نظرات
دسته‌بندی نشده
علل آسیب زای مهدویت
30 جولای 2009 @ 7:57 ب.ظ

علل آسيب زا در بحث مهدويت را، مى‏توان به دو بخش علل مستقيم و علل غيرمستقيم تقسيم كرد. منظور از علل مستقيم، عللى است كه مستقيما با مباحث اين حوزه سروكار دارد مانند روش‏ها و محتوا.

علل غيرمستقيم عللى است كه به ويژگى‏هاى شخصيتى يا به امور اجتماعى و پيرامونى فرد مربوط مى‏شود. در اين بخش ما به صورت مختصر و گذرا به علل آسيب زاى غيرمستقيم مى‏پردازيم و در ادامه بحث درباره علل مستقيم كه همان روش‏ها و محتوا است، خواهيم پرداخت.

علل آسيب زاى غيرمستقيم

يكى از مهم‏ترين عواملى كه در نهادينه سازى فرهنگ مهدويت مى‏تواند به صورت غيرمستقيم آسيب زا و اختلال‏آميز باشد، عبارت است از: زمينه‏هاى شخصيتى و شخصى فرد كه از آن جمله مى‏توان به موارد زير اشاره كرد.

عدم توجه به ايجاد شاخص‏ها و معيارهاى لازم شخصيتى براى پذيرش فرهنگ مهدويت

پذيرش فرهنگ مهدويت و نهادينه سازى اين فرهنگ نيازمند بسترى مناسب و ظرفى مستعدبراى پذيرش اين فرهنگ متعالى است و اين بستر چيزى نيست جز ظرف وجودى فردى كه قرار است داراى فرهنگ و تربيت مهدوى گردد. از جمله پيش‏نيازهاى لازم، قبل از هرگونه فعاليت در زمينه گسترش اين فرهنگ، ايجاد زمينه و ظرف مناسب براى پذيرش آن است. به بيان ديگر فرد، نخست بايد از نظر شخصيتى مستعد و آماده پذيرش اين پيام باشد.

به نظر مى‏رسد براى ايجاد يك بستر مناسب و مستعد براى پذيرش پيام، قبل از هرگونه فعاليت مهدوى، بايد به پرورش احساس‏هاى متعالى چون حس خداپرستى، اخلاقى، عاطفى و زيباخواهى پرداخت. در اين صورت است كه فرد از شاخص‏هاى لازم و زمينه مستعد براى پذيرش تربيت مهدوى برخوردار مى‏گردد كه ما در اين بخش از نوشتار به كوتاهى به اين مطلب مى‏پردازيم:

1 . حس خداخواهى و عبوديت و بندگى
فرد اگر در مسير عبوديت و بندگى خداوند قرار نگرفته باشد و عبد خدا نباشد، چطور بايد از او انتظار پذيرش ولى خدا را داشته باشيم. پس، پيش از گسترش و نشر فرهنگ مهدويت، بايد در ايجاد روحيه بندگى و عبوديت فعاليتى منسجم و اصولى صورت گيرد. طبيعى است وقتى ما بتوانيم روحيه تعبد را در متربى پرورش دهيم، در مرحله بعد مى‏توانيم خيلى راحت با بهره‏گيرى از اين روحيه بلند، او را به سمت پذيرش ولى خدا سوق دهيم. و زمينه انس و ارتباط با مولا و در نهايت روحيه اطاعت و انقياد از ولى خدا را در او پرورش دهيم. انسان اگر بنده خدا باشد، بدون چون و چرا مطيع اوامر الهى خواهد بود؛ چرا كه بنده خدا، فردى آزاد از زنجير عوامل قالب‏ساز و شكل دهنده محيط و اجتماع و فردى آگاه و آزاد از تخيلات، اوهام و آرزوهاى بى‏اساس و داراى انديشه و فهم واقع ياب مى‏شود. فردى آزاد از اسارت فرهنگ‏ها و سنت‏هاى فرسوده و رها از چنگالِ لذت و الم خواهد بود و نهايتا آزاد از خودخواهى و خودكامگى، كه وجود اين ويژگى‏ها، زمينه ساز پذيرش ولى خدا و اطاعت و پيروى از او مى‏باشد.

جانِ كلام آن كه بايد در زمينه ايجاد روحيه تعبد و آن هم تعبد برگرفته از تعقل، در جامعه فعاليت كرد؛ چرا كه اين نخستين گام اساسى و مهم در ايجاد بسترى مناسب براى انجام فعاليت‏هاى مهدوى است. كسانى كه در طول تاريخ از بندگى خدا برخوردار بودند و به معناى واقعى عبد بودند نه عابد، هيچ گونه مشكلى براى پذيرش ولى خدا نداشتند. از سوى ديگر، بررسى‏هاى تاريخى نشان مى‏دهد كسانى زير بار رهبرى‏هاى الهى نرفتند كه در زمينه عبوديت و بندگى دچار ضعف و سستى بودند.

بنابراين، بدون ايجاد روحيه تعبد و بندگى، هرگونه فعاليتى در زمينه ولايت مدارى و پذيرش ولى امر بى‏نتيجه خواهد بود يا به نتيجه مطلوب نخواهد رسيد. حركت در مسير عبوديت و بندگى، فرد را آراسته به شاخصه‏اى بسيار ارزشمند به نام تقوى مى‏سازد. اين شاخصه يكى ديگر از پيش زمينه‏هاى لازم و ضرورى در گسترش فرهنگ مهدويت مى‏باشد.

در زمينه تقوى و صيانت ذات، زياد سخن گفته شده، ولى منظور ما از تقوى همان مطلبى است كه علامه جعفرى(ره) از آن به صيانت ذات تكاملى ياد مى‏كند(3). منظور از اين اصطلاح، تبديل تدريجى ذات يا من طبيعى به ذات يا من تكاملى كه اين تبديل با دو بال جذبه كمال و دفعِ نقص، صورت مى‏گيرد. به اين معنا كه وقتى فرد در پى جذب كمال باشد، بهترين راه را براى رسيدن به كمال، تأسى به الگوهاى كمال يافته و انسان‏هاى كامل مى‏داند. او بر اين باور است كه بايد دست خود را در دست امام زمان خود قرار دهد، تا او را به نقطه نهايى كمال همان ايصال الى المطلوب كه شأن واقعى امام است، برساند. از اين‏رو، خواهان يافتن وجود امام زمان خود مى‏باشد و با شور و اشتياق به دنبال اوست. ايجاد اين زمينه موجب مى‏گردد هرگونه معرفت مهدوى و هرگونه فعاليت براى نهادينه سازى آن، جايگاه خود را بيابد و در ظرف لازم قرار بگيرد.

پيروى از قرآن يكى ديگر از شاخص‏ها و ملاك‏هايى است كه عبد خدا در مسير عبوديت بايد از آن برخوردار گردد كه اين بهره مندى از لوازم ضرورى پذيرش فرهنگ مهدويت است. چرا كه اگر فرد پيرو قرآن باشد، با توجه به وجود آيات مكرر در قرآن درباره ضرورت پيروى از اهل بيت، قطعا عمل به اين آيات را هم خواهد پذيرفت. عمل به آياتى چون «اطعيوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم…» براى او امرى واجب و ضرورى خواهد بود. پس لازم است كه در ابتدا فرد را شاگرد مطيع و منقاد مكتب قرآن تربيت كنيم. در قدم بعد، او خود عمل به آياتى چون آيات ولايت را خواهد پذيرفت. از سوى ديگر، كسى كه در اصل تبعيت و سرسپردگى به دستورات زندگى‏بخش قرآن دچار سهل انگارى، تزلزل و تردد است، اين ترديد و دودلى و سهل انگارى در عمل به قرآن، در ميزان تبعيت او از ولايت هم تأثير دارد.

از نشانه‏هاى ديگر آسيب‏مندى در دين و ولايت مدارى، مسئله پايبند نبودن به هنجارهاى اخلاقى است. به هر ميزان كه افراد در قبال هنجارهاى اخلاقى سهل‏انگار و بى‏توجه باشند به همان ميزان، تبعيت از امام معصوم عليه‏السلام كاهش مى‏يابد. حوادث و جريانات تاريخى بيانگر رابطه‏اى مستقيم ميان گردن نهادن به دستورات رهبر الهى و ميزان پايبندى افراد به هنجارهاى اخلاقى است.

2 . پرورش حس اخلاقى
در نظام تربيتى اسلام، وجود پيامبران و امامان معصوم، براى زمينه سازى براى تكامل و رشد معنوى انسان از جايگاه مهمى برخوردار است و اساسا هدف از بعثت انبيا به ويژه رسالت خاتم پيامبران صلى‏الله‏عليه‏و‏آله تكميل فضايل اخلاقى و فراهم كردن تجهيزات اين رشد و كمال بيان شده است.

شخصيت اخلاقى عنصر اساسى و جوهره اصلى وجود انسان را تشكيل مى‏دهد و بدون اخلاق، آدمى شخصيت واقعى خود را باز نمى‏يابد. اخلاق در انسان، گرايش به فضايل اخلاقى را ايجاد و روح ملكوتى انسان را به اوج كمال مى‏رساند.

انسانى كه از نظر اخلاقى پرورش يافته و به فضايل و نيكى‏ها گرايش پيدا مى‏كند، طبيعى است كه عاشق و دلباخته انسان‏هاى بافضيلت و كمال مى‏شود و به دنبال آنان مى‏گردد، از اين‏رو وقتى با شخصيت بلند و متعالى، انسان كاملى چون امام زمان(عج) مواجه مى‏شود، عقربه‏هاى درون او به صورت ناخودآگاه به سوى امام كشيده مى‏شود و بدون چون و چرا او را مى‏پذيرد.

به همين دليل بايد پيش از معرفى شخصيت امام زمان(عج)، به پرورش اخلاقى فرد اقدام كرد. در اين صورت او خود به سوى الگوها و اسوه‏هاى اخلاقى متمايل مى‏شود و هر چه الگو كامل‏تر و متعالى‏تر باشد، گرايش درونى و مثبت‏ترى نسبت به او پيدا كند. آن گاه در پرتو شخصيت اين انسان كامل و انس و الفت با او و با محبت و عطوفت و احترام به شخصيت انسان كامل، در مسير رشد، پويايى و تكامل اخلاقى خود گام‏هاى بلندتر و بزرگ‏ترى را برمى‏دارد.

هرگاه اخلاق با زمينه فطرى و عقلى كه دارد رنگ عاطفى نيز به خود بگيرد و به صورت احساسى پاك درآيد، اين بهترين راه براى جذب جوانان به وجود مبارك امام زمان(عج) مى‏شود. بنابراين، متوليان تعليم و تربيت نبايد از اين اهرم مؤثر غافل باشند.

3 . پرورش عواطف
عاطفه از ماده «عطف» به معناى گرايش و انعطافى است كه از رهگذر ارتباط فرد با موجود مورد توجه خارج از وى برقرار مى‏گردد و از آن به احساس نيز تعبير مى‏شود.

از نظر روان‏شناسان، پرورش عاطفى همواره امرى مهم تلقى شده است. هم‏چنان كه آيات، روايات و مباحث تربيتى اسلام نيز آن را مورد توجه كامل و دقيق قرار داده و رهنمودهاى ارزشمندى در اين‏باره ارائه داده‏اند.

تربيت عاطفى، به معناى هدايت و كنترل عواطف و احساسات و شكوفاسازى و بهره‏گيرى به موقع از آن‏ها براى رسيدن به امر مطلوب؛ يعنى خير و سعادت انسان است. نقش عاطفه در عمل از عوامل و انگيزه‏هاى ديگر نيرومندتر است و بايد همواره تحت كنترل و پرورش ويژه قرار گيرد.

به هرحال، با پرورش درست عواطف، از تربيت عاطفى مى‏توان به عنوان يك عامل بسيار قوى و انگيزه‏اى نيرومند، براى ايجاد ارتباط عاطفى ميان متربى با امام زمان(عج) بهره جست.

با استفاده از حس عاطفى مى‏توان نگرشى مثبت نسبت به امام عصر(عج) پديد آورد. وقتى نگرش ايجاد شد، در پى آن حتما تغيير رفتار خواهد بود؛ به‏ويژه در نوجوانان و جوانانى كه در مرحله شكوفايى احساسات و شكل‏گيرى شخصيت هستند. اگر اين احساسات به سوى مهدويت هدايت شود و احساسات و عواطف پاك و معصومانه آنان متوجه وجود مقدس امام زمان(عج) گردد، مطمئنا مهم‏ترين گام تربيتى برداشته شده است.

براى اين كار بايد مبلغان و متوليان تعليم و تربيت با راهكارهاى شكوفايى عواطف و احساسات و هم‏چنين راه‏هاى تربيت عاطفى و چگونگى كنترل و هدايت آن آشنا باشند تا بتوانند از اين انگيزه بسيار مهم و قوى براى تربيت مهدوى بهره بردارى كنند. البته اين مسئله مهارت و دقت افزونى را طلب مى‏كند.

از جمله راهكارها و راهبردهايى كه مى‏توانيم براى پرورش حس عواطف نوجوانان و كنترل و جهت دهى آن به كار گيريم عبارتند از:

1 . احترام به شخصيت جوان

2 . مسالمت و مدارا

3 . اغماض و چشم پوشى

4 . برخورد مهرآميز

5 . تشويق و ترغيب جوانان به پاكى

6 . بها دادن به اظهارنظر آنان

7 . دادن مسئوليت‏هاى مناسب

8 . ارزش گذارى به شخصيت معنوى جوان

اين راهكارها اگر مورد توجه مربيان و مبلغان مهدويت قرار گيرد، در مجموع موجب پرورش حس عاطفى آنان مى‏شود و نهايتا زمينه و بستر لازم شخصيتى را براى پذيرش مهدويت در فرد ايجاد مى‏كند. عواملى چون ايمان قوى و ذوب شدن در محبت خداوند و عشق به سعادت ابدى از عواملى هستند كه مى‏توان به وسيله آن‏ها انسان‏ها را كنترل كرد.

4 . پرورش حس زيبايى
حس زيبائى و زيبايى‏خواهى از جمله گرايش‏ها و احساسات متعالى انسان است كه در مطالعات علمى و روان‏شناسى مورد توجه قرار گرفته است.

برخى از احساسات متعالى مانند حس زيبايى از جلوه‏هاى گوهر اصلى انسان است كه منشأ بروز كمالات و ارزش‏هاى انسانى و الهى مى‏گردند. زيبايى و زيبادوستى ابعاد و جلوه‏هاى گوناگونى دارد، ولى آن چه كه در اين بخش از نوشتار، مورد توجه ما مى‏باشد، زيبايى معنوىِ خداجويى، كرامت و عزت، عفاف و استغنا، شجاعت، عدالت، ايثار و انسان دوستى است. اين‏ها از عوامل جذب دل‏هاى وارسته و آزاده به سوى الگوهاى متعالى چون وجود ارزشمند ولى عصر(عج) مى‏باشد.

اگر حس زيبايى و زيبادوستى در نوجوانان و جوانان پرورش يابد، به هر آن‏چه زيباست گرايش پيدا مى‏كنند و عقربه وجود آنان به صورت خودكار به سوى زيباييهاى معنوى وجود ولى خدا حركت مى‏كند و علاقه‏مند به پيوند عاطفى و روحى با امام مى‏گردند. چرا كه از ويژگى‏هاى اسوه‏هاى ربانى، برخوردارى آنان از فضايل و جمال معنوى است كه موجب مى‏گردد از شخصيتى پرجاذبه برخوردار شوند و قلوب انسان‏ها را همچون آهن ربايى قوى به سوى خود متمايل كنند.

پس يكى ديگر از پيش زمينه‏هاى شخصيتى لازم براى جلب توجه جوانان و نوجوانان به سوى امام زمان(عج) توجه به پرورش حس مذهبى به ويژه حس زيباييهاى معنوى است.

براى پرورش زيبايى‏هاى معنوى در راستاى تربيت مهدوى مى‏توان از راهكارهاى زير بهره جست:

1 ـ تذكر آثار وجودى امام زمان(عج) و نعمت وجود امام براى جامعه انسانى.

2 ـ صحبت درباره محبت بى‏دريغ امام نسبت به امت، كه در روايات ما از توجه امام زمان(عج) حتى در عصر غيبت نسبت به امت، زياد سخن به ميان آمده است و جا دارد نمونه‏هايى كه حكايت از اوج رأفت و رحمت امام نسبت به امت است، بيان گردد.

3 ـ معرفى امام به عنوان مظهرى از مظاهر جمال و كمال الهى.

4 ـ معرفى جلوه‏هاى گوناگون زندگى حضرت مانند علم، حكمت، محبت، عزت و… به ويژه توجه به ويژگى‏هايى كه شور و عشق در وجود فرد مى‏آفريند.

مهمترين و مؤثرترين راه براى پرورش حس معنوى، توجه دادن به كمالات اخلاقى امام زمان(عج) است.براى نمونه مى‏توان به روايتى از حضرت رضا عليه‏السلام اشاره كرد كه فرموده است:

مهدى(عج) داناترين، بردبارترين و پرهيزكارترين مردمان است و از همه انسان‏ها بخشنده‏تر و شجاع‏تر و عابدتر است


نظرات
دسته‌بندی نشده
معنا شناسی بحث آسیب های تربیتی مهدویت
30 جولای 2009 @ 7:54 ب.ظ

پژوهش در زمينه آسيب‏شناسى مهدويت، عرصه‏اى جديد و بدون پيشينه تحقيقىِ در خور توجه است. از اين رو اين نوشتار، تنها مقدمه‏اى در اين باب است و نگارنده اميد دارد تا با انجام چنين پژوهش‏هايى باب تحقيق و پژوهش در اين مبحث بيش‏تر گشوده گردد. چرا كه هنوز تحقيق نظرى يا ميدانى در خور توجه، معتبر و جامعى در اين‏باره وجود ندارد. متأسفانه علاوه بر اين كه پژوهشى نظام‏مند و بنيادين در اين زمينه نداريم، از پژوهش‏هاى تجربى و ميدانى كه بتواند بيانگر وضعيت موجود مهدويت در كشور باشد، نيز بى‏بهره مى‏باشيم. تحقيقاتى هم كه صورت گرفته، عمدتا بى‏نظم و غيرنظامندند و پژوهشى كه تحليلى، موشكافانه و برخوردار از شيوه‏هاى ارزشيابى باشد وجود ندارد.

معناشناسى بحث

1 . مفهوم آسيب‏شناسى
آسيب، عاملى است كه سبب اختلال، ناهنجارى و آفت در پديده‏ها مى‏شود و آسيب‏شناسى به معناى بازشناسى اختلال‏هاى مفهومى و مصداقى بحث است. اين اختلال‏ها ممكن است در اثر ناكارآمد بودن و ضعف روش‏هاى پيام‏رسانى و يا محتواى پيام باشد. بعضى از عوامل به صورت مستقيم در ايجاد اين اختلال‏ها دخيل بوده (مثل ضعف در محتوا) يا ممكن است به جهت عواملى غيرمستقيم اين مسئله رخ داده باشد. به هرحال بايد هم اختلال‏ها بازشناسى شود و هم علل ايجاد اين اختلال‏ها، كه به مجموع اين‏ها آسيب‏شناسى گويند.

2. مفهوم تربيت
صاحبنظران تعليم و تربيت تعريف‏هاى متعدد و گوناگونى از تربيت ارائه داده‏اند كه در اين نوشتار، تنها به آخرين تعريفى كه در اين حوزه به عنوان يك تعريف قابل قبول مطرح است بسنده مى‏كنيم و آن عبارت است از: «حركت از وضع موجود به سمت وضع مطلوب».

مفهوم آسيب‏شناسى مهدويت

هرگاه مفاهيم و آموزه‏هاى مهدوى در دين مورد بدفهمى قرار گيرد يا به صورت نابجا القا شود، آسيب‏هاى چشم‏گيرى در اين حوزه آشكار خواهد شد. به عبارت ديگر منظور از آسيب‏شناسى مهدويت، اين است كه كج‏روى‏ها و كج انديشى‏هايى كه تا به حال در اين مقوله صورت گرفته است، مورد بازشناسى قرار گيرد تا نهايتا مفاهيم و ديدگاه‏هاى مهدوى در دين به دور از اختلال‏هاى مفهومى و مصداقى ياد شده بازشناسى شود.

اهميت آسيب‏شناسى مهدويت
ثمربخشى تلاش دست اندركاران و مروجان فرهنگ مهدويت، به آسيب‏شناسى مهدويت؛ يعنى شناخت و تحليل موانع جريان مهدويت و تبيين چگونگى برخورد مؤثر با اين عوامل، بستگى دارد.

تربيت مهدوى در مفهوم خاص آن: «مجموعه تدابير و اقدامات سنجيده و منظم فرهنگى براى پرورش و تقويت ايمان و باورهاى مهدوى» در مخاطبان است. و براى رسيدن به اين هدف والا به دو عامل برنامه‏ريزى و آسيب‏شناسى نيازمنديم. از سوى ديگر، اهميت، اولويت و ضرورت انكارناشدنى تبيين و ترويج فرهنگ مهدويت در نظام دينى، ضرورت توجه به بحث را دوچندان مى‏كند.

هم‏چنين باور به حقانيت بحث و رويكرد جدى نسل جوان براى پذيرش باورهاى مهدوى و گرايش به آن، همه دست اندركاران را وامى‏دارد تا براى افزايش ثمربخشى اين فرايند و نهادينه سازى فرهنگ مهدويت و يافتن راهكارهاى مناسب بر تلاش خود بيافزايند .

بايد اين نكته مهم را يادآور شد كه دست‏اندركاران امر فرهنگ مهدويت با وجود تلاش زياد براى تبيين و ترويج اين فرهنگ، با ناكامى‏ها و بن بست‏هاى بسيارى روبه‏رو بوده است. البته بسيارى از اين ناكامى‏ها برمى‏گردد به كج روى و كج‏انديشى‏هايى كه در اين حوزه توسط برخى از مروجان اين فرهنگ صورت گرفته است. از اين‏رو جا دارد كه به جد به شناختن اين كجروى‏ها و كج انديشى‏ها اقدام گردد. به بيان ديگر بايد به پيرايش و تهذيب مفاهيم و مصاديقى كه تا اكنون وارد اين فرهنگ شده است پرداخت. در غير اين صورت هرگونه برنامه ريزى براى نهادينه سازى اين فرهنگ، بى‏نتيجه خواهد بود. كسانى كه بدون توجه به بحث آسيب‏ها وارد عمل مى‏شوند، هم‏چون باغبانى مى‏مانند كه بدون توجه به آفت‏ها، مشغول كشت و كار شود كه قطعا در اين صورت اين كشت و كار ثمره‏اى براى او نخواهد داشت.

در اهميت اين مسئله همين بس كه مولاى متقيان حضرت على عليه‏السلام مى‏فرمايد: «المصيبة بالدين اعظم المصائب ؛ بزرگترين مصيبت، آفت در دين است»(2). آرى وقتى ديندارى فرد دچار آفت شود، اين بزرگ‏ترين مصيبت است.

بهرحال شناخت آسيب‏ها و عوامل ايجاد كننده آن مى‏تواند دست مايه خوبى براى پيش‏گيرى از آفت زايى در دين و ديندارى شود. در پايان جا دارد كه در اين بخش از نوشتار به نكته بسيار حكيمانه امير بيان حضرت على عليه‏السلام توجه شود كه فرمود:

من لم يعرف مضرّة الشى لم يقدر على الامتناع منه

هركس آفت چيزى را نشناسد، قادر به خوددارى و پيشگيرى از آن نيست.

نشانه‏هاى آسيب مندى در مهدويت

شناخت علل و عوامل آسيب زا، در حوزه مهدويت بدون توجه به نشانه‏هاى آسيب مندى، كارى ناقص است. به بيان ديگر، بايد نشانه‏هاى آفت زدگى را در فرد يا جامعه مشاهده كنيم، سپس به دنبال يافتن علت و عامل آفت زدگى باشيم كه در اين صورت با اهتمام بيش‏ترى در پى آفت زدايى خواهيم بود. از اين‏رو توجه به بحث آسيب مندى، ضرورى به نظر مى‏رسد بايد به وجود نشانه‏هاى آفت زدگى در دينداران و مسلمانان در حوزه مهدويت، به يقين برسيم.

در اين بخش، نگاهى كلى به نشانه‏ها آسيب مندى مى‏اندازيم. اين نشانه‏ها عبارتند از:

ترديد در آموزه‏ها و اعتقادات مربوط به مهدويت

نشانه سلامت فرد در حوزه باورها و اعتقادات مهدويت، برخوردارى از باور قلبى و عميق به آموزه‏ها و معارفى است كه در اين حوزه دينى وارد شده است. چنان چه ثبات و پايدارى در دين به قوت يقين وابسته است؛ «ثبات الدين بقوة اليقين» اين مسئله در مباحث مهدويت از جايگاه ويژه‏اى برخوردار است. اگر فرد در اين گونه مباحث به ترديد و سستى در يقين دچار شود، تزلزل در اعتقادات او نسبت به وجود مبارك امام زمان(عج) تزلزل ايجاد خواهد شد و اين خود يكى از مسائل اختلال زا مى‏باشد.

از اين رو، نسلى كه در اصل مباحث مهدويت دچار ترديد و دودلى است، يك نسل آسيب‏پذير مى‏باشد. براى تعيين ميزان آسيب‏پذيرى جا دارد پژوهش ميدانى گسترده‏اى در اين زمينه به ويژه در رابطه با نسل جوان، صورت گيرد تا به صورت دقيق و علمى ميزان برخوردارى جوانان از اعتقادات عميق و يقينى نسبت به مهدويت، مشخص گردد. اين امر كمك مى‏كند تا بتوانيم روشن‏تر و دقيق‏تر نظر دهيم كه آيا نسل ما، در اين زمينه يك نسل آسيب‏پذير است يا از قوت يقين و ثبات عقيده برخوردار است. مشخص شدن اين مسئله در برنامه ريزى آينده مى‏تواند راهگشا باشد.

سستى در انجام تكاليف و وظايف، نسبت به امام زمان(عج)

يكى از شاخص‏هايى كه مى‏تواند نمايانگر سلامت يا بيمار بودن انديشه جامعه نسبت به مهدويت باشد، مسئله اهتمام جدى افراد در انجام تكاليف و وظايفى است كه يك فرد منتظر نسبت به امام زمان(عج) دارد. چرا كه ولايت مدارى مستلزم پاى بندى به تكاليف انسان‏ها در قبال ولى امر مى‏باشد.

از اين‏رو همان‏طور كه در بخش گذشته هم مطرح شد، بايد با آمارگيرى علمى و كارشناسانه مقدار پاى بندى افراد نسبت به تكاليف و وظايف نسبت به ولى امر مشخص گردد. اگر آمار سستى در قبال اين مسئله را نشان داد نمايانگر وجود آسيب مندى جامعه است. كه بايد براى آفت زدايى اقدام نمود.

نكته قابل توجه اين است كه بخشى از روايات وارده در حوزه معارف مهدويت مربوط به وظايف و تكاليفى است كه يك مسلمان در عصر غيبت در قبال امام زمان(عج) دارد. متأسفانه اين روايات كم‏تر مورد توجه و عمل شده كه خود نشانه اهمال جامعه نسبت به اين مهم است كه نبايد مورد غفلت قرار گيرد.


نظرات
دسته‌بندی نشده
چشم اندازی بر برخی از آسیب های تربیتی مهدویت
30 جولای 2009 @ 7:52 ب.ظ

مقدمه

مهدويت سرچشمه هر خير و جلوه گاه همه نيكى‏ها و زيبايى‏ها، چشم اندازى زيبا به جهان آينده و رمز پيروزى و استمرار انقلاب اسلامى ايران است. اين اعتقاد از توانمندترين عوامل رشد و بالندگى يك جامعه است كه آن را از غلتيدن در فسادها و تباهى‏ها حفظ مى‏كند. به هر حال زنده ماندن، بالندگى و بقاى اسلام و شيعه در گروِ اين حقيقت بزرگ است.

از سوى ديگر، اهميت و جايگاه والاى فرهنگ مهدويت در آينده تاريخ و اهميت حكومت جهانى حضرت مهدى(عج) به عنوان تنها معارض در برابر جهانى سازى، دشمن را به گونه‏اى خيلى جدى به صحنه نبرد و مبارزه كشانده است. در همين راستا صهيونيست‏هاى مهدى ستيز با هم‏دستان خود با تهيه ده‏ها فيلم و نمايشنامه، آهنگ و سى‏دى‏هاى گوناگونى تلاش كرده‏اند تا چهره حضرت مهدى(عج) را تخريب كنند و چهره‏اى بسيار خشن، مخرب و وحشت‏زا از آن حضرت ارائه دهند. آنان با برنامه ريزى بسيار دقيق براساس مبانى روانشناختى و جامعه شناختى براى 200 سال آينده طرحى منسجم، اصولى و حساب شده و منطبق با مراحل مختلف رشد و ادبيات خاص هر دوره دارد. فعاليت‏هاى آنان از چنان گستردگى در جهان برخوردار كه حتى كشورهاى اسلامى از جمله كشور اسلامى ما هم از اين تهاجمات مصون نمانده است. (بلخارى ـ 1379)

اهميت مسئله، نگارنده را بر آن داشت كه با ديد آسيب‏شناسى، به تحليل موضوع مهدويت بپردازد. آن چه مسلّم است اين است كه تاكنون نتوانسته‏ايم به اندازه توانمان جامعه ولايت مدار را به مصداق آيه «لايكلف الله نفسا الا وسعها(1)» تربيت كنيم. اين نوشتار بر آن است تا درباره آسيب‏شناسى فعاليت‏هاى فرهنگى در حوزه مهدويت تحليلى ارائه دهد كه قطعا بى‏نياز از تيغ نقادى نمى‏باشد. اميد است با طرح موضوعاتى از اين گونه شاهد تحولى بنيادى در ساختار آموزشى و فرهنگى برنامه‏هاى مهدويت باشيم و با نهادينه سازى اين فرهنگ متعالى، زمينه برپايى حكومت جهانى حضرت مهدى(عج) را فراهم سازيم.

در پايان لازم است كه تقدير از زحمات همه متعهدان و دلسوزانى كه خردمندانه و با آگاهى لازم نسبت به مباحث و با بهره‏گيرى از آخرين دستاوردهاى علمى به فعاليت در اين زمينه پرداخته‏اند تقدير كنم. هم چنين متذكر اين نكته شوم كه با توجه به موضوع، در اين مقاله بيش‏تر به نقطه ضعف‏ها و آسيب‏ها پرداخته شده است. گرچه همگان بر اين مسئله واقفند كه حركت‏هاى بسيار خوب و اميدواركننده‏اى در اين زمينه آغاز شده است كه اميدواريم همه اين عزيزان در انجام رسالت‏هاى مهدوى خود، همچنان موفق باشند.

انشاءالله


نظرات
دسته‌بندی نشده
چشم اندازی بر برخی از آسیب های تربیتی مهدویت
30 جولای 2009 @ 7:51 ب.ظ

اشاره
مقاله حاضر چشم اندازى است بر برخى از آسيب‏هاى تربيتى مهدويت :

نگارنده با تأكيد بر اين مسأله كه هر گونه افزايش ثمر بخشى در فعاليت‏هاى فرهنگى منوط به شناخت و تحليل آفت‏ها و موانع موجود مى‏باشد. ضمنا انجام يك مجموعه تحقيقات بنيادى و ميدانى براى دستيابى به ميزان آسيب‏مندى جامعه در رابطه با مهدويت، قبل از هر گونه برنامه‏ريزى در اين حوزه، از مقدمات لازم فعاليت مى‏داند.

در بخش ديگر نوشتار، نويسنده به علل مستقيم و غيرمستقيم مؤثر در اين فرايند پرداخته است و عمده تأكيد مقاله بر ضرورت ايجاد نگرش مثبت با استفاده از روش‏هاى نوين و آخرين دستاوردهاى فن آورى اطلاعات و تكنولوژى و با انتخاب مباحث اميد بخش و رعايت اصول تعيين محتوا جهت نهادينه سازى و درونى سازى اين ارزش مى‏باشد.

نويسنده معتقد است كه در صورت توجه به آفت‏ها و رفع اختلال‏هاى مفهومى و مصداقى كه در حوزه مهدويت وارد شده است مى‏توان از اين فرهنگ به عنوان مؤثرترين و كارآمدترين ابزار براى تربيت دينى نسل جوان به خوبى بهره گرفت.

نكته ديگرى كه در جمع‏بندى به آن توجه شده است اين است كه مهم‏ترين گام براى ايجاد نگرش مثبت نسبت به مباحث مهدوى ارائه اطلاعات صحيح است پس بايد افرادى كه عهده‏دار انتقال اين اطلاعات هستند از صلاحيت‏هاى لازم شناختى، عاطفى و عملكردى برخوردار باشند تا بتوانند با ارائه اطلاعات اصولى، صحيح و سنجيده، نگرش و يا طرز تلقى افراد جامعه را نسبت به مباحث مهدويت در جهت مثبت تغيير دهند و اين مهم‏ترين و مؤثرترين گام براى نهادينه‏سازى فرهنگ مهدويت است.


نظرات
دسته‌بندی نشده
سلام جهان!
13 جولای 2009 @ 7:09 ب.ظ

به منجی بلاگ خوش آمدید.
این اولین پست شما در منجی بلاگ است. شما میتوانید آن را ویرایش کنید یا آن را حذف کنید.


یک نظر
دسته‌بندی نشده