علل مستقيم آسيب زا در گسترش فرهنگ مهدويت30 جولای 2009 @ 8:00 ب.ظ
علل مستقيم آسيب زا در گسترش فرهنگ مهدويت
در بخش گذشته، نگاهى گذرا و اجمالى به عوامل غيرمستقيم ولى تأثيرگذار در پذيرش فرهنگ مهدويت و گسترش آن داشتيم.
در اين بخش از نوشتار، درصدد پرداختن به عواملى هستيم كه به طور مستقيم در ميزان توفيق متوليان نشر و تبيين فرهنگ مهدويت، تأثيرگذار است. اين عوامل را در دو بخش روشها و محتوا بررسى مىكنيم.
1 ـ روشهاى آسيب زا
بخشى از آسيبهاى وارده در مباحث دينى از جمله بحث مهدويت، برمىگردد به روشهاى انتقال پيام كه به صورت مستقيم در ميزان نهادينه سازى ارزشها مىتواند تأثيرگذار باشد. در اين بخش از مقاله به برخى از روشهاى آسيبزا در اين حوزه پرداخته مىشود:
1 . 1 ضعف و ناكارآمدى روشها در كانونهاى دينى
يكى از عوامل مهم آسيب زا در حوزه فعاليتهاى مهدويت، ضعف و ناكارآمدى كانونهاى دينى و مذهبى است. اين ضعف به ويژه در بخش صلاحيتهاى عاطفى و مهارتى، به اتخاذ روشهاى نامناسب در تبليغ مهدويت منجر مىشود.
آيا به راستى كانونهاى دينى از آمادگى لازم شناختى، مهارتى و عاطفى براى تبيين اين فرهنگ به گونهاى مطلوب برخوردارند و آيا در اين بيست و چند سال كه همه امكانات فرهنگى كشور در اختيار كانونها قرار گرفته است اين كانونها توانستهاند، متناسب با شرايط رشدى و عاطفى و با ادبيات نوجوان و جوان براى ارتقاى بينش و معرفت مهدوى نوجوانان و جوانان و ايجاد روحيه انتظار در آنان گامى مؤثر و كارشناسانه و هماهنگ بردارند؟
از ميان مراكز پژوهشى متعدد در عرصه گسترش معارف دينى، چند درصد از پژوهشها در عرصه مهدويت و چگونگى ارائه اين فرهنگ اختصاص يافته است؟ اصولاً آيا اينگونه مراكز و كانونها دغدغه شناخت، گردآورى و پاسخگويى روشمند و اصولى به شبهات نسل جوان در اين زمينه را داشتهاند؟
جا دارد كه پژوهش و تحقيق، در راستاى ميزان فعاليت و كارآمدى كانونها در حوزه مهدويت صورت گيرد. آن وقت آمار، گوياى بسيارى از حقايق مىگردد.
به نظر مىرسد از جمله پرسشهاى اساسى كه درباره فعاليت كانونها بعد از انقلاب بايد بدان پاسخ داده شود، عبارتند از:
ـ چه آموزشهايى براى ارتقاى سطح معرفتى جامعه در زمينه مهدويت داشتهاند؟
ـ براى انجام آموزشهاى مؤثر به چه ميزان به تربيت نيروهاى آشنا به فرهنگ مهدويت و آشنا به اصول تعليم و تربيت روشمند، پرداختهاند؟
ـ چه راهكارها و راهبردهاى مؤثرى براى نهادينه كردن ارزشهاى مهدويت، با توجه به مراحل رشد و ادبيات خاص هر دوره، توسط متوليان كانونها مورد استفاده قرار گرفته است؟
ـ از چه ابزار و وسايل كمك آموزشى براى نهادينه كردن اين فرهنگ بهره جستهاند؟
ـ آيا تا به حال، كار تحقيقى كارشناسانهاى براى يافتن بهترين روشها براى نشان دادن چهرهاى زيبا و اميدبخش از آينده حكومت جهانى حضرت صورت گرفته است؟
ـ آيا تا به حال كار آمارى براى سنجش ميزان آمادگى جامعه براى پذيرش حضرت و حكومت جهانى وى صورت گرفته است؟
ـ مهمتر از همه اينكه، آيا اصلاً دغدغه گسترش اين فرهنگ در ميان مسئولان كانونها وجود داشته يا خير؟
2 . 1 ضعف شيوههاى پيام رسانى دينى
يكى از عوامل مستقيم آسيب زا در موضوع مورد بحث، ديوارى است كه ميان دو نسل كشيده شده است و سخنان آنان توسط هم شنيده نمىشود. در واقع، گسستى ميان پيام دهندگان با گيرندگان پيام ايجاد شده كه مانع رسيدن پيام مىگردد. علت اين گسست اين است كه پيامهاى دينى از جمله پيامهاى مهدويت، بدون توجه به نيازهاى مخاطبان و ادبيات خاص آنان تهيه و فراهم گرديده است. بدون توجه به اين مهم كه آيا پيامها به گوش مخاطب مىرسد يا نه؟ مرتب پيام ارسال مىكنيم و در پى آن هم، منتظر ايجاد روحيه انتظار و سرسپردگى و عشق نسبت به امام زمان(عج) هستيم. متأسفانه ما به دليل آن كه از شيوهها و ابزارهاى جديد اطلاع رسانى براى رساندن پيام خود به نسل فعلى با اقتضائات موجود كمتر بهره جستهايم؛ از اينرو در رساندن پيام دين در اين زمينه با ناكامىهاى جدى مواجه بودهايم.
به هرحال عرضه نادرست محتوا و ضعف روشهاى موجود، موجب شده است كه پيام ما به مخاطبان نرسد. گاهى اين عرضه نادرست از سوى كسانى است كه بدون داشتن تخصص و خبرويت در اين حوزه، به عرصه تفسير و تبيين مباحث مربوط به مهدويت وارد مىشوند. در نتيجه برداشتهايى بسيار خرافى و نادرست از مسائل مربوط به مهدويت عرضه مىكنند، كه اين مسئله جز ايجاد گسست و فاصله ميان پيام رسان و گيرنده پيام چيز ديگرى را در برندارد. تحقيقاتى كه در اين راستا انجام شده از اين واقعيت تلخ پرده برمىدارد كه به حدى به صورت نادرست و غيراصولى اين مباحث توسط برخى افراد عرضه گرديده است كه ثمره آن جز ايجاد نگرشى منفى نسبت به حكومت جهانى حضرت، اثر ديگرى در برنداشته است. در يك مسئلهشناسى كه از حدود 1000 دختر نوجوان قمى صورت گرفت، بيشتر آنها شناختى بسيار مبهم و اندك نسبت به مهدويت داشتهاند و عمده مشكل آنان اين بود: آيا صحيح است كه وقتى امام زمان(عج) ظهور مىكند پاى اسب ايشان در خون آدمهايى كه سر آنها توسط آقا زده شده است فرو مىرود؟!
آيا اين مسئله چيزى جز عرضه نادرست اين گونه مفاهيم كه نهايتا به ايجاد نگرش منفى منجر شده است، چيزى در پى دارد؟
3 . 1 عدم تأمين نيروى انسانى كارآمد و روشمند
از آنجا كه نقش اول و محورى در فعاليتهاى فرهنگى و تربيتى، با كسانى است كه مسئوليت تبيين و تبليغ اين فرهنگ را عهده دار مىباشند. پس، پيش از هرگونه اقدامى در اينباره ، بايد به فكر آماده سازى نيروهاى متعهد و متخصص و روشمند باشيم. نيروهايى كه از صلاحيتهاى لازم در اين حرفه برخوردار باشند. منظور از صلاحيتها؛ يعنى برخوردارى فرد از مجموعه شناختها، گرايشها و مهارتهايى است كه مبلغ با كسب آنها مىتواند به ايجاد تغييرات مطلوب و مورد نظر برسد.
به طور كلى، علماى تعليم و تربيت بر اين باورند: فردى كه قرار است مسئوليت نهادينه سازى يك ارزش را به عهده گيرد بايد از سه صلاحيت برخوردار باشد:
الف: صلاحيت شناختى
منظور از صلاحيت شناختى، آگاهىها و مهارتهاى ذهنى است كه مبلغ را در شناخت و تحليل مسايل و موضوعات مرتبط با بحث، توانا مىسازد. به طور مثال در موضوع مهدويت مبلغ بايد پيش از ورود در فعاليت خود، از اين شناختها برخوردار باشد:
1 . شناخت اصول مربوط به تعيين محتواى مهدويت
2 . شناخت نسبت به مباحث مهدويت و اشراف كامل بر آن
3 . شناخت مربوط به روشهاى نوين ارائه پيامهاى مهدويت
4 . شناخت مخاطبان
5 . شناخت از جامعه و عنصر زمان و مكان
6 . شناخت نسبت به مبانى روان شناختى و اصول تعليم و تربيت.
ب: صلاحيت عاطفى
منظور از صلاحيتهاى عاطفى، مجموعه گرايشها و علايق مبلغ نسبت به مسايل و موضوعات مرتبط با مسئوليت خود است. صلاحيتهاى عاطفى كه يك مبلغ بايد از آن برخوردار باشد عبارتند از:
1 . علاقه نسبت به مباحث مهدويت
2 . اعتقاد به تكريم
3 . گرايش نسبت به حضرت مهدى(عج) و برخوردارى از رابطه معنوى با حضرت
4 . داشتن صبر و شكيبائى و برخوردارى از ظرفيتهاى لازم
5 . داشتن روحيه اميدوارى و نشاط.
ج: صلاحيت عملكردى (مهارتى)
صلاحيتهاى عملكردى به آن بخش از صلاحيتهايى گفته مىشود كه با مهارتها و توانايىهاى عملى مبلغ در فرآيند تبليغ مرتبط باشد. به بيان ديگر توانايى مبلغ براى انجام يك سرى اعمال سنجيده، منطقى و پيوسته را صلاحيتهاى مهارتى مىگويند. صلاحيتهاى مهارتى يك مبلغ در حوزه مهدويت به طور اجمال عبارتند از:
1 . توانايى به كارگيرى شيوه اقدام پژوهى مشاركتى در تربيت مهدوى
2 . توان به كارگيرى روشهاى نوين و مؤثر
3 . مهارت در حفظ فضاى عاطفى و اخلاقى در كلاسها و برنامههاى مهدوى
4 . توان درگير كردن مخاطبان خود در فعاليتها و ايجاد روحيه كار گروهى در جوانان.
افزون بر آنچه گفته شد، مبلغانى كه براى ايفاى اين نقش خاص در نظر گرفته شدهاند و قرار است كه روحيه اطاعت پذيرى و تبيين فرهنگ انتظار و مهدويت را پديد آورند، پيش از هرگونه فعاليتى، خود بايد يك انسان مطيع و منتظر و برخوردار از ويژگىها و شرايط يك انسان منتظر باشند. كسى كه مىخواهد مردم را به برقرارى ارتباط معنوى و عاشقانه با امام زمان(عج) دعوت كند، نخست خود بايد اين ارتباط را برقرار كرده باشد. به بيان ديگر، بايد خود، يك شخصيت مهدوى باشد تا بتواند شخصيت مهدوى بپروراند. در اين صورت است كه مىتواند يك شخصيت تأثيرگذار در مخاطبان خود باشد. چرا كه پيچيدگى امر تربيت و رساندن پيامهاى دينى در شرايط كنونى (كم حوصلگى انسانها، افزايش روشهاى اطلاع رسانى و تنوع آنها، اشتغالات ذهنى انسانها به مسائل پيرامون خود و…) مىطلبد نيروهايى كه عهده دار ارسال پيامهاى دينى هستند بيش از گذشته به روشهاى اطلاع رسانى مجهز و به فنون و اصول تعليم و تربيت، آشنا باشند. در غير اين صورت همانطور كه در بخشهاى گذشته اشاره شد، پيام به متربى نخواهد رسيد.
اگر چه اخيرا برخى مراكز تخصصى و پژوهشى فعاليتهاى خوبى را در زمينه تربيت نيروى كارآمد و پاسخگو در حوزه مهدويت آغاز كرده، ولى به دليل تأخير در آغاز اين فعاليتها، همچنين جوان بودن جمعيت كشور ما و از سوى ديگر رويكرد جدى نسل جوان به بحث مهدويت، اين فعاليتها در اين حد تأمين كننده نياز فرهنگى جامعه ما نمىباشد.
به هرحال در عصرى كه عصر اطلاعات، ماهواره و در هم نورديده شدن مرزهاى جغرافيايى و عصر اَبَر رسانهها، آسمان باز، ترافيك هوائى اطلاعات و… است، نسبت به تربيت نيروهاى روشمند و آشنا به آخرين فن آورى اطلاع رسانى، بايد به جديت اقدام گردد تا بتوانند پيام مهدويت را با بهترين و مؤثرترين روشها و شيوههاى تربيتى به گوش جوانان برسانند.
4 . 1. استفاده از روش تخويف به جاى روش ترغيب
تحقيقات صورت گرفته در زمينه مهدويت و ميزان درونى سازى اين ارزش، نشاندهنده اين واقعيت تلخ است كه عمدتا براى تبيين اين فرهنگ و گسترش آن از روش تخويف استفاده شده است. غالبا در منابر و مساجد از كشتار انسانهاى غيرمطيع به دست امام زمان(عج) و خونريزى انسان به حدى كه تمام زمين را خون فرا مىگيرد و از اين مسائل سخن به ميان آمده است. نخستين نكتهاى كه پس از شنيدن نام امام زمان(عج) و عصر ظهور به ذهن افراد خطور مىكند، شمشير، خشونت و قتل افراد توسط امام زمان(عج) است. اين مسئله يكى از مهمترين عوامل آسيب زا در حوزه مهدويت مىباشد. در حالى كه اساسا تحريك آدمى نسبت به ارزشهاى دينى در گرو ايجاد رغبت و شوق و توجه به آثار و وجوه زيباى آن مسئله است.
برخى مبلغان دينى به جاى اينكه از آثار زيباى ظهور حضرت و تحقق آرمانهاى بلند بشر در طول تاريخ در عصر ظهور، نيز از ويژگىهاى حكومت حضرت مهدى(عج)، از محبت و عشق ايشان نسبت به مردم سخن بگويند، از شمشير و خشونت و… حرف مىزنند. با اين وجود چگونه انتظار داريم كه نسل ما، يك نسل منتظر باشد و از جمله دعاهاى آنان، دعا براى ظهور حضرت باشد؟
جالب اين است كه در مسئله سنجى كه صورت گرفت، غالب دختران نوجوان گفته بودند: ما مىترسيم براى ظهور آقا دعا كنيم؛ چون شنيدهايم حضرت سر آدمها را با شمشير مىزند.
دقيقا از روشهايى براى معرفى شخصيت امام زمان(عج) بهره مىگيريم، كه دشمن و به ويژه صهيونيست براى مهدى زدايى و مهدى ستيزى از آن بهره مىجويد. آنان به وسيله فيلم، بازىهاى رايانهاى، نمايشنامه و… چهرهاى خشن و وحشتناك از امام زمان(عج) ترسيم مىكنند كه متأسفانه دوستان حضرت هم چهرهاى كه از ايشان در منظر كودكان مجسم مىنمايند، چهرهاى خشن است كه تنها با شمشير و كشتار پيام خود را به مردم مىرساند.
در حالى كه در روايات به قدرى از زيبايىهاى زمان حضرت گفته شده كه اگر آنها رواج پيدا كند، قطعا انسانها بىصبرانه برپايى حكومت جهانى حضرت و ظهور وى را مىكشند مانند رواياتى كه به رشد عقلى، رشد علمى، ايجاد رفاه و گسترش روابط عاطفى در مناسبات اجتماعى مردم اشاره دارد، همچنين ريشه كنى فقر و بىعدالتى و ايجاد امنيت و آرامش در عصر ظهور كه به فراوانى هم وجود دارد، مىتواند رغبت آفرين و محرك باشد؛ اين در حالى است كه كمتر از آنها سخن به ميان آمده است.
مردم به ويژه جوانان به طور روانى به هر آن چه كه اميدآفرين و نشاط آور باشد رغبت دارند و از هر آن چه كه بوى يأس و نااميدى و خشونت دارد روى گردانند.
به هرحال تكيه بر زيبائىهاى عصر ظهور، مىتواند درهاى زيبايى و لطايف تربيت مهدوى را بر روح و روان مخاطبان ما بگشايد. بايد با توجه به طبيعت خاص انسان كه از هنر و زيبايى لذت مىبرد و از شنيدن مطالب خشك و يك نواخت گريزان است، براى انتقال پيامهاى مهدوى از روشهاى هنرى و زيباشناسى بهره جست. لازم است مربيان و مبلغان با استفاده از امكانات و ابزارهاى كارآمد مثل فيلم، گرافيك، نقاشى، شعر، داستان و … زمينه را براى استحكام پايههاى معرفت دينى متربيان فراهم كنند.
بايد پيام مهدوى به پردهاى زيبا با تصاويرى دلنشين همراه شود. در زيبايى است كه انسان كشش پيدا مىكند، شوق درونىاش شكفته مىشود و به وجد مىآيد.
لازمه كشش درونى نسبت به مباحث مهدويت، تلطيف دل است. دل بايد نسبت به پذيرش پيام مستعد شود. فخر رازى در تفسير تلطيف ساختن دل مىگويد: «منظور از تلطيف دل آن است كه درون را مستعد توجه به آن قبله كنى». بايد بدانيم كه با ترس و وحشت، درون مستعد پذيرش نمىشود. شرط پذيرش پيام تربيتى آن است كه درون را با جمال و زيبايى، لطيف ساخته و همه عواطف را متوجه آن مقصود كنيم. هنگامى كه جاذبه در درون انسان به وجود آمد، ديگر خود به دنبال پيامها و ارزشهاى مهدوى مىرود.
به هرحال، كسى كه رسالت تربيت مهدوى را به دوش مىكشد، بايد پيام خود را چهرهاى زيبا بخشد و با شناخت شرايط عاطفى متربى كشش درونى او را مهيا سازد. زيبايى و جمال كليد تربيت مهدوى است و بايد كليد را به دست آورد.(5)
از سوى ديگر استفاده از تخويف و ايجاد نگرانى و تشويش، موجب قفل دل، احساس و عواطف و كنشهاى درونى مىگردد و جز رويگردانى از ارزشها، پايان ديگرى نخواهد داشت.
5 . 1 عدم بهرهگيرى از روشهاى درونى سازى و ايجاد نگرش مثبت
اعتقاد به مهدويت، در صورتى منشأ اثر در زندگى فردى و اجتماعى مىشود كه اين ارزش در فرد درونى شده باشد و مخاطبان از درون، پيام ارتباط با امام و ضرورت پيروى را بگيرند؛ به بيان ديگر مهدى را در درون خود بيابند.
يكى از عوامل آسيب زا در تربيت نسل ولايت مدار و پيرو امام زمان(عج) اين است كه مجموعه آموزشها و فعاليتهاى تربيتى ما در راستاى مهدى دهى بوده است. در حالى كه از نظر كارشناسان دين، مسئله اعتقاد به منجى و مهدويت يك مسئله فطرى و درونى است و اگر به جاى آرايش و افزايش آگاهىهاى فرد، در اينباره مرتب به پيرايش و تهذيب آن دست بزنيم، در اين صورت به دليل نورانيت و اشراق درونى، خود فرد جايگاه منجى را درون خود خواهد يافت. آن موقع است كه عشق به مهدى همانند چشمهاى از روح فطرت او مىجوشد و آب زلال اين عشق در سرزمين وجود او جارى مىشود.
براين اساس بايد زمينهاى فراهم كرد كه فرد بتواند از درون احساس كند؛ نه اينكه از بيرون اقتباس نمايد. همه كسانى كه دست اندركار تربيت مهدوى هستند نيز خود بايد اين احساس را از درون داشته باشند نه آن كه به شيوه بازيگران، نقش بازى كنند. در اين صورت، آموزشهاى مهدوى منجر به تربيت مهدوى مىگردد و شعار مهدويت به شعور مهدويت مبدل مىشود و مراسم و جشنهاى نيمه شعبان موجب پرورش روحيه انقياد و اطاعت و انتظار مىگردد. در اين صورت حس مهدى يابى، مبتنى بر ايمان درونى و سرشار از عشق و معنايابى و لذت انتظار مىگردد.
به هرحال، آموزشهاى پى در پى و هراس آور و غيرمؤثر در جامعه دينى، به حس درونى و فطرى مهدويت آسيبهايى دينى وارد كرده است. لازم است كه براى خروج از اين بن بست، به تغيير روش در تبليغات دينى و مذهبى دست بزنيم و روشى را در تربيت مهدوى اتخاذ كنيم كه به مهدى يابى منجر شود. در اين صورت است كه با عشق و شور و نياز درونى همراه مىگردد. آن زمان است كه مهدى(عج) در متن زندگى فرد قرار مىگيرد و ظهورى سرشار از عشق و اميد و زيبايى در جاى جاى زندگى او پيدا مىكند. فرد مهدىباور با تمام وجود در مىيابد كه منجى عالم بشريت در سراسر جهان هستى ظهور دارد گرچه ظاهرا اينكه حضور ندارد. احساس اين ظهور موجب مىشود كه اميد به زندگى و نشاط و محبت و شور و شوق انتظار در او ايجاد شود.
مىدانيم كه فعاليتهايى منجر به تغيير رفتار مىگردند كه پايگاه درونى داشته باشند و بدون اين پايگاه، هرگونه فعاليت جنبه صورى و ظاهرى مىيابد. از آن جا كه دين، با تمام جزئيات آن در درون انسان، فطرى است از قدرت تغيير بالايى برخوردار است، پس بايد از روشهايى براى تبليغ و تبيين فرهنگ مهدويت بهره جست كه نهايتا درونى شدن اين ارزشها را در پى داشته باشد.
متخصصان تعليم و تربيت بر اين باورند كه براى درونى سازى يك ارزش، بايد مراحل مختلف حيطه عاطفى را كه از ساده به مشكل است، پشت سر گذاشت. پيمودن اين مراحل موجب تغيير در نظام ارزشى فرد مىشود و مهدويت به عنوان يك ارزش در شخصيت او متبلور مىگردد.(6) اين است مفهوم درونى سازى كه متأسفانه كمتر از اين قالبها، براى تغيير نظام ارزشى و نهايتا درونى كردن ارزشهاى اخلاقى در فعاليتهاى مذهبى بهره گرفته مىشود.
6 . 1 استفاده نكردن از روش اسوهپردازى
در تربيت مهدوى و استفاده از وجود مبارك امام زمان(عج) به عنوان كسى كه خود بيش از ديگران دستورات دين را در رفتار و كردار خويش نمايان ساخته و به عنوان يك انسان كامل، راه تكامل را پيموده است، اهميت بسيارى دارد. به همين دليل شايستگى اين مقام را پيدا كرده تا دست ديگران را هم در دست خود قرار دهد و به مطلوب نهايى برساند. اگرچه استفاده از روش الگويى در عصر غيبت، براى ما به دليل عدم امكان ارائه الگوهاى عينى امرى مشكل است، ولى به هرحال مىتوانيم در صورت ارائه درست شخصيت حضرت به جوانان، شخصيت ايشان را به عنوان يك الگو، معرفى كنيم. حتى با توجه به تعلق امام زمان(عج) به عصر ما، آن حضرت، بيش از امامان ديگر مىتواند نقش الگودهى داشته باشد. البته در صورتى كه شخصيت امام را يك شخصيت فرا انسانى جلوه ندهيم و آن قدر به اين شخصيت اسوه و نمونه قداست نبخشيم كه امكان همانندسازى با اين الگوى ربانى را از جوانان سلب كنيم. چرا كه اگر در منظر جوانان الگوهاى ربانى چون امامان معصوم، موجوداتى دست نيافتنى و عرشى باشند كه متعلق به آسمانند نه زمين، ديگر امكان الگوگيرى از اين شخصيت را غيرممكن مىدانند.
البته نبايد به خاطر فرار از فرا انسانى جلوه دادن حضرت، به دام تقدس زدايى از ايشان بيافتيم. بلكه بايد سعى شود با ترسيم سيماى انسانى حضرت مهدى(عج) كه در روايات ما هم خوشبختانه زياد از اين جنبه زندگى حضرت سخن به ميان آمده است، امكان همانندسازى و متابعت و ارتباط را در مخاطبان ايجاد كنيم. در عين حال، نبايد از ويژگىهاى خاص و ملكوتى حضرت كه خود در ساختن يك شخصيت پرجاذبه براى جوانان مىتواند مؤثر باشد، غافل بود.
به هرحال عدم توفيق متوليان تعليم و تربيت در ارائه الگويى درست از شخصيت حضرت در زمان كنونى و استفاده نكردن از روش اسوهپردازى، موجب شده است كه نسل جوان ما از اين الگوى متعالى و ربانى و متعلق به زمان، كمتر بهره جويد. در حالىكه جا دارد از روش اسوهپردازى كه مؤثرترين روش در تربيت دينى است براى تربيت مهدوى بيشتر بهره بردارى كنيم.
نظرات
دستهبندی نشده