علل آسیب زای مهدویت
admin | 30 جولای 2009 @ 7:57 ب.ظ

علل آسيب زا در بحث مهدويت را، مى‏توان به دو بخش علل مستقيم و علل غيرمستقيم تقسيم كرد. منظور از علل مستقيم، عللى است كه مستقيما با مباحث اين حوزه سروكار دارد مانند روش‏ها و محتوا.

علل غيرمستقيم عللى است كه به ويژگى‏هاى شخصيتى يا به امور اجتماعى و پيرامونى فرد مربوط مى‏شود. در اين بخش ما به صورت مختصر و گذرا به علل آسيب زاى غيرمستقيم مى‏پردازيم و در ادامه بحث درباره علل مستقيم كه همان روش‏ها و محتوا است، خواهيم پرداخت.

علل آسيب زاى غيرمستقيم

يكى از مهم‏ترين عواملى كه در نهادينه سازى فرهنگ مهدويت مى‏تواند به صورت غيرمستقيم آسيب زا و اختلال‏آميز باشد، عبارت است از: زمينه‏هاى شخصيتى و شخصى فرد كه از آن جمله مى‏توان به موارد زير اشاره كرد.

عدم توجه به ايجاد شاخص‏ها و معيارهاى لازم شخصيتى براى پذيرش فرهنگ مهدويت

پذيرش فرهنگ مهدويت و نهادينه سازى اين فرهنگ نيازمند بسترى مناسب و ظرفى مستعدبراى پذيرش اين فرهنگ متعالى است و اين بستر چيزى نيست جز ظرف وجودى فردى كه قرار است داراى فرهنگ و تربيت مهدوى گردد. از جمله پيش‏نيازهاى لازم، قبل از هرگونه فعاليت در زمينه گسترش اين فرهنگ، ايجاد زمينه و ظرف مناسب براى پذيرش آن است. به بيان ديگر فرد، نخست بايد از نظر شخصيتى مستعد و آماده پذيرش اين پيام باشد.

به نظر مى‏رسد براى ايجاد يك بستر مناسب و مستعد براى پذيرش پيام، قبل از هرگونه فعاليت مهدوى، بايد به پرورش احساس‏هاى متعالى چون حس خداپرستى، اخلاقى، عاطفى و زيباخواهى پرداخت. در اين صورت است كه فرد از شاخص‏هاى لازم و زمينه مستعد براى پذيرش تربيت مهدوى برخوردار مى‏گردد كه ما در اين بخش از نوشتار به كوتاهى به اين مطلب مى‏پردازيم:

1 . حس خداخواهى و عبوديت و بندگى
فرد اگر در مسير عبوديت و بندگى خداوند قرار نگرفته باشد و عبد خدا نباشد، چطور بايد از او انتظار پذيرش ولى خدا را داشته باشيم. پس، پيش از گسترش و نشر فرهنگ مهدويت، بايد در ايجاد روحيه بندگى و عبوديت فعاليتى منسجم و اصولى صورت گيرد. طبيعى است وقتى ما بتوانيم روحيه تعبد را در متربى پرورش دهيم، در مرحله بعد مى‏توانيم خيلى راحت با بهره‏گيرى از اين روحيه بلند، او را به سمت پذيرش ولى خدا سوق دهيم. و زمينه انس و ارتباط با مولا و در نهايت روحيه اطاعت و انقياد از ولى خدا را در او پرورش دهيم. انسان اگر بنده خدا باشد، بدون چون و چرا مطيع اوامر الهى خواهد بود؛ چرا كه بنده خدا، فردى آزاد از زنجير عوامل قالب‏ساز و شكل دهنده محيط و اجتماع و فردى آگاه و آزاد از تخيلات، اوهام و آرزوهاى بى‏اساس و داراى انديشه و فهم واقع ياب مى‏شود. فردى آزاد از اسارت فرهنگ‏ها و سنت‏هاى فرسوده و رها از چنگالِ لذت و الم خواهد بود و نهايتا آزاد از خودخواهى و خودكامگى، كه وجود اين ويژگى‏ها، زمينه ساز پذيرش ولى خدا و اطاعت و پيروى از او مى‏باشد.

جانِ كلام آن كه بايد در زمينه ايجاد روحيه تعبد و آن هم تعبد برگرفته از تعقل، در جامعه فعاليت كرد؛ چرا كه اين نخستين گام اساسى و مهم در ايجاد بسترى مناسب براى انجام فعاليت‏هاى مهدوى است. كسانى كه در طول تاريخ از بندگى خدا برخوردار بودند و به معناى واقعى عبد بودند نه عابد، هيچ گونه مشكلى براى پذيرش ولى خدا نداشتند. از سوى ديگر، بررسى‏هاى تاريخى نشان مى‏دهد كسانى زير بار رهبرى‏هاى الهى نرفتند كه در زمينه عبوديت و بندگى دچار ضعف و سستى بودند.

بنابراين، بدون ايجاد روحيه تعبد و بندگى، هرگونه فعاليتى در زمينه ولايت مدارى و پذيرش ولى امر بى‏نتيجه خواهد بود يا به نتيجه مطلوب نخواهد رسيد. حركت در مسير عبوديت و بندگى، فرد را آراسته به شاخصه‏اى بسيار ارزشمند به نام تقوى مى‏سازد. اين شاخصه يكى ديگر از پيش زمينه‏هاى لازم و ضرورى در گسترش فرهنگ مهدويت مى‏باشد.

در زمينه تقوى و صيانت ذات، زياد سخن گفته شده، ولى منظور ما از تقوى همان مطلبى است كه علامه جعفرى(ره) از آن به صيانت ذات تكاملى ياد مى‏كند(3). منظور از اين اصطلاح، تبديل تدريجى ذات يا من طبيعى به ذات يا من تكاملى كه اين تبديل با دو بال جذبه كمال و دفعِ نقص، صورت مى‏گيرد. به اين معنا كه وقتى فرد در پى جذب كمال باشد، بهترين راه را براى رسيدن به كمال، تأسى به الگوهاى كمال يافته و انسان‏هاى كامل مى‏داند. او بر اين باور است كه بايد دست خود را در دست امام زمان خود قرار دهد، تا او را به نقطه نهايى كمال همان ايصال الى المطلوب كه شأن واقعى امام است، برساند. از اين‏رو، خواهان يافتن وجود امام زمان خود مى‏باشد و با شور و اشتياق به دنبال اوست. ايجاد اين زمينه موجب مى‏گردد هرگونه معرفت مهدوى و هرگونه فعاليت براى نهادينه سازى آن، جايگاه خود را بيابد و در ظرف لازم قرار بگيرد.

پيروى از قرآن يكى ديگر از شاخص‏ها و ملاك‏هايى است كه عبد خدا در مسير عبوديت بايد از آن برخوردار گردد كه اين بهره مندى از لوازم ضرورى پذيرش فرهنگ مهدويت است. چرا كه اگر فرد پيرو قرآن باشد، با توجه به وجود آيات مكرر در قرآن درباره ضرورت پيروى از اهل بيت، قطعا عمل به اين آيات را هم خواهد پذيرفت. عمل به آياتى چون «اطعيوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم…» براى او امرى واجب و ضرورى خواهد بود. پس لازم است كه در ابتدا فرد را شاگرد مطيع و منقاد مكتب قرآن تربيت كنيم. در قدم بعد، او خود عمل به آياتى چون آيات ولايت را خواهد پذيرفت. از سوى ديگر، كسى كه در اصل تبعيت و سرسپردگى به دستورات زندگى‏بخش قرآن دچار سهل انگارى، تزلزل و تردد است، اين ترديد و دودلى و سهل انگارى در عمل به قرآن، در ميزان تبعيت او از ولايت هم تأثير دارد.

از نشانه‏هاى ديگر آسيب‏مندى در دين و ولايت مدارى، مسئله پايبند نبودن به هنجارهاى اخلاقى است. به هر ميزان كه افراد در قبال هنجارهاى اخلاقى سهل‏انگار و بى‏توجه باشند به همان ميزان، تبعيت از امام معصوم عليه‏السلام كاهش مى‏يابد. حوادث و جريانات تاريخى بيانگر رابطه‏اى مستقيم ميان گردن نهادن به دستورات رهبر الهى و ميزان پايبندى افراد به هنجارهاى اخلاقى است.

2 . پرورش حس اخلاقى
در نظام تربيتى اسلام، وجود پيامبران و امامان معصوم، براى زمينه سازى براى تكامل و رشد معنوى انسان از جايگاه مهمى برخوردار است و اساسا هدف از بعثت انبيا به ويژه رسالت خاتم پيامبران صلى‏الله‏عليه‏و‏آله تكميل فضايل اخلاقى و فراهم كردن تجهيزات اين رشد و كمال بيان شده است.

شخصيت اخلاقى عنصر اساسى و جوهره اصلى وجود انسان را تشكيل مى‏دهد و بدون اخلاق، آدمى شخصيت واقعى خود را باز نمى‏يابد. اخلاق در انسان، گرايش به فضايل اخلاقى را ايجاد و روح ملكوتى انسان را به اوج كمال مى‏رساند.

انسانى كه از نظر اخلاقى پرورش يافته و به فضايل و نيكى‏ها گرايش پيدا مى‏كند، طبيعى است كه عاشق و دلباخته انسان‏هاى بافضيلت و كمال مى‏شود و به دنبال آنان مى‏گردد، از اين‏رو وقتى با شخصيت بلند و متعالى، انسان كاملى چون امام زمان(عج) مواجه مى‏شود، عقربه‏هاى درون او به صورت ناخودآگاه به سوى امام كشيده مى‏شود و بدون چون و چرا او را مى‏پذيرد.

به همين دليل بايد پيش از معرفى شخصيت امام زمان(عج)، به پرورش اخلاقى فرد اقدام كرد. در اين صورت او خود به سوى الگوها و اسوه‏هاى اخلاقى متمايل مى‏شود و هر چه الگو كامل‏تر و متعالى‏تر باشد، گرايش درونى و مثبت‏ترى نسبت به او پيدا كند. آن گاه در پرتو شخصيت اين انسان كامل و انس و الفت با او و با محبت و عطوفت و احترام به شخصيت انسان كامل، در مسير رشد، پويايى و تكامل اخلاقى خود گام‏هاى بلندتر و بزرگ‏ترى را برمى‏دارد.

هرگاه اخلاق با زمينه فطرى و عقلى كه دارد رنگ عاطفى نيز به خود بگيرد و به صورت احساسى پاك درآيد، اين بهترين راه براى جذب جوانان به وجود مبارك امام زمان(عج) مى‏شود. بنابراين، متوليان تعليم و تربيت نبايد از اين اهرم مؤثر غافل باشند.

3 . پرورش عواطف
عاطفه از ماده «عطف» به معناى گرايش و انعطافى است كه از رهگذر ارتباط فرد با موجود مورد توجه خارج از وى برقرار مى‏گردد و از آن به احساس نيز تعبير مى‏شود.

از نظر روان‏شناسان، پرورش عاطفى همواره امرى مهم تلقى شده است. هم‏چنان كه آيات، روايات و مباحث تربيتى اسلام نيز آن را مورد توجه كامل و دقيق قرار داده و رهنمودهاى ارزشمندى در اين‏باره ارائه داده‏اند.

تربيت عاطفى، به معناى هدايت و كنترل عواطف و احساسات و شكوفاسازى و بهره‏گيرى به موقع از آن‏ها براى رسيدن به امر مطلوب؛ يعنى خير و سعادت انسان است. نقش عاطفه در عمل از عوامل و انگيزه‏هاى ديگر نيرومندتر است و بايد همواره تحت كنترل و پرورش ويژه قرار گيرد.

به هرحال، با پرورش درست عواطف، از تربيت عاطفى مى‏توان به عنوان يك عامل بسيار قوى و انگيزه‏اى نيرومند، براى ايجاد ارتباط عاطفى ميان متربى با امام زمان(عج) بهره جست.

با استفاده از حس عاطفى مى‏توان نگرشى مثبت نسبت به امام عصر(عج) پديد آورد. وقتى نگرش ايجاد شد، در پى آن حتما تغيير رفتار خواهد بود؛ به‏ويژه در نوجوانان و جوانانى كه در مرحله شكوفايى احساسات و شكل‏گيرى شخصيت هستند. اگر اين احساسات به سوى مهدويت هدايت شود و احساسات و عواطف پاك و معصومانه آنان متوجه وجود مقدس امام زمان(عج) گردد، مطمئنا مهم‏ترين گام تربيتى برداشته شده است.

براى اين كار بايد مبلغان و متوليان تعليم و تربيت با راهكارهاى شكوفايى عواطف و احساسات و هم‏چنين راه‏هاى تربيت عاطفى و چگونگى كنترل و هدايت آن آشنا باشند تا بتوانند از اين انگيزه بسيار مهم و قوى براى تربيت مهدوى بهره بردارى كنند. البته اين مسئله مهارت و دقت افزونى را طلب مى‏كند.

از جمله راهكارها و راهبردهايى كه مى‏توانيم براى پرورش حس عواطف نوجوانان و كنترل و جهت دهى آن به كار گيريم عبارتند از:

1 . احترام به شخصيت جوان

2 . مسالمت و مدارا

3 . اغماض و چشم پوشى

4 . برخورد مهرآميز

5 . تشويق و ترغيب جوانان به پاكى

6 . بها دادن به اظهارنظر آنان

7 . دادن مسئوليت‏هاى مناسب

8 . ارزش گذارى به شخصيت معنوى جوان

اين راهكارها اگر مورد توجه مربيان و مبلغان مهدويت قرار گيرد، در مجموع موجب پرورش حس عاطفى آنان مى‏شود و نهايتا زمينه و بستر لازم شخصيتى را براى پذيرش مهدويت در فرد ايجاد مى‏كند. عواملى چون ايمان قوى و ذوب شدن در محبت خداوند و عشق به سعادت ابدى از عواملى هستند كه مى‏توان به وسيله آن‏ها انسان‏ها را كنترل كرد.

4 . پرورش حس زيبايى
حس زيبائى و زيبايى‏خواهى از جمله گرايش‏ها و احساسات متعالى انسان است كه در مطالعات علمى و روان‏شناسى مورد توجه قرار گرفته است.

برخى از احساسات متعالى مانند حس زيبايى از جلوه‏هاى گوهر اصلى انسان است كه منشأ بروز كمالات و ارزش‏هاى انسانى و الهى مى‏گردند. زيبايى و زيبادوستى ابعاد و جلوه‏هاى گوناگونى دارد، ولى آن چه كه در اين بخش از نوشتار، مورد توجه ما مى‏باشد، زيبايى معنوىِ خداجويى، كرامت و عزت، عفاف و استغنا، شجاعت، عدالت، ايثار و انسان دوستى است. اين‏ها از عوامل جذب دل‏هاى وارسته و آزاده به سوى الگوهاى متعالى چون وجود ارزشمند ولى عصر(عج) مى‏باشد.

اگر حس زيبايى و زيبادوستى در نوجوانان و جوانان پرورش يابد، به هر آن‏چه زيباست گرايش پيدا مى‏كنند و عقربه وجود آنان به صورت خودكار به سوى زيباييهاى معنوى وجود ولى خدا حركت مى‏كند و علاقه‏مند به پيوند عاطفى و روحى با امام مى‏گردند. چرا كه از ويژگى‏هاى اسوه‏هاى ربانى، برخوردارى آنان از فضايل و جمال معنوى است كه موجب مى‏گردد از شخصيتى پرجاذبه برخوردار شوند و قلوب انسان‏ها را همچون آهن ربايى قوى به سوى خود متمايل كنند.

پس يكى ديگر از پيش زمينه‏هاى شخصيتى لازم براى جلب توجه جوانان و نوجوانان به سوى امام زمان(عج) توجه به پرورش حس مذهبى به ويژه حس زيباييهاى معنوى است.

براى پرورش زيبايى‏هاى معنوى در راستاى تربيت مهدوى مى‏توان از راهكارهاى زير بهره جست:

1 ـ تذكر آثار وجودى امام زمان(عج) و نعمت وجود امام براى جامعه انسانى.

2 ـ صحبت درباره محبت بى‏دريغ امام نسبت به امت، كه در روايات ما از توجه امام زمان(عج) حتى در عصر غيبت نسبت به امت، زياد سخن به ميان آمده است و جا دارد نمونه‏هايى كه حكايت از اوج رأفت و رحمت امام نسبت به امت است، بيان گردد.

3 ـ معرفى امام به عنوان مظهرى از مظاهر جمال و كمال الهى.

4 ـ معرفى جلوه‏هاى گوناگون زندگى حضرت مانند علم، حكمت، محبت، عزت و… به ويژه توجه به ويژگى‏هايى كه شور و عشق در وجود فرد مى‏آفريند.

مهمترين و مؤثرترين راه براى پرورش حس معنوى، توجه دادن به كمالات اخلاقى امام زمان(عج) است.براى نمونه مى‏توان به روايتى از حضرت رضا عليه‏السلام اشاره كرد كه فرموده است:

مهدى(عج) داناترين، بردبارترين و پرهيزكارترين مردمان است و از همه انسان‏ها بخشنده‏تر و شجاع‏تر و عابدتر است

دسته‌بندی نشده

ارسال نظر