علل مستقيم آسيب زا در گسترش فرهنگ مهدويت
admin | 30 جولای 2009 @ 8:00 ب.ظ

علل مستقيم آسيب زا در گسترش فرهنگ مهدويت

در بخش گذشته، نگاهى گذرا و اجمالى به عوامل غيرمستقيم ولى تأثيرگذار در پذيرش فرهنگ مهدويت و گسترش آن داشتيم.

در اين بخش از نوشتار، درصدد پرداختن به عواملى هستيم كه به طور مستقيم در ميزان توفيق متوليان نشر و تبيين فرهنگ مهدويت، تأثيرگذار است. اين عوامل را در دو بخش روش‏ها و محتوا بررسى مى‏كنيم.

1 ـ روش‏هاى آسيب زا
بخشى از آسيب‏هاى وارده در مباحث دينى از جمله بحث مهدويت، برمى‏گردد به روش‏هاى انتقال پيام كه به صورت مستقيم در ميزان نهادينه سازى ارزش‏ها مى‏تواند تأثيرگذار باشد. در اين بخش از مقاله به برخى از روش‏هاى آسيب‏زا در اين حوزه پرداخته مى‏شود:

1 . 1 ضعف و ناكارآمدى روش‏ها در كانون‏هاى دينى
يكى از عوامل مهم آسيب زا در حوزه فعاليت‏هاى مهدويت، ضعف و ناكارآمدى كانون‏هاى دينى و مذهبى است. اين ضعف به ويژه در بخش صلاحيت‏هاى عاطفى و مهارتى، به اتخاذ روش‏هاى نامناسب در تبليغ مهدويت منجر مى‏شود.

آيا به راستى كانون‏هاى دينى از آمادگى لازم شناختى، مهارتى و عاطفى براى تبيين اين فرهنگ به گونه‏اى مطلوب برخوردارند و آيا در اين بيست و چند سال كه همه امكانات فرهنگى كشور در اختيار كانون‏ها قرار گرفته است اين كانون‏ها توانسته‏اند، متناسب با شرايط رشدى و عاطفى و با ادبيات نوجوان و جوان براى ارتقاى بينش و معرفت مهدوى نوجوانان و جوانان و ايجاد روحيه انتظار در آنان گامى مؤثر و كارشناسانه و هماهنگ بردارند؟

از ميان مراكز پژوهشى متعدد در عرصه گسترش معارف دينى، چند درصد از پژوهش‏ها در عرصه مهدويت و چگونگى ارائه اين فرهنگ اختصاص يافته است؟ اصولاً آيا اين‏گونه مراكز و كانون‏ها دغدغه شناخت، گردآورى و پاسخ‏گويى روشمند و اصولى به شبهات نسل جوان در اين زمينه را داشته‏اند؟

جا دارد كه پژوهش و تحقيق، در راستاى ميزان فعاليت و كارآمدى كانون‏ها در حوزه مهدويت صورت گيرد. آن وقت آمار، گوياى بسيارى از حقايق مى‏گردد.

به نظر مى‏رسد از جمله پرسش‏هاى اساسى كه درباره فعاليت كانون‏ها بعد از انقلاب بايد بدان پاسخ داده شود، عبارتند از:

ـ چه آموزشهايى براى ارتقاى سطح معرفتى جامعه در زمينه مهدويت داشته‏اند؟

ـ براى انجام آموزش‏هاى مؤثر به چه ميزان به تربيت نيروهاى آشنا به فرهنگ مهدويت و آشنا به اصول تعليم و تربيت روشمند، پرداخته‏اند؟

ـ چه راهكارها و راهبردهاى مؤثرى براى نهادينه كردن ارزش‏هاى مهدويت، با توجه به مراحل رشد و ادبيات خاص هر دوره، توسط متوليان كانون‏ها مورد استفاده قرار گرفته است؟

ـ از چه ابزار و وسايل كمك آموزشى براى نهادينه كردن اين فرهنگ بهره جسته‏اند؟

ـ آيا تا به حال، كار تحقيقى كارشناسانه‏اى براى يافتن بهترين روش‏ها براى نشان دادن چهره‏اى زيبا و اميدبخش از آينده حكومت جهانى حضرت صورت گرفته است؟

ـ آيا تا به حال كار آمارى براى سنجش ميزان آمادگى جامعه براى پذيرش حضرت و حكومت جهانى وى صورت گرفته است؟

ـ مهم‏تر از همه اين‏كه، آيا اصلاً دغدغه گسترش اين فرهنگ در ميان مسئولان كانون‏ها وجود داشته يا خير؟

2 . 1 ضعف شيوه‏هاى پيام رسانى دينى
يكى از عوامل مستقيم آسيب زا در موضوع مورد بحث، ديوارى است كه ميان دو نسل كشيده شده است و سخنان آنان توسط هم شنيده نمى‏شود. در واقع، گسستى ميان پيام دهندگان با گيرندگان پيام ايجاد شده كه مانع رسيدن پيام مى‏گردد. علت اين گسست اين است كه پيام‏هاى دينى از جمله پيام‏هاى مهدويت، بدون توجه به نيازهاى مخاطبان و ادبيات خاص آنان تهيه و فراهم گرديده است. بدون توجه به اين مهم كه آيا پيام‏ها به گوش مخاطب مى‏رسد يا نه؟ مرتب پيام ارسال مى‏كنيم و در پى آن هم، منتظر ايجاد روحيه انتظار و سرسپردگى و عشق نسبت به امام زمان(عج) هستيم. متأسفانه ما به دليل آن كه از شيوه‏ها و ابزارهاى جديد اطلاع رسانى براى رساندن پيام خود به نسل فعلى با اقتضائات موجود كم‏تر بهره جسته‏ايم؛ از اين‏رو در رساندن پيام دين در اين زمينه با ناكامى‏هاى جدى مواجه بوده‏ايم.

به هرحال عرضه نادرست محتوا و ضعف روش‏هاى موجود، موجب شده است كه پيام ما به مخاطبان نرسد. گاهى اين عرضه نادرست از سوى كسانى است كه بدون داشتن تخصص و خبرويت در اين حوزه، به عرصه تفسير و تبيين مباحث مربوط به مهدويت وارد مى‏شوند. در نتيجه برداشت‏هايى بسيار خرافى و نادرست از مسائل مربوط به مهدويت عرضه مى‏كنند، كه اين مسئله جز ايجاد گسست و فاصله ميان پيام رسان و گيرنده پيام چيز ديگرى را در برندارد. تحقيقاتى كه در اين راستا انجام شده از اين واقعيت تلخ پرده برمى‏دارد كه به حدى به صورت نادرست و غيراصولى اين مباحث توسط برخى افراد عرضه گرديده است كه ثمره آن جز ايجاد نگرشى منفى نسبت به حكومت جهانى حضرت، اثر ديگرى در برنداشته است. در يك مسئله‏شناسى كه از حدود 1000 دختر نوجوان قمى صورت گرفت، بيش‏تر آن‏ها شناختى بسيار مبهم و اندك نسبت به مهدويت داشته‏اند و عمده مشكل آنان اين بود: آيا صحيح است كه وقتى امام زمان(عج) ظهور مى‏كند پاى اسب ايشان در خون آدم‏هايى كه سر آن‏ها توسط آقا زده شده است فرو مى‏رود؟!

آيا اين مسئله چيزى جز عرضه نادرست اين گونه مفاهيم كه نهايتا به ايجاد نگرش منفى منجر شده است، چيزى در پى دارد؟

3 . 1 عدم تأمين نيروى انسانى كارآمد و روشمند
از آن‏جا كه نقش اول و محورى در فعاليت‏هاى فرهنگى و تربيتى، با كسانى است كه مسئوليت تبيين و تبليغ اين فرهنگ را عهده دار مى‏باشند. پس، پيش از هرگونه اقدامى در اين‏باره ، بايد به فكر آماده سازى نيروهاى متعهد و متخصص و روشمند باشيم. نيروهايى كه از صلاحيت‏هاى لازم در اين حرفه برخوردار باشند. منظور از صلاحيت‏ها؛ يعنى برخوردارى فرد از مجموعه شناخت‏ها، گرايش‏ها و مهارت‏هايى است كه مبلغ با كسب آن‏ها مى‏تواند به ايجاد تغييرات مطلوب و مورد نظر برسد.

به طور كلى، علماى تعليم و تربيت بر اين باورند: فردى كه قرار است مسئوليت نهادينه سازى يك ارزش را به عهده گيرد بايد از سه صلاحيت برخوردار باشد:

الف: صلاحيت شناختى

منظور از صلاحيت شناختى، آگاهى‏ها و مهارت‏هاى ذهنى است كه مبلغ را در شناخت و تحليل مسايل و موضوعات مرتبط با بحث، توانا مى‏سازد. به طور مثال در موضوع مهدويت مبلغ بايد پيش از ورود در فعاليت خود، از اين شناخت‏ها برخوردار باشد:

1 . شناخت اصول مربوط به تعيين محتواى مهدويت

2 . شناخت نسبت به مباحث مهدويت و اشراف كامل بر آن

3 . شناخت مربوط به روشهاى نوين ارائه پيام‏هاى مهدويت

4 . شناخت مخاطبان

5 . شناخت از جامعه و عنصر زمان و مكان

6 . شناخت نسبت به مبانى روان شناختى و اصول تعليم و تربيت.

ب: صلاحيت عاطفى

منظور از صلاحيت‏هاى عاطفى، مجموعه گرايش‏ها و علايق مبلغ نسبت به مسايل و موضوعات مرتبط با مسئوليت خود است. صلاحيت‏هاى عاطفى كه يك مبلغ بايد از آن برخوردار باشد عبارتند از:

1 . علاقه نسبت به مباحث مهدويت

2 . اعتقاد به تكريم

3 . گرايش نسبت به حضرت مهدى(عج) و برخوردارى از رابطه معنوى با حضرت

4 . داشتن صبر و شكيبائى و برخوردارى از ظرفيت‏هاى لازم

5 . داشتن روحيه اميدوارى و نشاط.

ج: صلاحيت عملكردى (مهارتى)

صلاحيت‏هاى عملكردى به آن بخش از صلاحيت‏هايى گفته مى‏شود كه با مهارت‏ها و توانايى‏هاى عملى مبلغ در فرآيند تبليغ مرتبط باشد. به بيان ديگر توانايى مبلغ براى انجام يك سرى اعمال سنجيده، منطقى و پيوسته را صلاحيت‏هاى مهارتى مى‏گويند. صلاحيت‏هاى مهارتى يك مبلغ در حوزه مهدويت به طور اجمال عبارتند از:

1 . توانايى به كارگيرى شيوه اقدام پژوهى مشاركتى در تربيت مهدوى

2 . توان به كارگيرى روش‏هاى نوين و مؤثر

3 . مهارت در حفظ فضاى عاطفى و اخلاقى در كلاس‏ها و برنامه‏هاى مهدوى

4 . توان درگير كردن مخاطبان خود در فعاليت‏ها و ايجاد روحيه كار گروهى در جوانان.

افزون بر آن‏چه گفته شد، مبلغانى كه براى ايفاى اين نقش خاص در نظر گرفته شده‏اند و قرار است كه روحيه اطاعت پذيرى و تبيين فرهنگ انتظار و مهدويت را پديد آورند، پيش از هرگونه فعاليتى، خود بايد يك انسان مطيع و منتظر و برخوردار از ويژگى‏ها و شرايط يك انسان منتظر باشند. كسى كه مى‏خواهد مردم را به برقرارى ارتباط معنوى و عاشقانه با امام زمان(عج) دعوت كند، نخست خود بايد اين ارتباط را برقرار كرده باشد. به بيان ديگر، بايد خود، يك شخصيت مهدوى باشد تا بتواند شخصيت مهدوى بپروراند. در اين صورت است كه مى‏تواند يك شخصيت تأثيرگذار در مخاطبان خود باشد. چرا كه پيچيدگى امر تربيت و رساندن پيام‏هاى دينى در شرايط كنونى (كم حوصلگى انسان‏ها، افزايش روش‏هاى اطلاع رسانى و تنوع آن‏ها، اشتغالات ذهنى انسان‏ها به مسائل پيرامون خود و…) مى‏طلبد نيروهايى كه عهده دار ارسال پيام‏هاى دينى هستند بيش از گذشته به روش‏هاى اطلاع رسانى مجهز و به فنون و اصول تعليم و تربيت، آشنا باشند. در غير اين صورت همان‏طور كه در بخش‏هاى گذشته اشاره شد، پيام به متربى نخواهد رسيد.

اگر چه اخيرا برخى مراكز تخصصى و پژوهشى فعاليت‏هاى خوبى را در زمينه تربيت نيروى كارآمد و پاسخ‏گو در حوزه مهدويت آغاز كرده، ولى به دليل تأخير در آغاز اين فعاليت‏ها، هم‏چنين جوان بودن جمعيت كشور ما و از سوى ديگر رويكرد جدى نسل جوان به بحث مهدويت، اين فعاليت‏ها در اين حد تأمين كننده نياز فرهنگى جامعه ما نمى‏باشد.

به هرحال در عصرى كه عصر اطلاعات، ماهواره و در هم نورديده شدن مرزهاى جغرافيايى و عصر اَبَر رسانه‏ها، آسمان باز، ترافيك هوائى اطلاعات و… است، نسبت به تربيت نيروهاى روشمند و آشنا به آخرين فن آورى اطلاع رسانى، بايد به جديت اقدام گردد تا بتوانند پيام مهدويت را با بهترين و مؤثرترين روش‏ها و شيوه‏هاى تربيتى به گوش جوانان برسانند.

4 . 1. استفاده از روش تخويف به جاى روش ترغيب

تحقيقات صورت گرفته در زمينه مهدويت و ميزان درونى سازى اين ارزش، نشان‏دهنده اين واقعيت تلخ است كه عمدتا براى تبيين اين فرهنگ و گسترش آن از روش تخويف استفاده شده است. غالبا در منابر و مساجد از كشتار انسان‏هاى غيرمطيع به دست امام زمان(عج) و خون‏ريزى انسان به حدى كه تمام زمين را خون فرا مى‏گيرد و از اين مسائل سخن به ميان آمده است. نخستين نكته‏اى كه پس از شنيدن نام امام زمان(عج) و عصر ظهور به ذهن افراد خطور مى‏كند، شمشير، خشونت و قتل افراد توسط امام زمان(عج) است. اين مسئله يكى از مهم‏ترين عوامل آسيب زا در حوزه مهدويت مى‏باشد. در حالى كه اساسا تحريك آدمى نسبت به ارزش‏هاى دينى در گرو ايجاد رغبت و شوق و توجه به آثار و وجوه زيباى آن مسئله است.

برخى مبلغان دينى به جاى اين‏كه از آثار زيباى ظهور حضرت و تحقق آرمان‏هاى بلند بشر در طول تاريخ در عصر ظهور، نيز از ويژگى‏هاى حكومت حضرت مهدى(عج)، از محبت و عشق ايشان نسبت به مردم سخن بگويند، از شمشير و خشونت و… حرف مى‏زنند. با اين وجود چگونه انتظار داريم كه نسل ما، يك نسل منتظر باشد و از جمله دعاهاى آنان، دعا براى ظهور حضرت باشد؟

جالب اين است كه در مسئله سنجى كه صورت گرفت، غالب دختران نوجوان گفته بودند: ما مى‏ترسيم براى ظهور آقا دعا كنيم؛ چون شنيده‏ايم حضرت سر آدم‏ها را با شمشير مى‏زند.

دقيقا از روشهايى براى معرفى شخصيت امام زمان(عج) بهره مى‏گيريم، كه دشمن و به ويژه صهيونيست براى مهدى زدايى و مهدى ستيزى از آن بهره مى‏جويد. آنان به وسيله فيلم، بازى‏هاى رايانه‏اى، نمايشنامه و… چهره‏اى خشن و وحشتناك از امام زمان(عج) ترسيم مى‏كنند كه متأسفانه دوستان حضرت هم چهره‏اى كه از ايشان در منظر كودكان مجسم مى‏نمايند، چهره‏اى خشن است كه تنها با شمشير و كشتار پيام خود را به مردم مى‏رساند.

در حالى كه در روايات به قدرى از زيبايى‏هاى زمان حضرت گفته شده كه اگر آنها رواج پيدا كند، قطعا انسان‏ها بى‏صبرانه برپايى حكومت جهانى حضرت و ظهور وى را مى‏كشند مانند رواياتى كه به رشد عقلى، رشد علمى، ايجاد رفاه و گسترش روابط عاطفى در مناسبات اجتماعى مردم اشاره دارد، هم‏چنين ريشه كنى فقر و بى‏عدالتى و ايجاد امنيت و آرامش در عصر ظهور كه به فراوانى هم وجود دارد، مى‏تواند رغبت آفرين و محرك باشد؛ اين در حالى است كه كم‏تر از آن‏ها سخن به ميان آمده است.

مردم به ويژه جوانان به طور روانى به هر آن چه كه اميدآفرين و نشاط آور باشد رغبت دارند و از هر آن چه كه بوى يأس و نااميدى و خشونت دارد روى گردانند.

به هرحال تكيه بر زيبائى‏هاى عصر ظهور، مى‏تواند درهاى زيبايى و لطايف تربيت مهدوى را بر روح و روان مخاطبان ما بگشايد. بايد با توجه به طبيعت خاص انسان كه از هنر و زيبايى لذت مى‏برد و از شنيدن مطالب خشك و يك نواخت گريزان است، براى انتقال پيام‏هاى مهدوى از روش‏هاى هنرى و زيباشناسى بهره جست. لازم است مربيان و مبلغان با استفاده از امكانات و ابزارهاى كارآمد مثل فيلم، گرافيك، نقاشى، شعر، داستان و … زمينه را براى استحكام پايه‏هاى معرفت دينى متربيان فراهم كنند.

بايد پيام مهدوى به پرده‏اى زيبا با تصاويرى دلنشين همراه شود. در زيبايى است كه انسان كشش پيدا مى‏كند، شوق درونى‏اش شكفته مى‏شود و به وجد مى‏آيد.

لازمه كشش درونى نسبت به مباحث مهدويت، تلطيف دل است. دل بايد نسبت به پذيرش پيام مستعد شود. فخر رازى در تفسير تلطيف ساختن دل مى‏گويد: «منظور از تلطيف دل آن است كه درون را مستعد توجه به آن قبله كنى». بايد بدانيم كه با ترس و وحشت، درون مستعد پذيرش نمى‏شود. شرط پذيرش پيام تربيتى آن است كه درون را با جمال و زيبايى، لطيف ساخته و همه عواطف را متوجه آن مقصود كنيم. هنگامى كه جاذبه در درون انسان به وجود آمد، ديگر خود به دنبال پيام‏ها و ارزشهاى مهدوى مى‏رود.

به هرحال، كسى كه رسالت تربيت مهدوى را به دوش مى‏كشد، بايد پيام خود را چهره‏اى زيبا بخشد و با شناخت شرايط عاطفى متربى كشش درونى او را مهيا سازد. زيبايى و جمال كليد تربيت مهدوى است و بايد كليد را به دست آورد.(5)

از سوى ديگر استفاده از تخويف و ايجاد نگرانى و تشويش، موجب قفل دل، احساس و عواطف و كنش‏هاى درونى مى‏گردد و جز رويگردانى از ارزش‏ها، پايان ديگرى نخواهد داشت.

5 . 1 عدم بهره‏گيرى از روش‏هاى درونى سازى و ايجاد نگرش مثبت

اعتقاد به مهدويت، در صورتى منشأ اثر در زندگى فردى و اجتماعى مى‏شود كه اين ارزش در فرد درونى شده باشد و مخاطبان از درون، پيام ارتباط با امام و ضرورت پيروى را بگيرند؛ به بيان ديگر مهدى را در درون خود بيابند.

يكى از عوامل آسيب زا در تربيت نسل ولايت مدار و پيرو امام زمان(عج) اين است كه مجموعه آموزش‏ها و فعاليت‏هاى تربيتى ما در راستاى مهدى دهى بوده است. در حالى كه از نظر كارشناسان دين، مسئله اعتقاد به منجى و مهدويت يك مسئله فطرى و درونى است و اگر به جاى آرايش و افزايش آگاهى‏هاى فرد، در اين‏باره مرتب به پيرايش و تهذيب آن دست بزنيم، در اين صورت به دليل نورانيت و اشراق درونى، خود فرد جايگاه منجى را درون خود خواهد يافت. آن موقع است كه عشق به مهدى همانند چشمه‏اى از روح فطرت او مى‏جوشد و آب زلال اين عشق در سرزمين وجود او جارى مى‏شود.

براين اساس بايد زمينه‏اى فراهم كرد كه فرد بتواند از درون احساس كند؛ نه اين‏كه از بيرون اقتباس نمايد. همه كسانى كه دست اندركار تربيت مهدوى هستند نيز خود بايد اين احساس را از درون داشته باشند نه آن كه به شيوه بازيگران، نقش بازى كنند. در اين صورت، آموزش‏هاى مهدوى منجر به تربيت مهدوى مى‏گردد و شعار مهدويت به شعور مهدويت مبدل مى‏شود و مراسم و جشن‏هاى نيمه شعبان موجب پرورش روحيه انقياد و اطاعت و انتظار مى‏گردد. در اين صورت حس مهدى يابى، مبتنى بر ايمان درونى و سرشار از عشق و معنايابى و لذت انتظار مى‏گردد.

به هرحال، آموزش‏هاى پى در پى و هراس آور و غيرمؤثر در جامعه دينى، به حس درونى و فطرى مهدويت آسيب‏هايى دينى وارد كرده است. لازم است كه براى خروج از اين بن بست، به تغيير روش در تبليغات دينى و مذهبى دست بزنيم و روشى را در تربيت مهدوى اتخاذ كنيم كه به مهدى يابى منجر شود. در اين صورت است كه با عشق و شور و نياز درونى همراه مى‏گردد. آن زمان است كه مهدى(عج) در متن زندگى فرد قرار مى‏گيرد و ظهورى سرشار از عشق و اميد و زيبايى در جاى جاى زندگى او پيدا مى‏كند. فرد مهدى‏باور با تمام وجود در مى‏يابد كه منجى عالم بشريت در سراسر جهان هستى ظهور دارد گرچه ظاهرا اينكه حضور ندارد. احساس اين ظهور موجب مى‏شود كه اميد به زندگى و نشاط و محبت و شور و شوق انتظار در او ايجاد شود.

مى‏دانيم كه فعاليت‏هايى منجر به تغيير رفتار مى‏گردند كه پايگاه درونى داشته باشند و بدون اين پايگاه، هرگونه فعاليت جنبه صورى و ظاهرى مى‏يابد. از آن جا كه دين، با تمام جزئيات آن در درون انسان، فطرى است از قدرت تغيير بالايى برخوردار است، پس بايد از روش‏هايى براى تبليغ و تبيين فرهنگ مهدويت بهره جست كه نهايتا درونى شدن اين ارزش‏ها را در پى داشته باشد.

متخصصان تعليم و تربيت بر اين باورند كه براى درونى سازى يك ارزش، بايد مراحل مختلف حيطه عاطفى را كه از ساده به مشكل است، پشت سر گذاشت. پيمودن اين مراحل موجب تغيير در نظام ارزشى فرد مى‏شود و مهدويت به عنوان يك ارزش در شخصيت او متبلور مى‏گردد.(6) اين است مفهوم درونى سازى كه متأسفانه كم‏تر از اين قالب‏ها، براى تغيير نظام ارزشى و نهايتا درونى كردن ارزش‏هاى اخلاقى در فعاليت‏هاى مذهبى بهره گرفته مى‏شود.

6 . 1 استفاده نكردن از روش اسوه‏پردازى

در تربيت مهدوى و استفاده از وجود مبارك امام زمان(عج) به عنوان كسى كه خود بيش از ديگران دستورات دين را در رفتار و كردار خويش نمايان ساخته و به عنوان يك انسان كامل، راه تكامل را پيموده است، اهميت بسيارى دارد. به همين دليل شايستگى اين مقام را پيدا كرده تا دست ديگران را هم در دست خود قرار دهد و به مطلوب نهايى برساند. اگرچه استفاده از روش الگويى در عصر غيبت، براى ما به دليل عدم امكان ارائه الگوهاى عينى امرى مشكل است، ولى به هرحال مى‏توانيم در صورت ارائه درست شخصيت حضرت به جوانان، شخصيت ايشان را به عنوان يك الگو، معرفى كنيم. حتى با توجه به تعلق امام زمان(عج) به عصر ما، آن حضرت، بيش از امامان ديگر مى‏تواند نقش الگودهى داشته باشد. البته در صورتى كه شخصيت امام را يك شخصيت فرا انسانى جلوه ندهيم و آن قدر به اين شخصيت اسوه و نمونه قداست نبخشيم كه امكان همانندسازى با اين الگوى ربانى را از جوانان سلب كنيم. چرا كه اگر در منظر جوانان الگوهاى ربانى چون امامان معصوم، موجوداتى دست نيافتنى و عرشى باشند كه متعلق به آسمانند نه زمين، ديگر امكان الگوگيرى از اين شخصيت را غيرممكن مى‏دانند.

البته نبايد به خاطر فرار از فرا انسانى جلوه دادن حضرت، به دام تقدس زدايى از ايشان بيافتيم. بلكه بايد سعى شود با ترسيم سيماى انسانى حضرت مهدى(عج) كه در روايات ما هم خوشبختانه زياد از اين جنبه زندگى حضرت سخن به ميان آمده است، امكان همانندسازى و متابعت و ارتباط را در مخاطبان ايجاد كنيم. در عين حال، نبايد از ويژگى‏هاى خاص و ملكوتى حضرت كه خود در ساختن يك شخصيت پرجاذبه براى جوانان مى‏تواند مؤثر باشد، غافل بود.

به هرحال عدم توفيق متوليان تعليم و تربيت در ارائه الگويى درست از شخصيت حضرت در زمان كنونى و استفاده نكردن از روش اسوه‏پردازى، موجب شده است كه نسل جوان ما از اين الگوى متعالى و ربانى و متعلق به زمان، كم‏تر بهره جويد. در حالى‏كه جا دارد از روش اسوه‏پردازى كه مؤثرترين روش در تربيت دينى است براى تربيت مهدوى بيش‏تر بهره بردارى كنيم.

دسته‌بندی نشده

ارسال نظر