اخلاق سیاست آینده


زندگي بشر مجموعه‌اي از پديده‌هاي ممکن را دربرمي‌گيرد که نه‌تنها به آنچه تاکنون به‌وقوع پيوسته و در شمار موجودات به‌ حساب مي‌آيد محدود نمي‌گردد که آرزوها و ايده‌آل‌هايي که انتظار وقوع‌شان در آينده مي‌رود را هم شامل مي‌شود. بر اين اساس، عمل انسان بر اساس شناخت و ارزيابي وضعيت موجود و ترسيم و تحليل شرايط مطلوب شکل مي‌گيرد و ايدئولوژِي نيز ـ که متضمن برنامه عمل آدمي است ـ هم قضاوت‌هاي واقعي و ها را شامل مي‌شود و هم قضاوت‌هاي ارزشي و ها را دربرمي‌گيرد. در حقيقت،‌ ايدئولوژِي، ‌نظامي از ايده‌ها و قضاوت‌هاي روشن و سازمان‌يافته است که براي توصيف، ‌تبيين، استنتاج يا توجيه موقعيت يک گروه يا جامعه به‌کار مي‌رود و اساساً از ارزش‌ها نشأت مي‌گيرد و رهنمود دقيقي براي عمل تاريخي اين گروه يا جامعه ارائه مي‌دهد.

ايدئولوژي شامل و و توضيح‌دهنده نحوه تعامل اين‌ دو و برآمده از نحوه ارتباط آنها است که به عنوان مثال مي‌توان ايدئولوژي ليبرال را برآمد از اخلاق اومانيستي و دولت سکولار و بي‌طرف دانست. اخلاق، دستگاهي از ارزش‌هاست که مراتب نيک و بد ميان پديده‌ها را تعيين مي‌کند و هدفش ايجاد و شکل‌دهي بهترين روابط ميان انسان‌هاست و درصدد است برمبناي احکام جاودانه خويش هر پديده‌اي را چنان در جايگاه خود بنشاند که هستي را ساماني غايي دهد و از فساد و تباهي برهاند. به‌عبارت ديگر، اخلاق مي‌خواهد ساخت قدرت را مهار کند و انسان و جهان را به وضع مطلوب اخلاقي برساند. از سوي ديگر، سياست، معطوف به واقعيت‌هاي موجود بوده و مجموعه‌اي از روش‌ها و قواعد دست‌يابي و کنترل قدرت را شامل مي‌شود. در واقع، سياست به نظام جهاني نظر دارد و ناظر بر واقعيت‌ها و توزيع قدرت در سطح جهان است و در مقابل، اخلاق به نظم جهاني و وضع ايده‌آلي که در آن ارزش‌ها حاکميت يافته‌اند، معطوف است.

ايدئولوژي که با اين دو حوزه مهم زندگي بشر پيوندي عميق دارد، درصدد است تا به‌نحوي ميان واقعيت‌ها و ايده‌‌آل‌ها رابطه ايجاد کند و سياست و اخلاق را با يکديگر درآميزد. اين ارتباط در جريان تشکيل دولت اخلاقي شکل مي‌گيرد و اينچنين دولت اخلاقي،‌ کارکرد اخلاق را تکميل مي‌کند و با توسعه احکام اخلاقي در ميان جامعه و اصرار بر تبعيت از آنها، در خدمت آن قرار مي‌گيرد. در واقع، در بستر ايدئولوژي و تشکيل دولت اخلاقي، اخلاق سياست را به‌کار گرفته و سياست خود را با اخلاق تعريف، ‌توجيه و تشريع مي‌کند. در چنين زمينه‌اي هر ايدئولوژِي مدعي است که سياست آن هميشه در جهت پديدآوردن انساني‌ترين و اخلاقي‌ترين جهان در حرکت است و غايتش رساندن بشر به سرمنزل انسانيت و اخلاقي‌ترين جهان يعني اتوپيا است و از‌اين‌رو است که معمولاً ايدئولوژِي‌ها تماميت‌خواه هستند زيرا خود را داري طبيعتي مي‌دانند که مطلق و جهان‌گير و داراي گستره جهاني است.

عقلانيت از پاسخ‌گويي به سه سوال پديدار مي‌شود؛ 1. انسان و هستي چيستند و چه ارتباطي با يکديگر دارند؟ 2. وضعيت مطلوب انسان در هستي و به‌اصطلاح توسعه انسان در چيست؟ 3. تحصيل وضعيت مطلوب چگونه و با چه ابزاري صورت مي‌گيرد؟ با درنظرگرفتن اينکه پاسخ‌ به اين سه‌ سوال اساسي بر شناخت و تحليل شرايط موجود و ترسيم وضع مطلوب متوقف است، مي‌توان گفت که عقلانيت در بستر ايدئولوژِي شکل مي‌گيرد و هر يک از مؤلفه‌هاي آن ـ هويت، موعوديت و جهانيت ـ براساس ايدئولوژِي تعريف مي‌شود.

***

هويت يک پديده گوياي چيستي آن است و مشخصات وجودي آن پديده را ارائه مي‌دهد. به‌لحاظ لغوي واژه هويت (Identity) در دو معناي به‌ظاهر متناقض به‌کار مي‌رود؛ نخست، همساني و يکنواختي مطلق و ديگر، تمايزي که دربردارنده ثبات و تداوم است. اگرچه اين دو معنا ظاهراً در تقابل با يکديگر قرار دارند اما در اصل هر يک از اين معاني به دو جنبه اصلي و مکمل هويت معطوف هستند. در حقيقت شناسايي وضعيت کنوني يک پديده و شناخت ريشه وجودي آن، بر درک هويت آن متوقف است و در واقع با مشخص‌شدن هويت يک پديده، شکل‌دهنده آن و نيز هايي که آن را از ساير پديده‌ها جدا مي‌سازد وضوح مي‌يابند. چه اينکه ماهيت هر شيء، محصول تلاقي آن ـ که بيانگر وجه مشترک آن با ساير پديده‌هاست ـ و نيز شيء ـ که گوياي نقاط افتراق آن نسبت به ديگر اشياء است ـ مي‌باشد.

مفهوم هويت بر چيستي پديده‌ها و مرزهاي شناختي،‌ فرهنگي، نژادي، اقتصادي، زماني، جغرافيايي، سياسي و تمدني حاکم بر آنها استوار مي‌گردد. شناخت مرزهاي يک پديده اين امکان را به‌وجود مي‌آورد که بتوان ان را در طبقات و تقسيم‌هاي مختلف جاي داد و از اين‌طريق به شناخت کامل‌تر آن کمک کرد. چه با درنظرگرفتن هريک از وجوه گوناگون جنس و فصل يک پديده و با درنظرگرفتن قواعد و مي‌توان پيوندهاي متعددي ميان آن و ساير پديده‌ها برقرار کرد و از رهگذر اين ارتباطات به معاني افزون‌تري دست‌ يافت. براين اساس، پديده‌ها و آنها را مي‌توان به عنوان کارکرد هويت درنظرگرفت. با توضيح مفهوم و کارکرد هويت، نخستين پرسش بنيادين عقلانيت که مربوط به چيستي انسان و جهان ارتباط ميان آنها است، پاسخ مي‌يابد.

***

چشم‌انداز يک پديده، در بطن آن نهفته است و براساس مطالعه ساختار وجودي آن، مي‌توان به ظرفيت نهايي و ايده‌آل توسعه آن پي‌ برد. در واقع، آنچنان‌که علت غايي يک شيء، پيش از وجود يافتن آن، شکل مي‌گيرد و پس از ايجاد نيز همواره ملازم آن است، دست‌يابي به صورت نهايي و غايي يک پديده بر پايه تحليل هويت آن، امکان‌پذير خواهدبود. از‌اين‌رو، هر پديده همراه با آغاز و ايجاد خود، موعوديت خود را نيز در برخواهد داشت و با توجه به هويت آن، ترسيم اهداف و ايده‌آل‌هايي که آن پديده در مسير نيل به آنها شکل گرفته و حرکت مي‌کند، ميسر خواهدشد. با اين نگاه مفهوم موعوديت، بر مبناي حد غايي توسعه يک پديده و آيده‌آل مطلوبي که براي آن درنظرگرفته مي‌شود، تعريف مي‌شود.

ترسيم هدف، علاوه بر به‌وجود آوردن امکان طرح‌ريزي و برنامه‌ريزي، سبب مي‌گردد که وجود يک پديده در راستاي تحصيل يک وضعيت نهايي، معنا‌دار شود و از‌اين‌رو کارکرد موعوديت را مي‌بايست در آن جستجو کرد. در واقع، موعوديت يک پديده همواره توجيه‌گر بودن و چرايي آن است و در هر مرحله از حرکت، نسبت شرايط موجود در مقايسه با وضع نهايي را مشخص کرده و پيشرفت آن پديده را رقم مي‌زند. موعوديت در مفهوم و کارکرد خود، پاسخ‌گوي بخش ديگري از عقلانيت است که به وضعيت مطلوب انسان در هستي و توسعه آن دلالت دارد.

***

آنچه هويت و موعوديت يک پديده را به‌يکديگر پيوند مي‌زند، وجود سازوکاري است که حرکت از وضع موجود به سمت حالت ايده‌آل را تضمين مي‌کند. در حقيقت، يک پديده با توسعه وجودي خود که از نخستين مراحل شکل‌گيري آغاز مي‌گردد، گام‌به‌گام به موعوديت خود نزديک مي‌شود و بنابراين اتساع و شموليت يک پديده به معناي پيشرفت آن در جهت رسيدن به نقطه نهايي و مطلوب آن است. تداوم اين شموليت و توسعه که در هر مرحله امکان رسيدن به وضعيت مطلق پديده را بيش از پيش فراهم مي‌کند، به مفهومي مي‌انجامد که از آن به تعبير مي‌شود. به عبارت ديگر، جهانيت يک پديده به راه و روشي که آن پديده در راه حرکت به سمت مطلوب در پيش گرفته است، مربوط مي‌شود.

جهانيت هر پديده وابسته به هويت و موعوديت آن است و در واقع، متناسب با نوع تفسيري که از وضعيت موجود صورت مي‌گيرد و چشم‌انداز مطلوبي که فراروي يک پديده واقع مي‌گردد، شکل عمل و حرکت آن تعريف مي‌شود و ازاين‌رو در شناسايي و پيش‌بيني حرکت يک پديده، مي‌بايست به هويت و موعوديت آن توجه داشت. ازسوي ديگر، جهانيت پديده، گوياي ميزان تحقق اهداف در بستر واقعيات است و بررسي آن، امکان قضاوت درباره نزديکي و يا دوري وضعيت مطلق نهايي را ميسر مي‌سازد. در اين‌ راستا کارکرد جهانيت در قالب يک پديده نمايان مي‌گردد. با اين نگاه، پاسخ به سومين پرسش عقلانيت که از ابزار و چگونگي تحصيل وضعيت مطلوب مي‌پرسد، مستلزم توجه به عنصر جهانيت است.

***

ملت‌ها و به تبع آنها کشورها حامل هويت خاصي هستند و از آنجا که هويت محوري‌ترين مؤلفه بين‌المللي است، تضادها نه منفعتي صرف که هويتي است. به عبارت ديگر واحدهاي سياسي نه تنها بر اساس نظام ارزشي مطلوب خود اداره مي‌شوند که سعي مي‌کنند ديگران نيز به اين نظام ارزش‌ها پايبند بوده و آنها را بپذيرند و از‌‌‌اين‌رو به پروژه صدور ارزش‌ها روي مي‌آورند. در چنين وضعيتي است که سياست خارجي در ادامه سياست داخلي قرار مي‌گيرد و از آنجا که گسستي ميان اين دو وجود ندارد، در بررسي رفتار بين‌المللي يک کشور مي‌بايست به هويت و آرمان‌هاي آن توجه کرد. چه اينکه عقلانيت‌هاي گوناگون که در بستر ايدئولوژي‌هاي متفاوت به‌وجود مي‌ايند، به شکل‌گيري سبک مشخصي از زندگي مي‌انجامند که شيوه زيست آدمي و جامعه انساني را پايه‌ مي‌ريزند.

اگرچه در بسياري از کشورها ايدئولوژي وجود دارد اما از آن‌جا که درباره آن تصميم‌سازي و تصميم‌گيري صورت نمي‌گيرد، هدف سياسي واقع نمي‌شوند، درحالي‌که در کشوری مانند آمريکا هر تصميم سياسي، اقتصادي و فرهنگي ملهم از ايدئولوژي است که در اين صورت مفهوم منافع ملي عوض مي‌شود. مي‌توان گفت که روشنفکران فرانسه دنيا را مخاطب خويش دانسته و لحني ايدئولوژيک دارند ولي اين ايدئولوژِي هدف سياست خارجي فرانسه واقع نشده است، چرا که درباره آن تصميمي اتخاذ نشده است. حکومت‌هايي که اهداف بلندمدت جهاني دارند، بالاترين ارزش را براي آن قائل نيستند مگر آنکه هدف‌هاي مذکور براي فلسفه سياسي يا ايدئولوژي آن دولت اهميت داشته باشد که در اين صورت ممکن است هدف‌هايي حياتي تلقي شوند. دولت‌هايي که براي دست‌يابي به هدف‌هاي بلندمدت جهاني کار مي‌کنند [از جمله ايران و آمريکا] معمولاً از واحدهاي ديگر نظام بين‌الملل درخواست‌هايي براي تغييرات ريشه‌اي دارند، بنابراين بي‌ثباتي عمده‌اي به‌وجود مي‌آورند.

  1. No comments yet.
(will not be published)
  1. No trackbacks yet.