Archive for اکتبر, 2009

عصر ظهور در ادیان

قرن حاضر، قرنی است كه بشر را سخت اسیر زندگی ماشینی و بی روح خود كرده است و بشر را در منجلاب انواع فسادها فرو برده است و نسل امروز نسلی است كه هر روز آرزوی فرود یك منجی از آسمان را دارد.

«امروز بعد از 11 قرن كه از تولد آخرین حجت خدا در كره زمین می گذرد، نشانه های صدق وعده های قرآن و احادیث ظهور بیشتری یافته است. عصر جاهلیت ثانی تاریكترین روزهای خویش را نیز سپری كرده و این خود نشانه ای دیگر است. مگر نه اینكه فجر صادق هنگامی سر می رسد كه شب كامل شده باشد؟» (آوینی، تارنمای شهید آوینی)

پس نگارش متونی برای آشنایی این نسل با منجی آخرالزمان از اهمیتی فوق العاده برخوردار می باشد البته قابل ذكر است منظور از آخرالزمان در این مقاله به معنای روز قیامت نمی باشد، اگرچه در بسیاری از متون، این واژه، به اشتباه برابر با ظهور آخرین منجی بشریت آمده است و معنا آن با روز قیامت یكسان گرفته شده است. اما نگارنده این دو مفهوم را یكسان نمی داند، زیرا طبق آنچه كه در ادامه خواهد آمد این دو اتفاق فاصله بسیار خواهند داشت، دلیل اول آنكه از لحاظ عقلی پس از زمانی كه جهان به وسیله منجی پر از عدل شد، نیاز به این وجود می آید كه جهان پس از آن مدتی عمر كند تا مزه عدل را بچشد، وگرنه پر كردن جهان از عدل دیگر معنایی پیدا نمی كند و دلیل دوم آنكه طبق آنچه در حدیثی از رسول اكرم(ص) و طبق آنچه در كتاب مقدس مسیحیان آمده است، یك دوره هزار ساله پس از قیام آن حضرت قابل تصور است، رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) در این مورد می فرمایند: “اگر یك روز از عمر دنیا باقی مانده باشد خداوند آن روز را آن قدر طولانی می كند تا آن موعود بیاید. اسم او اسم من است كنیه اش كنیه من و وقتی می آید كه ظلم وجور به حد اعلی رسیده باشد و خداوند متعال به وسیله او همه عالم را سرشار از عدل و عدالت می كند». (ارشاد مفید ، جلد 2 صفحه 340).

در همین رابطه در كتاب مقدس آمده است: «و به این هر دو، عالمی كه آن وقت بود در آب غرق شده، هلاك گشت. لكن آسمان و زمین الاَن به همان كلام برای آتش ذخیره شده و تا روز داوری و هلاكتِ مردم بی دین نگاه داشته شده اند. لكن ای حبیبان، این یك چیز از شما مخفی نماند كه یك روز نزد خدا چون هزار سال است و هزار سال چون یك روز.» (دوم پطرس 6ـ 8: 3)

بنابراین از آن جهت قیام حضرت مهدی(عج)، آخرالزمان نامیده می شود كه دولت ایشان آخرین دولت زمان و دنیا خواهد بود و دنیا با آن دولت به پایان خواهد رسید. البته ما به قیام قائم آل محمد(عج) بسیار نزدیك شده ایم و در پایان مقاله به آن اشاره خواهد شد ولی این نزدیكی تا چه حد است، روشن نیست و قابل اثبات نیز نمی باشد.

به پیامبر(ص) عرض شد: ای فرستاده خدا! آن قائم كه از نسل شماست چه وقت ظهور می كند؟ آن حضرت فرمود: ظهور او مانند قیامت است. «تنها خداوند است كه چون زمانش فرا رسد آشكارش میسازد. فرا رسیدن آن بر آسمانیان و زمینیان پوشیده است. جز به ناگهان بر شما نیاید».(سوره اعراف (7)، آیه 187) (صدوق، محمد بن علی بن حسین، كمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص 373)

امام باقر(ع) نیز در تفسیر این آیه شریفه:
هَل ینظُرُونَ الا السَاعَهَ ان تَاتِیهُم بَغتَهً وَ هُم لایشعُروُنَ.(سوره زخرف (43)، آیه )66

آیا چشم به راه چیزی جز آن ساعتند كه ناگاه و بیخبرشان بیاید؟ می فرمایند: «مراد از ساعت، ساعت قیام قائم(ع) است كه ناگهان برایشان بیاید.» (مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 24، ص 164، ح 4)

حضرت صاحب الامر(عج) نیز در یكی از توقیعات خود بر این نكته تاكید می ورزند كه ظهور ناگهانی و دور از انتظار فرا می رسد: ” فرمان ما به یكباره و ناگهانی فرا می رسد و در آن زمان توبه و بازگشت برای كسی سودی ندارد و پشیمانی از گناه كسی را از كیفر ما نجات نمی بخشد.”(طبرسی، احمدبن علی بن ابی طالب، الاحتجاج، ج2، ص ؛498 مجلسی، محمدباقر، همان، ج 53، ص176)

در ابتدای مقاله حاضر خواننده متوجه خواهد شد كه وقوع ظهور منجی آخرالزمان در تمامی ادیان قطعی است و علائم ظهور منجی آخرالزمان به دو دسته علائم حتمی و غیرحتمی تقسیم می شوند كه علائم حتمی به طور قطع اتفاق خواهند افتاد و گریزی از آنها نیست و علائم غیرحتمی برای وقوع مشروط به شرایطی می باشند كه اگر آن شرایط فراهم نگردد به وقوع نخواهند پیوست، البته تعداد این علائم غیرحتمی آنچنان زیاد است كه حتی نام بردن آنها در یك مقاله امكان پذیر نیست، پس در اینجا فقط به معدود علاماتی كفایت شده است و بدون ترتیبی خاص مورد بررسی قرار گرفته اند.

بحث
مسلم ترین واژه در بحث مهدویت از لحاظ وقوع واژه خود مهدویت می باشد، كه در تمامی ادیان آسمانی بدون استثنا به صورتهای مختلف به كار رفته است و آن ادیان به این امر مسلم به طور حتم و قاطع معتقد می باشند. به طور مثال در اینجا به ادیان اسلام، مسیح، یهود، زرتشت و هندوها در این رابطه به ترتیب اشاره می شود:

اسلام: در قرآن آیاتی چند در سوره های انبیا آیه 105، نور آیه 55، قصص آیه 4 صف آیه 8 و 9، سوره حج آیه 60، حدید آیه 26، و سوره مریم آیه 77 آمده است كه اجمالا روزی را وعده می دهند كه حق پرستان و حزب خدا پرست و طرفداران دین و مردم شایسته جهان قدرت و حكومت زمین را قبضه می نمایند و دین اسلام بر تمام ادیان غالب می گردد.(ابطحی، سیدحسن 1376)

امام صادق (ع) فرموده اند: همانا حضرت قائم در شب 23 (رمضان) به نام او ندا می شود و در روز عاشورا روز شهادت امام حسین (ع) قیام می كند، (المفید محمد بن محمد بن النعمان) و نیز فرموده اند كه: “یذل له كل صعب” همه مشكلات و دشواریها در برابر امام قائم(عج) تسلیم و رام میگردند. (اشتهاردی، محمد 1375)

مسیحیت و یهود: بر اساس بشارات فراوانی كه در كتاب انجیل آمده است، حضرت مسیح(ع) به دنبال قیام حضرت قائم(عج) در “فلسطین” آشكار خواهد شد و به یاری آن حضرت خواهد شتافت، و پشت سر حضرتش نماز خواهد گزارد، تا یهودیان و مسیحیان و پیروان وی تكلیف خویش را بدانند و به اسلام بگروند و حامی حضرت مهدی(عج) گردند.

در انجیل متنی چنین آمده است: “پس عیسی از هیكل بیرون شده برفت، و شاگردانش پیش آمدند تا عمارتهای هیكل را بدو نشان دهند. عیسی ایشان را گفت: آیا همه این چیزها را نمی بینید؟ هر آینه به شما میگویم: در این جا سنگی بر سنگی گذارده نخواهد شد كه به زیر افكنده نشود. و چون به كوه زیتون نشسته بود شاگردانش در خلوت نزد وی آمده گفتند: به ما بگو كه این اُمور كی واقع میشود؟ و نشان آمدن تو و انقضای عالم چیست؟

عیسی در جواب ایشان گفت: زنهار كسی شما را گمراه نكند. از آن رو كه بسا به نام من آمده، خواهند گفت كه من مسیح هستم و بسیاری را گمراه خواهند كرد. و جنگها و اخبار جنگها را خواهید شنید، زنهار مضطرب مشوید زیرا كه وقوع این همه لازم است لیكن انتها هنوز نیست، زیرا قومی با قومی و مملكتی با مملكتی مقاومت خواهند نمود و قحطی ها و وباها و زلزله ها در جایها پدید آید…آن گاه اگر كسی به شما گوید: اینك مسیح در این جا یا
” بر اساس بشارات فراوانی كه در كتاب انجیل آمده است، حضرت مسیح(ع) به دنبال قیام حضرت قائم(ع) در “فلسطین” آشكار خواهد شد و به یاری آن حضرت خواهد شتافت، و پشت سر حضرتش نماز خواهد گزارد…. “

در آن جا است باور مكنید زیرا كه مسیحان كاذب و انبیای كذبه ظاهر شده علامات و معجزات عظیمه چنان خواهند نمود كه اگر ممكن بودی برگزیدگان را نیز گمراه كردندی. اینك شما را پیش خبر دادم. پس اگر شما را گویند: اینك درصحرا است بیرون مروید، یا آن كه در خلوت است باور مكنید زیرا هم چنان كه برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر می شود ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد…و فوراً بعد از مصیبت آن ایام، آفتاب تاریك گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فرو ریزند، و قوتهای افلاك متزلزل گردد. آن گاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد، و در آن وقت جمیع طوایف زمین سینه زنی كنند و پسر انسان را ببینند كه بر ابرهای آسمان با قوت و جلال عظیم می آید،پس از درخت انجیر مثلش را فرا گیرید كه چون شاخه اش نازك شده برگها می آورد می فهمید كه تابستان نزدیك است. همچنین شما نیز چون این همه را ببینید بفهمید كه نزدیك بلكه بر در است. هر آینه به شما میگویم…آسمان و زمین زایل خواهد شد لیكن سخنان من هرگز زایل نخواهد شد.

اما از آن روز و ساعت هیچ كس اطلاع ندارد حتی ملائكه آسمان جز پدر من و بس لیكن چنانكه ایام نوح بود ظهور پسر انسان نیز چنان خواهد بود… پس بیدار باشید زیرا كه نمی دانید در كدام ساعت خداوند شما می آید. لیكن این را بدانید كه اگر صاحبخانه می دانست در چه هنگامی از شب دزد می آید، بیدار میماند و نمیگذاشت كه به خانه اش نقب زند.(كتاب مقدس، انجیل متی، ص 41، باب 24، بندهای 8 1، 29 23 ، 37 28 و 46 42.)

در رابطه با بحث ظهور منجی در انجیل مَرâقُس چنین آمده است:
“و چون او عیسی از هیكل بیرون می رفت یكی از شاگردانش بدو گفت: ای استاد ! ملاحظه فرما چه نوع سنگها و چه عمارتها است؟

عیسی در جواب وی گفت: آیا این عمارت های عظیمه را مینگری. بدان كه سنگی بر سنگی گذارده نخواهد شد مگر آنكه به زیر افكنده شود، و چون او بر كوه زیتون مقابل هیكل نشسته بود… از او یپرسیدند: ما را خبر ده كه این امور كی واقع میشود؟ و علامت نزدیك شدن این امور چیست؟

آن گاه عیسی در جواب ایشان سخن آغاز كرد كه: “زنهار كسی شما را گمراه نكند. زیرا كه بسیاری به نام من آمده خواهند گفت كه: من هستم، و بسیاری را گمراه خواهند نمود. اما چون جنگها و اخبار جنگها را بشنوید مضطرب مشوید زیرا كه وقوع این حوادث ضروری است. لیكن انتها هنوز نیست. زیرا كه امتی بر امتی و مملكتی بر مملكتی خواهند بر خاست، و زلزله ها در جایها حادث خواهد شد و قحطیها و اغتشاشها پدید می آید، … لیكن شما از برای خود احتیاط كنید.

… مثل كسی كه عازم سفر شده خانه خود را واگذارد و خادمان خود را قدرت داده هر یكی را به شغلی خاص مقرر نماید و دربان را امر فرماید كه بیدار بماند. پس بیدار باشید ! زیرا نمی دانید كه در چه وقت صاحبخانه می آید. در شام یا نصف شب یا بانگ خروس یا صبح. مبادا ناگهان آمده شما را خفته یابد. اما آنچه به شما میگویم به همه میگویم بیدار باشید!”(كتاب مقدس، انجیل مرقس، ص 77، باب 13، بندهای1 9 و 32 تا 37.)

قسمتی از بحث منجی گرایی و ظهور حضرت عیسی مسیح(ع) وامام زمان (عج) كه در انجیل لوقا آمده چنین است:

“كمرهای خود را بسته، چراغ های خود را افروخته بدارید. و شما مانند كسانی باشید كه انتظار آقای خود را میكشند، كه چه وقت از عروسی مراجعت كند، تا هر وقت آید و در را بكوبد بی درنگ برای او باز كنند. خوشا به حال آن غلامان كه آقای ایشان چون آید ایشان را بیدار یابد … پس شما نیز مستعد باشید؛ … .” (كتاب مقدس، انجیل لوقا، ص 116 باب 12، بندهای 35 و 36 و 40 و 37)

“و در آفتاب و ماه و ستارگان علاماتی خواهد بود و بر زمین، تنگی و حیرت از برای امتها روی خواهد نمود، به سبب شوریدن دریا و امواجش. و دلهای مردم ضعف خواهد كرد از خوف و انتظار آن وقایعی كه بر ربع مسكون ظاهر میشود، زیرا قوت آسمان متزلزل خواهد شد. و آن گاه پسر انسان را خواهند دید كه بر، ابری سوار شده با قوت و جلال عظیم می آید” (انجیل لوقا، باب 21، بندهای 27 و25)

همانگونه كه قبلا توضیح دادیم مقصود از “پسر انسان” حضرت مسیح(ع) نیست، زیرا مطابق نوشته مستر هاكس آمریكایی در “قاموس كتاب مقدس” این عبارت هشتاد بار در انجیل و ملحقات آن (عهد جدید) آمده است كه فقط سی مورد آن با حضرت عیسای مسیح(ع) قابل تطبیق است”. و اما پنجاه مورد دیگر از نجات دهنده ای سخن میگوید كه در آخر زمان و پایان روزگار ظهور خواهد كرد و حضرت عیسی(ع) نیز با او خواهد آمد، و او را جلال و عظمت خواهد داد، و از ساعت و روز ظهور او جز خداوند تبارك و تعالی كسی اطلاع ندارد، و او كسی جز آخرین حجت خدا(عج) نخواهد بود.

در انجیل یوحَنا نیز به مانند سه انجیل دیگر میتوان مواردی را خواند كه خبر از منجی موعود می دهد و قسمتی از آن چنین است:

” و بدو قدرت بخشیده است كه داوری هم بكند زیرا كه پسر انسان است. و از این تعجب مكنید، زیرا ساعتی می آید كه در آن جمیع كسانی كه در قبور میباشند آواز او را خواهند شنید و بیرون خواهند آمد، هر كه اعمال نیكو كرد برای قیامت حیات، و هر كه اعمال بد كرد به جهت قیامت داوری”.

مكاشفه یوحَنا: “و دیدم آسمان را گشوده و ناگاه اسبی سفید كه سوارش امین و حق نام دارد و به عدل داوری و جنگ مینماید و چشمانش چون شعله آتش، و بر سرش افسرهای بسیار و اسمی مرقوم دارد كه جز خودش هیچكس آن را نمی داند و جامه خون آلود سرخ در بر دارد و نام او را كلمه خدا میخوانند. و لشكرهایی كه در آسمانند بر اسبهای سفید، و به كتان سفید و پاك ملبس از عقب او می آمدند. و از دهانش شمشیری تیز بیرون می آید تا به آن امتها را بزند و آنها را به عصای آهنین حكمرانی خواهد نمود… و دیدم فرشته ای را در آفتاب ایستاده كه به آواز بلند تمامی مرغانی را كه در آسمان پرواز میكنند ندا كرده میگوید: بیایید و به جهت ضیافت عظیم خدا فراهم شوید تا بخورید گوشت پادشاهان و گوشت سپه سالاران و گوشت جباران را…”(كتاب مقدس، مكاشفه یوحنای رسول، ص 417، باب 19، بندهای18 و 11)

همان طور كه در بالا اشاره شد در كتابهای مقدس، بشارتهای بسیاری در مورد منجی موعود داده شده است و قابل توجه است كه در كتابهای زبور داوود، اشعیای نبی، بوئیل نبی، زكریای نبی، حزقیال نبی، حجی نبی، صفینای نبی، دانیال نبی نیز در این رابطه مطالب بسیاری دیده میشود، اما در اینجا برای اینكه به بحث مهدویت در دین یهود هم اشاره ای خاص شده باشد برای نمونه چند مورد از موارد كتاب زبور داوود، اشعیای نبی و زكریای نبی كه به بحث مهدویت اشاره كرده اند آورده میشود:

كتاب زبور داوود: در زبور حضرت داود(ع) كه تحت عنوان “مزامیر” در لابلای كتب “عهد عتیق” آمده، نویدهایی در باره ظهور حضرت مهدی(ع) به بیانهای گوناگون داده شده است و میتوان گفت: در هر بخشی از “زبور” اشاره ای به ظهور مبارك آن حضرت، و نویدی از پیروزی صالحان بر شریران و تشكیل حكومت واحد جهانی و تبدیل ادیان و مذاهب مختلف به یك دین محكم و آیین جاوید و مستقیم، موجود است.

“زیرا كه شریران منقطع می شوند. اما متوكلان به خداوند، … متواضعان وارث زمین شده از كثرت سلامتی متلذذ خواهند شد. شریر به خلاف صادق افكار مذمومه مینماید، و دندانهای خویش را بر او می فشارد. خداوند به او متبسم است چون كه میبیند
” در كتاب باسك كه از كتب مقدس آسمانی هندوهاست، بشارت ظهور حضرت ولی عصر(ع) چنین آمده است: “دور دنیا تمام شود به پادشاه عادلی در آخرالزمان، كه پیشوای ملائكه و پریان و آدمیان باشد، و حق و راستی با او باشد، و آنچه در دریا و زمینها و كوه ها پنهان باشد همه را بدست آورد، و از آسمانها و زمین و آنچه باشد خبر دهد، و از او بزرگتر كسی به دنیا نیاید.”… “

كه روز او می آید شریران شمشیر را كشیدند و كمان را چله كردند تا آن كه مظلوم و مسكین را بیندازند، و كمانهای ایشان شكسته خواهد شد. كمی صدیق از فراوانی شریران بسیار بهتر است. چون كه بازوهای شریران شكسته میشود و خداوند صدیقان را تكیه گاه است.

خداوند روزهای صالحان را می داند و میراث ایشان ابدی خواهد بود. در زمان “بلا” خجل نخواهند شد، و در ایام قحطی سیر خواهند بود لكن شریران هلاك خواهند شد، و دشمنان خداوند، مثل پیه بره ها فانی بلكه مثل دود تلف خواهند شد؛ زیرا متبركان خداوند، وارث زمین خواهند شد، اما ملعونان وی منقطع خواهند شد. صدیقان وارث زمین شده، تا ابد در آن ساكن خواهند شد. به خداوند پناه برده، راهش را نگاهدار كه تو را به وراثت زمین بلند خواهند كرد و در وقت منقطع شدن شریران این را خواهی دید اما عاصیان، مستاصل، و شریران منقطع خواهند شد”(عهد عتیق، كتاب مزامیر، مزمور 37، بندهای 9 و 38)

كتاب اشعیای نبی: در كتاب اشعیای نبی كه یكی از پیامبران پیرو تورات است، بشارت فراوانی در مورد ظهور حضرت مهدی(عج) آمده است كه جهت استدلال به كتاب مزبور، نخست فرازی از آن بشارتها را نقل نموده، و برخی از نكات آن را توضیح می دهیم تا معلوم شود كه مسلمانان در باره عقیده به ظهور یك مصلح جهانی تنها نیستند، بلكه همه اهل كتاب در این عقیده با مسلمانان اشتراك نظر دارند.

در فرازی از بشارت كتاب اشعیا چنین آمده است:
“و نهالی از تنه “یسی” بیرون آمده، شاخه ای از ریشه هایش خواهد شكفت و روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت. یعنی روح حكمت و فهم و روح مشورت و قوت و روح معرفت و ترس خداوند و خوشی او در ترس خداوند خواهد بود و موافق رویت چشم خود، داوری نخواهد نمود و بر وفق سمع گوشهای خویش، تنبیه نخواهد نمود؛ بلكه مسكینان را به عدالت داوری خواهد كرد و به جهت مظلومان زمین به راستی حكم خواهد نمود … كمربند كمرش عدالت خواهد بود و كمربند میانش امانت.و گرگ با بره سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر پرواری با هم. و طفل كوچك آنها را خواهد راند و گاو با خرس خواهد چرید و بچه های آنها با هم خواهند خوابید و شیر مثل گاو كاه خواهد خورد، و طفل شیر خوره بر سوراخ مار بازی خواهد كرد، و طفل از شیر باز داشته شده، دست خود را بر خانه افعی خواهد گذاشت، و در تمامی كوه مقدس من، ضرر و فسادی نخواهند كرد؛ زیرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آبهایی كه دریا را میپوشاند.”

كتاب زكریای نبی: در كتاب زكریای نبی كه یكی از پیامبران بزرگ بنی اسرائیل و از انبیای پیرو تورات است، بشارت ظهور آن یگانه منجی عالم چنین آمده است: “اینك روز خداوند می آید و غنیمت تو در میانت تقسیم خواهد شد. و جمیع امتها را به ضد اورشلیم برای جنگ جمع خواهند كرد، و شهر را خواهند گرفت و خانه ها را تاراج خواهند نمود، و زنان را بی عصمت خواهند كرد، و نصف اهل شهر به اسیری خواهند رفت، و بقیه قوم از شهر منقطع خواهند شد.و خداوند بیرون آمده با آن قومها مقاتله خواهد نمود چنان كه در روز جنگ مقاتله نمود، و در آخر آن روز پایهای او بر كوه زیتون كه از طرف مشرق به مقابل اورشلیم است خواهد ایستاد . . . و آن یك روز معروف خداوند خواهد بود . . . و “یهوه” (خدا) بر تمامی زمین پادشاه خواهد بود. و در آن روز یهوه واحد خواهد بود و اسم او واحد”(زكریاینبی ، ص 1382، باب 14، بند 101)

در این جا لازم است این نكته را یادآور شد كه در كتب عهدین (یعنی تورات و انجیل) كلمه “خداوند” بیشتر در مورد حضرت عیسی(ع) به كار می رود، كه در این جا نیز چنین شده است، و جالب این كه در این فراز بشارت كه از تورات نقل شد، محل فرود آمدن حضرت عیسی و یوم الله بودن آن روز و جهانی شدن اسلام و سقوط رژیم اشغالگر قدس دقیقاً با روایات اسلامی مطابقت دارد.

بنابراین یهودیان نیز به بحث مهدویت اعتقاد دارند اگرچه آنرا با نامی دیگر بشناسند، ابطحی دراین مورد میگوید:” یهودیان مصلح آخر الزمان را با نام “شیلو” میشناسند و معتقدند كه اگر چه تاخیر نماید ولی می آید و همه ملتها را نزد خود جمع میكند و تمام قومها رابرای خویشتن فراهم می آورد.”(ابطحی، 1376)

این باور در نزد زرتشتیان نیز رایج است و آنها آن را با نامی دیگر می شناسند. زرتشتیان به شخصی به نام “سوشیانست” یا نجات دهنده دین معتقدند كه او دنیا را پر از عدل و دادكند.(ابطحی،1376)

كتابهای مقدس زرتشتیان را با نامهایی چون اوستا ، دینكرد، زند و بهمن یشت و … میشناسند. به اعتقاد زرتشتیان قبل از خاتمه هزاره ،دیوان و اهریمنان در زمین سلطه گری خواهند كرد و در شروع هزاره جدید هوشیدر خواهد آمد و جنگ سختی بین نیكی و بدی در خواهد گرفت. نیكان پیروز و اهریمنان نابود خواهند شد.

همچنین كتاب شاپورگان از شخصی به نام (خرد شهر ایزد) سخن میگوید كه او قبل از قیامت ظهور خواهد كرد. او علم و دانش را بر روی زمین به اكمال خواهد رساند. در زمان آمدن او علائم شگفت انگیزی در آسمان به وقوع خواهد پیوست. فرشتگان از غرب تا شرق در خدمت او خواهند بود و پنج تن از محترمان و نگهبانان زمین و آسمانها و همچنین پرهیزكاران و دیوان فروتن به او احترام خواهند گذاشت.

در بخشی از كتاب مقدس زرتشتیان در رابطه با بحث مهدویت چنین آمده است: ” چون از هزاره هوشی در پانصد سال برود ، هوشی در ماه زرتشت پدید آید و آز و نیاز را تباه كند * پس دیو خشم برود و بیوراسپ (ضحاك) را از بند رها كند و او جهان را فراز گیرد . پس مردم را بخورد ، پس جانور را بخورد (ظلم و جور زیاد شود) ” پس اورمزد (خداوند) ، سروش و نیروسنگ (جبرییل و میكاییل) را بفرستد كه سام نریمان را برانگیزند (منظور از سام نریمان شخصی است كه به منجی كمك میكند) . سام نریمان به سوی ازی دهاك (ضحاك) رود (به نظر می رسد منظور از ضحاك ، سفیانی باشد) * ضحاك به سام نریمان گوید كه پادشاهی برای من و سپه سالاری برای تو باشد و با هم دوست شویم . اما سام نریمان با گرز به سر او میكوبد * بار دیگر ضحاك گوید كه پادشاهی برای تو و سپه سالاری برای من باشد اما سام نریمان دوباره با گرز به سر او می زند و ضحاك میمیرد . * پس از آن اهریمن به دیو آز گوید كه تو برو و تمام جانواران را بخور پس دیو آز تمام دام ها و بهایم مردم را میخورد (قحطی میشود) * پس سوشیانس (منجی) سه مراسم مذهبی (نماز) انجام دهد و مردگان را از قبر بیدار كند و مردمان همه بی رنج شوند . * همه مردم از آتش گداخته رد میشوند (امتحان میشوند تا پاك از خبیث جدا شود) و بی گناه و روشن شوند مانند خورشید .* همه در سن 15سالگی شوند * اهریمن را از آسمان بیرون كشند و سرش ببرند. ” بهمن یشت ، در ِ هفدهم ” بهمن یشت ادامه در ِ هفدهم: گشتاسب از جاماسب پرسید:چون گاه (زمان) هوشیدر شود چه نشان خواهد بود * جاماسب بتیخش گفت: شب از روز روشن تر باشد * بنات النعش (نام تعدادی ستاره) به سمت خراسان (شرق) رود *درآمد مردمان با همدیگر فرق كند *پیمان شكنان زودتر به مقصود خود رسند.*مردمان خوار فرمانروا شوند* انسانهای بد را بیشتر بها دهند (از ترس شرشان) *حرص زیاد شود * بلاهای آسمانی و هجوم جانوران موذی زیاد شود * دین راستی را مسخره كنند * نمیتوان تابستان را از زمستان تشخیص داد * مردمان دچار مرگ زودرس شوند * به محترمین بی احترامی كنند *سیستان پر از آب شود * پس دستور جهان بیاید و دین پیغامبر زند را دوباره تصفیه كند.

بهمن یشت در ِ چهارم: دیوان ژولیده موی از خطه خراسان به ایرانشهر برسند و افراشته پرچم باشند * آن دیوان ژولیده موی، فریفتار (كسی كه آنچه گوید را نكند) باشند * مهر پدر از پسر و برادر از برادر برود (همه از
” در روایات چنین آمده است كه منظور از صیحه صدای جبرئیل است كه تمام مردم دنیا را به سوی امام زمان (عج) دعوت میكند و هر كس آنرا به زبان خودش میشنود. … “

هم بری شوند) *محصول زمین كم شود و میوه تخم ندهد * در آن بدترین هنگام ، یك مرغ را از مردم دین دار بیشتر ارزش دهند (همه به دنبال غذا باشند) * در آن هنگام سخت ، پست ترین بندگان خدا به پادشاهی شهرهای ایران فراز روند * همه آزمند و ناسزا دین باشند * باد گرم و سرد زیاد بیاید *باران به هنگام خویش نبارد * سپندارمذ (فرشته نگهبان زمین) دهان باز كند و هرگونه گوهر و فلز مانند طلا و نقره پدیدار شود *پادشاهی ایران به قبایل ترك ، آتور (غیر تورانی) ، توپیذ (تبتی) چون اودرك (یكی از قبایل خزر) رسد * بسا مردم نابكاریها مانند غلامبارگی و نزدیكی با زنان بی نماز كنند و هواپرستی انجام دهند * در این هنگام سخت ، شب از روز روشن تر شود * در ِ هفتم از بهمن یشت: ای سپیتامان زرتشت ! چون دیو ژولیده موی از تخمه خشم پدید آید ، نخست از خراسان پرچم سیاهی پیدا شود *نزدیك اروند رود (نزدیك عراق) سه كارزار كنند* آنچنان كارزاری كنند كه هزار زن از پس مردی ببینند و بگریند * دشمنان خدا تباه شوند و شهرهای ایران دوباره آباد گردد.

هندیان و هندوها نیز به موضوع مهدویت و منجی آخرالزمان با عناوین و اسامی مختلفی اعتقاد دارند و این موضوع به وضوح در كتابهای مقدسشان مشاهده شود.كتابهای مذكور با نامهای اوپانیشاد، باسك، پاتیكل، وشن جوك، دید، دادتگ، ریك ودا، شاكمونی موجود میباشند. قابل توجه است كه آنها این كتابهای مقدس را به عنوان كتابهای آسمانی میشناسند و آورندگان این كتابها به عنوان پیامبر شناخته میشوند، كه به طور مختصر به چند نمونه ازكتابهای فوق پرداخته خواهد شد:

ریك ودا: در كتاب ریك ودا كه یكی از كتب مقدس هند است، بشارت ظهور آن حضرت(ع) چنین آمده است:

“ویشنو، در میان مردم ظاهر میگردد… او از همه كس قوی تر ونیرومندتر است… در یك دست “ویشنو” (نجات دهنده) شمشیری به مانند ستاره دنباله دار و در دست دیگر انگشتری درخشنده دارد هنگام ظهور وی، خورشید و ماه تاریك میشوند و زمین خواهد لرزید” (او خواهد آمد، ص 65 به نقل از كتاب ریگ ودا، ماندالای 4 و 16 و 24).

كتاب دید: در كتاب دید كه از كتب مقدس هندیان است بشارت ظهور مبارك امام عصر(ع) چنین آمده است:
“پس از خرابی دنیا، پادشاهی در آخرالزمان پیدا شود كه پیشوای خلایق باشد، و نام او “منصور” باشد و تمام عالم را بگیرد، و به دین خود در آورد، و همه كس را از موîمن و كافر بشناسد، و هر چه از خدا بخواهد بر آید”. (بشارات عهدین، ص 245؛ او خواهد آمد، ص؛66 علائم الظهور كرمانی، ص18)

در برخی از روایات اسلامی، “منصور”، یكی از اسامی مبارك حضرت مهدی(ع)باشد، و آیه شریفه:
و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لولیه سلطاناً فلا یسرف فی القتل اïنه كان منصوراً.(سوره اسرا، آیه 33)
و هر كس مظلوم كشته شود، به سرپرست وی قدرتی داده ایم. پس {او}نباید در قتل زیاده وری كند، زیرا او یاری شده است.”،به آن حضرت تفسیر شده است.

كتاب باسك: در كتاب باسك كه از كتب مقدس آسمانی هندوهاست، بشارت ظهور حضرت ولی عصر(عج) چنین آمده است: “دور دنیا تمام شود به پادشاه عادلی در آخرالزمان، كه پیشوای ملائكه و پریان و آدمیان باشد، و حق و راستی با او باشد، و آنچه در دریا و زمینها و كوه ها پنهان باشد همه را بدست آورد، و از آسمانها و زمین و آنچه باشد خبر دهد، و از او بزرگتر كسی به دنیا نیاید”.(بشارات عهدین، ص 246؛ علائم الظهور كرمانی، ص ؛18 لمعات النور فی كیفیه الظهور، ج 1، ص 19، نور الانوار، ص 86، نور هفتم)

علائم ظهور:
علائم، جمع علامه از ریشه علم به معنای نشانه است و منظور از علائم ظهور، نشانه های ظهور منجی آخرالزمان می باشد. علائم ظهور به دو دسته علائم حتمی و غیر حتمی تقسیم میشوند. تارنمای موعود2 طی مقاله ای با عنوان علائم ظهور به مورخ 8/3/1385 این دو دسته از علائم را به صورت زیر تعریف میكند:

علائم حتمی: منظور از علائم حتمی آن است كه تقدیر قطعی خدا به وقوع آن تعلق گرفته، و مشروط به هیچ قید و شرطی نیست.

علائم غیرحتمی: مقصود از علائم غیر حتمی آن است كه وقوع آن ممكن است مشمول بداء گردد، چرا كه فی الجمله مشروط به شروطی است كه اگر آن شروط تحقق یابد آن علائم واقع میشوند، و اگر آن شروط مفقود باشد، آن علائم نیز تحقق نمییابند. (علائم ظهور، 8/3/1385؛ وب سایت موعود) در واقع بداء عبارت است از تغییر در قضا و قدر غیر حتمی و واژه بداء از ریشه “بدو” به معنای ظهور است و به دو معنا به كار می رود: ظهور پس از خفاء و پیدایش راîی جدید، دومعنای اخیر، خود به دو صورت ممكن است رخ دهد: پیدایش رای بدون سابقه رای قبلی و پیدایش رای بر خلاف رای قبلی. مقصود از بداء در قرآن و احادیث، همین معنای سوم است. (بداء، 24/11/1378؛ تارنمای موعود)

علائم حتمی طبق حدیثی از امام صادق(ع) شامل پنج مورد میباشند كه امام صادق آنها را این طور بیان فرموده اند:

“قبل قیام القائم خمس علامات محتومات، الیمانی و السفیانی و الصیحه و قتل النفس الزكیه و الخسف بالبیدا؛ پیش از قیام قائم (عج) پنج نشانه حتمی است. یمانی، سفیانی، بانگ آسمانی و قتل نفس زكیه و خسف سرزمین بیدا.”(مهدی پور1385، ص 36). در جدول زیر علائم حتمی به همراه زمان وقوع آنها آمده است، ولی باید به خاطر داشته باشیم كه این زمان ها فقط محتمل می باشند و حتمی نیستند و در روایات و احادیث مختلف این زمان ها متفاوت میباشند و جز خداوند كسی دیگر از زمان دقیق وقوع آنها خبر ندارد. (برگرفته از ماهنامه راه قرآن شماره 5 ، شهریور و مهر 1385)

البته دو علامت آخر در زمان ظهور و علامت سوم مقارن ظهور به وقوع خواهند پیوست ولی دو علامت اول یعنی یمانی و سفیانی كه با هم نیز خروج میكنند را میتوان از علائم حتمی پیش از ظهور دانست. از این پنج علامت آنچه كه به طور صریح در كتب مقدس مسیحیان نیز به آن اشاره شده است بانگ آسمانی میباشد: ” و سرانجام نشانه آمدن من در آسمان ظاهر خواهد شد. آنگاه مردم دنیا مرا خواهند دید كه در میان ابرهای آسمان، با قدرت و شكوهی خیره كننده می آیم و من فرشتگان خود را با صدای بلند شیپور خواهم فرستاد تا برگزیدگان مرا از گوشه و كنار زمین و آسمان گرد آورند.” (متی 30ـ 31: 24 )

از آنجا كه فقط نشانه بانگ آسمانی در منابع مسیحی آمده است و چهار علامت دیگر فقط در احادیث اسلامی به آنها اشاره شده است از بررسی تطبیقی آنها در اینجا خودداری میشود و به تعریف هر یك از آنها به اختصار اكتفا میشود:

1ـ سفیانی: از نظر زمانی اولین نشانه ظهور امام زمان (عج) میباشد و طبق احادیثی كه در كتاب عصر ظهور نوشته كورانی ترجمه جلالی آمده است، سفیانی شخصی كینه توز با فرهنگ و آموزش غربی معرفی شده است كه هرگز مكه و مدینه را ندیده است و رهبری گروهی را به عهده دارد و از روم (غرب) به شام می آید و دست به كشتار می زند و حتی شكم زنان حامله را می درد و اطفال را در دیگ های بزرگ می جوشاند. وی مردی است چهار شانه و بد قیافه و چهره ای آبله گون كه یك چشم به نظر می رسد.

یادآوری این نكته لازم است كه از جمع بندی احادیث مربوط به سفیانی استفاده میشود كه سفیانی در ماه رجب خروج میكند، حدود شش ماه می جنگد، در اواخر محرم به قدرت می رسد، و دقیقاً هشت ماه بعد حضرت بقیه اللَه ظهور
” بنابراین از آن جهت قیام حضرت مهدی، آخرالزمان نامیده میشود كه دولت ایشان آخرین دولت زمان و دنیا خواهد بود و دنیا با آن دولت به پایان خواهد رسید…. “

مینماید. بدین ترتیب منظور از رجب، رجبِ سال قبل از ظهور میباشد، نه رجب سال ظهور.

2ـ یمانی: كورانی در كتاب عصر ظهور یمانی را شخصی می داند كه رهبری گروهی از یمن را بر عهده دارد و برای مقابله با سپاه سفیانی به یاری سپاه ایرانیان كه فرماندهی آن به دست سید خراسانی و شعیب بن صالح است، بر خواهد خاست. و پرچم یمانی را به دلایلی هدایت گرتر از پرچم خرسانی می داند كه مهم ترین آنها ضعف مدیریتی در حكومت ایران است. به عقیده وی یمانی به عنوان نشانه های پیش از ظهور در منابع اهل سنت وجود ندارد.

3ـ بانگ آسمانی: سومین نشانه از نشانه های حتمی است كه مقارن ظهور رخ می دهد و قرآن كریم آنرا چنین بیان میكند: “گوش فراده هنگامی كه منادی از جایگاه نزدیك ندا سر دهد، روزی كه صیحه را به حق میشنوند، آن روز، روز خروج است.”(سوره ق آیه 41)

در روایات چنین آمده است كه منظور از صیحه صدای جبرئیل است كه تمام مردم دنیا را به سوی امام زمان (عج) دعوت میكند و هر كس آنرا به زبان خودش میشنود.

4ـ خَسَفِ بَیدا: خَسَف در لغت به معنای فرو ریختن چیزی در زمین است. و بیدا به معنای دشت هموار، بی آب و علف و خالی از سكنه میباشد.(دشتی با این ویژگی ها به نام بیدا در میان مكه و مدینه وجود دارد.) و منظور از خَسَفِ بَیدا، فرو رفتن سپاه سفیانی در سرزمین بیدا میباشد.

5ـ قتل نفس زكیه: نفس زكیه به معنای انسان بی گناه است؛ و منظور از قتل نفس زكیه قتل فردی است كه امام زمان آن را به عنوان پیك برای اطلاع رسانی از ظهور میفرستد و او با وضعی فجیع به شهادت می رسد.

مقایسه علائم ظهور با علائم روز قیامت
در اسلام روی هم رفته برای روز رستاخیز و ظهور بیش از 2000 نشانه در كتب حدیث نقل شده است كه میتوان آنها را به چهار دسته 1ـ فتن 2ـ ملاحم 3ـ اشراط الساعه 4ـ علائم ظهور تقسیم نمود، كه در اینجا به تعریف هر یك به طور جداگانه پرداخته خواهد شد تا هر كدام از این چهار دسته كه به رستاخیز مربوط میشود، مشخص شود. البته مشخص میشود كه اشراط الساعه فقط به روز رستاخیز مربوط است و مورد چهارم یعنی علائم ظهور با سه دسته دیگر اشتراكهایی دارد.

1ـ فتن: فتنه از ریشه فتن، در لغت به معنای امتحان و آزمایش است. ابن فارس كارشناس ریشه یابی لغات میگوید: “فتن یك واژه صحیحی است كه بر امتحان و آزمایش دلالت میكند.”(ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج4، ص 472) سپس افزاید: “اگر طلا را با آتش بگدازند، گویند: فتنت الدهب بالنار؛ یعنی طلا را با آتش آزمودم “پس میتوان حوادث وحشتناكی كه پیش از ظهور رخ می دهد تا مردم در آن گداخته شوند و فلز آنها شناخته شود و معیار تمام عیار آنها معلوم شود را فتنه دانست.

ماهنامه موعود جوان شماره 26 به اعتبار سندی معتبر، حدیثی از رسول اكرم (ص) در این مورد چنین نقل میكند: “بعد از من چهار فتنه بر شما فرود می آید كه در اولی خون ها مباح شود، در دومی خون ها و ثروت ها مباح گردد، در سومی خون ها و ثروت ها و ناموس ها مباح شود و در چهارمی آشوبی كور و كر جهان را مضطرب سازد.”

در عقاید مسیحیان نیز فتنه های آخرالزمان این چنین ترسیم شده است: ” این را نیز باید بدانی كه در زمانهای آخر، مسیحی بودن بسیار دشوار خواهد بود زیرا مردم خداپرست، پول دوست، مغرور و متكبر خواهند بود، و خدا را مسخره كرده، نسبت به والدین نامطیع و ناسپاس خواهند شد و دست به هر عمل زشتی خواهند زد. مردم سنگدل و بی رحم، تهمت زن و ناپرهیزكار، خشن و متنفر از خوبی خواهند بود و كسانی را كه میخواهند زندگی پاكی داشته باشند به باد تمسخر خواهند گرفت. در آن زمان، خیانت در دوستی امری عادی به نظر خواهد آمد، انسانها خودرای، تندخو و مغرور خواهند بود و عیش و عشرت را بیشتر از خدا دوست خواهند داشت. به ظاهر افرادی مومن، اما در باطن بی ایمان خواهند بود. فریب اینگونه اشخاص خوش ظاهر را نخور. (نامه دوم پولس به تیمورتائوس، 3)

در كتب فتن به تفصیل از فتنه های پیش از ظهور، چون سفیانی، دجال(كسی كه ادعای منجی بودن میكند) فتنه های یمن، بربر، مصر، حبشه، شام و بغداد یاد شده است. نوستراداموس ستاره شناس و پزشك غربی در كتاب اشعار خود طی پیش گویی هایی از این فتنه ها به تناوب یاد كرده است و برای مثال كلمه یریر را مكرر برای اشاره به فتنه بربرها به كار برده است. مثلاً در دوره پنجم، قطعه 75 از اشعار خود میگوید:”…اما همان سكاندار هفت سال پس از آن ماجرا در شورشی خونین درگیر میشود و بدینسان در میانهی بربرها وحشت آفرینی خواهد كرد.” و یا در دوره پنجم ، قطعهی 80 از اشعار خود میگوید: “اوكه میوس سرانجام به شهر بزرگ بیزانتین می رسد. اتحادیه بربر ها در هم شكسته شود و از دور قانون، آنكه شرك آمیزتر است، منسوخ میشود. مردمان آزاد و بربرها نبردهایی پی در پی دنبال خواهند كرد.”

2ـ ملاحم: جمع ملحمه به معنای جنگ و كشتار است. ابن فارس در این رابطه میگوید: “لحم به معنای تداخل است و گوشت را از این جهت لحم گویند كه برخی از اجزای آن در برخی دیگر فرو رود، و جنگ را ملحمه گویند، به دو جهت: یكی اینكه افراد در جنگ در صفوف یكدیگر فرو روند و دیگر آنكه كشته ها در آن همانند گوشت روی هم انباشته شوند. (ابن فارس، ب؛ ص 238)

روایات فراوانی حكایت از وقوع یك جنگ جهانی پیش از ظهور دارد، اما بعید است كه بتوان آنرا بر دو جنگ جهانی اول و دوم تطبیق داد زیرا صفاتی كه برای آن جنگ جهانی موعود در روایات آمده است با اوصاف این دو جنگ تفاوت دارد، از امیر مومنان منقول است كه فرمودند: “پیش روی قائم (علیه السلام) مرگی سرخ و مرگی سفید پدیدار گردد و ملخهایی خونرنگ، وقت و بی وقت هجوم آورند. اما مرگ سرخ یعنی شمشیر و مرگ سفید یعنی طاعون.”(كورانی، ترجمه مهدی حقی؛ ص 197)

در منابع مسیحی نیز به وقوع جنگ ها و قتلهای فراوانی در این مورد به صورتی كه در ادامه خواهد آمد، اشاره شده است: “از دور و نزدیك خبر جنگها به گوش شما خواهد رسید. اما پریشان نشوید، زیرا جنگها رخ خواهد داد؛ اما آخر دنیا در آن زمان نیست. (متی،: 24، 6)

” قومها و ممالك جهان با یكدیگر به ستیز برخواهند خاست.” (متی،: 24، 7 )
“در نقاط دور و نزدیك جنگهای بسیاری بروز خواهد كرد ولی این علامت فرا رسیدن آخر زمان نیست.” (مرقس،: 12، 7)

3ـ اشراط الساعه: اشراط جمع شَرَط به معنای نشانه و سرآغاز است. ابن فارس گوید:”شرط فقط یك معنی دارد و آن نشانه است. ساعه به معنای رستاخیز است. اشراط الساعه یعنی نشانه های رستاخیز.”(ابن فارس،ج؛ ص 260 )

كتابهایی كه در این رابطه مستقلاً تدوین یافته اند، اشراط الساعه نام دارند. یكی از مشهورترین آنها كتاب الاشراعه لاشراط الساعه از سید محمد بن عبدالرسول برزنجی، متوفای 1103 ه.ق میباشد، كه در قاهره، دمشق و بیروت به طور مكرر به چاپ رسیده است.

4ـ علائم ظهور: همان طور كه قبلاً توضیح داده شد علائم از ریشه عَلَم به معنای نشانه است و نشانه های ظهور منجی آخرالزمان میباشد. بسیاری از كتب پایه و مرجع مربوط به نشانه های ظهور و دیگر مسائل مهدویت، در كشاكش روزگار، به ویژه در تهاجم مخالفان به كتابخانه های شیعیان دستخوش آتش سوزی شده است و از بین رفته اند و فقط گزارشی از آنها در كتابهایی چون رجال نجاشی و فهرست شیخ طوسی باقی مانده است.

كهن ترین اثر بر جای مانده از این سری كتب از اوایل قرن سوم هجری كتاب ارزشمند الفتن اثر نعیم بن حماد مروزی میباشد كه تعدادی از نسخه های دست نویس آن تا زمان ما محفوظ مانده است. از ویژگیهای بارز این كتاب گستردگی و جامعیت آن است كه بیش از 2000 حدیث پیرامون فتن، ملاحم و نشانه های ظهور را در بر دارد.

در جدول زیر برای مقایسه علائم ظهور در دینهای اسلام و مسیحیت از كتاب علائم ظهور حضرت عیسی مسیح نوشته شده توسط هارون یحیی، پژوهشگر معاصر و مشهور ترك كمك گرفته شده است.

No Comments

ایدئولوژی نبرد آرماگدون چیست؟

مسیحیت به سه شاخه كاملاً جدا و مخالف یكدیگر یعنی كلیسای كاتولیك روم، ارتدكس و پروتستان تقسیم شده است. این سه كلیسا در اعتقادات دینی و مراسم عبادی كاملاً از یكدیگر جدایند و مانند سه دین مختلف عمل می كنند و حتی انجیل كلیسای پروتستان با انجیل كلیسای كاتولیك تفاوت زیادی دارد.

یكی از ویژگی های كلیسای پروتستان رابطه بسیار نزدیك آنها با دولت های اروپایی می باشد و این دولت ها برای ترویج مسیحیت پروتستان از مبلغان خود در كشورهای جهان سوم حمایت های گسترده مالی، تبلیغاتی و سیاسی می كنند؛ به عنوان مثال در انگلیس دولت و كلیسای پروتستان از هم جدا نیست و ملكه انگلیس در رأس دولت و كلیسا قرار دارد.

در یك قرن گذشته جریان جدیدی كه در بین پروتستان ها فوق العاده قدرتمند شده است مكتب نوظهور «مبلغان انجیل» می باشد. قبل از جنگ جهانی دوم این مكتب نوظهور به بنیادگرایی معروف است در جامعه آمریكا نفوذ فراوانی دارد.

آنچه مشخص است اینکه این نحله فکری، بنیاد محکم الهی و آسمانی ندارد و بر اساس یک سری شواهد و حدس و گمانها، پایه ریزی شده است.

اصول و مبانی جریان مبلغان انجیل در آمریكا و انگلیس حمایت همه جانبه عقیدتی و سیاسی از صهیونیسم می باشد و آنها اعتقاد دارند كه پیروان كلیسای پروتستان برای ظهور دوباره مسیح باید چند خواسته مسیح را كه در تفاسیر انجیل در قرن بیستم به عنوان پیشگویی های انجیل بیان شده، عملی نمایند.

پیروان این مكتب خود را از مبلغان انجیل می دانند و اعتقاد دارند پیروان این مكتب، مسیحیان دوباره تولد یافته می باشند كه فقط اینان اهل نجات خواهند بود و دیگران هلاك خواهند شد. از ویژگی های ممتاز پیروان این مكتب اعتقاد راسخ و تعصب خاص به صهیونیسم می باشد و تعصب این مسیحیان به صهیونیسم بیش از صهیونیست های یهودی مقیم اسرائیل و آمریكا می باشد.

اما یک ایدئولوژی بسیار مهم و مقدسی که پیروان صهیونیسم مسیحی، به آن اعتقاد دارند، واقعه آرماگدون است. این ایدئولوژی در واقع یک نحله فکری خاص است که دارای نگرشی آخرالزمانی است و بنیادگرایان مسیحی علاقه زیادی به این موضوع داشته و به همین خاطر، به طرق مختلف به ارائه اطلاعات و تبلیغات وسیعی در این رابطه پرداخته اند.

آنچه مشخص است اینکه این نحله فکری، بنیاد محکم الهی و آسمانی ندارد و بر اساس یک سری شواهد و حدس و گمانها، پایه ریزی شده است.

آرماگدون در تفکر صهیونیسم مسیحی همان نبرد آخرالزمان است که امروزه در دو منطقه اروپا و آمریکا، هفتاد میلیون هوادار سرسخت دارد که برای استحکام بخشیدن به بنیانهای فکری و نظری خود، هر تلاشی چه در عرصه ملی و بین المللی انجام می دهند تا از ساحت عقیده خود دفاع کنند.
آرماگدون چیست؟
آرماگدون واژه ای عبری است به معنای تپه شریفان یا کوه. تپه ای که در جنوب شرقی هیفا در قسمت شمالی کشور فلسطین قرار دارد و در محدوده کرانه های باختری رود اردن واقع شده است. گفته شده که در گذشته مکانی استراتژیک در مسیر و تقاطع شمال به جنوب و شرق به غرب بوده است. آنچه قابل توجه است اینکه این منطقه بسیار محدود و کوچک است. به هر حال آنچه مهم است اینکه امروزه این مکان به عنوان مکانی برای جنگ آخرالزمان بنیادگرایان انتخاب شده است.

منطقه آرماگدون در غرب رود اردن و در میان الجلیل و السامره در دشت یزرعین قرار دارد. جاییکه حتی ناپلئون بناپارت نیز روزگاری درباره آن گفته که در آن بزرگترین نبرد جهان رخ می دهد.

اما بنیادگرایان مسیحی معتقدند برای ظهور و بازگشت دوم مسیح، جنگی هسته ای و اتمی در محل آرماگدون به وقوع می پیوندد که دارای فجایع بسیار زیادی است و به واسطه این
” آرماگدون در تفکر صهیونیسم مسیحی همان نبرد آخرالزمان است که امروزه در دو منطقه اروپا و آمریکا، هفتاد میلیون هوادار سرسخت دارد که برای استحکام بخشیدن به بنیانهای فکری و نظری خود، هر تلاشی چه در عرصه ملی و بین المللی انجام می دهند تا از ساحت عقیده خود دفاع کنند…. “

نبرد عظیم، اکثر شهرهای جهان دچار تخریب و نابودی خواهد شد.

در کتاب مقدس تنها یک بار در مکاشفات یوحنا، فصل16، آیه 16، نسبت به این مکان سخن گفته شده است. به این صورت که:” … و آنها را در جایی گرد آورد که به زبان عبرانی آرماگدون می نامند.”
در عهد عتیق هیچ نشانی از این صحرا و واقعه آرماگدون وجود ندارد. پس تنها در رویای مکاشفات انجیل در عهد جدید یک بار آمده و در منابع اسلامی همچون قرآن و روایات هیچ سخنی از آرماگدون بیان نشده است.

حال آنکه در میان مجموعه عظیم روایاتی که در دست داریم تنها شش هزار روایت مختص به موضوع آخرالزمان و مهدویت می باشد اما همانطور که گفته شد نامی از این جنگ در این میان به چشم نمی خورد. در عهد عتیق هیچ نشانی از این صحرا و واقعه آرماگدون وجود ندارد.

این ادعا وجود دارد که در نبرد مورد نظر دو نیرو با یکدیگر وارد درگیری می شوند که یکی نیروهای شر و بی ایمان می باشند که فرماندهی آنها را فردی به دجال بر عهده دارد که ضد مسیح است و شریکان او عبارتد از اعراب، مسلمان و حامیان روسی که ارتشی چهارصد میلیونی را تشکیل می دهند.

جری فالول، که یکی از مبلغان سرسخت و جدی مسیحیت صهیونیستی می باشد و در کاخ سفید هم هواداران بسیاری دارد، در این رابطه چنین می گوید: روسیه و هم پیمانان آنها (ایران، آفریقای جنوبی(حبشه)، آفریقای شمالی(لیبی)، اروپای شرقی(جومر)، قفقاز) در خیل سپاهیان شر قرار دارند و این جنگ فراگیر و اتمی است و عده زیادی از بین خواهند رفت.

اما گروه مقابل نیروهای خیر می باشند که همان حامیان اسرائیل هستند که به رهبری مسیح وارد جنگ می شوند و اینان دارای خصوصیتی ویژه هستند و آن اینکه حامل نور و خیر و خوبی هستند. اما نتیجه جنگ این است که مسیح، اولین ضربه را با سلاح های کشنده خود، بر نیروهای شر وارد می کند و این ارتش را از بین خواهد برد به گونه ای که گفته شده آنچنان حمام خونی به راه افتد که تا افسار اسبان در آن فرو خواهد رفت.

در جایی دیگر جری فالول به طرز موذیانه و با زیرکی، با استفاده از برخی از روایات کتاب مقدس و البته با تفسیری شخصی با کمک ظن خود، از قول خداوند چنین عباراتی را بیان می کند:
بیایید و قربانی که را برای شما آماده کرده ام، بخورید. به کوه های اسرائیل بیایید و گوشت بخورید و خون بنوشید! گوشت جنگاوران را بخورید و خون رهبران جهان را بنوشید که مانند قوچ ها و بره ها و گاوهای پرواری شده اند.

نهایتا جنگ آرماگدون با ایمان آوردن یهود به مسیح، به عنوان منجی ایشان، به پایان خواهد رسید، پس از آنکه دو سوم آنها در این نبرد از بین می روند. سپس مسیح، مومنان به خویشتن را همراه خود به آسمانها می برد و اینان از بالای آسمان در حالیکه در راحتی و خوشی هستند، نظاره گر نبرد آرماگدون خواهند بود و بعد از اتمام جنگ به همراه مسیح به زمین بازمی گردند تا برای مدتی طولانی زندگانی سرشار از سعادت و آسایش را سپری کنند.

به نظر می رسد در توصیفاتی که از جنگ هسته ای شده است، چاشنی اوهام و خیالات نیز راه یافته است. با بررسی دقیق تر بهتر است به طور همه جانبه به شرح این موضوع بپردازیم.

آرماگدون همان جنگ فرات است!
یك نویسنده آمریكایی در سال ۱۹۹۷ كتابی با عنوان «خیانت به بیت المقدس» را تألیف نمود كه در آن هر نوع مذاكره صلح با فلسطینیان را خیانت به تعلیمات انجیل و خواسته های مسیح معرفی کرد و این مطلب را دائما به خوانندگان القا می نماید كه مسیح با آغاز هزاره سوم و قبل از سال ۲۰۰۷ م. ظهور خواهد كرد و اسراییل بزرگ را از نیل تا فرات به وجود خواهد آورد. هر چند که در آن سال هرگز چنین چیزی رخ نداد، اما تبلیغات گسترده همچنان ادامه دارد.

در این كتاب ها تبلیغ می گردد كه برای تعجیل ظهور مسیح، مسیحیان باید كشور بابل را -كه عراق كنونی می باشد- نابود كنند و رودخانه فرات باید كاملاً خشك گردد. گفتنی است كه آنها جنگ آرماگدون را «جنگ فرات» نیز می نامند. (با دانستن چنین مطالبی احتمالا حمله به کشور عراق و اشغال آن به دست دولت آمریکا توجیه مناسبی به نظر می رسد.)

رهبران دینی صهیونیسم مسیحی تبلیغات گسترده ای در این باره انجام داده اند.
” درجنگ آرماگدون زمانی كه ضد مسیح (دجال) در حال دستیابی به پیروزی است، مسیح همراه مسیحیان دوباره تولد یافته در جهان ظهور خواهد كرد و ضد مسیح را در پایان این جنگ مقدس شكست می دهد و حكومت جهانی خود را مركزیت بیت المقدس برپا خواهد ساخت…. “

در یك نظرسنجی كه توسط خبرگزاری آسوشیتدپرس در سال ۱۹۹۷ انجام شد، اعلام گردید ۲۵ درصد جمعیت آمریكا اعتقاد راسخ دارند كه با آغاز هزاره سوم جنگ نهایی آرماگدون در محل فلسطین آغاز خواهد شد و این جنگ تا مدت هفت سال ادامه خواهد داشت. در اثر این جنگ دنیا نابود می شود و در پایان این جنگ هفت ساله كه آنها آن را «مصیبت بزرگ برای كلیسا و مسیحیان» می دانند، مسیح همراه مسیحیان دوباره تولد یافته ظهور خواهد كرد و دجال را شكست می دهد و حكومت جهانی خود را با مركزیت بیت المقدس تشكیل خواهد داد.

به همین منظور آنها معبد بزرگ را كه موجب جنگ آرماگدون می شود «معبد مصیبت بزرگ» می نامند. مطابق اعتقادات صهیونیسم مسیحی، غیر از معتقدان به «خواسته های مسیح»، تمامی مردم جهان، چه مسیحی و چه غیر مسیحی، به دست دجال كشته خواهند شد.

آنها معبد بزرگ را كه موجب جنگ آرماگدون می شود «معبد مصیبت بزرگ» می نامند.

آری! اینها تنها عباراتی تکراری و ساده نیست. بلکه دنیایی از حوادث و وقایع را با خود به همراه دارد. این حاصل اعتقاداتی راسخ است. و نشان می دهد که استحکام عقاید و التزام به آئین برای هر فرد دینداری تا چه اندازه مهم است. همانند مسیحیان آمریکایی که تورات را بیش از هر کتاب دیگری قبول دارند و زبان و تصورات و توجیهات اخلاقی و مبارزات بشری این کتاب را به عنوان بخشی از شخصیت آمریکایی خویش می دانند و تصورشان این است که باید برخیزند تا نقش مهمی را در تاریخ ایفا کنند.

این تربیت ماحصلی از آموزش در دوران کودکی است که در منزل و مدرسه دائما با این مساله مواجه می شوند که در وجدان و تخیلات شان، در گذشته توراتی به سر برند و فرهنگ تورات عضوی جدایی ناپذیر از زندگی شان باشد. به طوریکه احیای عهد قدیم و تمسک به آن، به عنوان یک عقیده و فرهنگ با ارزش تلقی شود و جریانهای مذهبی تازه ای را به وجود آورد.

پس این طبیعی است که آمریکای بنیادگرا خود را در آغوش اسرائیل بیندازد و میراث روحی و مذهبی مشترکی را در میان خود بازیابند و به واسطه این وحدت و اشتراک ناشی از آموزه های دینی، به اقدامات مورد نظر دست زنند.

“کابوت لودج” رئیس روابط خارجی کنگره در سخنرانی خود در بوستون در سال 1922 پیرامون روح تعصب در قبال مساله فلسطین” چنین گفت:
“به نظر من این بسیار خوب و تحسین برانگیز است که ملت یهود در سراسر جهان، برای افراد هم کیش خویش، (که تمایل به بازگشت به سرزمینی دارند که مهد آنها بود و برای هزاران سال در آن به سر می بردند. وطنی قومی - ملی بنا کنند. من هرگز نمی توانم تصور کنم که قدس و فلسطین زیر سلطه محمدی ها (مسلمانان) باشد. باقی ماندن قدس و فلسطین -که برای یهود مقدس است و سرزمینی که برای تمام ملل بزرگ مسیحی غرب، مقدس به شمار می آید- در دست ترک ها(مسلمانان) برای سال های سال، چون لکه ننگی است بر پیشانی تمدن، که باید آنرا پاک کرد.”

بنابراین مشخص است که بنیادگرایان هر آنچه می خواهند انجام می دهند و دارای اختیارات بسیاری در محدوده فلسطین می باشند و اقدامات وحشیانه را به راحتی توجیه می کنند.

همه اینها شواهدی است دال بر این مطلب که حوادثی که امروز شاهد وقوع آن هستیم، نشات گرفته از سیاستی برنامه ریزی شده و ریشه دار می باشند و نشان دهنده عمق تدین و تعصب بنیادگرایان هستند.

بنابراین مشخص است که بنیادگرایان هر آنچه می خواهند انجام می دهند و دارای اختیارات بسیاری در محدوده فلسطین می باشند و اقدامات وحشیانه را به راحتی توجیه می کنند و اعراب را مردمانی احمق، کودن و تنبل معرفی می کنند. همانطور که در فیلم ها بارها شاهد بودیم که مسلمانان را سمبل قبایل بدوی و صحرانشین نشان می دهند و افرادی که در کنترل امور سیاسی و مملکتی ضعیف هستند و اغلب چهره های خشن و شبیه به یک تروریست واقعی را دارند. پس برای یافتن راه حلی برای اتمام این مشکلات، وعده بازگشت یهود را مطرح می کنند و به شدت بر این اعتقاد پافشاری می کنند.

بنیادگرایان انجیلی که دیدگاه های مذهبی خاص خود را دارند در حال حاضر بودجه ها و اموال
” در میان مجموعه عظیم روایاتی که در دست داریم تنها شش هزار روایت مختص به موضوع آخرالزمان و مهدویت می باشد اما همانطور که گفته شد نامی از این جنگ در این میان به چشم نمی خورد…. “

بسیاری را برای اسرائیل جمع آوری می کنند تا اقداماتی همچون تخریب مسجد الاقصی و برپایی هیکل سلیمان، انجام گیرد و این همان عقایدی است که پیشوایانشان هم بدان معتقد بودند.

اینان تصور می کنند که پیمودن راه حق و حقیقت این است که سرخپوستان را قتل عام کنند و آمریکا را تصرف کنند و بعد از در دست گرفتن سراسر آمریکا، برای ایجاد چنین نظامی در نقطه دیگری از جهان یعنی فلسطین، اقدام کنند. صهیون جدید، رویای شهرک نشینان؛ همان صهیون قدیم یعنی فلسطین شد و از آنجا که برخی از شهرک نشینان مسیحی، قتل عام و کشتار سرخپوستان را ثواب یافتند، بنابراین مسیحیان نیز کمک مالی به صهیونیست ها را بر حق دانستند تا از آنها برای قتل عام و کشتار فلسطینی ها استفاده شود.

آرماگدون، نبرد نیروهای خیر و شر
سردمداران تفکر صهیونیسم مسیحی یا همان بنیادگرایان، در رابطه با زمان وقوع نبرد آرماگدون اعتقادات جالبی دارند. از نگاه مبلغان بنیادگرا در مقاطع مختلف، زمانهای متفاوتی برای وقوع این جنگ پیش بینی شده که همگی حاکی از این است که این نبرد قبل از ظهور مسیح رخ می دهد و بعد از تشکیل حکومت اسرائیل. یعنی این دو پیش شرط لازمه وقوع چنین نبرد سهمگینی می باشد. به همین خاطر مبلغان مکتب بنیادگرایی مسیحی هر کدام به زعم خویش، زمانی را برای این واقعه تعیین کرده اند.

هال لیندسی، نویسنده کتاب پر فروش “ستاره بزرگ در حال افول زمین” (8 میلیون نسخه از این کتاب به فروش رسید) در گذشته اینطور نقل کرد: نسلی که از سال 1948 متولد شده اند، شاهد بازگشت مسیح خواهند بود. اما پیش از این واقعه باید جنگ یاجوج و ماجوج یا نبرد آرماگدون به وقوع پیوندد.

این نبرد قبل از ظهور مسیح رخ می دهد و بعد از تشکیل حکومت اسرائیل. یعنی این دو پیش شرط لازمه وقوع چنین نبرد سهمگینی می باشد.

وقتی این پیشگویی به واقعیت تبدیل نشد، شخصی به نام کشیش “بیلی گراهام” درباره سال 1970 هشدار داد که جهان به سرعت به سوی آرماگدون در حال حرکت است و جوانان کنونی آخرین نسل تاریخ هستند.

وی که از مبلغان با نفوذ این مکتب بود، هم اکنون در قید حیات نیست و پسرش راه او را دنبال می کند. وی با چهار رئیس جمهور در کاخ سفید همراهی کرده است و به عنوان روحانی خاص کاخ سفید شناخته می شد و از احترام بسیاری برخوردار بود.

رابرنسون از دیگر مبلغان این جریان اینطور بیان کرده (در 9 ژوئن 1982 یعنی 3 روز بعد از اشغال لبنان توسط اسرائیل): ” به شما اطمینان می دهم که قیامت و رستاخیز در پائیز 1982 به وقوع خواهد پیوست. اتحاد شوروی دست به حملات نظامی خواهد زد و ضربه قاطع و نهایی بر سر آنها فرود خواهد آمد.

از این نوع پیشگویی ها در میان این اهالی این مکتب بسیار است و نشان می دهد که تا چه حد برای این واقعه اهمیت قائل هستند و برای آن برنامه ریزی دارند.

اما این نبرد عظیم نتایج مختلفی را به دنبال دارد که به این صورت شرح داده شده است:
1-کشتار کامل اعراب و مسلمان و نابودی پنج ششم از مردم کل دنیا
2-کشتار دو سوم از مردمان یهود و زنده ماندن تنها 144 هزار نفر از یهودیان
3-خشک شدن رود فرات
4-تخریب کامل بیت المقدس
5-عروج مسیحیان بنیادگرا و نزول عیسی مسیح و همراهانش و نابودی نیروهای اشرار
6- آغاز هزاره خوشبختی و سعادتمندی

مطابق اعتقادات مكتب فوق به وسیله پروتستان ها حوادثی باید به وقوع بپیوندد تا مسیح دوباره ظهور نماید و پیروان این مكتب وظیفه دینی دارند برای تسریع در عملی شدن این حوادث كوشش نمایند. حوادثی كه توسط آنها باید عملی شوند، عبارتنداز:

1- یهودیان از سراسر جهان باید به فلسطین آورده شوند و كشور اسرائیل در گستره ای از رودخانه نیل تا رودخانه فرات به وجود آید و یهودیانی كه به اسرائیل مهاجرت نمایند اهل نجات خواهند بود.

2- یهودیان باید دو مسجد اقصی و صخره در بیت المقدس را منهدم كنند و به جای این دو مسجد مقدس مسلمانان، معبد بزرگ را بنا نمایند (تا به حال دو مسجد اقصی
” یك نویسنده آمریكایی در سال ۱۹۹۷ كتابی با عنوان «خیانت به بیت المقدس» را تألیف نمود كه در آن هر نوع مذاكره صلح با فلسطینیان را خیانت به تعلیمات انجیل و خواسته های مسیح معرفی کرد… “

و صخره در بیت المقدس بیش از صدبار مورد حمله یهودیان و مسیحیان صهیونیست قرار گرفته است)

3- روزی كه یهودیان مسجد اقصی و مسجد صخره در بیت المقدس را منهدم كنند، جنگ نهایی مقدس (آرماگدون) به رهبری آمریكا و انگلیس آغاز شده است، در این جنگ جهانی تمام جهان نابود خواهد شد.

4- روزی كه جنگ آرماگدون آغاز شود، تمامی مسیحیان پیرو اعتقادات «عملی نمودن خواسته های مسیح» كه مسیحیان دوباره تولد یافته می باشند، مسیح را خواهند دید و توسط یك سفینه عظیم از دنیا به بهشت منتقل می شوند از آنجا همراه با مسیح نظاره گر نابودی جهان و عذاب سخت در این جنگ مقدس خواهند بود.

5- درجنگ آرماگدون زمانی كه ضد مسیح (دجال) در حال دستیابی به پیروزی است، مسیح همراه
مسیحیان دوباره تولد یافته در جهان ظهور خواهد كرد و ضد مسیح را در پایان این جنگ مقدس شكست می دهد و حكومت جهانی خود را مركزیت بیت المقدس برپا خواهد ساخت و معبدی كه به جای مسجد اقصی و صخره در بیت المقدس -كه توسط مسیحیان و یهودیان قبل از آغاز جنگ آرماگدون ساخته شده است- محل حكومت جهانی مسیح خواهد بود.

1- دولت صهیونیستی اسرائیل با كمك آمریكا و انگلیس مسجد اقصی و مسجد صخره در بیت المقدس را نابود خواهد كرد و معبد بزرگ به دست آنان در این مكان ساخته خواهد شد و این رسالت مقدس به عهده آنها می باشد.

2- این حادثه حتماً اتفاق خواهد افتاد.

3- قبل از آغاز جنگ آرماگدون، رعب و وحشت جامعه آمریكا و اروپا را فرا خواهد گرفت.

4-قبل از ظهور دوباره مسیح، صلح در جهان هیچ معنی ندارد و مسیحیان برای تسریع در ظهور مسیح، باید مقدمات جنگ آرماگدون و نابودی جهان را فراهم نمایند.

این بنیادگرایان معتقدند که شرط بازگشت مسیح برپایی دولت اسرائیل و ساخت مجدد هیکل سلیمان بر خرابه های مسجد الاقصی است. به همین خاطر در حال حاضر به حفاری های بسیاری در اطراف و قسمت زیرین مسجد الاقصی پرداخته اند و این اقدام به گونه ای است که گفته می شود تنها با وقوع یک زلزله 2 ریشتری، کل مسجد الاقصی فرو خواهد ریخت.

اینان مدعی یاری یهود هستند، چون اعتقاد دارند که ملت برگزیده خداوند می باشند و هر کس که آنها را یاری کند، مورد لطف و یاری خدای متعال، قرار می گیرد و هر کس در برابر اینان به جنگ برخیزد، به این معناست که در مقابل اراده خداوند مقاومت کرده است.

توجه داشته باشید که این افکار و نگرش ها تنها منحصر به جمعیت محدودی در جهان نیست، بلکه بخش وسیعی از مردم به آن معتقدند و روز به روز در حال تعلیم و گسترش دادن تبلیغات در زمینه های مختلف، می باشند.

در نتیجه این بنیادگرایان اعتقاد دارند که اگر سیاستمداران و حکمرانان آمریکایی، برنامه ای برای صلح جهانی داشته باشند، و به واسطه آن حتی یک وجب از خاک سرزمینی که خداوند به ملتی اعطا کرده است را از آن ها بگیرند و به دیگران دهند، مرتکب بزرگترین گناهان شده اند و بدین ترتیب تجاوزات اسرائیل به اعراب که منجر به وقوع جنگ، کشتار، الحاق زمین ها، بمباران تاسیسات و تخریب منازل شده است، توجیه منطقی پیدا می کند، چرا که همه این ها برای تامین امنیت اسرائیل، ضروری است.

این بنیادگرایان اعتقاد دارند که اگر سیاستمداران و حکمرانان آمریکایی، برنامه ای برای صلح جهانی داشته باشند، و به واسطه آن حتی یک وجب از خاک سرزمینی که خداوند به ملتی اعطا کرده است را از آن ها بگیرند و به دیگران دهند، مرتکب بزرگترین گناهان شده اند.

تا زمانی که اتحاد شوروی منحل نشده بود، بنیادگرایان انجیلی این حکومت را رهبر نیروهای شر می خواندند و چون سلاح هسته ای داشت، با اطمینان او را رهبر نبرد خواندند. اما با فروپاشی شوروی، ایدئولوژی آرماگدون، قدرت اصلی خود را برای توجیه این نبرد، از دست داد، اما از موضع پیشین کنار نکشید و مجددا به تقسیم نقش ها پرداخت و این بار مسلمانان را نیروهای جدید یاجوج و ماجوج معرفی کردند و از دولت هایشان خواستند تا بمب هسته ای تولید کنند و به اسرائیل دهند، چرا که در این زمینه توقف به هیچ عنوان جایز نبود و هر نوع وقفه در این زمینه را بر خلاف اراده خدا و پیشگویی هایشان برای آینده، به شمار می آوردند.

منابع:
“صهیونیسم غیر یهودی”، رجینا شریف، مجله المعرفه
“آرماگدون”،محمود النجیری، ترجمه زعفرانی و عباسپور،نشر هلال
“آرماگدون، صهیونیسم و پروتستانتیزم”، حیدر رضا ضابط، تارنمای موعود
” صهیونیزم مسیحی “، سید امیر حسین – اصغری، تارنمای موعود
“یهودیت”، عبدالرحیم سلیمانی سروستانی، نشر صدف

برگرفته از تارنمای تبیان؛

No Comments