امام صادق (ع): هر كه چشم به راه دولت ما باشد و بر آزار و ترسى كه مىبيند، شكيبایى ورزد، فرداى قيامت در زمره ما محشور گردد.
پس هر گاه ديدى كه حق مرده، و (حقجويان و) اهل حق از ميان رفتند،
و ديدى كه ستم همه شهرها را فرا گرفته،
(دستورات) قرآن كهنه شده و چيزهایى كه در آن نيست در آن پديد شده،
(آيات آن) طبق دلخواه توجيه شده،
آئين زير و رو گشته، چنانچه آب زير و رو شود،
اهل باطل بر اهل حق بزرگى جويند،
شر و بدى آشكار است و از او نهى نشود و هر كه بد كند او را معذور دانند،
بزهكارى آشكار گرديده،
مردان بمردان و زنان به زنان اكتفا كنند (هم جنس بازی)،
شخص مؤمن مهر بر لب زده و سخنش را نپذيرند،
شخص فاسق دروغ گويد و كسى دروغ و افترايش را بر او باز نگرداند،
(بچه) كوچك (مرد) بزرگ را خوار شمارد،
قطع رحم كنند،
هر كه را بكار بد بستايند، خندان گردد و سخن گوينده را به او باز نگرداند،
پسر بچه همان كند كه زنان كنند،
زنان با زنان تزويج كنند،
مدح و ثنا (و تملق و چاپلوسى) بسيار گردد،
مرد مال خود را در غير راه اطاعت خدا خرج كند و كسى از كار او جلوگيرى نكند و دستش را نگيرند،
چون شخصى كوشش مؤمن را (در اطاعت خدا) بيند، از كوشش او بخدا پناه برد،
همسايه، همسايه آزارى كند و مانعى براى او در اين كار نيست،
كافر خوشحال است از آنچه در مؤمن مىبيند و شاد است از اينكه در روى زمين فساد و تباهى بيند،
شراب را آشكارا بنوشند و براى نوشيدنش گرد هم برآيند كسانى كه از خداى عز و جل نمىترسند،
امركننده به معروف خوار است،
و فاسق در آنچه خدا دوست ندارد نيرومند و ستوده است،
اهل قرآن و تفسير خوارند و هر كه آنان را دوست دارد، نيز خوار است،
راه خير بسته شده و به راه شر و بدى رفت و آمد گردد،
خانه كعبه تعطيل شده و دستور به نرفتن آن مي دهند،
مرد به زبان گويد آنچه را عمل بدان نكند،
مردان براى استفاده مردان خود را فربه كنند و زنان براى زنان،
زندگى مرد از پسش اداره گردد و زندگى زن از فرجش (خود فروشی)،
زنان نيز چون مردان براى خود انجمنها ترتيب دهند،
در فرزندان عباس كارهاى زنانگى آشكار شد و خضاب كنند و سر را شانه زنند چنانچه زن براى شوهر خود خضاب كند، و به مردها براى فروج خود پول دهند (يعنى براى اينكه مردان با آنها كار شنيع انجام دهند، يا پول دهند تا مردان با زنانشان جمع شوند)
درباره استفاده از مرد رقابت شود و مردان بر سر اين كار غيرتورزى كنند،
پولدار عزيزتر از مؤمن باشد،
ربا آشكار شود و بر آن سرزنش نشود،
زنان بر دادن زنا ستايش شوند،
زن براى نكاح مردان با شوهر خود همكارى كند،
ديدى بيشتر مردم و بهترين خانهها آن باشد كه با زنان در هرزگى آنها كمك كنند،
مرد باايمان غمناك و پست و خوار گردد،
بدعت و زنا آشكار گردد،
مردم به شهادت ناحق اعتماد كنند،
حرام حلال شود و حلال حرام گردد،
دين به رأى تعيين شود و قرآن و احكام آن تعطيل گردد،
از روى سرکشی در مقابل خدا، مردم براى انجام كار بد انتظار آمدن شب را نكشند،
مؤمن نتواند كار بد را انكار كند جز بدلش،
مال كلان در مورد خشم خداى عز و جل خرج شود،
زمامداران به كافران نزديك شوند و از خوبان دورى گزينند،
فرمانروايان در داورى رشوه گيرند،
حكومت و فرمانروایى در مزايده قرار گيرد،
خويشاوندان محرم را نكاح كنند و به همانها اكتفا كنند،
به صرف تهمت و سوء ظن مردم را بكشند،
درباره استفاده از مرد، غيرتورزى شود و جان و مال سر اين كار دهند،
مرد براى آميزش با زنان مورد سرزنش قرار گيرد (و به اصطلاح روز، هم جنس بازى مد شود)،
مرد از كسب زنش از هرزگى نان مي خورد، آن را مي داند و به آن تن مي دهد (یا زنش در شغلی باشد که حجاب و عفت خود را رعایت نکند و دیگران از آن لذت ببرند)،
زن بر مرد خود مسلط شود و كارى را كه مرد نمي خواهد انجام دهد و به شوهر خود خرجى مي دهد،
مرد زن و كنيزش را (براى زنا) كرايه مي دهد،
به خوراك و نوشيدنى پستى تن در مي دهد،
سوگندهاى به ناحق به نام خدا بسيار گردد،
قمار بازى آشكارا شود،
شراب را بدون مانع علناً بفروشند،
زنان خود را در اختيار كافران گذارند،
ساز و ضرب (موسیقی) علنى گردد و بر سر كوى و بازار آشكارا زنند و كسى از آن جلوگيرى نكند و كسى جرأت جلوگيرى آن را ندارد،
مردم شريف را خوار كند، كسى كه مردم از تسلط و قدرتش ترس دارند، و نزديكترين مردم به فرمانروايان كسى است كه به دشنام گویى ما خانواده ستايش شود،
هر كس ما را دوست دارد، دروغگويش دانند و شهادتش را نپذيرند،
بر سر گفتن حرف زور و ناحق مردم با همديگر رقابت كنند،
شنيدن قرآن بر مردم سنگين و گران آيد و در عوض شنيدن چيزهاى ناروا براى آنها آسان و مطلوب است (شرکت در مراسم لهو برایشان خوشاندتر از مجالس دینی است)،
همسايه، همسايه را گرامى دارد از ترس زبانش،
حدود خدا تعطيل شده و در آن طبق دلخواه خود عمل كنند،
مساجد طلاكارى و نقاشى شود،
راستگوترين مرد پيش آنها كسى است كه به دروغ افتراء بندد،
شر و سخن چينى آشكار گردد،
ستمكارى شيوع يافته،
غيبت را سخن خوش مزه و نمكين شمارند، و مردم همديگر را بدان مژده دهند،
براى غير خدا به حج و جهاد روند،
سلطان به خاطر كافر مؤمن را خوار كند،
خرابى بر آبادانى چيره گشته،
زندگى مرد از كم فروشى اداره مىشود،
خونريزى را آسان شمارند (و اهميتى در نظر مردم ندارد)،
مرد براى غرض دنيایی رياست مي طلبد و خود را به بدزبانى مشهور مي سازد تا از او بترسند و كارها را به او واگذارند،
نماز را سبك شمارند،
مرد مال بسيار دارد و از وقتى كه آن را پيدا كرده زكاتش را نداده،
گور مردهها را بشكافند و آنها را بيازارند و كفنهاشان را بفروشند،
آشوب بسيار است،
مرد روز خود را به نشئه (شراب) به شب برد و شب را به مستى صبح كند و به وضعى كه مردم در آنند اهميت ندهد،
حيوانات را نكاح كنند،
حيوانات همديگر را بدرند،
مرد به نماز خانه خود رود و چون برگردد، جامه در تن ندارد،
دل مردم سخت و چشمانشان خشك شده و ياد خدا بر آنان سنگين آيد،
كسبهاى حرام شيوع يافته و بر سر آن رقابت كنند،
كه نماز خوان براى ريا و خودنمایى نماز مي خواند،
فقيه براى غير دين مسأله مىآموزد و طالب دنيا و رياست است،
مردم با كسى هستند كه پيروز شود،
هر كس روزى حلال مي جويد مورد سرزنش و مذمّت قرار مي گيرد و جوينده حرام مورد ستايش و تعظيم قرار مي گيرد،
در حرمين (مكه و مدينه) كارهایى كه خدا دوست ندارد انجام گيرد، كسى از آنها جلوگيرى نكند و ميان مردم و انجام آنها كسى مانع نشود،
ساز و آواز در حرمين آشكارا گردد.
اگر كسى سخن حق گويد و امر به معروف و نهى از منكر كند، ديگران او را نصيحت كنند و بگويند: اين كار بر تو لازم نيست،
مردم به همديگر نگاه كنند (و هم چشمى كنند) و به مردم بدكار اقتداء كنند (و باصطلاح امروز مدپرستى شايع گردد) و ببينى كه راه خير و طريقه آن خالى است و مشترى ندارد،
مرده را به مسخره گيرند و كسى براى مرگ او غمناك نشود، و ديدى كه هر سال بدى و بدعت تازه بيش از گذشته پيدا شده،
مردم و انجمنها پيروى نكنند مگر از توانگران،
به فقير چيز دهند در حالى كه به او بخندند و براى غير خدا به او ترحم كنند،
نشانههاى آسمانى پديد آيد، ولى كسى از آن هراس نكند،
مردم بر هم بجهند، چنانچه حيوانات بر هم مي جهند و هيچ كس از ترس كار زشتى را انكار نكند،
مرد در غير اطاعت خدا زياد خرج كند، ولى در مورد اطاعت از كم هم دريغ دارد،
ناسپاسى پدر و مادر آشكار گشته و پدر و مادر را سبك شمارند و حال آنها در پيش فرزند از همه بدتر باشد و فرزند خوشحال است كه به آنها دروغ بندد،
زنها بر حكومت غالب گشته و هر كارى را قبضه كنند،
كارى پيش نرود، جز آنچه طبق دلخواه آنان باشد،
پسر به پدر افتراء زند و به پدر و مادر خود نفرين كند و از مرگشان خوشحال شود.
اگر روزى بر مردى بگذرد كه در آن روز گناهى بزرگ نكرده باشد، مانند هرزگى يا كمفروشى يا انجام كار حرام يا مي خوارگى، آن روز گرفته و غمناك است و خيال كند كه روزش به هدر رفته و عمرش در آن روز تلف شده،
سلطان خوراك را احتكار كند،
حق خويشاوندان پيغمبر (خمس) به ناحق تقسيم شود و بدان قمار بازى كنند و مي خوارگى كنند،
با شراب مداوا كنند و براى بيمار نسخه كنند و بدان بهبودى جويند،
مردم در مورد ترك امر به معروف و نهى از منكر و بىعقيدهگى بدان يكسان شوند،
منافقان و اهل نفاق سر و صدایى دارند و اهل حق بىصدا و خاموشند،
براى اذان گفتن و نماز پول گيرند،
مسجدها پر است از كسانى كه ترس از خدا ندارند، و براى غيبت و خوردن گوشت مردم حق (بوسيله غيبت) به مسجد آيند و در مسجدها از شراب مستكننده توصيف كنند،
شخص مست كه از خرد تهى گشته، بر مردم پيش نمازى كند و به مستى او ايراد نگيرند، و چون مست گردد، گراميش دارند و از او ملاحظه كنند و بدون بازخواست او را رها كنند و او را به مستيش معذور دارند،
هر كه مال يتيمان بخورد، شايستگى او را بستايند،
داوران به خلاف دستور خدا داورى كنند،
زمامداران از روى طمع خيانتكار را امين خود سازند،
ميراث (يتيمان) را فرمانروايان به دست مردمان بدكار و بىباك نسبت به خدا دادهاند (تا مقدارى را به آنها دهند و ما بقى را خود بالا كشند) از آنها حق و حسابى بگيرند و جلوى آنها را رها كنند تا هر چه مي خواهند در آنها انجام دهند،
بر فراز منبرها مردم را به پرهيزگارى دستور دهند، ولى خود گوينده آن به دستورش عمل نكند،
وقت نمازها را سبك شمارند،
صدقه را به وساطت ديگران به اهلش دهند و به خاطر رضاى خدا ندهند، بلكه روى درخواست مردم و اصرار آنها بپردازند،
تمام غم و اندوه مردم در باره شكم و عورتشان است، باكى ندارند كه چه بخورند و با چه نكاح كنند،
دنيا به آنها روى آورده،
و دیدی که نشانههاى حق مندرس و كهنه گشته،
در چنين وقتى خود را واپاى و از خداى عز و جل نجات بخواه و بدان كه (در چنين وضعى) مردم مورد خشم خداى عز و جل قرار گرفتهاند و خداوند به خاطر كارى است كه به آنها مهلت داده، مراقب باش و كوشش كن تا خداى عز و جل تو را بر خلاف آنچه مردم در آنند مشاهده كند، تا اگر عذاب بر آنها نازل گردد و تو در ميان آنها باشى، به سوى رحمت حق شتافته باشى و اگر جدا شوى، آنان گرفتار شوند، و تو از روش آنان و بىباكى آنها نسبت به خداى عز و جل بيرون باشى. بدان كه به راستى خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نكند، و همانا رحمت خدا به نيكوكاران نزديك است.
روضه كافى، ترجمه رسولى محلاتى، ج1، ص 54