ارسال شده در جولای 3rd, 2010 at 6:25 ب.ظ
چكيده
آنچه اين نوشتار در پي آن است، تبيين نقش مادر در تربيت نسل ولايي با بهره گيري از آداب و دستورات وارد شده در مضامين ديني است. براي تبيين اين مسئله، نويسنده به ساز و كارهاي تربيت نسل مهدوي و ضرورت بهرهگيري از اين ساز و كارها پرداخته است.
در اين مقاله، نگارنده به هشت گام اساسي اشاره ميكند كه مادران بايد بردارند تا محصول تربيت آنان، تربيت نسلي مهديباور و مهديياور باشد. اين گامها عمدتاً از زمان انتخاب همسر آغاز و نهايتاً تا پايان دوره نوجواني ادامه مييابد.
نگارنده، در اين نوشتار در پي اثبات اين مهم است كه غفلت از آداب اسلامي و دستورات وارده در اين زمينه، موجب ناكامي خانوادهها در تربيت نسل ولايتمدار در عصر حاضر شده است.
واژههاي كليدي: زن منتظر، منتظر پروري، نسل مهدوي، نقش مادر، تربيت نسل.
مقدمه
در طول تاريخ تشيع، يكي از نقشهاي بيبديل زنان، دفاع از ولايت و تلاش براي حفظ اين ارزش الهي بوده است، به ويژه در عصر غيبت كه تقريباً امكان ايفاي نقش مردان براي دفاع از ولايت، به سبب اختناق شديد، كمرنگ بوده است، زنان، فعالانه براي حفظ فرهنگ مهدويت در جامعه نقش آفريني كردهاند. بين تمام نقشهاي مختلف زنان در حفظ اين ارزش، تربيت نسل ولايي و زنده نگه داشتن محبت اهل بيت عليهم السلام ـ به ويژه ياد و انديشه مهدوي ـ نقشي بسيار مؤثر و غيرقابل انكار بوده است.
زنان، در راستاي همان رسالتي ايفاي وظيفه ميكنند كه خالق انسانها براي آنان قرار داده است و معمار انقلاب، حضرت امام خميني رحمه الله عليه آن را به خوبي تبيين كرد و فرمود: «شغل اصلي زن شغل مادري و همسري است و مهمترين كار زن مادري است.»
و در جاي ديگري فرمودند: «انبياء آمدند انسان بسازند، شغل مادرها همين است».[1]
همچنين بزرگ بانوي اسلام، حضرت فاطمه زهرا عليها السلام فرمود: «آن گاه كه زن، در منزل به امور خانه و تربيت فرزند ميپردازد، به خدا نزديكتر است».[2]
به هر حال، حركت در صراط مستقيم و تقرب زن به سوي پروردگار، جز از طريق ايفاي نقش بسيار كليدي و مؤثر مادري و تربيت فرزندان نيست.
همان طور كه ذكر شد، زنان شيعه، با بهرهگيري از آموزههاي ديني در طول تاريخ تشيع، با پرداختن به اساسيترين كار كه همان مادري است، بلندترين گامها را براي حفظ ولايت برداشتند. آنان، با نقش آفريني خود، ارزش ولايت و دوستي ولي خدا را به فرزندان خود منتقل كردند؛ به ويژه در عصر غيبت كه امام معصوم حضور ظاهري نداشت، اين مادران بودند كه با فضا سازي مناسب در خانه و با پايبندي به امام زمان خود و با ابراز علاقهاي كه به آن امام، نشان ميدادند، اين علقه و عاطفه را به فرزندان خود هم منتقل كردند و از اين طريق، در حفظ و احياي اين مهم كوشيدند.
اما در عصر حاضر، تربيت انسان ديندار، پويا، كارآمد و عاشق ولايت، از اهميت و جايگاه والايي برخوردار است؛ چرا كه ما با جريان ناتوي فرهنگي مواجه هستيم كه بنا دارد از نسل جوان ما يك نسل بيهويت و بيريشه بسازد، همان طور كه مقام معظم رهبري در جمع دانشگاهيان و دانشجويان استان سمنان، فرمود:
باندهاي بين المللي زر و زور، براي تسلط بر منافع ملتها، سازمانهاي نظامي ناتو را تشكيل داده بودند. اكنون در پي تشكيل ناتوي فرهنگي هستند و با استفاده از امكانات زنجيرهاي متنوع و بسيار گسترده رسانهاي … در پي تخريب هويت ملي جوامع بشري هستند.
اينجاست كه نقش مادران در دفاع از هويت ملي و ديني و انتقال ارزشها، بسيار پررنگ ميشود؛ چرا كه تمام ارزشهاي ديني، اخلاقي، ملي و… در درون خانواده شكل ميگيرد، نهادينه ميشود و به جامعه منتقل ميگردد؛ به ويژه ارزشهاي ولايتمداري كه از ارزشهايي است كه، دشمن نوك تيز حمله خود را متوجه آن كرده است، توسط خانواده از نسلي به نسل ديگر منتقل ميشود.
مادران منتظر، بايد بدانند يكي از مسئوليتهايي كه از سوي شارع مقدس بر عهده آنها گذاشته شده است، تلاش براي تربيت يك نسل ولايي است؛ همانطور كه در روايات متعدد، آمده است كه ولايت اهل بيت عليهم السلام از فرايض الهي است و ملاك قبول اعمال و عبادات به شمار آمده است. در زيارت جامعه كبيره آمده است: «به سبب ولايت شما طاعت واجب پذيرفته ميشود و دوستي واجب براي شما است».[3]
پيامبر صل الله عليه و آله و سلم به سلمان فرمود: «دوستي اهل بيت من، بر هر مرد و زن با ايمان، واجب است.»[4]
پيامبر صل الله عليه و آله و سلم راز و رمز رسيدن به سعادت را تمسك به اهل بيت بيان فرمود: «هر كس پس از من، به خاندانم تمسك جويد، از رستگاران خواهد بود.»[5]
از اين رو آن حضرت، به والدين سفارش كرد: «فرزندانتان را با محبت من و محبت اهل بيت من تربيت و تأديب كنيد».[6]
مادر منتظر، براي پرورش يك نسل منتظر، بايد با ساز و كارهاي تربيت نسل ولايي آگاه باشد و با بصيرت و آگاهي و ايجاد زمينههاي لازم و از بين بردن موانع و با استعانت از پروردگار، براي تربيت نسل منتظر تلاش كند؛ از اين رو عمدهترين نقش آفرينيهاي زن منتظر، منتظرپروري است. اميد است همان طور كه در طول تاريخ تشيع، زنان، افتخار آفرينيهاي زيادي در اين راستا داشتهاند، در اين عصر هم بتوانند با تربيت نسل منتظر، دِين خود را به جامعه ديني ادا كنند.
تبيين ضرورت مسئله
مهديباوري و مهديياوري دو شاخصه اصلي نسلي است كه بايد زمينهساز حكومت مهدوي باشد. اين دو شاخصه در شاكله نسلي جديد كه با سهمگينترين طوفانهاي بنيان برانداز دين و دينداري مواجه ميباشند، شكل نميگيرد، مگر با تربيت ديني اصولي و همراه بينش و آگاهي كه سكاندار اين مهم هم مادران و زنان هستند.
در عصر حاضر، نسلي ميتواند از تهاجم بيامان مهاجمان فرهنگي مصون باشند كه وابستگيهاي عاطفي و قلبي عميقي به دين و مظاهر مكتب و مذهب داشته باشد. تنها علاقهمندان اهل بيت عليهم السلام و پايبندان به سنن مذهبي و شعائر ديني هستند كه كمتر در معرض انحراف و گناه و مفاسد و آلودگيهاي اخلاقي قرار ميگيرند؛ همان طور كه مولاي متقيان حضرت علي عليه السلام فرمودند: «حفظ شدن انسان [در مقابل آسيبهاي دشمنان] به اندازه ديانت او است».[7]
در جاي ديگر فرمود: «دين، انسان را از گناهان باز ميدارد».[8]
آن حضرت بزرگترين روزي دنيا و آخرت را دين ميدانسته و ميفرمايد: «هر كس، دين روزي او شد، همانا خير دنيا و آخرت روزي او شده است.»[9]
آن سرور موحدان، دين را نوري ميداند كه در جهان ظلماني، براي تشخيص راه از بيراه، به كار ميرود.[10]
در ارزش دين و دينداري، به كلام نوراني حضرت امام رضا عليه السلام بسنده ميكنيم. هنگامي كه از آن حضرت پرسيدند: «فلسفه عقيده به خدا و پيغمبران و امامان و آنچه از جانب او آمده است چيست؟» فرمود:
علتهاي بسياري دارد؛ يكي از آنها اين است كه كسي كه به خدا معتقد نيست، از گناهان اجتناب نميكند و در ارتكاب معصيتهاي بزرگ توقف نميكند و در انجام هر ظلم و فسادي كه ميل دارد و برايش لذت بخش است، از هيچ كس حساب نميبرد.[11]
طبيعي است كسي كه به خدا و قيامت، اعتقاد ندارد، عدالت، برابري، ايثار، از خودگذشتگي و به طور كلي، همه مسائل اخلاقي از نظر او پوچ و خالي از مفهوم است. براي چنين فردي، فرقي بين ظالم و عادل و نيكوكار و جنايتكار نيست؛ زيرا در نظر او، همه با مرگ، به يك نقطه ميرسند؛ پس چه چيزي ميتواند مانع اين انسان از فساد و هوسراني باشد؟ در نتيجه، اعتقاد به خدا و قيامت، باعث ميشود انسان خود را برابر هر حركتي مسئول بداند. انسان معتقد، باور دارد كه كوچكترين عمل زشت و زيباي او حساب دارد: «هر كس به اندازه ذرهاي خوبي يا بدي كند، آن را خواهد ديد.» [12]
براساس آنچه گذشت دين است كه به زندگي محتوا ميدهد و آن را ازامپراطوري قدرتمند تكنولوژي كه به اذعان انديشوران، يكي از ثمرات منفي آن، پوچي و بيمحتوايي زندگي و بيمعنا كردن آن است، نجات ميدهد. همچنين از تحير و سرگرداني ناشي از گرفتار شدن در دريايي از اطلاعات بيحد و مرز نجات ميدهد. دين است كه آرامش بخش انسان در دنياي پر از تنش و اضطراب امروزي است.
نظر به اهميت و نقش بيبديل حضور دين در زندگي، به نظر ميرسد مهمترين رسالت زنان منتظر، توجه به تقويت بنيانهاي دينداري در فرزندان خود ميباشد؛ چرا كه نسل بدون دين، با اعتقادات سست و بياساس، هرگز نميتواند در آينده، پرچم دار حكومت جهاني حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف باشد.
از آن جا كه به گواهي تجربه و تاريخ، عواطف پاك و مقدس در ارتباط با معصومان عليهم السلام عامل ثبات قدم بيشتر در دينداري است و از آن جا كه عشق و محبت به اهل بيت عليهم السلام تا حد زيادي بيمه كننده افراد برابر گناه و فساد است، از مهمترين رسالتهاي ديگر زنان مسلمان در عصر فعلي، ايجاد محبت و عشق به حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف در وجود فرزندان ميباشد. به بيان ديگر، تربيت نسل مهدي باور و مهدي ياور، يكي از مهمترين و اساسيترين كارهايي است كه زنان ميتوانند براي حفظ دينداري فرزندانشان انجام دهند. از سوي ديگر، با اين عمل، زمينه ظهور حضرت را با تأمين نيروي انساني مؤمن و معتقد به وجود مبارك حضرت، فراهم كنند.
پرداختن به ابعاد گوناگون اين مسئله، از عمدهترين مباحثي است كه اربابان خرد و انديشه بايد با طرح آن در مجامع علمي و مكتوبات فرهنگي، نظر جامعه، به ويژه زنان را متوجه آن كنند.
ساز و كارهاي تربيت نسل منتظر
تربيت نسل مهدي باور از جمله دغدغههاي والدين ولايتمدار در جايگاه متوليان اصلي تربيت است. در سده حاضر، والدين براي تربيت معنوي فرزندان خود با چالشهاي جدي روبهرو هستند؛ چرا كه مدعيان جهاني سازي، حكومت جهاني حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف را تنها معارض تحقق همسان سازي فرهنگي جهان با فرهنگ غرب ميدانند و با بهرهگيري از هنر و تبليغات، سعي در تخريب اين فرهنگ دارند، از اين رو صهيونيستها با سيطره كامل بر صنعت سينما و رسانهها و با بهره گيري از هنر و تبليغات، يكي از محورهاي اساسي فعاليت خود را مبارزه با اعتقاد به ظهور منجي الهي قرار دادهاند.آنها در محاسبات خود به اين نتيجه رسيدهاند كه اعتقاد به ظهور منجي الهي، همواره موجب اميد براي مقابله با ستمگران است.از سوي ديگر، آنان به خوبي دريافتهاند تا زماني كه فرهنگ انتظار زنده است، شيعه كه قوام دين به او است، پابرجا است و گره خوردن نسل جديد با فرهنگ مهدويت، خط بطلان بر تمام دسيسههاي مهاجمان ناتوي فرهنگي است؛از اين رو است كه براي تخريب فرهنگ انتظار در منظر نسل جديد، از هيچ تلاشي فروگذار نكردهاند. آنان در تلاشاند مهدويت را به گونهاي به تصوير بكشند كه جز تخريب، دلهره و نابودي براي دنيا به ارمغان نخواهد آورد.سفارش تهيه فيلمهايي به هاليوود ـ مانند فيلم معروف پيشگوييهاي نوستر داموس، چهار پَر (محصول 2001 آمريكا)، ارباب حلقهها ـ و تهيه نرم افزارها و بازيهاي رايانهاي از تلاشهايي است كه براي تخريب فرهنگ مهدويت تدارك ديدهاند.
همان طور كه گفته شد، مجموعه اين تلاشها براي تخريب فرهنگ مهدوي در اذهان فرزندان ما، تربيت مهدوي را با چالش مواجه كرده است. از سوي ديگر، پيچيدگي امر تربيت ديني در عصر حاضر ـ به سبب اقتضائات خاص زماني ـ امر تربيت را از صعوبت خاصي برخوردار كرده است. همه اين عوامل، ضرورت اهتمام همراه بينش و بصيرت، براي تقويت بنيانهاي اعتقادي مهدي باوري و مهدي ياوري را آشكار ميكند.
ناگفته نماند كه برخلاف همه اين چالشها، مباني تربيت ولايي و همچنين نظام تربيتي آن كه از آبشخور مباني غني و ناب وحياني سرچشمه ميگيرد، ميتواند بهترين سرمايه براي متوليان امر تربيت ديني ـ به ويژه مادران ـ باشد. مادران، بايد با به كارگيري اصول و شيوههاي صحيح تربيت ولايي و شكوفايي فطرت، درصدد تقويت عواطف و احساسات فرزندان خود درباره امام زمانشان باشند؛ چرا كه آنها در درون خود، از گرايش به سوي انسان كامل برخوردارند.
در اين نوشتار مختصر، سعي بر اين است كه به پارهاي از ساز و كارهاي تربيت مهدوي در عصر حاضر اشاره شود. اميد است اين مختصر بتواند براي همه كساني كه دغدغه تربيت نسل مهدي باور را دارند، راهگشا باشد؛ اگر چه به دليل مجال محدود، امكان اشاره به دستورالعملهاي ديني نميباشد و فقط به بررسي اجمالي گامهايي كه بايد برداشته شود، بسنده ميكنيم. اميدواريم علاقهمندان، با مراجعه به منابع و متون اصيل ديني، دستورالعملهاي جزئي و دقيق را به دست آورند.
پيش از بيان گامهايي كه مادران بايد بردارند تا توفيق تربيت نسل منتظر را بيابند، جا دارد توجه عزيزان را به چند نكته جلب كنيم:
يكي از عوامل مهم عدم توفيق ما در دينداري و پرورش نسل ديندار، عدم توجه به آموزههاي ديني و آدابي است كه در شرع مقدس براي پرورش يك نسل ديندار آمده است. برخلاف اين كه از مكتبي غني برخوردار هستيم كه براي تمام مراحل زندگي ما دستورالعملهاي ريز و جزئي دارد، متأسفانه غالب ما مسلمانان يا از آنها آگاهي نداريم يا اگر آگاهي داشته باشيم، براي عمل به آنها اهتمامي نداريم؛ از اين رو به هر صورت كه خود دوست داريم، همسر برميگزينيم و تمام مراحل مختلف فرزند داري را پشت سر ميگذاريم. با اين وجود انتظار داريم نسلي ولايي، مؤمن و صالح داشته باشيم. به هر حال، عدم اهتمام ما به آداب اسلامي فرزند پروري كه از لحظه انتخاب همسر تا 21 سالگي فرزند را شامل ميشود، موجب شده است توفيق چنداني در تربيت فرزند صالح نداشته باشيم.
نكته ديگر، توجه به سن آغاز تربيت نسل ولايي است. از ديدگاه دانش تعليم و تربيت، آموزش مفاهيم ارزشي و اخلاقي، مانند ولايت و حب ولي خدا، بايد در زماني صورت گيرد كه قواي ادراكي و شناختي براي دريافت اين مطالب آماده باشد.هنجار تمسك به ولي خدا را بايد هنگامي به متربي منتقل ساخت كه توانايي التزام به آن را دارا باشد. از ديدگاه اخلاقي، نظر علماي تعليم و تربيت در مورد متربي، مورد قبول است؛ ولي درباره مربي، نكتهاي مورد توجه قرار گرفته و آن اين است كه او وظيفه دارد زمينههاي مناسب را براي ارتباط با ولي خدا فراهم آورد؛ بنابراين؛ مربي بايد تمهيداتي را كه به كسب مهارتهاي لازم براي ارتباط با ولي خدا لازم است، پيش از رسيدن به مرحله ادراك و التزام، فراهم نمايد؛ از اين رو برخي از گامهايي كه برميشماريم، جنبة زمينه سازي دارد.
نكته ديگر آنكه اولياي تربيتي ـ به ويژه مادران ـ بايد بدانند كه خود، نيازمند يادگيري در حوزه ارزشها و اخلاقيات هستند؛ زيرا بايد در جايگاه يك مدير و تسهيل كننده در اين گونه امور عمل كنند. امروزه برخي تئوريهاي تربيت اخلاقي، مثل پست مدرنها حركتهايي را براي حذف منابع اصيل و الگوآغاز كردهاند؛ ولي برخلاف آنها، اسلام براي منابع مقتدر (قرآن و سنت) و الگوهاي ديني جايگاه خاصي را قائل ميباشد كه بايد اولياي تربيتي هم علم نسبت به اين منابع مقتدر و شناخت نسبت به الگوهاي ديني را داشته باشند.[ادامه مطلب را در پست های بعدی بخوانید متشکرم }