شهيد مطهّري در پاسخ به اين سؤال، در جايي گفته بود كه بسياري از آدمهاي خوب، صالحند نه مصلح. صالح شدن يك فرد، اصلاً ساده نيست و زحمت زيادي ميطلبد ولي با مصلح فاصله دارد.
در قرآن كريم آمده:
الذّين امنوا و عملوا الصّالحات لهم جنّاتٌ؛
و سپس در ادامه ميفرمايد، بسياري هرچند ايمان دارند ولي عمل صالح انجام نميدهند. باز در آية 37 سورة فاطر آمده است، عدهاي كه وارد جهنم ميشوند به خداوند عرضه ميدارند: «ربّنا أخرجنا نعمل صالحاً» يعني اينان در دنيا اعمال حسنهاي داشتهاند كه صالح نبوده است. در آية 37 سورة سبأ هم آمده است:
«اموال و اولادتان نميتوانند شما را به ما برسانند»، زيرا اينان براي اينكه خود را توجيه كنند ميگويند ما دلمان پاك است و نيازي به انجام عمل صالح نداريم. به تصريح آية «من آمن و عمل صالحاً لندخلنّهم في الصّالحين»، مؤمناني كه بهطور مداوم عمل صالح انجام دهند خداوند آنان را در زمرة صالحان قرار ميدهد. حسن فعلي و فاعلي بايد با هم جمع شود. شهيد مطهّري با تفكيك ميان مقام صالح و مصلح توصيف زيبايي از ياران امام حسين(ع) داشتند كه آنان امام مصلح زمان خويش را ياري كردند. به نظر بنده، تا كسي خود، درجاتي از مصلح را نداشته باشد نميتواند به مقام ياري مصلح برسد. رسيدن به اين مراتب رشد كمالي واقعاً تلاشهاي جدّي ميطلبد.
دربارة صد لعن و صد سلام زيارت عاشورا نكتهاي وجود دارد كه بيان آن در اينجا خالي از لطف نيست.
همانطور كه ميدانيد، در قرآن كريم صد نام توقيفي خداوند وجود دارد؛ كه نميتوان آنها را كم يا زياد كرد. آيتالله جوادي آملي با استناد به همين مطلب در تفسير آيهاي از سورة نوح كه حدّ زن و مرد زنا كار بدون تفاوت قائل شدن در جنسيت، صد ضربه شلاق بيان ميكند، ميفرمايند: «چون زن و مرد زناكار به صد نام خداوند پشت كردهاند بايد به ازاي هر نام يك شلاق به آنها زده شود.» استنتاج بنده از اين صحبت اين بود كه صد لعن زيارت عاشورا از اين روست كه دشمنان امام حسين(ع) به مظهر تامّ صد نام الهي پشت كردهاند و در مقابل، آنان كه ايشان را ياري نمودند و همه چيز خويش را فداي ايشان كردند به صد نام خدا روي نمودند. بر همين اساس ما اگر بخواهيم نسل منتظر مصلحي كه به صدنام خدا روي كند تربيت كنيم چقدر برنامهريزي و تلاش ميطلبد. ما صرفاً به نقل و تعريف اكتفا ميكنيم؛ در حالي كه اگر بخواهيم عمل كنيم، و چنين نتيجهاي بگيريم خيلي كار ميطلبد.
لازم است اين نكته را هم متذكر شوم كه به تعبير امام حسين(ع) ياران ايشان بهترين ياران بودند، و هيچ گاه كسي از حيث كمالات و مقامات به ايشان نخواهد رسيد.
باز در همين رابطه ميتوان به ماجراي حضرت موسي و خضر(ع) اشاره كرد كهَ در قرآن اشاره شده حضرت موسي راهي بس طولاني را براي يافتن او پيمود. قرآن كريم با سه عبارت خضر نبي را معرفي ميكند: «عبداً من عبادنا؛ بندهاي از بندگان ما»، «آتيناه رحمةً من عندنا؛ از رحمت خود به او داده بوديم»، «علّمناه من لدنّا علماً؛ علم خاصي را از ناحية خود به او داده بوديم».
به روايات كه مراجعه ميكنيم ميبينيم حضرت خضر، الآن در محضر امام زمان(ع) شرف حضور و خدمت دارد. اين ويژگيهاي يك انسان برتر از ديدگاه قرآن ميتواند الگويي براي نسل مطهّر باشد و غايت قابليتهاي افراد را براي در يافت كمالات و رشد نشان دهد.
در صفحه 443 كتاب الغيبه نعماني نيز روايتي از امام صادق(ع) در توصيف ياران حضرت مهدي(ع) آمده كه قابل توجه است. ميفرمايد:
هنگامي كه قائم قيام كند به تمام بلاد روي زمين كسي را روانه ميسازد و به او ميفرمايد فرمان تو در كف دست توست؛ هروقت مشكلي براي تو پيش آمد كه راه حلش را نميدانستي و نميدانستي چگونه حكم كني، به كف دست خود بنگر و به آنچه در آن نوشته عمل كن. سپس حضرت، سپاهي به سمت قسطنطنيه گسيل ميدارد. وقتي سپاهيان به كنار آب ميرسند چيزي روي پاهايشان مينويسند و بر آب راه ميروند. روميان اين صحنه را كه ميبينند ميگويند: اينان كه ياران اويند بر آب چنين راه ميروند پس خود او چگونه خواهد بود؟!
نسلي كه قرار است ياريگر امام زمان(ع) باشد چنين قابليتهايي دارد. برنامههاي ما در تربيت نسل منتظر بايد به نحوي باشد كه رشد جسماني و روحاني او متناسب با نيازهاي عصر ظهور و در راستاي ياري امام عصر(ع) باشد.