»
S
I
D
E
B
A
R
«
آرمان‌ها و تمايلات يك نسل منتظر با بقيه چه تفاوت‌هايي دارد؟
Jul 17th, 2009 by mosleh

به طور طبيعي آنكه به درجه‌اي از رشد برسد كه از صالح بودن بالاتر برود و مصلح شود و بتواند در زمرة ياوران حضرت مهدي(ع) قرار گيرد تنها آرمانش اين است كه خود را فداي آرمان‌ها و اهداف امام زمانش بكند. ويژگي‌هايي كه در قرآن براي انبيايي مثل ابراهيم، اسماعيل، يحيي، عيسي و… آمده، مانند نيكي به والدين، رو كردن بسيار به خداوند، حلم و بردباري بسيار و نيكوكاري به معناي عام آن، مي‌تواند زمينه ساز آنچه باشد كه براي يحيي رخ داد كه خداوند در كودكي به او حكم و رشد عنايت كرد. علاوه بر آن، در آية 51 سورة انبيا مي‌فرمايد: ما وقتي به او رشدش را داديم، مي‌دانستيم كه چه مي‌خواهد بكند. ما ناظر رشد شما هستيم و زير نظر ما مي‌توانيد به رشد كامل برسيد.

بخشي از اين كمالات اكتسابي است و بايد براي به دست آوردن آنها تلاش كرد و بخش ديگر به سبب رضايت از فرد و با عنايت و لطف الهي به دست مي‌آيد. يك نسل منتظر براي به دست آوردن هر دو بخش بايد تلاش كند و در مسيري سير كند كه از هر دو بهره‌مند شود. براي تحقق اين مقصود بايد در مسير رضاي خدا گام برداريم تا خداوند بقيه اش را به ما مرحمت كند.

برنامه‌ريزي ما در تربيت نسل منتظر براي دست يافتن اين اهداف چه سيري بايد داشته باشد و نقطة شروع كجاست؟
به تصريح قرآن، پدر و مادر در پرورش چنين نسلي نقش بسيار مهم و مؤثري دارند. ما در اولين گام بايد پدر و مادري با اين باور داشته باشيم كه اين موقعيت را با نشاط و شادابي بپذيرند.

حضرت يحيي پسرخاله و مؤيّد حضرت عيسي(ع) بود و تنها پيامبر شهيدي است، كه با اره سر از تنش جدا شد و در قيامت با امام حسين(ع) محشور مي‌شود. الآن سر ايشان در سوريه در همان محلي است كه گفته شده سر مطهّر سيدالشهدا(ع) نيز در آنجا دفن شده است.

ماجراي تولد اين پيامبر خدا بسيار جالب است. در آية 90 سورة انبيا در اين باره چنين آمده است: «زكريا إذ نادي ربّه ربّ لاتذرني فرداً و أنت خير الوارثين». پيش از هرچيز بايد پدر و مادر با التماس و تضرع شديد از خداوند درخواست كنند كه نسلي مطهّر به آنان عنايت كند. نكتة مهمي كه در اينجا بايد متذكر شوم اين است كه به تصريح روايات، با دعا مي‌توان قضا را دفع كرد و تغيير داد. اين قاعده حتي شامل مواردي مانند آثار نوشيدن شراب بر نسل، كه پيش از اين گفتيم نيز مي‌شود. با دعا چنين عقاب‌هايي را هم مي‌توان دفع كرد و از همين رو هرگز نبايد نا اميد بود. بنابر آية قرآن خداوند به برخي پسر و به برخي دختر عنايت مي‌كند و برخي را نيز عاقر و عقيم قرار مي‌دهد. اين خواست خداوند است ولي همين مشيت را با استناد به ماجراي تولد حضرت زكريا مي‌بينيم كه مي‌توان با استمداد از دعا تغيير داد.

نكتة بعد اينكه حضرت يحيي مثل ما نيست كه فقط دلش بچه دار شدن را بخواهد و با توكّل به طبّ جديد بگويد، مي‌توان همه را بچه دار كرد يا حدّاكثر افق ديدش اين باشد كه بچه‌اي داشته باشم كه عصاي دستم بشود و يا فلان رتبة مادي و دنيوي را به دست بياورد. حضرت علي(ع) ما را از اين مي‌ترسانند كه فرزنداني را بي‌هدف تربيت كنيم و افرادي به جامعه تحويل دهيم كه بسان حيوانات همّشان علفشان باشد؛ درس بخوانند و پولدار شوند، خوب بخورند و بگردند. جالب اينجاست كه ما زندگي‌هاي از اين دست را مصداق خوشبختي و الگوي مطلوب مي‌دانيم. حضرت زكريا مي‌گويد، خدايا فرزندي به من عطا كن كه وارث علم يعقوب شود و عالم ديني شود كه بتواند علمش را به ديگران منتقل كند نه اينكه صرفاً يك شهروند خوب و سالم باشد. او چنان ديدگاهي داشت و ما چنين آرزويي!!

خداوند متعال در جواب زكريا كه گفته بود خدايا من پير شده‌ام و موهايم سفيد و بدنم سست شده چطور مي‌شود كه من بچه‌دار شوم؟ مي‌فرمايد: اين براي من هيّن و آسان است و ما همسر او را كه نابارور بود اصلاح كرديم. پس از اين خداوند دليل استجابت دعاي زكريا را ناشي از سه ويژگي او و همسرش مي‌داند: «آنان همواره در امر خير شتاب مي‌كردند»؛ «همواره ما را با بيم و اميد مي‌خواندند»؛ «آنان همواره براي ما خشوع مي‌ورزيدند». امام ششم(ع) فرمودند: ايمان مؤمن كامل نمي‌شود تا زماني كه اگر بيم و اميدش را در كفة ترازو بگذارند، به يك اندازه باشد. لقمان نيز به پسرش گفته بود: پسرم اگر تو به اندازة جنّ و انس عمل (صالح) به نزد خدا ببري اميد نداشته باش كه قبول شود و در مقابل هم اگر به همان اندازة گناه داشتي اميد عفو بخشايش داشته باش؛ همچنين قرآن خشوع را صفت عالمان مي‌داند، يعني همسر زكريا يك بانوي عالم و بامنزلت و كفو او بوده است.

حضرت يحيي، فرزند دورة كهنسالي يك پيرمرد و پيرزن بوده ولي با اين حال خداوند او را به مقام ياوري پيامبر اولوالعزم زمان خويش نائل كرد و هرچند به سبب ممانعت از انجام فعل حرام، به دست « هروديس پادشاه» به طرز فجيعي به شهادت رسيد ولي الآن با گذشت حدود 2000 سال همچنان نام و مقبره اش پابرجاست.

ويژگي‌هاي يك نسل منتظر و وجوه تمايز آن با بقيه چيست؟
Jul 17th, 2009 by mosleh

شهيد مطهّري در پاسخ به اين سؤال، در جايي گفته بود كه بسياري از آدم‌هاي خوب، صالحند نه مصلح. صالح شدن يك فرد، اصلاً ساده نيست و زحمت زيادي مي‌طلبد ولي با مصلح فاصله دارد.

در قرآن كريم آمده:
الذّين امنوا و عملوا الصّالحات لهم جنّاتٌ؛

و سپس در ادامه مي‌فرمايد، بسياري هرچند ايمان دارند ولي عمل صالح انجام نمي‌دهند. باز در آية 37 سورة فاطر آمده است، عده‌اي كه وارد جهنم مي‌شوند به خداوند عرضه مي‌دارند: «ربّنا أخرجنا نعمل صالحاً» يعني اينان در دنيا اعمال حسنه‌اي داشته‌اند كه صالح نبوده است. در آية 37 سورة سبأ هم آمده است:
«اموال و اولادتان نمي‌توانند شما را به ما برسانند»، زيرا اينان براي اينكه خود را توجيه كنند مي‌گويند ما دلمان پاك است و نيازي به انجام عمل صالح نداريم. به تصريح آية «من آمن و عمل صالحاً لندخلنّهم في الصّالحين»، مؤمناني كه به‌طور مداوم عمل صالح انجام دهند خداوند آنان را در زمرة صالحان قرار مي‌دهد. حسن فعلي و فاعلي بايد با هم جمع شود. شهيد مطهّري با تفكيك ميان مقام صالح و مصلح توصيف زيبايي از ياران امام حسين(ع) داشتند كه آنان امام مصلح زمان خويش را ياري كردند. به نظر بنده، تا كسي خود، درجاتي از مصلح را نداشته باشد نمي‌تواند به مقام ياري مصلح برسد. رسيدن به اين مراتب رشد كمالي واقعاً تلاش‌هاي جدّي مي‌طلبد.

دربارة صد لعن و صد سلام زيارت عاشورا نكته‌اي وجود دارد كه بيان آن در اينجا خالي از لطف نيست.

همان‌طور كه مي‌دانيد، در قرآن كريم صد نام توقيفي خداوند وجود دارد؛ كه نمي‌توان آنها را كم يا زياد كرد. آيت‌الله جوادي آملي با استناد به همين مطلب در تفسير آيه‌اي از سورة نوح كه حدّ زن و مرد زنا كار بدون تفاوت قائل شدن در جنسيت، صد ضربه شلاق بيان مي‌كند، مي‌فرمايند: «چون زن و مرد زناكار به صد نام خداوند پشت كرده‌اند بايد به ازاي هر نام يك شلاق به آنها زده شود.» استنتاج بنده از اين صحبت اين بود كه صد لعن زيارت عاشورا از اين روست كه دشمنان امام حسين(ع) به مظهر تامّ صد نام الهي پشت كرده‌اند و در مقابل، آنان كه ايشان را ياري نمودند و همه چيز خويش را فداي ايشان كردند به صد نام خدا روي نمودند. بر همين اساس ما اگر بخواهيم نسل منتظر مصلحي كه به صدنام خدا روي كند تربيت كنيم چقدر برنامه‌ريزي و تلاش مي‌طلبد. ما صرفاً به نقل و تعريف اكتفا مي‌كنيم؛ در حالي كه اگر بخواهيم عمل كنيم، و چنين نتيجه‌اي بگيريم خيلي كار مي‌طلبد.

لازم است اين نكته را هم متذكر شوم كه به تعبير امام حسين(ع) ياران ايشان بهترين ياران بودند، و هيچ گاه كسي از حيث كمالات و مقامات به ايشان نخواهد رسيد.

باز در همين رابطه مي‌توان به ماجراي حضرت موسي و خضر(ع) اشاره كرد كهَ در قرآن اشاره شده حضرت موسي راهي بس طولاني را براي يافتن او پيمود. قرآن كريم با سه عبارت خضر نبي را معرفي مي‌كند: «عبداً من عبادنا؛ بنده‌اي از بندگان ما»، «آتيناه رحمةً من عندنا؛ از رحمت خود به او داده بوديم»، «علّمناه من لدنّا علماً؛ علم خاصي را از ناحية خود به او داده بوديم».

به روايات كه مراجعه مي‌كنيم مي‌بينيم حضرت خضر، الآن در محضر امام زمان(ع) شرف حضور و خدمت دارد. اين ويژگي‌هاي يك انسان برتر از ديدگاه قرآن مي‌تواند الگويي براي نسل مطهّر باشد و غايت قابليت‌هاي افراد را براي در يافت كمالات و رشد نشان دهد.

در صفحه 443 كتاب الغيبه نعماني نيز روايتي از امام صادق(ع) در توصيف ياران حضرت مهدي(ع) آمده كه قابل توجه است. مي‌فرمايد:
هنگامي كه قائم قيام كند به تمام بلاد روي زمين كسي را روانه مي‌سازد و به او مي‌فرمايد فرمان تو در كف دست توست؛ هروقت مشكلي براي تو پيش آمد كه راه حلش را نمي‌دانستي و نمي‌دانستي چگونه حكم كني، به كف دست خود بنگر و به آنچه در آن نوشته عمل كن. سپس حضرت، سپاهي به سمت قسطنطنيه گسيل مي‌دارد. وقتي سپاهيان به كنار آب مي‌رسند چيزي روي پاهايشان مي‌نويسند و بر آب راه مي‌روند. روميان اين صحنه را كه مي‌بينند مي‌گويند: اينان كه ياران اويند بر آب چنين راه مي‌روند پس خود او چگونه خواهد بود؟!

نسلي كه قرار است ياريگر امام زمان(ع) باشد چنين قابليت‌هايي دارد. برنامه‌هاي ما در تربيت نسل منتظر بايد به نحوي باشد كه رشد جسماني و روحاني او متناسب با نيازهاي عصر ظهور و در راستاي ياري امام عصر(ع) باشد.

تربيت نسل منتظر چه ضرورتي دارد و چگونه مي‌توان به چنين هدفي دست يافت؟
Jul 17th, 2009 by mosleh

با دقت در آيات و روايات مي‌توان به خوبي دريافت كه اساساً ظهور حضرت مهدي(ع) منوط به تربيت و ظهور اين نسل است؛ بنابراين هر منتظري بايد تمام تلاش خود را در اين راستا به كار برد.
وقتي از امام صادق(ع) پرسيدند، حضرت مهدي(ع) كي تشريف مي‌آورند، ايشان پس از اشاره به بخش پاياني آية 25 سورة فتح فرمودند:
زماني كه نسل فاسد از صالح و صالح از فاسد كاملاً جدا شده باشند.
در ماجراي يكي از جنگ‌ها، مالك به حضرت علي(ع) عرضه داشت: «خوشحالم از اينكه توانستم شمشيرم را از خون صدتن از
منافقان و كفار سيراب كنم.» حضرت در پاسخ به او فرمودند:
من تا هفت نسل افراد را نگاه مي‌كردم اگر يك مومن در صلب او وجود داشت وي را نمي‌كشتم؛ از همين‌رو من نود ونه نفر را كشتم.

در سورة فتح خداوند مي‌فرمايد كه ما دست شما را بستيم تا همة آنها را نكشيد و دستان آنان را بستيم تا شما را نكشند. اين عفو عمومي به دوعلت بود: يكي مؤمناني كه در صلب كفّار مكه وجود داشت و ديگر وجود افراد مؤمني كه از ترس يا تقيه، ايمان خويش را كتمان كرده بودند.

وقتي ما براي تعجيل در فرج امام زمان(ع) دعا مي‌كنيم اين دعاي ما بايد جلوة عملي هم داشته باشد؛ زيرا دعاي بدون عمل بي‌ثمر است و به اجابت نخواهد رسيد. امام رضا(ع) فرمودند:
كسي كه بي‌عمل دست به دعا بردارد، خودش را استهزاء و مسخره نموده است.

يكي از جلوه‌هاي عملي اين موضوع همان زمينه سازي عملي براي ظهور است. ما بايد تمام تلاشمان را بكنيم تا اين ودايع الهي و ايماني ظهور يابند. برنامه‌ريزي ما نيز بايد به نحوي باشد كه حتي افرادي را كه بناست در آينده به دنيا بيايند در بربگيرد. يك نسل مطهّر نيازمند يك فضاي طاهر است كه بتواند در آن رشد پيدا كند؛ به عبارت ديگر براي آنكه فرزندان و نسلي منتظر و مطهّر از خود به يادگار بگذاريم لازم است پيش از آن، خودبه اين باور برسيم كه مي‌توانيم و بايد چنين فضاي طاهري را مهيّا سازيم.

در روايات آمده كه اگر كسي شراب بنوشد، در هفت نسل پس از او، حداقل يكي از فرزندانش معلول خواهد شد؛ در پزشكي نوين اين امر ثابت شده كه حتي گاه تا ده نسل بعد هم امكان جهش سلولي و بروز چنين مشكلاتي هست. اين به معناي آن است كه ما براي نسل‌ها هم مي‌توانيم برنامه‌ريزي كنيم و بايد به اين وظيفه و تكليف خود باور بياوريم. اگر جلوي تخريب نسل‌ها را بگيريم، مي‌توانيم اميدوار باشيم كه در تربيت سيصد و سيزده يار حضرت و در نتيجه در ظهور ايشان نقش خواهيم داشت. در مقابل، اگر ما كوتاهي كنيم ممكن است ظهور را تا مدت نامعلومي به تأخير بيندازيم. همان طور كه مي‌دانيم حتي اگر ما كوتاهي كنيم و اين امر را به تأخير بيندازيم خداوند در تحقق آن كوتاهي نكرده و به تعبير پيامبر اكرم(ص)حتي اگر تنها يك روز از عمر جهان مانده باشد خداوند حضرتش را ظاهر خواهد ساخت. مهم اين است كه ما در واقعة شريف ظهور نقش داشته باشيم.

خلاصه اينكه براي تعجيل در ظهور و زمينه‌سازي براي آن بايد با استفاده از آموزش‌هاي فرهنگي مؤثر افكار افراد را به اين سمت سوق دهيم كه خودشان خواهان ايجاد وتربيت نسلي مطهّر باشند.

باید ها و نبایدها در تربیت نسل منتظر
Jul 8th, 2009 by mosleh

با سلام به محضر قطب عالم وجود امام زمان علیه السلام
صحبت در رابطه با تربیت نسل منتظر است در این پست بصورت کاملا خلاصه و تیتر وار به باید ها و نبایدها خوایم پرداخت لذا تا پایان ما را همراهی بفرمایید .
در بایدهای مربوط به این مبحث فی البدایه سخن از داشتن ایمان قلبی و راسخ که آن را ایمان خالصانه نام مینهیم از اوج الواجبات است . در مرحله بعد از آن باد به سراغ اعمال شایسته و بایسته یک فرد مومن رفت که در این مجال ماآن را به ( عمل صالح ) نامگذاری میکنیم . پس یک ایمان خالص و دو عمل صالح .
در گام سوم و چهارم دو ضرورت بسیار ارزشمند و حیاتی را باید متذکر شد و این دو مهم را در سوره عصر جستجو کرد یعنی تواصی به حق و تواصی به صبر که این دو نیز به مثابه دو بال برای پرواز منتظران در آسمان انتظار مصلح جهانی خواهد بود . چرا که فرموده اند ان الصبر مفتاح الفرج
از دیگر بایدهای نسل نتظر باید از سنخیت با حضرات معصومین در کردار و گفتار و مبارزه ی جهاد گونه با هوای نفس -تحمل سختی و ناملایمات-حلم و بردباری -تقوای الهی -زهد و پارسایی و دیگر صفات برجسته مومنین اشاره کرد .
و اما منشا نبایدها را اگر بخواهیم در یک پیام کوتاه جستجو کنیم میشود این جمله ( دوری از هر آنچه که ما را از خداوند و اطاعت از رب الارباب جدا میکند) است در راس آنچه که ما را از خالق هستی جدا میکند حب دنیا قرار گرته که موجبات بوجود آمدن آرزوهای فراوان -فراموشی مرگ و آخرت قساوت قلب و در نهایت غفلت از یاد خدا و افتادن در مهالک را به دنبال خواهد داشت . خواهر و برادر عزیز بیایید با پناه بردن به امام عصر و توجه و مراقبت زمینه ی تربیت نسل منتظر را فراهم آوریم انشاالله

تربیت نسل منتظر - گام دوم
Jul 4th, 2009 by mosleh

در گام اول به هدف مقدس این حرکت اشاره شد و اهمیت آن مورد بررسی قرار گرفت در گام دوم میبایست به رغبت و نقش آن باید پرداخته شود و این رغبت میبایستی در بعد فردی و بعد از آن در مقیاس اجتماعی تبدیل شده و مصداق اللهم انا نرغب الیک فی دوله کریمه بینجامد .اگر در جامعه ای رغبت برای تحقق دوله کریمه اتفاق بیفتد و مردمان آن جامعه هم و غم خود را تحقق دولت کریمه یا همان آرمان شهر مهدوی قرار دهند یقینا در بستر سازی جامعه برای تربیت نسل منتظر تسهیل شده و موجبات تحقق اهداف متعالیه را فراهم می آورند . امیدواریم خداوند به همه ی ما توفیق درک این مطالب و همچنین گام برداشتن در این زمینه را عنایت فرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد (ص)

»  Substance: WordPress   »  Style: Ahren Ahimsa