امام مهدی در احادیث

فرموده های امام عصر علیه السلام

دسته : (دسته‌بندی نشده) توسط admin در 04-04-2011

احادیث امام زمان علیه السلام 1- 1. نفع‌ بردن‌ از من‌ در زمان‌ غیبتم‌ مانند نفع‌ بردن‌ از خورشید هنگام‌ پنهان‌ شدنش‌ در پشت‌ ابرهاست‌ و همانا من‌ ایمنى‌ بخش‌ اهل‌ زمین‌ هستم‌ ، همچنانکه‌ ستارگان‌ ایمنى‌ بخش‌ اهل‌ آسمانند . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 181 .) 2. تصرف‌ کردن‌ در مال‌ دیگرى‌ بدون‌ اجازه‌ صاحبش‌ جایز نیست‌ .(وسائل‌ الشیعة‌ ، ج‌ 17 ، ص‌ 309 .) 3. من‌ ذخیره‌ خدا در روى‌ زمین‌ و انتقام‌ گیرنده‌ از دشمنان‌ او هستم‌ .(تفسیر نور الثقلین‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 392 .) 4. ملعون‌ است‌ ، ملعون‌ است‌ کسى‌ که‌ نماز مغربش‌ را به‌ تأخیر بیندازد ، تا زمانى‌ که‌ ستارگان‌ آسمان‌ پدیدار شوند . (بحار الأنوار ، ج‌ 52 ، ص‌ 15 .) 5. هیچ‌ چیز مانند نماز بینى‌ شیطان‌ را به‌ خاک‌ نمى‌ مالد ، پس‌ نماز بگزار و بینى‌ شیطان‌ را به‌ خاک‌ بمال‌ . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 182 .) 6. ملعون‌ است‌ ، ملعون‌ است‌ ، کسى‌ که‌ نماز صبحش‌ را به‌ تأخیر بیندارد ، تا زمانى‌ که‌ ستارگان‌ آسمان‌ محو شوند . (بحارالأنوار ، ج‌ 52 ، ص‌ 16 .) 7. هر یک‌ از پدرانم‌ بیعت‌ یکى‌ از طاغوتهاى‌ زمان‌ به‌ گردنشان‌ بود ، ولى‌ من‌ در حالى‌ قیام‌ خواهم‌ کرد که‌ بیعت‌ هیچ‌ طاغوتى‌ به‌ گردنم‌ نباشد . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 181 .) 8. من‌ آخرین‌ جانشین‌ پیامبر هستم‌ ، و به‌ وسیله‌ من‌ است‌ که‌ خداوند بال‌ را از خاندان‌ و شیعیانم‌ دور مى‌ سازد. (بحار الأنوار ، ج‌ 52 ، ص‌ 30 .) 9. هر کس‌ در اجراى‌ اوامر خداوند کوشا باشد ، خدا نیز وى‌ را در دستیابى‌ به‌ حاجتش‌ یارى‌ مى‌ کند . (بحار الأنوار ، ج‌ 51 ، ص‌ 331 .) 10. سنت‌ تخلف‌ ناپذیر خداوند بر این‌ است‌ که‌ حق‌ را به‌ فرجام‌ برساند و باطل‌ را نابود کند ، و او بر آنچه‌ بیان‌ نمودم‌ گواه‌ است‌ . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 193 .) 11. براى‌ زود فرارسیدن‌ فرج‌ ( و ظ‌هور ما ) زیاد دعا کنید ، که‌ آن‌ همان‌ فرج‌ و گشایش‌ شماست‌ . (کمال‌ الدین‌ للصدوق‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 485 .) 12. اگر خواستار رشد و کمال‌ معنوى‌ باشى‌ هدایت‌ مى‌ شوى‌ ، و اگر طلب‌ کنى‌ مى‌ یابى‌ .(بحار الأنوار ، ج‌ 51 ، ص‌ 339 .) 13. ما در رعایت‌ حال‌ شما کوتاهى‌ نمى‌ کنیم‌ و یاد شما را از خطر نبرده‌ ایم‌ ، که‌ اگر جز این‌ بود گرفتاریها به‌ شما روى‌ مى‌ آورد و دشمنان‌ شما را ریشه‌ کن‌ مى‌ کردند . پس‌ از خدا بترسید و ما را پشتیبانى‌ کنید . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 175 .) 14. و اما در پیشامدها و مسایل‌ جدید به‌ راویان‌ حدیث‌ ما مراجعه‌ کنید ، زیرا که‌ آنان‌ حجت‌ من‌ بر شما هستند و من‌ حجت‌ خدا بر آنان‌ هستم‌ . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 181 .) 15. اگر از خداوند ( صاحب‌ عرت‌ و جلال‌ ) طلب‌ آمرزش‌ کنى‌ ، خداوند تو را مى‌ آمرزد .(بحار الأنوار ، ج‌ 51 ، ص‌ 329 .) 16. همانا خدایتعالى‌ مردم‌ را بیهوده‌ نیافریده‌ و بدون‌ تکلیف‌ و جزا رهایشان‌ نکرده‌ است‌ . (الغیبة‌ للشیخ‌ الطوسی‌ ، ص‌ 174 .) 17. هر یک‌ از شما باید به‌ آنچه‌ که‌ او را به‌ محبت‌ ما نزدیک‌ مى‌ سازد عمل‌ کند ، و از آنچه‌ که‌ مورد پسند ما نیست‌ و ما را خشمناک‌ مى‌ سازد دورى‌ جوید . (الإحتجاج‌ للطبرسی‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 324 .) 18. خداوندا ! وعده‌ اى‌ را که‌ به‌ من‌ داداه‌ اى‌ ، برآورده‌ کن‌ و امر قیام‌ مرا تمام‌ فرما . قدمهایم‌ را ثابت‌ بدار و در سایه‌ قیام‌ من‌ ، جهان‌ را پر از عدل‌ و داد کن‌ . (بحار الأنوار ، ج‌ 51 ، ص‌ 13 .) 19. شهادت‌ مى‌ دهم‌ که‌ معبودى‌ جز خداى‌ یکتا نیست‌ و ملائکه‌ آسمان‌ و صاحبان‌ علم‌ نیز شهادت‌ مى‌ دهند ، آن‌ خدایى‌ که‌ به‌ عدل‌ و داد قیام‌ مى‌ کند ، نیست‌ خدایى‌ جز او که‌ مقتدر و حکیم‌ مى‌ باشد ، و همانا دین‌ نزد خدا اسلام‌ است‌ . (بحار الأنوار ، ج‌ 51 ، ص‌ 16 .) 20. ایمان‌ خداوند عز و جل‌ و بندگانش‌ قرابت‌ و خویشاوندى‌ تیست‌ ، و هر کس‌ که‌ مرا انکار کند از من‌ نیست‌ . (الغیبة‌ للشیخ‌ الطوسی‌ ، ص‌ 176 .) 21. پناه‌ به‌ خدا مى‌ برم‌ از نابینایى‌ بعد از روشن‌ بینى‌ ، و گمراهى‌ بعد از هدایت‌ ، و از اعمال‌ ناشایسته‌ و اتنه‌ هاى‌ نابود کننده‌ . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 190 .) 22. شیعیان‌ ما هنگامى‌ به‌ فرجام‌ نیک‌ و زیباى‌ خداوند میرسند که‌ از گناهانى‌ که‌ نهى‌ شده‌اند ، احتراز نمایند . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 177 .) 23. کفایت‌ در کارها و عنایت‌ و سرپرستى‌ در همه‌ امور را تنها از خدایتعالى‌ خواهانم‌.(بحار الأنوار ، ج‌ 25 ، ص‌ 183 .) 24. قلبهاى‌ ما جایگاه‌ مشیت‌ الهى‌ است‌ ، پس‌ هر گاه‌ او بخواهد ما هم‌ مى‌ خواهیم‌ .(بحار الأنوار ، ج‌ 52 ، ص‌ 51 .) 25. اگر نبود که‌ ما دوستار صلاح‌ شما هستیم‌ و به‌ شما لطف‌ و مرحمت‌ داریم‌ ، همانا به‌ شما توجه‌ والتفات‌ نمى‌ کردیم‌ . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 179 .) 26. من‌ مهدى‌ هستم‌ ، منم‌ قیام‌ گر زمان‌ ، منم‌ آنکه‌ زمین‌ را آکنده‌ از عدل‌ مى‌ سازد ، آنچنان‌ که‌ از ستم‌ پر شده‌ بود . (بحار الأنوار ، ج‌ 52 ، ص‌ 2 .) 27. ستمکاران‌ پنداشتند که‌ حجت‌ خدا نابود شدنى‌ است‌ ، در حالى‌ که‌ اگر به‌ ما اجازه‌ سخن‌ گفتن‌ داده‌ مى‌ شد ، شک‌ و تردید از میان‌ برداشته‌ مى‌ شد . (بحار الأنوار ، ج‌ 51 ، ص‌ 4 .) 28. من‌ صاحب‌ حقم‌ … علامت‌ ظ‌هورم‌ زیاد شدن‌ آشوب‌ ها و فتنه‌ هاست‌ .(بحار الأنوار ، ج‌ 51 ، ص‌ 320 .) 29. علم‌ و دانش‌ ما به‌ خبرهاى‌ شما احاطه‌ دارد و چیزى‌ از اخبار شما بر ما پوشیده‌ نمى‌ ماند . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 175 .) 30. دین‌ از آن‌ محمد صلی الله علیه واله وسلم و عدایت‌ از آن‌ على‌ امیر المؤمنین‌ علیه السلام است‌ ، زیرا عدایت‌ مال‌ اوست‌ و در نسل‌ او مى‌ ماند تا روز قیامت‌ . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 160 .) 31. کسى‌ که‌ نسبت‌ به‌ ما ظ‌لم‌ ورزد ، از جمله‌ ستمکارانى‌ است‌ که‌ مشمول‌ لعنت‌ خدا است‌ ، چرا که‌ خدا فرموده‌ است‌ : ” آگاه‌ باشید که‌ لعنت‌ خدا بر ستمکاران‌ است‌ ” . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 182 .) 32. من‌ و تمامى‌ پدرانم‌ … بندگان‌ خداوند عز و جل‌ هستیم‌ .(بحار الأنوار ، ج‌ 25 ، ص‌ 267 .) 33. سجده‌ شکر از لازم‌ ترین‌ و واجب‌ ترین‌ مستحبات‌ است‌ .(بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 161 .) 34. هر گاه‌ خداوند به‌ ما اجازه‌ دهتد که‌ سخن‌ بگوییم‌ ، حق‌ ظ‌اهر خواهد شد و باطل‌ سست‌ و ضعیف‌ شده‌ و از میان‌ شما خواهد رفت‌ . (بحار الأنوار ، ج‌ 25 ، ص‌ 183 .) 35. دختر رسول‌ خدا صلی الله علیه واله وسلم براى‌ من‌ سرمشق‌ و اسوه‌ اى‌ نیکوست‌ .(بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 180 .) 36. زمان‌ ظ‌هور و فرج‌ ما با خداست‌ ، و تعیین‌ کنندگان‌ وقت‌ ظ‌هور ، دروغگویانند .(بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 181 .) 37. از خدا بترسید و تسلیم‌ ما شوید و کارها را به‌ ما واگذارید ، برماست‌ که‌ شما را از سرچشمه‌ سیراب‌ برگردانیم‌ ، چنان‌ که‌ بردن‌ شما به‌ سرچشمه‌ از ما بود، در پى‌ کشف‌آنچه‌ از شما پوشیده‌ شده‌ نروید و مقصد خود را با دوستى‌ ما بر اساس‌ راهى‌ که‌ روشن‌ است‌ به‌ طرف‌ ما قرار دهید .(بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 179 .) 38. ظ‌هورى‌ نیست‌ مگر به‌ اجازه‌ خداوند متعال‌ ، و آن‌ هم‌ پس‌ از زمان‌ طولانى‌ و قساوت‌ دلها و فراگیر شدن‌ رمین‌ از جور و ستم‌ . (الإحتجاج‌ للطبرسی‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 478 .) 39. آگاه‌ باشید به‌ زودى‌ کسانى‌ ادعاى‌ مشاهده‌ مرا خواهند کرد . آگاه‌ باشید هر کس‌ قبل‌ از ” خروج‌ سفیانى‌ ” و شنیدن‌ صداى‌ آسمانى‌ ، ادعاى‌ مشاهده‌ مرا کند دروغگو و افترا زننده‌ است‌ ” حرکت‌ و نیرویى‌ جز به‌ خداى‌ بزرگ‌ نیست‌ . (الإحتجاج‌ للطبرسی‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 478 .) 40. من‌ باقیمانده‌ از آدم‌ و ذخیره‌ نوح‌ و برگزیده‌ از ابراهیم‌ و خلاصه‌ محمد ( درود خدا بر همگى‌ آنان‌ باد ) هستم‌ . (بحار الأنوار ، ج‌ 52 ، ص‌ 238 .) 41. نسیم‌ ، خدمتکار حضرت‌ مهدى‌ علیه‌ السلام‌ گوید : آن‌ حضرت‌ به‌ من‌ فرمود : ” آیا تو را در مورد عطسه‌ کردن‌ بشارت‌ دهم‌ ؟ ” گفتم‌ : آرى‌ . فرمود : ” عطسه‌ ، علامت‌ امان‌ از مرگ‌ تا سه‌ روز است‌ . ” (بحار الأنوار ، ج‌ 51 ، ص‌ 5 .) 42. حق‌ با ماست‌ و در میان‌ ماست‌ ، کسى‌ جز ما چنین‌ نگوید مگر آنکه‌ دروغگو و افترا زننده‌ باشد . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 191 .) 43. همانا خداوند متعال‌ ، کسى‌ است‌ که‌ اجسام‌ را آفریده‌ و ارزاق‌ را تقسیم‌ فرموده‌ ، او جسم‌ نیست‌ و در جسمى‌ هم‌ حلول‌ نکرده‌ ، ” چیزى‌ مثل‌ او نیست‌ و شنوا و داناست‌ .” (الغیبة‌ للشیخ‌ الطوسی‌ ، ص‌ 178 .) 44. خداوند با ماست‌ و به‌ جز ذات‌ پروردگار به‌ چیزى‌ نیاز نداریم‌ ، و حق‌ با ماست‌ ، پس‌ اگر کسانى‌ با ما نباشند ، هرگز در ما وحشتى‌ ایجاد نمى‌ شود ” ما دست‌ پرورده‌ هاى‌ پروردگارمان‌ ، و مردم‌ دست‌ پرورده‌ هاى‌ ما هستند . (الغیبة‌ للشیخ‌ الطوسی‌ ، ص‌ 172 .) 45. دانش‌ ، دانش‌ ماست‌ و از کفر کافر ، گزندى‌ بر شما نیست‌ .(بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 151 .) 46. اگر شیعیان‌ ما - که‌ خداوند آنها را به‌ طاعت‌ و بندگى‌ خویش‌ موفق‌ بدارد - در وفاى‌ به‌ عهد و پیمان‌ الهى‌ اتحاد و اتفاق‌ مى‌ داشتند و عهد و پیمان‌ را محترم‌ مى‌ شمردند ، سعادت‌ دیدار ما به‌ تأخیر نمى‌ افتاد و زودتر به‌ سعادت‌ دیدار ما نائل‌ مى‌ شدند . (الإحتجاج‌ للطبرسی‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 499 .) 47. من‌ از افرادى‌ که‌ مى‌ گویند : ما اهل‌ بیت‌ ( مستقلا از پیش‌ خود و بدون‌ دریافت‌ از جانب‌ خداوند ) غیب‌ مى‌ دانیم‌ و در سلطنت‌ و آفرینش‌ موجودات‌ با خدا شریکیم‌ ، یا ما را از مقامى‌ که‌ خداوند براى‌ ما پسندیده‌ بالاتر مى‌ برند ، از چنین‌ افرادى‌ نزد خدا و رسولش‌ بیزارى‌ مى‌ جوییم‌ . (الإحتجاج‌ للطبرسی‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 487 .) 48. فضیلت‌ دعا و تسبیح‌ بعد از نمازهاى‌ واجب‌ در مقایسه‌ با دعا و تسبیح‌ پس‌ از نمازهاى‌ مستحبى‌ ، مانند فضیلت‌ واجبات‌ بر مستحبات‌ است‌ . (الإحتجاج‌ للطبرسی‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 487 .) 49. سجده‌ بر قبر جایز نیست‌ .(الإحتجاج‌ للطبرسی‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 490 .) 50. وجود من‌ براى‌ اهل‌ زمین‌ سبب‌ امان‌ و آسایش‌ است‌ ، همچنان‌ که‌ ستارگان‌ سبب‌ امان‌ اهل‌ آسمانند . (بحار الأنوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 380 .) 51. به‌ راستى‌ که‌ مقدرات‌ خداوند متعال‌ مغلوب‌ مشود ، و اراده‌ الهى‌ مردود نگردد ، . چیزى‌ بر توفیق‌ او پیشى‌ نگیرد . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 191 .) 52. اما علت‌ و فلسفه‌ آنچه‌ از دوران‌ غیبت‌ اتفاق‌ افتاده‌ است‌ ، پس‌ خداوند عز و جل‌ در قرآن‌ فرموده‌ است‌ : ” اى‌ مؤمنان‌ از چیزهایى‌ نپرسید که‌ اگر آشکار شود ، بدتان‌ آید . ” (بحار الأنوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 380 .) 53. زمین‌ خالى‌ از محبت‌ خدا نیست‌ ، یا آشکار است‌ و یا نهان‌ .(کمال‌ الدین‌ للصدوق‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 511 .) 54. هر گاه‌ علم‌ و نشانه‌ اى‌ پنهان‌ شود ، علم‌ دیگرى‌ آشکار گردد ، و هر زمان‌ که‌ ستاره‌اى‌ افول‌ کند ، ستاره‌اى‌ دیگر طلوع‌ نماید . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 185 .) 55. بار الها ! توفیق‌ بندگى‌ و دورى‌ از گناه‌ و نیت‌ پاک‌ . شناخت‌ حرام‌ را به‌ ما عطا فرما ، و با هدایت‌ و استقامت‌ در راهت‌ گرامیمان‌ بدار . (المصباح‌ للکفعمی‌ ، ص‌ 281 .)

دسته : (مرداد88) توسط mosleh5 در 30-07-2009

 

 سلام جهان!

دمى كه بوى گل از باد نوبهار آيد
                                  به غنچه دل من بى تو زخم خار آيد

بهارآمد و ياران به عيش خود مشغول 

                               دو چشم من نگران هر طرف كه يار  آيد

 

 ضمن تبریک فرا رسیدن اعیاد شعبانیه و نزدیک شدن دهه فرخنده مهدویه ،هفت حدیث مهدوی از کتب معتبر اهل سنت وشیعه راتقدیم شما مهدی پژوهان  می نماییم:

 1- پیامبر اسلام (ص) در بیان حتمیّت ظهور حضرت مهدی(عج) فرمودند: اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نماند، خدا مردی از ما را می فرستد که دنیا را پر از عدل و داد نماید، همانطور که پر از ظلم و جور شده باشد.[مسند احمد بن حنبل، ج1، ص99 ] 

 

2- پیامبر (ص) فرمودند: قیامت بر پا نمی شود تا آنکه مردی از اهل بیت من امور را در دست گیرد که اسم او اسم من است.[مسند احمد بن حنبل، ج1، ص 376 و430]

 

3- پیامبر اسلام (ص) فرمودند: همانا علی بعد از من امام امت من است و قائم منتظر (از اولاد اوست که) وقتی ظاهر شود زمین را پر از عدل و داد می سازد همچنانکه از ظلم و جور پر شده باشد، سوگند به آنکه مرا به حق بشارت رسان و بیم دهنده برانگیخت، مسلّماً آنانکه در غیبت او ثابت قدم بمانند از اکسیر نایاب ترند.
«جابر» برخاست و عرض کرد: ای رسول خدا، آیا برای فرزند شما قائم، غیبتی هست؟
فرمود: آری سوگند به پروردگارم، مؤمنان امتحان و خالص و کفّار هلاک می شوند، ای جابر این امر از امور الهی و سرّی از اسرار خداست که بر بندگانش پنهان داشته، از شک در آن بپرهیز چون شک در امر خدای عزیز و جلیل کفر است.   [ینابیع المودة، ص 494، چاپ هشتم مطبعه کاظمیه. ]

 

4- «امّ سلمه» می گوید رسول گرامی اسلام از مهدی (موعود) یاد می کرد و می فرمود: آری او حق است و او از بنی فاطمه خواهد بود.

[ مستدرک علی الصحیحین، ج4,ص 557]

 5- «سلمان فارسی» می گوید خدمت رسول گرامی اسلام (ص) ، حسین بن علی را روی زانوی خود نشانده بود و چشمها و صورت او را می بوسید و می فرمود: تو سید پسر سید برادر سیدی، تو امام پسر امام برادر امامی، تو حجت خدا، پسر حجت خدا، برادر حجت خدائی، و تو پدر نُه حجت خدایی که نهم آنان قائم ایشان است.  [ینابیع المودة، ص 492 ]

6- رسول خدا (ص) فرمودند: شما را به مهدی بشارت می دهم، او در امت من مبعوث می شود در حالیکه امّت در اختلاف و لغزشهاست، پس زمین را پر از عدل و داد نماید همانطور که پر از ظلم و جور شده باشد، اهل آسمان و اهل زمین از او راضی و خشنود می شود

[مسند احمد بن حنبل، ج2، ص37 ]

 

7- امیر مؤمنان علی (ع) فرمودند: خدا گروهی را می آورد که خدا را دوست دارند و خداوند نیز آنان را دوست دارد، و به سلطنت الهی می رسد کسی که میان آنان غریب (و مستور) است، او همان مهدی موعود است … زمین را پر از عدل و داد می سازد بدون آنکه برای او مشکلی پیش آید، در کودکی از مادر و پدرش دور می گردد … و بلاد مسلمانان را با امان فتح می کند، زمان برای او آماده و صاف می شود، کلام او مسموع خواهد بود و پیر و جوان از او اطاعت می کنند و زمین را پر از عدل و داد می سازد چنانکه از ظلم و جور پر شده باشد، در این هنگام است که امامت او به حدّ کمال می رسد و خلافت او مستقر می گردد، و خدا کسانی را که در قبرها هستند مبعوث می گرداند، آنان صبح می کنند در حالیکه در قبرهای خویش نیستند، و زمین به وجود مهدی آباد و خرم شده نهرها جاری می گردد و فتنه ها و آشوب ها و غارتها از بین می رود و خیر و برکات فزونی می یابد، و نیازی به آنچه در مورد بعد آن بگویم ندارم، و از من بر دنیای آنروز سلام باد.

[ینابیع المودة، ص467 ]

 

از این پس به امید خدا و یاری امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ، هرهفته مطالب جدید این وب را مطالعه نمایید ونظرات سازنده خود را برای ما ارسال کنید

یاحق

التماس دعا

 

 

 

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة والنصر

دسته : (تیر88) توسط mosleh5 در 10-07-2009

 ·         ما مفتخریم كه ائمه معصومین ، از علی بن ابیطالب گرفته تا منجی بشرحضرت مهدی صاحب زمان - علیهم آلاف التحیات والسلام - كه به قدرت خداوند قادر، زنده و ناظر امور است ائمه ما هستند.        فرازی  از وصیتنامه‌ سیاسی‌ ـ الهی‌ حضرت امام خمینی( ره)

 

وجود حضرت مهدی علیه السلام به عنوان منجی عالم بشریت از ظلم و فساد و گسترش دهنده عدل توحیدی در سطح جهان از جمله مسائلی است که شیعه ی امامیه و برخی از علمای اهل سنت معتقد به آن هستند ،گرچه برخی دیگر از علمای اهل سنت آن را انکار کرده اند.این موضوع را می توان از راههای مختلف به اثبات رسانید.

یکی از این راه ها بررسی روایاتی است که مورد توجه و موافقت فریقین – شیعه و سنی - است.اینک این گونه روایات را مورد بررسی قرار می دهیم و کیفیت دلالت آنها را بر وجود حضرت مهدی علیه السلام بیان می نماییم.

حدیث ثقلین

  از جمله احادیثی که دلالت بر وجود امام معصوم در هر زمان تا روز قیامت دارد که در امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خلاصه می شود حدیث ثقلین است. حدیثی که در اصحّ کتب حدیثی اهل سنت امثال : صحیح مسلم ، صحیح ترمذی ، مسند احمد ، و دیگر کتب وارد شده است و بیش از 260 نقل از علمای اهل سنت آن را در کتب خود نقل کرده اند. و عده ای نیز تصریح به صحت آن نموده اند. ترمذی به سند خود از زیدبن ارقم نقل کرده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:« إنّي تارک فیکم ما إن تمسکتم به لن تضلوا بعدي،أحدهما أعظم من الآخر،کتاب الله حبل الممدود من السماء إلی الارض و عترتي اهل بیتي، ولن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض…» ؛«همانا من در میان شما دو چیز قرار می دهم که با کتاب خدا، ریسمانی کشیده شده از آسمان به طرف زمین، وعترتم اهل بیتم، وهرگز این دو از هم جدا نمی شوند تا برمن در کنار حوض وارد شوند…» ]سنن ترمذی،ج5،ص329،ح3876[  .

                   الف – عصمت عترت

     از جمله اموری که به طور وضوح از حدیث «ثقلین» استفاده می شود عصمت اهل البیت علیهم السلام و در نتیجه ی حجیّت سنت آنان است.این نکته       از مواضعی در این حدیث استفاده می شود:

     موضع اول- اقتران اهل بیت علیهم السلام در این حدیث به کتاب خدا ، کتابی که که به نصّ خود هرگز در او باطل را ندارد. و بدیهی است که صدور هر گناه یا اشتباهی از آنان سبب افتراق و جدایی از قرآن خواهد بود،گرچه عنوان معصیت برآن صادق نباشد،همانندمخالفت هایی که از روی سهو یا غفلت یا نسیان انجام گیرد؛در حالی که مطابق این حدیث، هرگز این دو از هم جدا نمی شوند.

    موضع دوم- در غالب روایات چنین آمده است:« ما إن اخذتم بهما لن تضلوا» ؛«هرگاه به این دو تمسک کنید هرگز گمراه نمی شوید». در این حدیث لفظ «لن» تایید به کار رفته است و این با عصمت اهل بیت علیهم السلام سازگاری دارد؛زیرا به طور مطلق تمسک به آن دو را مایه ی عدم ضلالت تا ابد دانسته است. پس باید خودشان هیچ گونه ضلالت ولو از روی سهو و اشتباه و خطا نداشته باشند تا این حکم صادق آید چراکه مخالفت با واقع نوعی ضلالت و گمراهی است و هرکه معصوم نباشد این احتمال در حقّ او صادق است .

    ب – جامعیت کتاب و عترت

    تعبیر« ما إن تمسکتم به لن تضلوا» که به صورت مطلق آمده و به مورد خاصی تقیید نخورده است دلالت بر جامعیت و کمال علی الاطلاق کتاب و عترت دارد.

     ج – هدایت مطلق در عمل به کتاب و عترت

      تعبیر به « لن تضلوا » با «ابداً» تاکید شده و دلالت بر نفی ضلالت به طور مطلق دارد و معنایش آن است که هیچ نوع ضلالت با تمسک به کتاب و   عترت بر شما عارض نخواهد شد. و در مقابل ضلالت،هدایت است که با اقتدا به این دو،انسان به انواع هدایت نائل خواهد شد چه هدایت به نحو ارائه ی راه هدایت،و چه هدایت به نحو رساندن به مقصد با دستگیری از انسان.

    د- ضرورت تمسک به کتاب وعترت

      تعبیر به « ما إن تمسکتم بهما » وجمله « فانظروني کیف تخلفوني فیهما» که در برخی از روایات آمده ،دلالت بر ضرورت تمسک به هر دو را دارد. نه اینکه یکی را اخذ کرده و دیگری را رها سازیم؛ زیرا مطابق این حدیث آنچه مانع از ضلالت است هر دو می باشد نه اخذ به یکی وترک دیگری .قرآن به تنهایی هدایت گر نیست بلکه احتیاج به مُفسر و مُبین دارد که همان عترت است . این نکته ای است که علامه مناوی ]فیض الغدیر،ج2،ص174 [و تفتازانی ]شرح مقاصد،ج2،ص221[ و شیخ محمد امین ]دراسات اللبیب،ص232[ و ابن الملک ] المرقاة فی شرح المشکاة،ج5،ص600[ و دیگران به آن اشاره کرده اند.

   ھ - اعلمیت اهل بیت علیهم السلام

      اینکه اهل بیت علیهم السلام در این حدیث معادل قرآن کریم قرار گرفته است نه دیگران ،دلیل بر اعلمیت اهل بیت علیهم السلام است. خصوصاً آن که در برخی ازاین روایات چنین آمده است:«لا تعلموهم فإنّهم أعلم مِنکم »؛ «آنان را چیز یاد ندهید؛ زیرا از شما دانا ترند». این نکته ای است که    تفتازانی]شرح مقاصد،ج2،ص222[ و ابن حجر ]صواعق المحرقه،ص149[به آن اشاره کرده اند.

    و– ضرورت بقای عترت معصوم تا روز قیامت

      حدیث «ثقلین» دلالت بر بقای عترت معصوم رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم و بودن در قید حیات تا روز قیامت دارد،به این معنا که هیچگاه زمین از وجود یکی از آن ها خالی نیست ، عترتی که اقوالش همانند قرآن کریم حجت است.این نکته را می توان از چند طریق اثبات نمود:

      طریق اول – در عموم روایات «ثقلین» تعبیر«تارک» ،«مخلف» یا «خلفت» آمده است که دلالت دارد بر این که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در میان امتش چیزهایی را معین کرده است و قرار داده است که تا روز قیامت مرجع حل اختلافات و خلیفه ی بر مردم باشند و آن قرآن و عترت معصوم است؛زیرا همیشه در بین مردم اختلاف در مسایل دینی وجود دارد لذا مرجع و خلیفه بعد از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم ضروری است. درنتیجه این احتیاج به زمانی خاص ندارد و باید در هر زمان امام معصوم زنده وجود داشته باشد.

      طریق دوم – در بیشتر احادیث « ثقلین» این تعبیر آمده است: « ما إن تمسکتم بهما لن تضلوا»؛« هرگاه به این دو تمسک کنید هرگز گمراه           نخواهید شد».از این تعبیر و نظایر آن به دست می آید که اگر مردم به کتاب و عترت تمسک داشته باشند تا روز قیامت گمراه نخواهند شد و این تعبیر هنگامی صحیح است که از عترت معصوم رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم تا روز قیامت یک نفر در قید حیات باشدفخصوصاً با در نظر گرفتن این نکته که در هر زمان بر سر مسایل علمی و دینی اختلاف است و لذا مرجع دینی و خلیفه ی حقیقی رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم لازم است.

      طریق سوم   مطابق بخشی از روایات ثقلین پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم درباره کتاب و عترتش فرمود:« لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض »،این دو هرگز از یکدیگر جدا نخواهند شد تا در کنار حوض کوثر بر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم وارد شوند و معلوم است که اگر در یک زمان جهان از عترت معصوم رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم  خالی باشد،عترتی که معادل کتاب خدا قرآن است لازم می ایدکه این دو از یکدیگر جدا شده باشند و این با تعبیری که در حدیث آمده است سازگاری ندارد؛به همین جهت است که بسیاری از اهل سنت به همین نتیجه رسیده اند و تصریح به آن نموده اند.

 مصداق حدیث در عصر حاضر

     حدیث « ثقلین » به صراحت دلالت بر وجود فردی اهلیت دار برای تمسک به او در جنب قرآن کریم تا روز قیامت دارد، کسی که از مقام عصمت برخوردار بوده و از همه ی افراد امت برتر است .پر واضح است این شخص کسی غیر از حضرت مهدی ارواحنا فداه فرزند امام حسن عسکری نیست؛ زیرا در این زمان امامی که براو چنین ادعایی شود و صفات موجود در حدیث «ثقلین» بر او منطبق گردد غیر از حضرت مهدی علیه السلام کس دیگری وجود نداردولذا هم باید قائل به وجود او باشیم و هم غیبتش زیرا به جهاتی که در جای خود قابل بحث است مصلحت بر حضور ایشان نیست.

سلام جهان!

دسته : (تیر88) توسط mosleh5 در 08-07-2009

به منجی بلاگ خوش آمدید.
این اولین پست شما در منجی بلاگ است. شما میتوانید آن را ویرایش کنید یا آن را حذف کنید.