· ما مفتخریم كه ائمه معصومین ، از علی بن ابیطالب گرفته تا منجی بشرحضرت مهدی صاحب زمان - علیهم آلاف التحیات والسلام - كه به قدرت خداوند قادر، زنده و ناظر امور است ائمه ما هستند. فرازی از وصیتنامه سیاسی ـ الهی حضرت امام خمینی( ره)
وجود حضرت مهدی علیه السلام به عنوان منجی عالم بشریت از ظلم و فساد و گسترش دهنده عدل توحیدی در سطح جهان از جمله مسائلی است که شیعه ی امامیه و برخی از علمای اهل سنت معتقد به آن هستند ،گرچه برخی دیگر از علمای اهل سنت آن را انکار کرده اند.این موضوع را می توان از راههای مختلف به اثبات رسانید.
یکی از این راه ها بررسی روایاتی است که مورد توجه و موافقت فریقین – شیعه و سنی - است.اینک این گونه روایات را مورد بررسی قرار می دهیم و کیفیت دلالت آنها را بر وجود حضرت مهدی علیه السلام بیان می نماییم.
حدیث ثقلین
از جمله احادیثی که دلالت بر وجود امام معصوم در هر زمان تا روز قیامت دارد که در امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خلاصه می شود حدیث ثقلین است. حدیثی که در اصحّ کتب حدیثی اهل سنت امثال : صحیح مسلم ، صحیح ترمذی ، مسند احمد ، و دیگر کتب وارد شده است و بیش از 260 نقل از علمای اهل سنت آن را در کتب خود نقل کرده اند. و عده ای نیز تصریح به صحت آن نموده اند. ترمذی به سند خود از زیدبن ارقم نقل کرده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:« إنّي تارک فیکم ما إن تمسکتم به لن تضلوا بعدي،أحدهما أعظم من الآخر،کتاب الله حبل الممدود من السماء إلی الارض و عترتي اهل بیتي، ولن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض…» ؛«همانا من در میان شما دو چیز قرار می دهم که با کتاب خدا، ریسمانی کشیده شده از آسمان به طرف زمین، وعترتم اهل بیتم، وهرگز این دو از هم جدا نمی شوند تا برمن در کنار حوض وارد شوند…» ]سنن ترمذی،ج5،ص329،ح3876[ .
الف – عصمت عترت
از جمله اموری که به طور وضوح از حدیث «ثقلین» استفاده می شود عصمت اهل البیت علیهم السلام و در نتیجه ی حجیّت سنت آنان است.این نکته از مواضعی در این حدیث استفاده می شود:
موضع اول- اقتران اهل بیت علیهم السلام در این حدیث به کتاب خدا ، کتابی که که به نصّ خود هرگز در او باطل را ندارد. و بدیهی است که صدور هر گناه یا اشتباهی از آنان سبب افتراق و جدایی از قرآن خواهد بود،گرچه عنوان معصیت برآن صادق نباشد،همانندمخالفت هایی که از روی سهو یا غفلت یا نسیان انجام گیرد؛در حالی که مطابق این حدیث، هرگز این دو از هم جدا نمی شوند.
موضع دوم- در غالب روایات چنین آمده است:« ما إن اخذتم بهما لن تضلوا» ؛«هرگاه به این دو تمسک کنید هرگز گمراه نمی شوید». در این حدیث لفظ «لن» تایید به کار رفته است و این با عصمت اهل بیت علیهم السلام سازگاری دارد؛زیرا به طور مطلق تمسک به آن دو را مایه ی عدم ضلالت تا ابد دانسته است. پس باید خودشان هیچ گونه ضلالت ولو از روی سهو و اشتباه و خطا نداشته باشند تا این حکم صادق آید چراکه مخالفت با واقع نوعی ضلالت و گمراهی است و هرکه معصوم نباشد این احتمال در حقّ او صادق است .
ب – جامعیت کتاب و عترت
تعبیر« ما إن تمسکتم به لن تضلوا» که به صورت مطلق آمده و به مورد خاصی تقیید نخورده است دلالت بر جامعیت و کمال علی الاطلاق کتاب و عترت دارد.
ج – هدایت مطلق در عمل به کتاب و عترت
تعبیر به « لن تضلوا » با «ابداً» تاکید شده و دلالت بر نفی ضلالت به طور مطلق دارد و معنایش آن است که هیچ نوع ضلالت با تمسک به کتاب و عترت بر شما عارض نخواهد شد. و در مقابل ضلالت،هدایت است که با اقتدا به این دو،انسان به انواع هدایت نائل خواهد شد چه هدایت به نحو ارائه ی راه هدایت،و چه هدایت به نحو رساندن به مقصد با دستگیری از انسان.
د- ضرورت تمسک به کتاب وعترت
تعبیر به « ما إن تمسکتم بهما » وجمله « فانظروني کیف تخلفوني فیهما» که در برخی از روایات آمده ،دلالت بر ضرورت تمسک به هر دو را دارد. نه اینکه یکی را اخذ کرده و دیگری را رها سازیم؛ زیرا مطابق این حدیث آنچه مانع از ضلالت است هر دو می باشد نه اخذ به یکی وترک دیگری .قرآن به تنهایی هدایت گر نیست بلکه احتیاج به مُفسر و مُبین دارد که همان عترت است . این نکته ای است که علامه مناوی ]فیض الغدیر،ج2،ص174 [و تفتازانی ]شرح مقاصد،ج2،ص221[ و شیخ محمد امین ]دراسات اللبیب،ص232[ و ابن الملک ] المرقاة فی شرح المشکاة،ج5،ص600[ و دیگران به آن اشاره کرده اند.
ھ - اعلمیت اهل بیت علیهم السلام
اینکه اهل بیت علیهم السلام در این حدیث معادل قرآن کریم قرار گرفته است نه دیگران ،دلیل بر اعلمیت اهل بیت علیهم السلام است. خصوصاً آن که در برخی ازاین روایات چنین آمده است:«لا تعلموهم فإنّهم أعلم مِنکم »؛ «آنان را چیز یاد ندهید؛ زیرا از شما دانا ترند». این نکته ای است که تفتازانی]شرح مقاصد،ج2،ص222[ و ابن حجر ]صواعق المحرقه،ص149[به آن اشاره کرده اند.
و– ضرورت بقای عترت معصوم تا روز قیامت
حدیث «ثقلین» دلالت بر بقای عترت معصوم رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم و بودن در قید حیات تا روز قیامت دارد،به این معنا که هیچگاه زمین از وجود یکی از آن ها خالی نیست ، عترتی که اقوالش همانند قرآن کریم حجت است.این نکته را می توان از چند طریق اثبات نمود:
طریق اول – در عموم روایات «ثقلین» تعبیر«تارک» ،«مخلف» یا «خلفت» آمده است که دلالت دارد بر این که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در میان امتش چیزهایی را معین کرده است و قرار داده است که تا روز قیامت مرجع حل اختلافات و خلیفه ی بر مردم باشند و آن قرآن و عترت معصوم است؛زیرا همیشه در بین مردم اختلاف در مسایل دینی وجود دارد لذا مرجع و خلیفه بعد از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم ضروری است. درنتیجه این احتیاج به زمانی خاص ندارد و باید در هر زمان امام معصوم زنده وجود داشته باشد.
طریق دوم – در بیشتر احادیث « ثقلین» این تعبیر آمده است: « ما إن تمسکتم بهما لن تضلوا»؛« هرگاه به این دو تمسک کنید هرگز گمراه نخواهید شد».از این تعبیر و نظایر آن به دست می آید که اگر مردم به کتاب و عترت تمسک داشته باشند تا روز قیامت گمراه نخواهند شد و این تعبیر هنگامی صحیح است که از عترت معصوم رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم تا روز قیامت یک نفر در قید حیات باشدفخصوصاً با در نظر گرفتن این نکته که در هر زمان بر سر مسایل علمی و دینی اختلاف است و لذا مرجع دینی و خلیفه ی حقیقی رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم لازم است.
طریق سوم – مطابق بخشی از روایات ثقلین پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم درباره کتاب و عترتش فرمود:« لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض »،این دو هرگز از یکدیگر جدا نخواهند شد تا در کنار حوض کوثر بر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم وارد شوند و معلوم است که اگر در یک زمان جهان از عترت معصوم رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم خالی باشد،عترتی که معادل کتاب خدا قرآن است لازم می ایدکه این دو از یکدیگر جدا شده باشند و این با تعبیری که در حدیث آمده است سازگاری ندارد؛به همین جهت است که بسیاری از اهل سنت به همین نتیجه رسیده اند و تصریح به آن نموده اند.
مصداق حدیث در عصر حاضر
حدیث « ثقلین » به صراحت دلالت بر وجود فردی اهلیت دار برای تمسک به او در جنب قرآن کریم تا روز قیامت دارد، کسی که از مقام عصمت برخوردار بوده و از همه ی افراد امت برتر است .پر واضح است این شخص کسی غیر از حضرت مهدی ارواحنا فداه فرزند امام حسن عسکری نیست؛ زیرا در این زمان امامی که براو چنین ادعایی شود و صفات موجود در حدیث «ثقلین» بر او منطبق گردد غیر از حضرت مهدی علیه السلام کس دیگری وجود نداردولذا هم باید قائل به وجود او باشیم و هم غیبتش زیرا به جهاتی که در جای خود قابل بحث است مصلحت بر حضور ایشان نیست.