جلوههاي عدل در حكومت امام زمان(ع)
در ابتدا بايد مفهوم عدل روشن شود تا بتوان به معناي تحقق عدالت پي برد.
عدل اين است كه هر چيزي در جايگاه حقيقي و اصلي خود قرار گيرد و تسويه و اعتدال داشته باشد. عدل اجتماعي به معناي حركت جامعه به سوي هدف صحيح و درست بوده و ظلم نقيض آن است. بنابراين، عدل در مقابل ظلم تنها عدالت و دادگري حكومتي و اجتماعي نيست، بلكه معنايي گسترده دارد كه آنها را برميشمريم:
اول: يكي از صفات برجستة الهي است كه امام(ع) فرمودند:
اساس دين، توحيد و عدل است1؛
دوم: از فضايل فردي انسان است. انسان عادل يعني كسي كه مرتكب گناه بزرگ نميگردد و به گناه كوچك اصرار نميورزد؛
سوم: گاهي همطراز حق به كار رفته است و به گفتار درست و حق، قول عدل گفتهاند. به واسطة عدلي كه با ظهور و قيام مهدي(ع) برپا ميشود هيچ كس نميتواند به ديگري ظلم كند. احاديث زيادي در اين زمينه نقل شده و فراگير شدن عدالت يكي از مهمترين ويژگيهاي مهم دوران ظهور برشمرده شده است. پيامبر اكرم(ص) فرمودهاند:
يملأ الارض قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و جوراً2.
از امام رضا(ع) روايت شده است كه فرمودند:
خداوند زمين را به دست قائم(ع) از هر ستمي پاك و از هر ظلمي پاكيزه سازد… آن گاه كه او قيام كند ترازوي عدل را در ميان مردم نهد و بدين گونه هيچ كس نتواند به ديگري ستمي كند3.
در تمام دوران زندگي زمين، انبيا و اوليا، انسانها را به فطرت و عقل و نداي تربيتي عدل و عدالت اجتماعي فرا ميخواندند، اما زندگي بشر هيچگاه تماماً ميل به سوي صلاح و تقوا و خالي شدن ظلم و جور و عدل الهي نشده است و اين تنها به دست صاحب اصلي اين قيام حضرت مهدي(ع) تحقق خواهد يافت. امام صادق(ع) دربارة استقرار عدل و دادگري امام عصر(ع) و در زمان قيام و ظهور و حكومتشان اين چنين بيان ميكنند:
پس آگاه باشيد. به خدا قسم كه قائم(ع) عدالت را به درون خانههاي مردم وارد ميسازد. چنان كه سرما و گرما وارد خانههاي آنها ميشود»4.
به اين ترتيب، با ظهور دولت امام زمان(ع) و تحولي اساسي، همة آرمانهاي اسلامي بشر تحقق مييابد و عدالت به تمامي طلوع ميكند و بيداد به كلي غروب مينمايد.
در اين قسمت با توجه به روايات به مظاهر دولت و عدالت سايهگستر در حيات بعد از ظهور اشاره ميكنيم:
1. نتايج و ثمرات عدالت امام زمان(ع) احياي زمين و آدميان است. عدالت مهدوي چنان نشاطآور است كه به تغيير قرآن و روايات زمين پيش از تحقق آن عدالت، مرده و بيجان است و با برقراري آن زنده ميگردد و حيات مييابد.
چنانچه خداي تعالي ما را از اين شگرفي آگاه ساخته است:
إعلموا أنّ الله يحيي الأرض بعد موتها5.
بدانيد كه خدا زمين را پس از مرگش زنده ميگرداند.
هر كس و هر چيز كه استعداد زنده شدن داشته باشد به دست مهدي(ع) و با دولت او زنده ميشود. چنانچه بنا بر روايات، تفسير اين آية كريمه احياي زمين با عدالت و بر پا ساختن حدود الهي است. تا جايي كه ميفرمايند:
عدالت حيات احكام است.
2. ثمرة برپايي قسط و عدل در حكومت حضرت مهدي(ع) فطرت و ايمان انسان است. پيامبر اكرم(ص) ميفرمايند:
ساعتي از دولت پيشواي عدل برتر از عبادت هفتاد سال است؛
3. عدالت دولت امام مهدي(ع) امنيتي فراگير و همهجانبه را به ارمغان ميآورد. امام باقر(ع) در توصيف امنيت فراگير دوران ظهور ميفرمايند:
چنان امنيتي برقرار شود كه پيرزني ناتوان از شرق به غرب رود و هيچ كس آزاري به او نرساند6؛
4. عدالت ايشان در سيرة اقتصادي به گونهاي است كه در دوران خويش اموال عمومي را بين مردم به طور مساوي تقسيم خواهند كرد و نخواهند گذاشت كسي از حق خود بينصيب بماند7؛
5. از نمونههاي عدالت امام مهدي(ع) آن است كه ايشان به هر كس بنا بر شايستگيهايش سمت ميدهد. پيامبر اكرم(ص) در خطبة غدير خم ميفرمايند:
آگاه باشيد! آخرين امام از ما قائم مهدي خواهد بود… و آگاه باشيد كه او هر صاحب فضلي را بر مبناي فضلش و هر صاحب جهلي را بر مبناي جهلش نشان و سمت ميبخشد8؛
6. نظام قضاوت و دادرسي نيز در حكومت مهدي(ع) شكل ويژهاي دارد. آن بزرگوار مانند حضرت داوود به حق حكم ميكند. خداوند ايشان را از اسرار پنهاني مطلع ميسازد و از شاهد و بينه بينيازشان ميگرداند. بدين ترتيب ديگر هيچ ستمي از ديد نافذ امام مهدي(ع) مخفي نميماند، هيچ مظلومي تنها گذاشته نميشود و هيچ ظالمي راه گريز از اجراي حد و حكم الهي را نمييابد؛
7. در بيان معناي عدل چنين آمد كه عدل برابر است با حق و انسان عادل كسي است كه به حق عمل كند. پس ظهور امام زمان(ع) و برقراري از جانب ايشان به اين معناست كه انسانها نه فقط به ديگري ظلم نكنند بلكه در حق خود نيز ظلم ننمايند. به عبارتي عدل با تقوا برابر است و تقوا يعني خود نگهداري و نگه داشتن اعضا و جوارح از انحراف براي تحقق هدف كه همان بندگي و عبوديت است. در آن روزگار آنچه كه ازروايات برميآيد:
خداوند دلهاي امت را آكنده از بينيازي ميسازد، ريشههاي تهمت و دروغ كنده ميشود. ريا از بين ميرود و در امانتداري رواج مييابد. فحشا و تجاوز ناپديد ميشود و در آن روزگار مردم به عبادت و اعمال شرعي و دينداري روي ميآورند و همواره نماز جماعت به پا ميدارند.
به روز بودن موضوع مهدویت
اعتقاد به مهدویت و انتظار منجی مصلح در جامعه امروز ، پیامدهای مثبتی برای بشر دارد . ایمان به امام زمان ( عج ) مانع از تسلیم شدن است ، بنابراین ملت های با ایمان که حضور آن حضرت را در میان خود احساس مس کنند . از حضرتش امید و نشاط می گیرند و برای عظمت اسلام ، مبارزه و جهاد می کنند ، حال کسانی که منافعشان به خطر می افتد چه می کنند ؟ آیا ساکت می نشینند تا همه بافته های آنان به راحتی رشته شود ؟ قطعا چنین نخواهند کرد ، بلکه با روش های مختلف به مبارزه با افکار و اندیشه های موعود گرایی و مهدویت می پردازند در نتیجه باید آن دشمنی ها را شناخت و در جهت تبیین حقیقت مهدویت حرکت کرد .در این جا به برخی از آنها اشاره می کنیم :
1- انکار مهدویت :
یعنی دشمنان مباحث حقیقی را برگرفته از نابسامانی ها و مشکلات معرفی می کنند ، مثلا در دایره المعارف بین المللی بریتانیا دلیل عقیده به مهدویت در میان مسلمانان را مشکلات و نا امنی های مذهبی که در قرن هفتم و هشتم بر مسلمانان رواج یافته بود می داند .
2- تحریف
تحریف ، یعنی مطالبی که اگر به حقیقت آنها توجه نشود ، دشمن چنان روی آن کار می کند که آن را به صورت برعکس برای ما جا می اندازد ، مانند تبدیل موضوع انتظار مثبت به انتضار منفی که پیامدهای تلخ و ناگواری در پی دارد و حرکت و تلاش در راه ظهور را از فرد می گیرد .
1- تخریب :
تخریب ، حمله ای ناجوانمردانه ی دشمن با ژست های علمی و هنری در مقابل فرهنگ مهدوی است ، مثلا فیلم « پیشگویی های نوستراداموس » که توسط کمپانی صهیونیستی « گلدن مایر » ساخته شده ، چهره ی امام زمان ( عج ) را بسیار خشن و وحشتناک معرفی می کند ، یا بازی کامپیوتری « جهنم خلیج فارس » طوری طراحی شده است که کودک را چنان شرطی می کند که با شنیدن « الله اکبر » و « یا مهدی » باید تیراندازی نماید ..
4- جایگزینی
جایگزینی درواقع شخصیت پردازی و مدعی سازی و حمایت از مدعیان و فرقه های دروغین است .
ساختن شخصیت هایی مانند « سید علی محمد باب » ، « حسین علی بها » ، « سید محمد نوربخشی » نمونه هایی از مقابله دشمن از طریق جایگزینی است .
برای دسترسی به اطلاعات بیشتر در این زمینه می توانید به فصل نامه تخصصی انتظار ، شماره 5 ، مقاله ی مهدی انکار و انتظار ستیزی مراجمه نمایید ، در ضمن منتظر مطالب مفید دیگری در جمعه های آینده باشد.
نشانه هاي ظهور
ظهور وقيام و انقلاب جهاني امام مهدي (ع ) نشانه هايي دارد. دانستن اين علايم، آثار مهمي در پي خواهد داشت، چرا كه اين نشانه هانويدبخش فرج مهدي آل محمد (ص) است و وقوع هر يك از آن ها نور اميد را در دل هاي منتظران پر فروغ تر خواهد كرد.
همچنين اين نشانه ها معيار خوبي براي تشخيص مدعيان دروغين مهدويت است. بنا براين اگر كسي ادعاي مهدويت كرد ولي قيام او همراه با اين نشانه ها نبود، به سادگي مي توان به به دروغ گو بودن او پي برد.
نشانه هاي ظهور به دو دسته تقسيم ميشوند: نشانه ها حتمي و نشانه هاي غير حتمي.
چنان كه فضيل بن يسار از امام باقر (ع) روايت كرده كه فرودند:
«ان من الامورا موقوفۀ وامورا محمومۀ وان السفياني من المحموم الذي لابد منه»؛ «به درستي كه بعضي از امور، امور موقوف (غير حتمي) هستند وبعضي امور حتمي و به درستي كه سفياني از امور حتمي است كه چاره اي از آن نيست.»
1-نشانه هاي حتمي
منظور از نشانه اي حتي ان است كه تحقق پديدار شدن آن ها، بدون هيچ قيد و شرطي، قطعي والزامي خواهد بود، به گونه اي كه تا آن ها واقع نگردند،
حضرت مهدي(ع) ظاهر نخواهد شد و اگر كسي پيش از واقع شدن نشانه هاي حتمي، ادعاي ظهورحضرت مهدي (ع) را بكند، ادعايي است نادرست. از روايات معصومين، استفاده مي شود كه منظور از » حتمي» امري قطعي ومسلم است كه خداوند تغيير و تبديل آن ها را اراده نكرده است.
البته بايد توجه داشت كه حتمي و يا مسّلم بودن وقوع اين نشانه ها، به اين معني نيست كه پديد نيامدن آن ها محال است، بلكه به حسب فراهم بودن شرايط و نبودن باز دارنده ها، پديد آمدن آن ها، اگر خداوند اراده كند، قطعي است.امام باقر(ع) فرمودند:
«پيش از ظهور قائم(ع) پنج نشانه ي حتمي است؛ يماني، سفياني ، صحيفه ي آسماني، قتل نفس زكيه، خسف بيداء.»
الف)خروج سفياني
سفياني مردي از نسل ابو سفيان است كه اندكي پيش از ظهور از سرزمين شام قيام مي كند.
امام صادق در توصيف او مي فرمايند:
«اگر سفياني را ببيني، پليد ترين مردم را مشاهده كرده اي.»
آغاز قيام او ماه رجب است. وي پس از تصرف شام و مناطق اطراف آن به عراق حمله مي كند در آن جا به كشتار گسترده اي دست مي زند وبا دشمنان خود به شكل فجيعي رفتار مي كند او لشكري را براي مقابله با حضرت مهدي(ع) به حجاز مي فرستد كه لشكرش در منطقه ي بيدا فرو مي رود و همه ي لشكريانش نابود مي گردند. حكومت او به گونه اي است كه شيعيان و انسان هاي درست كردار از حاكميت وي در رنج و عذاب هستند. بر اساس بعضي روايات، از خروج تا كشته شدن او پانزه ماه طول مي كشد.
ب) خسف بيداء
خسف به معناي فرو رفتن است وبيداء منطقه اي بين مكه مدينه است. مقصود خسف بيدا اين است كه سفياني براي مقابله با امام مهدي(ع) لشكري به سمت مكه روانه مي كند. هنگامي كه لشكراو به منطقه ي بيداء مي رسد، به صورتي معجزه آسا در زمين فرو مي رود.
امام باقر در اين باره مي فرمايند:«به فرمانده ي سپاه سفياني خبر مي رسد كه مهدي(ع) به سوي مكه رفته است، پس لشكري پي او روانه كند… چون لشكر سفياني به سرزمين بيدا رسيد، ندا دهنده اي از آسمان آواز مي دهد:اي سرزمين بيدا آنان رانابود كن. پس آن سرزمين لشكر را در خود فرو مي برد.»
امام علي (ع) نيز در تفسير آيه ي (ولم تري اذ فزعوا فلا فوت واخذو من مكان قريب) فرمايند:
«قبيل قائمنا المهدي يخرج السفياني… و يأتي المدينۀ جيشۀ حتي إذا النتهي إلي البيداء
خسف الله به»؛ « در آستانه ظهور قائم ما مهدي (ع) سفياني خروج ميكند… سپاهئ وي به سوي مدينه حر كت مي كند چون به سرزمين بيداء مي رسد خداوند آنها را در كام زمين فرو مي برد»
ج) خروج يماني
يكي ديگر از علا مت هاي حتمي ظهور، خروج يماني است. امام صادق (ع) مي فرمايند:
«و اليماني من المحتوم »؛ « يماني از علايم حتمي است.»
وي كه گويا مردي از يمن است، همزمان با خروج سفياني از شام قيام ميكند و مردم را به حق و راستي و عدالت مي كند.از امام باقر روايت شده است كه:
«خروج السفياني و اليماني والخراساني في سنة واحدۀ … و ليس في الرايات راية اهدي من راية اليماني» « خروج سفياني و يماني و خراساني در يك سال است … ودر ميان پرچم ها، هدايت كننده تر از پر چم يماني نيست.» همچنين در جاي ديگر مي فر مايد:« … در ميان بيرق هايي كه قب از قيام مهدي(ع) بلند مي شود، پرچمي هدايت كننده تر از پرچم يماني وجود ندارد. آن پرچم هدايت است. چون به سوي صاحب شما(امام مهدي (ع)) دعوت ميكند.
د)صحيه آسماني
يكي ديگر از نشانههايي كه پيش از ظهور اتفاق مي افتد صيحهي آسماني است. اين نداي آسماني كه بر اثاث بعضي از روايات نداي جبرئيل(ع) است، در ماه رمضان شنيده ميشود واز آنجا كه قيام امام مهدي(ع) قيامي جهاني است وهمهگان منتظر آن هستند، يكي از راه هاي آگاهي مردم جهان از اين رويداد، همين نداي آسماني خواهد بود. در روايات غير از صيحه، ازتعابيري چون ندا،صوت، فزعۀ… نيزاستفاده شده است. آنچه از روايات به دست ميآيد اين است كه:
1- وقوع آن بشارت ظهور را به همراه خواهد داشت و به گونهاي خواهد بود كه مردم را متوجه ظهور خواهد كرد.
2- محتوا و مضمون دعوت، بيان حقانيت و ظهور دادگستر الهي، حضرت مهدي (ع)
خواهد بوده گونهاي كه مردم به درستي آن را درك كرده و متوجه آن ميشوند كه وي همان موعود و منجي حقيقي ميباشد امام باقر(ع) ميفرمايد:
«ندا كنندهاي از آسمان نام قائم را ندا ميكند. هركه در شرق و غرب است آن را ميشنود. از وحشت اين صدا، خوابيدهها بيدار،ايستادگان نشسته و به دوپاي خويش ميايستند. رحمت خدا بر كسي كه از اين صدا عبرت گيرت و نداي وي را اجابت كند، زيرا صداي نخست صداي جبرئيل روح الامين است.»
همچنين امام صادق (ع) مي فرمايند:
«هرگاه ندا دهدهاي از آسمان صدا بزند كه حق با او اولاد محمد(ص) است، آن هنگام، ظهور مهدي(ع) برسر زبانها مي افتد به گونه اي كه غير از او ياد نميكند.»
دربارهي محتواي اين روايات مختلفي رسيده است. از جمله اينكه امام صادق(ع) فرموده ندا دهندهاي از آسمان به نام قائم(ع) و نام پدرش آواز ميدهد.»
ه)قتل نفس زكيه
نفس زكيه به معناي شخصي است كه به رشد و كمال رسيده يا انسان پاك وبي گناهي است كه قتلي مرتكب نشده. درقرآن كريم حضرت موسي(ع) در اعراض به كار حضرت خضر (ع) مي فرمايند:
«اقتلت نفساً زكيه بغير نفس»؛ «آيا جان پاكي را بي آنكه قتلي انجام داده باشد، ميكشي.»
مقصود از قتل نفس زكيه اين است كه اندكي پيش از قيا امام مهدي(ع)، شخصيت برجسته يا بيگناهي به دست مخالفان حضرت كشته مي شود. زمان اين رخداد بر اساس بعضي از روايات پانزد شب پيش از قيام حضرت مهدي(ع) است.
امام صادق در اينباره فرمودند:
«بين قيام قائم آل محمد(ص) و كشته شدن نفس زكيه تنها پانزده شب فاصله است.»
2- نشانه هاي غيرحتمي
منظور از نشانه های غیر حتمی، اموری است که رخ دادن آن ها قطعی نیست و ممکن است به دلیل عدم تحقق شرایط با ایجاد مانع، به وقوع نپیوندند.
نشانه های غیرحتمی بیان شده در روایات فراوان است که برخی از آنها عبارتند از:
خروج دجال، خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی در ماه مبارک رمضان، آشکار شدن فتنهها و قیام مردی ازخراسان.
السلام علیک یا سبیل الله الذی من سلک غیره هلک
*چه قدر حضرت [امام زمان (عليه السلام)] مهربان است به کساني که اسمش را مي برند و صدايش مي زنند و از او استغاثه مي کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است!
*خداوند کام هم? شيعيان را با فَرج حضرت غائب (عج) شيرين کند! شيرينيها، تفکّهاتِ زائد بر ضرورت است؛ ولي شيريني ظهور آن حضرت، از اَشدّ ضرورات است.
* مهمتر از دعا براي تعجيل فرج حضرت مهدي (عج)، دعا براي بقاي ايمان و ثبات قدم در عقيده و عدم انکار حضرت تا ظهور او مي باشد.
* افسوس که همه براي برآورده شدن حاجت شخصي خود به مسجد جمکران مي روند، و نمي دانند که خود آن حضرت چه التماس دعايي از آنها دارد که براي تعجيل فَرَج او دعا کنند!
*امام (عج) در هر کجا باشد، آن جا خضراء است. قلب مؤن جزير? خضراء است؛ هر جا باشد، حضرت در آن جا پا مي گذارد.
* قلبها از ايمان و نور معرفت خشکيده است. قلب آباد به ايمان و ياد خدا پيدا کنيد، تا براي شما امضا کنيم که امام زمان (عج) آن جا هست!
* اشخاصي را مي خواهند که تنها براي آن حضرت باشند. کساني منتظر فرج هستند که براي خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه براي برآوردن حاجات شخصي خود!
*به طور يقين دعا در امر تعجيل فرج آن حضرت، مؤثّر است، اما نه لقلقه.
*آري، تشنگان را جرع? وصال و شيفتگان جمال را آب حيات و معرفت مي دهند. آيا ما تشن? معرفت و طالب ديدار هستيم و آن حضرت آب حيات نمي دهد، با آن که کارش دادرسي به همه است و به مضطرّين عالم رسيدگي مي کند؟!
* ائمه (عليهم السلام) فرموده اند: شما خود را اصلاح کنيد، ما خودمان به سراغ شما مي آييم و لازم نيست شما به دنبال ما باشيد!
* خدا مي داند در دفتر امام زمان (عج) جزو چه کساني هستيم! کسي که اعمال بندگان در هر هفته دو روز (روز دوشنبه و پنجشنبه) به او عرضه مي شود. همين قدر مي دانيم که آن طوري که بايد باشيم، نيستيم!
* آيا مي شود رئيس و مولاي ما حضرت وليّ عصر (عج) محزون باشد، و ما خوشحال باشيم؟! او در اثر ابتلاي دوستان، گريان باشد و ما خندان و خوشحال باشيم و در عين حال، خود را تابع آن حضرت بدانيم؟!
* اگر اهل ايمان، پناهگاه حقيقي خود را بشناسند و به آن پناه ببرند، آيا امکان دارد که از آن ناحيه، مورد عنايت واقع نشوند؟!
* با اين که به ما نه وحي مي شود نه الهام، به آن واسطه اي که به او وحي و الهام مي شود توجه نمي کنيم؛ در حالي که در تمام گرفتاري ها - اعمّ از معنوي و صوري، دنيوي و اُخروي - مي توان به آن واسط? فيض؛ حضرت حجّت (عليه السلام)، رجوع کرد.
*حضرت غائب (عج) داراي بالاترين علوم است؛ و اسم اعظم بيش از همه در نزد خود آن حضرت است. با اين همه، به هر کس که در خواب يا بيداري به حضورش مشرّف شده، فرموده است: براي من دعا کنيد!
* راه خلاص از گرفتاري ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات براي فرج وليّ عصر (عج)؛ نه دعاي هميشگي و لقلق? زبان… بلکه دعاي با خلوص و صدق نيّت و همراه با توبه.
از آيات… و… روايات اسلامى… استفاده مىشود كه ظهور مهدى موعود حلقهاى است از حلقات مبارزه اهل حق و اهل باطل كه به پيروزى نهائى اهل حق منتهى مىشود. سهيم بودن يك فرد در اين سعادت موقوف به اين است كه آن فرد عملاً در گروه اهل حق باشد… مهدى… نويدى است… به اهل… عمل صالح… و مظهر پيروزى نهائى اهل ايمان…
ظهور مهدى… منّتى است بر مستضعفان… وسيلهاى است براى پيشوا… شدن آنان، و مقدمهاى براى وراثت آنها خلافت الهى را در روى زمين… تحقق بخش وعدهاى است كه خداوند… در كتب آسمانى به صالحان… داده است…
برداشت قشرى… مردم از… قيام و انقلاب مهدى موعود اين است كه صرفاً ماهيت انفجارى دارد… و فقط از گسترش… ظلمها و تبعيضها… و حق كشىها و تباهىها ناشى مىشود… آن گاه كه صلاح به… صفر برسد، حق و حقيقت هيچ طرفدارى نداشته باشد،… جز نيروى باطل نيرويى حكومت نكند، فرد صالحى در جهان يافت نشود، اين انفجار رخ مىدهد…
على هذا هر اصلاحى محكوم است، زيرا… يك نقطه روشن است. تا در صحنه اجتماع نقطه روشنى هست دست غيب ظاهر نمىشود؛ بر عكس، هر گناه و هر فساد و هر ظلم و… هر پليديى… مقدمه صلاح كلى است و انفجار را قريب الوقوع مىكند… پس بهترين كمك به تسريع در ظهور و بهترين شكل انتظار، ترويج و اشاعه فساد است…
اين گروه… به مصلحان و مجاهدان… با نوعى بغض و عداوت مىنگرند. زيرا آنان را از تأخير اندازان ظهور… مىشمارند. بر عكس، اگر
شما از قرون اوليه اسلام، يك سير اجمالى در تواريخ بفرماييد و ببينيد چگونه بر اثر اين عقيده پاك و شريف، اركان ظلم متزلزل و كاخهاى ستم واژگون گرديده است؟
قيامهاى مردانه بنى هاشم و پيروانشان، مانند محمد نفس زكيه و برادرانش و مختاربن ابى عبيده ثقفى، و ديگر بنى الحسين و بنى الحسن، در برابر بيدادگرىها و استبداد حكام جور از بنى اميه و بنى عباس، و بسيارى از نهضتهاى مهم ديگر در مقابل دولتهاى استعمارگر…
تشكيل بسيارى از دولتها در ممالك اسلامى مانند مصر و ايران نيز زائيده همين اعتقاد است، كه نمونه آنها، دولت خوشنام فاطميين در مصر، و ادريسيان در تونس و مغرب، و دولت صفويه در ايران است…
… تصور بفرماييد فرد يا جمعيتى معتقد به امام غايب است كه مَثَل او در اين عالم مَثَل قلب در وجود آدمى است و از جزئى و كلى امور اين جهان درست همچون قلب نسبت به بدن آگاه است. همه روزه اعمال خير و شر افراد به نظر مباركش مىرسد، از كارهاى زشت شيعيان دلگير و متأثر مىگردد، و اعمال شايستهى آنها او را شادمان مىسازد و درباره انجام دهندهاش دعاى خير مىكند. اگر فقط يك روز از عمر دنيا بيش نماند حتماً ظهور مىفرمايد. و جهان را پر از عدل و داد مىكند، پس از آنكه از جور و فساد لبريز شده باشد… او مأمور به شمشير است، يعنى بدكاران را گردن مىزند…
مراقب بدعتها و رسوخ خرافات باشيم
ماه شعبان كه از راه ميرسد، پس از سپري شدن آغازين روزهاي آن كه مصادف با ولادت امام حسين عليه السلام، حضرت ابالفضل عليه السلام و امام سجاد عليه السلام است، گويي شهر و ديار، كوي و برزن به جنبش و تكاپو براي گراميداشت مولود نيمه شعبان ميافتد و از اين رهگذر صحنههاي زيباي عشق به مهدي موعود عليه السلام در جنبشي كاملاً مردمي و عاشقانه خلق ميشود كه بدون شك در ايام ديگر سال مثل آن تكرار ناشدني است.
برگزاري جشنهاي باشكوه نيمه شعبان اگر چه زيبا و پر از حسنه است اما متأسفانه رسوخ خرافات و انجام برخي حركات نسنجيده، زيبايي آن را تحتالشعاع قرار ميدهد، به عنوان مثال ساختن مجسمههاي اژدها، حيوانات و اين قبيل ساختههاي عوامانه، ضمن آن كه حال و هواي مذهبي و معنوي جشنها را كمرنگ و نامحسوس ميكند، به دليل رسوخ خرافات و بدعتهايي در آن، ذهن جوان مسلمان ايراني را از درك حقيقت و معرفت مهدوي دور ميكند؛ حقيقت و معرفتي كه بيگمان غايت اصلي همه اين شور و شعفها و برگزاري جشنها ميباشد و غفلت از آن ضايعه اسف باري است كه دل نازنين امام عصر(عج) را به درد ميآورد.
مسأله تأسف بار ديگر پخش موسيقيهاي لسآنجلسي در برخي چادرهايي است كه به مناسبت نيمه شعبان دركوچه و محلات داير ميشود كه گذشته از حرمت شرعي آن، خود عامل وهن اهل بيت عليه السلام و شخص امام زمان(عج) است. البته ناگفته نماند كه در ساليان اخير حجم اين قبيل ناهنجاريهاي ديني در شهرها رو به كاهش گذاشته است با اين حال نميتوان به طور كلي از وجود آن غافل شد و بيتفاوت از كنارش گذشت.
نكته حايز اهميت ديگر در اين ميان ضرورت تبيين زواياي گوناگون مهدويت براي جوانان و به ويژه پاسخگويي به دهها و صدها شبههاي است كه در ارتباط با امام زمان(عج) طرح ميشود. اين وظيفه البته در وهله نخست از عالمان ديني مورد انتظار است و اين كه بتوانند متناسب با درك و فهم مخاطبان خويش و نيز بهرهگيري از بيان شيوا و جذاب در انجام اين مأموريت خطير موفق باشند و براي اين كار چه زماني بهتر از ايام نيمه شعبان و چه مكاني مناسبتر از چنين محافلي كه جوانان در آن گردهم ميآيند. چه خوب است بانيان اين مجالس و محافل از اساتيد و روحانيوني كه در اين زمينه داراي تخصص لازماند و از انحرافات و آسيبها جدايند بهرة كافي ببرند.
آنچه مشخص است اين كه متاسفانه عوامل تخريب فرهنگ مهدويت متاسفانه در سالهاي اخير افزايش يافته است. شايد اشاره به اين عوامل به اختصار لازم باشد تا خطرها مطرح گردند و افرادي كه براي مقابله با اين خطرها احساس وظيفه مي كنند به فكر چاره بيافتند.
1 ـ ترويج خرافات و پيرايه بستن به وجود مقدس حضرت حجت عجل الله تعالي فرجه الشريف .
2 ـ توقيت يا تعيين زمان براي ظهور حضرت با آنكه مورد نهي صريح است و كسي نميتواند و حق ندارد زماني براي ظهور تعيين كند.
3 ـ ادعاي ارتباط با حضرت حجت عليه السلام كه شمار مدعيان در سالهاي اخير رو به فزوني رفته و همچنان ادامه دارد .
4 ـ بيان اين قبيل ادعاها ـ چه مربوط به گذشته و چه مربوط به حال ـ توسط بعضي سخنرانان و مداحان و سرگرم كردن مردم بي خبر به مطالبي كه با مباني ديني در تضاد است .
5 ـ پخش برخي مطالب سست از رسانه ملي كه وجهه اي حكومتي دارد و در باور مردم تاثيرگذار است .
6 ـ اضافه شدن بر تعداد اماكني كه ادعاي تعلق آنها به حضرت امام زمان عليه السلام از طريق افراد سودجو مطرح مي شود و افراد بي خبر نيز آنرا باور مي كنند و اين اماكن به محل رفت و آمدهاي عمومي تبديل مي شوند و عناصر فريبكار هر روز پيرايه هائي نيز بر پيرايه هاي موجود اضافه مي نمايند.
7 ـ رواج ملاهي و مناهي و منكرات در مجالس جشن نيمه شعبان و به فراموشي سپرده شدن سنت هاي قديمي كه بر اعتقادات ديني استوار بودند و پايه هاي اعتقادي مردم را تحكيم مي كردند.
8 ـ سوء استفاده هائي كه دشمنان مهدويت از رواج خرافات در ميان مردم مي كنند و اصل اعتقاد به مهدي موعود را زير سئوال مي برند.
در برخورد با اين خطرها وظيفه همه پيروان اهلبيت بسيار سنگين است. با تمام تلاش و كوشش مراجع بزرگوار و علماي دلسوز، باز به نظر ميرسد، جاي افرادي چون شهيد مطهري خالي است كه با قلم و بيان خود در برابر اينهمه انحرافات ايستاده و امام زمان عليه السلام را با علم خود در اين دوران غربت ياري نمايند.
فرهنگ مهدوي مظلوم است . اين مظلوميت را حوزه هاي علميه با قيام علمي و تبليغي خود مي توانند برطرف كنند.
وختم كلام هم اين كه اگر ما ادعاي شيعه بودن داريم و خود را از محبان حضرت حجت(عج) به حساب ميآوريم ـ كه انشاءا… همين گونه هم است ـ بايد ضمن حضور در شاديهاي اهل بيت عليه السلام با رفتار و كردار خود وظيفه شيعه بودن خويش را به درستي انجام دهيم و بكوشيم كه در برگزاري جشنهاي ماه شعبان، موجب عزتمندي بيشتر دين و آيينمان گرديم نه اين كه خداي ناكرده با افتادن در دام خرافات، موجب وهن بزرگان دينمان باشيم.