باسلام
یکی از مهمترین و اساسی ترین تکلیف و رسالت زنان مهدوی و بانوان منتظر ( منتظر پروری ) و تربیت نسل منتظر و یا به تعبیری تربیت افرادی با لیاقت و شایسته که معادف مهدوی را دریافت کرده و با عشق واقعی به ساحت قدسی امام زمان علیه السلام به دنبال شناخت انتظارات حضرت رفته و تمام تلاش خود را معطوف انجام این تکلیف مینمایند این رسالت زن منتظر میبایستی با همت بلند و با خود سازی و تلاش بی وقفه انجام پذیرد
امید است با دعای امام عصر همه شما بانوان عزیز در زمره زنان منتظر و مهدوی قرار گرفته و عشق به امام خوبیها را به نسلهای آینده تزریق نمایید

بانوان آسمانی

17 Sep 2009 موضوع: دسته‌بندی نشده

بانوان آسمانى
زنان آسمانی چهارصد بانوى برگزيده هستند كه خداوند براى حكومت جهانى حضرت ولى عصر عليه السلام در آسمان ذخيره كرده است و با ظهور آن حضرت به همراه حضرت عيسى عليه السلام به زمين مى‏آيند.

ابوهريره از پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم روايت كرده كه: «ينزل عيسى بن مريم على ثمان‏ماة رجل و اربع مائة اِمرأة خيار من على الارض و أصلح من مضى».

عيسى بن مريم به همراه هشتصد مرد و چهارصد زن از بهترين و شايسته‏ترين افراد روى زمين فرود خواهد آمد.

در اينكه اين زنان از امتهاى پيشين هستند يا امت اسلامى زمان پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم و معصومين قدس سرهما هستند يا از دورانهاى مختلف، و از چه زمان و به چه علت به آسمان برده شده‏اند و براى عهده دارى منصبى در حكومت حضرت مى‏آيند يا براى مسايل ديگر؟ اينها پرسش‏هايى است كه اين حديث از آن چيزى نمى‏گويد

از قضا در همان روزها رسول خدا(ص) به مسافرت رفته بود و دختر آفتاب بى ‏حضور او پاى به عرصه وجود گذاشت. فاطمه(س) رو به ‏همسرش على(ع) كرد و گفت: پدر در سفراست؛ نام این دختر را چه ‏بگذاریم؟ على(ع) پاسخ داد: در این باره بر حضرت رسول سبقت ‏نمى‏گیرم. صبر كنیم به زودى ایشان بر مى‏گردد.

وقتى، رسول خدا(ص) آمد، این كار را به خدا سپرد، جبرییل نازل شد و گفت: خداى تو سلام مى‏رساند و مى‏فرماید: نام دخترت را «زینب‏» بگذار. رسول ‏خدا(ص) آنگاه زینب را خواست. او را بوسید و به مشتاقانى كه در اطرافش گرد آمده بودند؛ فرمود: «به حاضران و غائبان توصیه مى‏كنم احترام این دختر را نگاه ‏دارید. به راستى او شبیه خدیجه كبرى(س) است.» زینب(س) بانویى ‏بلند بالا بود با چهره‏اى نورانى و با وقار و صاحب سكینه بود. در حیا و عصمت، مانند مادرش، فاطمه زهرا(س) و در شیوایى و رسایی سخن، مثل پدر بزرگوارش، على(ع) بود. زینب بردبارى را نیز از برادرش حسن و شجاعت را از حسین علیهماالسلام در خود جمع كرده بود. خوب است‏ بدانیم: «ام كلثوم‏» و«ام عبدالله‏» و «ام ‏الحسن‏» كنیه‏هایش بود و البته بعدها به وى «ام المصائب‏»، «ام الرزایا» و«ام النوائب‏» نیز مى‏گفتند. اما لقب‏هایش‏ عبارتند از:«عقیله بنى هاشم‏»، «عقیلة الطالبیین»، «صدیقه ‏صغرى‏»، «عصمت صغرى‏»، «الراضیه‏»، «امینة الله‏»، «عالمة‏غیر معلمه‏»، «فاهمة غیر مفهمه‏»، «مجتهده‏»، «حافظة‏ الودایع والاسرار» و «موثقة فى نقل الاحادیث و الاخبار.»

در بین این لقب‏ها چهار لقب (عالمه غیر معلمه، مجتهده، حافظة ‏الودایع والاسرار و موثقه فى نقل الاحادیث و الاخبار) گویاى ‏مقام والاى علمى و روایى این بانوى بزرگوار است كه كمتر مورد بررسى قرار گرفته است. آرى همه زینب را با عنوان افتخارآمیز (سفیر كربلا) مى‏شناسند و به‏ همین علت ویژگى‏هاى دیگر ایشان تحت الشعاع حماسه بزرگ عاشورا قرار گرفته و ابعاد مهمى از شخصیتش مورد بى‏ مهرى و كم توجهى‏ واقع شده است. شخصیت روایى حضرت از جمله آنهاست. البته در این‏ مقاله تنها به ارتباط روایى عقیله بنى‏هاشم با مادر گرامى‏اش ‏فاطمه زهرا(س) مى‏پردازیم.

در محضر فاطمه(س)
روایت كننده نور، بى ‏گمان شرایطى چون عدالت، مورد اطمینان بودن‏ و … را باید در خود جمع كند. یكى دیگر از این شرایط «سن» راوى است؛ او باید در حدى باشد كه بتوان ادعا كرد خود روایت ‏را بلاواسطه نقل مى‏كند. به همین جهت ‏باید دید زینب(س) در چه سال‏هایى محضر مادرش را درك كرده است؟ زیرا برخى از روایت‏هاى وى مربوط به دوران سه، چهار یا پنج ‏سالگى اوست. در این باره محققان گفته‏اند: شیوه و كمیت ‏رشد جسمى و روحى اهل ‏بیت علیهم السلام با دیگران تفاوتى عمده و اساسى داشته است. از این روى نمى‏توان در موضوع سن و سال با آنها مانند راویان دیگر برخورد كرد. حتى در نحوه تولد و دوران حمل‏ نیز خاندان پیامبر تفاوت‏هاى اساسى با دیگران دارند. لذا قادرند از سنین كودكى احادیث را به صورت كامل در ذهن خود جاى‏ دهند و براى آیندگان با دقت كامل نقل كنند. پس زینب(س) مى‏توانست همه آنچه را كه مى‏دید، به خاطر بسپارد. او تمام ‏مصائب و دشوارى‏هایى را كه مادر بارها با آن رو به رو بود، به یاد داشت. از جمله هنگام قرائت ‏خطبه فدكیه توسط مادر، زینب كه ‏كودك خردسالى بود، آن را شنید و به صورت كامل روایت كرد.

مقام علمى حضرت زینب(س)
زینب از همان دوران طفولیت، عالمه بود. امام سجاد(ع) به حق ‏فرمود: «یا عمه انت ‏بحمدالله عالمة غیر معلمه و فاهمة غیرمفهمه‏» در دوره‏هاى بعد نیز زینب(س) با تكیه بر همان علم‏ خدادادى، مجلس تفسیر قرآن براى زنان كوفه برگزار كرد. در یكى‏ از این‏ روزها كه (كهیعص) را تفسیر مى‏كرد، حضرت على(ع) وارد شد و به ‏وى فرمود: «اى نور دیده، آن (كلمه) رمزى در مصیبت وارده بر شما عترت پیغمبر است.»

مقام روایى
درباره شخصیت روایى حضرت، علماى بزرگى سخن گفته‏اند از جمله ابوالفرج اصفهانى می گوید: «زینب عقیله دخترعلى ‏بن ابى‏طالب، مادرش‏ فاطمه دختر رسول خداست و او همان كسى است كه ابن‏عباس از او كلام حضرت فاطمه (ع) را در فدك نقل مى‏كند و مى‏گوید: حدیث كرد مرا عقیله ما زینب دخترعلى(ع) … .» در انساب الطالبیین مى‏خوانیم: زینب كبرى دختر امیرمومنان(ع) كه كنیه‏اش ام الحسن بود، از مادرش زهرا(س) روایت مى‏كرد. مرحوم سید نورالدین جزایرى، در خصائص الزینبیه، ویژگى موثقه ‏بودن زینب را طرح مى‏كند و مى‏نویسد: «از جمله القاب آن محترمه‏ «موثقه‏» است، كه آن مكرمه مورد وثوق حضرت سیدالشهدا، و حضرت سجاد علیهماالسلام بوده‏اند و لذا حافظ ودایع الهیه و اسرار محمدیه بوده، بلكه محل وثوق كلیه مردم بوده ‏و لذا حضرت سیدالساجدین(ع) هر وقت ‏بیان اخبار و احادیث مى‏فرمود و مى‏خواست كه در اذهان مردم جاى گیرد و از او بپذیرند، به‏ عمه‏اش اسناد مى‏داد و از آن مخدره نقل مى‏فرمود. مع ذلك مى‏گفت: «حدثتنا عقلیتنا.» آیت الله خویى مى‏نویسد: از مادرش سلام الله علیها روایت‏ مى‏كند. و جابر (فقیه، جزء سوم، باب معرفة الكبائر، حدیث 1754) و عباد عامرى از او روایت مى‏كنند. این همه نشان از اوج مقام ‏روایى حضرت زینب (س) دارد كه متاسفانه كمتر مورد توجه قرار گرفته است.

راویان
باید توجه داشت كه ارزش روایات نقل شده از حضرت زینب(س) فراتراز روایاتى است كه راویان دیگر نقل كرده‏اند، زیرا این بانوى ‏بزرگ خود عالمه‏اى غیر معلمه بود و روایاتى را كه نقل مى‏كرد، بى هیچ شبهه‏اى، معتبر و مستنداند؛ حتى روایت‏هایى كه در سنین‏ كودكى از او نقل شده‏اند. این بانوى بزرگوار كه پنج سال قبل از وفات رسول خدا(ص) به دنیا آمد، از مادرش فاطمه زهرا(س)، پدرش‏على(ع)، اسماء بنت عمیس، و ام ایمن روایت نقل مى‏كرد. شمار راویان از وى بسیارند كه مى‏توان به: على ‏بن حسین(ع)، ابن عباس، محمد بن عمر، عطاء بن سائب، فاطمه بنت الحسین، محمد بن جابر، عباد عامرى و … اشاره كرد. حال با تمسک به برخی روایات، مطلب خود را مزین می نماییم.

1 - وسیله ارتباط خلق و خالق
ابوبكر با این سند از محمد بن زكریا، جعفر بن محمد بن عماره‏ كندى، پدرش، حسین بن صالح، از دو مرد از بنى‏هاشم، از حضرت ‏زینب(س) دخترعلى(ع) روایت كرد كه زینب(س) فرمود: «قالت فاطمه (س): … و نحن وسیلته فى‏ خلقه و نحن خاصته و محل ‏قدسه و نحن حجته فى غیبه و نحن ورثه انبیائه … .»؛ ما وسیله ‏ارتباط خدا با مخلوق‏هاى او هستیم. ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاكى‏ها، ما راهنماهاى روشن خداییم و وارث پیامبران او هستیم.‏

2 - بهشت جایگاه شیعیان
ابى ‏حجاف (از محمد بن عمر بن حسن)، از زینب، به نقل از فاطمه(س) و اشجع، بلید بن سلیمان (از ابى ‏حجاج، محمد بن عمرو هاشمى) از زینب دخترعلى(ع) نقل كرد كه فاطمه(س) فرمود: «قالت فاطمه(س) : ان رسول الله قال لعلى اما انك یابن‏ ابى ‏طالب و شیعتك فى‏الجنه.‏» «و سیجى‏ء اقوام ینتحلون حبك ثم ‏یمرقون من الاسلام كما یمرق السهم من الرمیه.» رسول خدا به ‏على(ع) فرمود: «اى پسرابوطالب! همانا تو و رهروان تو در بهشت‏اند و به زودى قومى مى‏آیند كه از دوستى تو سخن مى‏گویند، آنگاه از اسلام فرار مى‏كنند، مانند پرت شدن تیر از كمان.»

3 - دوستى آل محمد صلى الله علیه و آله
روایتى مشهور به «فاطمیات‏» در باب دوست داشتن آل محمد هست كه با این اسناد نقل شده است: «… عن فاطمه بنت السجاد على بن الحسین زین العابدین(ع) عن‏ فاطمه بنت ابى عبدالله الحسین(ع) عن زینب بنت امیرالمؤمنین(ع) عن فاطمه بنت رسول الله(ص) قالت: الا من مات على حب آل محمد مات شهیدا»؛ آگاه باشید هركسى كه‏ بر دوستى آل محمد بمیرد، شهید است.»

4 - خطبه نور
یكى دیگر از احادیثى كه زینب(س) نقل كرد، خطبه طولانى حضرت‏ زهرا(س) در مسجد مدینه است. حدیثى كه در متن آن ده‏ها حدیث‏ درخشنده وجود دارد و بسیارى از احادیثى كه از حضرت فاطمه(س) نقل مى‏شود، مربوط به همین حدیث طولانى است. ما براى اختصار تنها به ترجمه بخشى از آن بسنده مى‏كنیم و علاقه ‏مندان را به ‏مطالعه منابع آن ارجاع مى‏دهیم: در این روز حضرت زهرا(س) چادر به سر كرد و با همراهى جمعى ‏از بانوان وارد مسجد شد. ابوبكر و عده‏اى از مهاجران و انصار حاضر بودند. به احترام آن بانو پرده سفیدى آویختند. قبل از آغاز سخن، ناله‏ جانسوزى كرد كه بسیارى از حاضران گریستند و پس از آن كه مردم آرام گرفتند، فاطمه(س) فرمود:
- شكر نعمت
«ستایش خداى را بر نعمت‏هایى كه ارزانى داشت و سپاس او را که اندیشه نیكو در دل نگاشت. سپاس بر نعمت‏هاى فراگیر كه از چشمه لطفش جوشید و عطاهاى فراوان كه بخشید و نثار احسان كه ‏پیاپى بخشید. نعمت‏هایى كه از شمار افزون است و پاداش آن از توان بیرون و درك نهایتش، نه در حد اندیشه ناموزون. سپاس را مایه فزونى نعمت نمود و ستایش را سبب فراوانى پاداش فرمود و به خاطر درخواست پیاپى، بر عطاى خود افزود.
- دیدگاه توحیدى
گواهى مى‏دهم خداى جهان یكى است و جز او خدایى نیست. نشان این ‏گواهى، درستى و بى‏آلایشى است و پایبندان این اعتقاد، دل‏هاى با بینش و راهنماى رسیدن بدان، چراغ دانش. خدایى كه چشم‏ها او را نمى‏توانند ببینند و گمان‏ها چگونگى او را نمى‏دانند.
- فلسفه آفرینش
همه چیز را از هیچ پدید آورد و بى‏نمونه ‏اى افشا كرد؛ نه به‏ آفرینش آن‏ها نیازى داشت و نه از آن خلقت، سودى برداشت. جز آن ‏كه خواست قدرتش را آشكار سازد و آفریدگان را بنده ‏وار بنوازد و بانگ دعوتش را در جهان اندازد. پاداش را در گروی فرمانبردارى‏ نهاد و نافرمانان را به كیفر بیم داد، تا بندگان را از عقوبت ‏برهاند و به بهشت ‏بكشاند.
- خلقت پیامبر(ص)
گواهى مى‏دهم كه پدرم محمد، بنده و فرستاده اوست. پیش از آن‏ كه او را بیافریند، برگزید و پیش از پیغمبرى تشریف انتخاب‏ بخشید و به نامى نامید كه سزاوارش بود و این هنگامى بود كه ‏آفریدگان از دیده نهان بودند و در پس پرده‏ بیم نگران و در پهنه‏ بیابان عدم سرگردان. پروردگار بزرگ، پایان كار همه‏ ‏كارها را دانا بود و بر دگرگونى‏هاى روزگار محیط، بینا و به‏ سرنوشت هرچیز، آشنا.
- فلسفه بعثت پیامبر(ص)
محمد(ص) را برانگیخت تا كار خود را به اتمام و آنچه را كه مقدر ساخته بود، به انجام رساند. پیغمبر كه درود خدا بر او باد؛ دید هر فرقه‏اى، دینى گزیده و هر گروه در روشنایى شعله‏اى خزیده ‏و هر دسته‏اى به بتى نماز برده و همگان یاد خدایى را كه‏ مى‏شناسند، از خاطر سترده‏اند. پس خداى بزرگ، تاریكى‏ها را به نور محمد(ص) روشن ساخت و دل ها را از تیرگى كفر بپرداخت و پرده‏هایى را كه بر دیده‏ها افتاده بود، به یك سو انداخت. از روى مهربانى، جوار خویش را به او ارزانى داشت و رنج این جهان كه خوش نمى‏داشت، از دل او برداشت. و او را در جهان فرشتگان مقرب گماشت و چتر دولتش را درهمسایگى خود افراشت و حكم و فرمان مغفرت و رضوان را به نام او نگاشت. درود خدا و بركات او بر محمد(ص) پیغمبر رحمت، امین وحى ‏و رسالت و گزیده از آفریدگان و امت‏ باد.

سپس به اهل مجلس‏ نگریست و چنین فرمود:
- عهد بندگان با خدا
شما بندگان خدا! نگاهبانان حلال و حرام و حاملان دین و احكام و امانت داران حق و رسانندگان آن به خلق هستید. حقى را از خدا عهده ‏دارید و عهدى را كه با او بسته‏اید، پیمان نشکنید.
- جایگاه اهل بیت علیهم السلام
ما خاندان را در میان شما به خلافت گماشت و تأویل كتاب الله را به عهده ما گذاشت. حجت‏هاى آن آشكار و آنچه درباره ماست، پدیدار و برهان آن روشن و از تاریكى گمان به كنار و آواى آن‏ در گوش، مایه آرام و قرار و پیروی اش راهگشاى روضه رحمت ‏پروردگار و شنونده آن در دو جهان رستگار است. دلیل‏هاى روشن ‏الهى را در پرتو آیت‏هاى آن مى‏توان دید و تفسیر احكام واجب او را از مضمون آن باید شنید. حرام‏هاى خدا را بیان دارنده است و حلال‏هاى او را رخصت دهنده و مستحبات را نماینده. و شریعت را راه گشاینده و این همه را با رساترین تعبیر، گوینده و با روشن‏ ترین بیان رساننده.
- فلسفه احكام
سپس ایمان را واجب فرمود و به وسیله آن، زنگ شرك را از دل‏هاى شما زدود و با نماز خود پرستى را از شما دور نمود. روزه را نشان‏ دهنده دوستى ساخت و زكات را مایه افزایش روزى بى‏ دریغ و حج را آزماینده درجه دین و عدالت را نمودار مرتبه یقین و پیروى ما را مایه وفاق و امامت ما را مانع افتراق و دوستى ما را عزت مسلمانى و بازداشتن نفس را موجب نجات و قصاص را سبب‏ بقای زندگانى، وفاى به نذر را موجب آمرزش، و تمام پرداختن‏ پیمانه و وزن را مانع از كم فروشى و كاهش قرار داد.
- تبعیت از نهى خدا
فرمود مى ‏خوارى نكنند تا تن و جان از پلیدى پاك سازند و زنان ‏پارسا را تهمت نزنند تا خویش را سزاوار لعنت نسازند. دزدى را منع كرد تا راه عفت پویند و شرك را حرام فرمود تا به اخلاص، طریق یكتاپرستى جویند. پس چنان كه باید، ترس از خدا را پیشه‏ گیرید و جز مسلمان نمیرید. آنچه فرموده است ‏به جا آرید و خود را از آنچه نهى كرده، باز دارید كه تنها دانایان از خدا مى‏ترسند.
- من فاطمه دختر محمد(ص) هستم
مردم! چنان كه در آغاز سخن گفتم، من فاطمه‏ام و پدرم محمد(ص) است. همانا پیغمبرى از میان شما به سوى شما آمد كه رنج‏ شما بر او دشوار بود و به گرویدن شما امیدوار و بر مومنان مهربان و غمخوار بود. اگر او را بشناسید مى‏بینید او پدر من است، نه پدر زنان شما؛ و برادر پسرعموى من است، نه مردان شما. او رسالت ‏خود را به گوش مردم رساند. آنان را از عذاب الهى ترساند. فرق ‏و پشت مشركان را به تازیانه توحید خست و شوكت ‏بت پرستان را درهم شكست تا جمع كافران را از هم گسست. صبح ایمان دمید و نقاب از چهره حقیقت فرو كشید. زبان پیشواى دین در مقال شد و شیاطین سخنور، لال.
- بعثت، صعود از ذلت ‏به اوج عزت
در آن هنگام شما مردم بر كنار مغاكى از آتش بودید خوار و در دیده همگان بى‏ مقدار. لقمه هر خورنده و شكار هر درنده و لگدكوب‏ هر رونده بودید. نوشیدنى‏ تان آب گندیده و ناگوار، خوردنى ‏تان ‏پوست جانور و مردار بود. پست و ناچیز و ترسان از هجوم همسایه ‏و همجوار تا آن كه خدا با فرستادن پیغمبر خود، شما را از خاك ‏مذلت ‏برداشت و سرتان را به اوج رفعت‏ بر افراشت.
- على(ع) كیست؟
پس از آن همه رنج‏ها كه دید و خستگى كه تحمل كرد، رزم‏ آوران‏ ماجراجو و سركشان درنده ‏خو و جهودان دین به دنیا فروش و ترسایان حقیقت نالینوش، از هر سو به وى تاختند و با او نرد مخالفت ‏باختند. هر گاه آتش كینه افروختند، آن را خاموش ساخت ‏و گاهى كه گمراهى سر برداشت، یا مشركى دهان به بیهودگى گشاد، برادرش، على را در كام آنان انداخت. على بازنایستاد تا بر سر و مغز مخالفان نواخت و كار آنان را با دم شمشیر یكسره كرد. او این رنج را براى خدا مى‏كشید و براى تحقق اوامر خدا تلاش مى‏كرد و در آن خشنودى پروردگار و رضاى پیغمبر(ص) را مى‏دید و سرورى ‏اولیاى خدا را مى‏خرید. همواره دامن به كمر زده نصحیت كننده، تلاش و كوشش كننده بود.
- نفاق رخ نمود
اما شما در آن روزها در زندگى راحت آسوده و در بستر امن و آسایش غنوده بودید. وقتى خداى تعالى همسایگى پیغمبران را براى ‏رسول خویش گزید، دورویى آشكار شد و كالاى دین بى‏خریدار. و گمراهى دعوى دار و هر گمنامى سالار و هر یاوه ‏گویى در كوى و برزن و در پى ‏گرمى بازار. شیطان از كمینگاه خود سر برآورد و شما را به خود دعوت كرد و دید چه زود سخنش را شنیدند و سبك در پى ‏او دویدند و در دام فریبش خزیدند و به آواز او رقصیدند … .»

دراین پست تصمیم گرفتم تا در مورد صفات برجسته زنان مهدوی با هم به گفتگو بنشینیم و ببینیم آنچه باعث برجستگی مقام زن در جامعه انسانی میشود چیست ؟
یکی از صفات ویژه زنان و دختران جامعه ی مهدوی این است که تمام تلاش خود را در راستای تحقق دولت کریمه و بسترسازی برای ظهور امام عصر قرار داده و از تمام ظرفیت خود در این مسیر استفاده نمایند برای ایجاد این روحیه در زنان اول باید به نقش ایمان و عمل صالح و تاثیر ان در زندگی واقف شد و سپس ترک گناه و انجام واجبات را سرلوحه ی کار خود قرار داد .
از دیگر صفات زنان مهدوی به عفاف -پاکدامنی -ایثار -گذشت -تحمل مشقتها -کسب معارف و علوم انسانی و قرآنی و در پایان به نقش مهم و موثر تقوا زهد انفاق و تحصیل تمام صفات حسنه و ترک رذایل اشاره نمود .امیدوارم با تحصیل صفات فوق الاشاره ماهم مشمول دعای خاصه حضرت قرار گرفته و مشمول دعای آنحضرت بوده باشیم انشاالله

نفیسه فهیمی، دبیر همایش موضوع‌شناسی زن و مهدویت در گفتگو با آینده روشن گفت: با توجه به این که فرهنگ والای مهدویت از آموزه‌های اصیل دین اسلام است که با تکیه بر آن می‌توان جامعه را به سمت جامعه‌ای متعالی سوق دهیم، ما نیز برای آن که بتوانیم به معرفتی نظام‌مند در این راستا دست یابیم، به عرصه‌های مختلف این فرهنگ پرداختیم.

وی افزود: بانوان نیز از فرهنگ مهدویت اثر می‌پذیرند. پس نمی‌توان نقش اساسی آنها را در انتقال این فرهنگ نادیده بگیریم. از این رو ریاست موسسه انتظار نور، برای اولین بار برای بررسی تخصصی عرصه‌های مختلف دستور تشکیل گروه علمی زن و مهدویت را دادند و هدف از تشکیل این گروه این بود که با بازکاوی پژوهش‌های علمی جایگاه زنان را در فرهنگ مهدوی بررسی کنند.

دبیر همایش موضوع‌شناسی زن و مهدویت، مسئله‌شناسی را مهم‌ترین مبنای تحقیقات علمی دانست و خاطرنشان کرد: زمانی می‌توان پروژه‌ها و مقالاتی را تبیین کرد که پیش از آن یک مسئله‌شناسی نسبت به آن موضوع داشته باشیم. موضوع زن و مهدویت تا به حال بررسی نشده است و لازم به نظر می‌رسید که در قدم اول موضوعات پژوهشی آن تبیین شود. گروه زن و مهدویت شش نشست تخصصی با حضور کارشناسان حوزه و دانشگاه تشکیل داد و موضوعات زن و مهدویت در محورهای مختلف بررسی کرد. نتیجه برگزاری این نشست‌ها 8 محور، سیاسی، روان‌شناسی و خانواده، جامعه‌شناسی، فرهنگی، کلام و معرفت‌شناسی، فقه و تایخ است که در همایش موضوع‌شناسی زن و مهدویت محصول این نشست‌ها تقدیم جامعه علمی خواهد شد.

وی با اشاره به نقش برنامه‌های علمی و فرهنگی در گسترش فرهنگ مهدویت گفت: جامعه ما در زمکان غیبت به سر می‌برد و وظیفه منتظران در این دوران این است که معارف مهدوی را در جامعه گسترش دهند. شناسایی تمامی عرصه‌هایی که می‌تواند به این موضوع مربوط باشد، به گسترش فرهنگ مهدویت در جامعه کمک شایان خواهد کرد.

فقیهی جامعه امروز را مهدوی ندانست و تصریح کرد: با وجود تمام موسسه‌ها و مراکز مهدوی، هنوز جامعه نتوانسته به معرفت لازم در این زمینه دست یابد و این به دلیل گسترده بودن بحث مهدویت است که کار همه جانبه‌ای از سوی پژوهشگران و موسسات می‌طلبد. باید به این موضوع نگاه بنیادین داشت و برنامه‌ریزی‌ها را تنها به امور ظاهری مهدویت محدود نکرد. تا زمانی که ما با مبنا و پایه‌های اساسی موضوع مهدویت آشنا نشده باشیم، کارهای مهدوی‌مان نمی‌تواند از استحکام کافی برخوردار باشد.

وی با اشاره به جایگاه امروز فرهنگ انتظار در بین جوامع گوناگون گفت: امروزه این فرهنگ جایگاه خود را در دنیا یافته است و همه در انتظار منجی هستند و این موقعیت بسیار مناسبی است که بتوانیم فرهنگ مهدویت را در بین جوامع دیگر نیز گسترش دهیم. متاسفانه برخی، از این مسئله استفاده منفی می‌کنند و سعی می‌کنند باورهای خود را در قالب موعودباوری پوشش دهند. این موضوع رسالت جامعه شیعی را دوچندان می‌کند تا با شناسایی و معرفی دقیق این فرهنگ به مردم جهان در پیشبرد این فرهنگ نقش اساسی داشته باشیم.

کد مطلب: 14442

به گزارش آینده روشن، حجت الاسلام و المسلمین مجتبی کلباسی در همایش زن و مهدویت بیان داشت: درباره موضوع زن و مهدویت و ارتباط این دو با هم مقدمه‌ای از قرآن کریم عرض می‌کنم.

قرآن از خانواده‌های متنوعی نام برده است به این صورت که در مجموعه‌هایی از حضرت آدم(ع) و همسر و فرزندانش به عنوان یک خانواده، از حضرت نوح و همسر و فرزندش از حضرت ابراهیم و همسر و فرزندش، از عمران و حضرت موسی و مادر و خواهرش، از حضرت مریم که دختر عمران بود و حضرت مسیح و بالاخره از خانواده حضرت محمد(ص) و همسر و فرزند او.

وی افزود: ما اگر بخواهیم مقایسه‌ای مختصر و یک وجهی از این خانواده‌ها داشته باشیم باید بگوییم که این خانواده‌ها دو دسته‌اند یکی خانواده‌هایی مثل خانواده حضرت محمد(ص) یا حضرت عیسی که همگی افراد خانواده معصوم و مطهر هستند و دسته دیگر خانواده‌هایی مثل خانواده حضرت نوح و لوط پیامبر که تعدادی از افراد خانواده معصومند همان طور که فرزند نوح با کنار بود و غرق شد یا همسر لوط که جزو عذاب شدگان بود.

حجت الاسلام و المسلمین کلباسی گفت: سوالی که در این رابطه مطرح می‌شود این است که چه تفاوتی بین این دو دسته وجود دارد که یک دسته فرزندی مثل عیسی دارد و دسته دیگر فرزندی مانند فرزند نوح.

وی ادامه داد: در این جا یک نقطه مشخص وجود دارد و آن نقش زن و مادر است. برای نمونه آنجا که فرزند نوح از غرق‌شدگان است همسر نوح نیز از غرق‌شدگان بوده و آنجا که فرزند مثل حضرت عیسی از صالحان است مادرش نیز از زنان صالح و پاکدامن است.

مدیر مرکز تخصصی مهدویت در مورد موضوع انتظار عنوان داشت: در موضوع انتظار و مهدویت این زنان هستند که نقش محوری و اساسی ایفا می‌کنند، اگر قرار است خانواده و نسل منتظر پرورش یابد، باید در دامن زنان پرورش پیدا کند همان طور که نهضت کربلا را نیز حضور زنان پررنگ‌تر نمود.

کلباسی با بیان این که صرف منتظر بودن به صورت غیرعملی هیچ سودی ندارد گفت: ما باید منتظر عملی باشیم و واقعا در اعمال و رفتار خود نیز انتظار را اجرا نماییم. ما اگر منتظر عدالت و اصلاح هستیم پس باید عدالت و اصلاح را نیز سرلوحه کار خود قرار دهیم.

وی افزود: لازمه انتظار این است که ما در عرصه‌های مختلف به آن جامه عمل بپوشانیم، زن در عملی کردن انتظار نقش به سزایی دارد. اصلاح و پیشرفت جامعه در دست زنان است چنان چه اگر جامعه دچار انحرافی شود نیز زنان نقش اساسی در آن دارند.

بانوان فرهنگ ساز در مهدویت

17 Jul 2009 موضوع: دسته‌بندی نشده

بانو حکیمه خاتون؛ عمه امام عسکری

در میان بانوان با فضیلتی که در ارتباط با مباحث مهدویت مطرح هستند، مهم‌ترین بانو، بعد از ملکه دو سرا، نرجس خاتون، بی‌بی حکیمه خاتون، فرزند بزرگوار حضرت جوادالائمه و همشیره محترمه امام هادی و عمه بزرگوار امام حسن عسکری(ع) است.

حضرت حکیمه خاتون جزو بانوان محدثه است. احادیثی از ایشان نقل شده که مهم‌ترین آن‌ها حرز امام جواد(ع) است. این حرز امام جواد(ع) را حضرت حکیمه خاتون از پدر بزرگوارش، امام جواد(ع) برای ما نقل فرموده که مرحوم سید بن طاوس در مهج الدعوات، صفحه 36، این حرز را به وسیله حضرت حکیمه از پدر بزرگوارش نقل فرموده.

مهم‌ترین ویژگی حضرت حکیمه خاتون در مباحث مهدوی این است که ایشان شاهد تولد حضرت بقیه الله بوده و این بر حسب تصادف نبوده که بگوییم ایشان منزل امام حسن عسکری آمده و این مصادف با ولادت شده؛ نه، این با دعوت قبلی بوده است. امام حسن عسکری(ع) حکیمه خاتون را دعوت می‌کنند و می‌گویند عمه جان! امشب که شب نیمه شعبان است، افطارت را در منزل ما انجام بده و این نکته هم ظریف است که ایشان تأکید می‌کند بر این‌که امشب «که شب نیمه شعبان است» و حضرت حکیمه خاتون به دودمان امامت مشرف می‌شوند و افطار می‌کنند.

بعد از افطار که می‌خواهد به منزلش برود، حضرت امام عسکری می‌فرماید عمه امشب را در منزل ما بمان. عرض می‌کند شب نیمه شعبان است من باید به اعمال برسم. می‌فرماید امشب حجت خدا به دنیا می‌آید. عرض می‌کند از چه کسی؟ می‌فرماید از نرجس خاتون. عرض می‌کند من هیچ آثار حملی را در او نمی‌بینم. می‌فرماید بله او مانند مادر حضرت موسی (ع) است که تا لحظه ولادت آثار حملی در او ظاهر نبود این داستان بسیار مفصل است مرحوم شیخ صدوق در کمال الدین و مرحوم شیخ طوسی در الغیبه نقل فرموده‌اند.

در آن شب نیمه شعبان 255 قمری که حکیمه خاتون در بیت امامت بود، در اتاق نرجس خاتون اعمالش را انجام می‌دهد به انتظار اذان صبح است و می‌بیند حضرت نرجس خاتون برای نماز شب برخاستند. عرض می‌کند بی بی من، چیزی احساس می‌کنید؟ می‌گویند نه. نماز شبش را می‌خواند و قصد استراحت می‌کند قبل از اذان صبح. در این لحظه حضرت حکیمه خاتون یادش می‌افتد حضرت فرمودند امشب. ولی شب دارد به پایان می‌رسد. یک مرتبه امام حسن عسکری(ع) از آن اتاق می‌فرماید عمه جان عجله نکن امر خدا نزدیک است.

یک دفعه بی بی نرجس خاتون بلند می‌شود و حکیمه می‌فرماید بی بی چیزی احساس می‌کنید و می‌فرماید بله حضرت برمی‌خیزند و پرده‌ای آویخته می‌شود و حضرت نرجس خاتون چیزی را مشاهده نمی‌کند تا هنگامی که پرده برداشته می‌شود و می‌بیند حجت خدا به حالت سجده پیشانی بر زمین نهاده و انگشت سبابه را به سمت آسمان گرفته و خدا را یاد می‌کند و ایشان این را دیدند و بعد حضرت را می‌آورند خدمت پدر بزرگوارشان می‌آورند و حضرت فرزندشان را روی دست می‌گیرند و می‌فرماید: فرزندم سخن بگو و آقا بقیة الله در همان لحظات اول ولادت باسعادت خود شروع می‌کند حمد خدا و درود بر پیامبر رحمت و یکایک امامان و تا این‌که می‌رسد به پدر خود.

در اینجا محمد بن عبدالله مطهری داستان دیگری از حکیمه خاتون نقل می‌کند ایشان می‌گوید بعد از شهادت امام حسن عسکری(ع) من به خدمت حکیمه خاتون رسیدم و عرض کردم ممکن است داستان تولد بقیه الله را برای من شرح دهید؟ و بعد ایشان این داستان را مفصل بیان می‌کند. نکته ظریف این است که ایشان می‌فرمایند: «انی لأراه صباحاً و مساءً » من، الان (بعد از شهادت امام حسن عسکری) هر روز صبح و شام خدمت بقیه الله می‌رسم و ایشان هر چیزی قرار است اتفاق بیفتد به من خبر می‌دهد و پیش از آن‌که من از ایشان سؤال کنم، ایشان مرا خبر می‌دهد و هر گاه حادثه‌ای برای من اتفاق می‌افتد، قبل از این‌که من کسی را بفرستم، خود بقیة الله جواب آن واقعه را برای من می‌فرستد و در لحظه وقوع به دست من می‌رسد. بعد، می‌فرماید دیروز هم آقا بقیة الله نزد من آمده‌اند و خبر به من داده است که تو قرار است به نزد من بیایی. این روایت، در «روضة الواعظین» نیشابوری جلد دوم ص 10 آمده.

در مورد حکیمه خاتون مطلب زیاد است. علامه مجلسی در بحار الانوار بیان کرده است که حضرت حکیمه از خواص ائمه بوده؛ یعنی جزء کسانی بوده که همواره در محضر ائمه هدی بوده و تعبیر ظریف دیگر این است که ایشان از سفرا و از ابواب بود؛ یعنی به طوری که بقیه الله غیر از نواب اربعه افرادی داشتند که سفیر حضرت در بین مردم بودند که مرحوم علامه مجلسی حضرت حکیمه خاتون را یکی از سفیران آقا بقیه الله معرفی کرده در بحار ج 102 ص79.

مرحوم شیخ صدوق از محمد بن عیسی نقل می‌کند یک جوان هاشمی که نامش در جاهای دیگر موسی بن عیسای هاشمی آمده است، این جوان هاشمی می‌گوید یک کنیزی داشت که آن کنیز غزال نام داشت که این کنیز را صدا کرد. کنیز که آمد به او گفت آن داستان را برای ایشان بگو. این کنیز که پیرزنی بود در آن زمان، به من گفت ما بعد از ارتحال حضرت امام حسن عسگری(ع) مریضی داشتیم که این مریض طفل نوزادی بود که دیدگانش به شدت درد می کرد و رود به هلاک بود. من رفتم به خانه حکیمه خاتون و خانه ما دقیقاً مقابل خانه منزل ابن الرضا (امام حسن عسکری) بود و به حکیمه خاتون گفتم چیزی به من بده که ما آن بچه را با آن متبرک بسازیم تا بچه شفا پیدا کند. حضرت حکیمه خاتون فرمودید آن میل را بیاورید. آن میلی که ما با آن تازه مولود را دیشب سرمه کشیدیم. آن میل را آوردند که شب قبلش که شب میلاد حضرت بوده با آن میل به چشمان بقیه الله سرمه کشیده بودند. میل را آورند و من آن را بردم تا آن طفل نوزاد را متبرک کنم و به چشمان او کشیدم و آن طفل خوب شد. این روایت در بحار جلد 51 ص 343 علامه مجلسی نقل کرده از حکیمه خاتون.

راجع به حضرت حکیمه خاتون بحث بسیار است. و من به همین مقدار اشاره کردم به عنوان یک بانوی بزرگواری که در فرهنگ مهدویت به شدت مطرح است.

کد مطلب: 29509

در فرهنگ مهدویت، از آغاز تا به امروز همواره زنانی حضور داشته اند که تأثیر آنان بر فرهنگ سازی مهدویت کاملاً محسوس و روشن است. حضرت حجت الاسلام والمسلمین علی اکبر مهدی پور، که از شخصیت های شناخته شده در مباحث مهدوی و دارای آثار پر ارزش و گرانبهایی در این زمینه و نیز دیگر زمینه های علوم اسلامی است، درخواست ما برای گفتگویی تفصیلی با ایشان در باره موضوع «زنان تأثیر گذار در مهدویت» را پذیرفتند که بخش سوم این مصاحبه که مربوط به زندگی ماریه، کنیز خانه امام حسن عکسری(ع) است، تقدیم حضور خوانندگان می شود.

ماریه؛ کنیز خانه امام عسکری(ع)

طبق آن‌چه در قبل گفته شد، اولین شاهد عینی ولادت حضرت، حکیمه خاتون است و دومین کسی که در این رابطه برای ما به شدت مطرح است، حضرت جده، مادر امام حسن عسکری(ع) است که پناه شیعیان در آن دوران بود.

از دیگر بانوان شاهدان عینی که در روزهای نخست شاهد ولادت بوده‌اند و خدمت امام(ع) رسیده‌اند، ماریه، کنیز خانه‌ی امام عسکری(ع) بود.

این‌که ما بر شاهد ولادت بودن، تأکید می‌کنیم برای این است که حسین علی بهاء درباره‌ی علی محمد باب که بحث می‌کند، می‌گوید که این را به چشم خود می‌بینند و ایمان نمی‌آورند، در حالی که راوی ولادت آن آقایی که به او معتقد هستند، فقط یک زن است. البته ادب ایجاب می‌کند که مسئله را پوشیده عرض کنم و بگویم وقتی این آقای علی محمد یا حسین علی می‌‌خواستند متولد بشوند آیا به همه‌ی خبرگزاری‌ها خبر داده بودند؟ و آیا مادرشان این‌ها را وسط چهارراه زاییده‌اند و همه‌ی فیلم گرفته‌اند از ولادتشان. این طبیعی است که وقتی فرزندی در خانه‌ای متولد می‌شود، یک یا دو نفر و آن هم از بانوان در حین ولادت حضور پیدا می‌کنند. بعدها هست که هم‌سایه‌ها و بستگان می‌آیند و این نوزاد را می‌بینند و خبرش پخش می‌شود.

وجود مقدس حضرت بقیة الله فقط در حال ولادت است که شاهدش فقط حکیمه خاتون بود و قابله‌ای که بعداً از او نام برده می‌شود اما همان روز اول تعدادی از خدام و کنیزان این بیت خدمت حضرت رسیدند که به تعدادی از این‌ها اشاره کرده‌ایم و می‌کنیم.

ماریه، از کنیزان خانه‌ی امام عسکری(ع) بود. یکی از برنامه‌های زندگی اهل بیت عصمت و طهارت این بود که برده‌ای را می‌خریدند و او را مدت‌ها تربیت می‌کردند و بعد آزادش می‌کردند. یعنی بهترین کلاس تربیتی خاندان عصمت و طهارت این بود که بردگانی را شایسته و لایق بودند می‌خریدند و وقتی کاملاً آن‌ها را تربیت می‌کردند، آزادشان می‌کردند و این‌ها سخن‌گوی خاندان عصمت و طهارت در میان طایفه و خویشان خودشان بودند.

دوران حکومت حضرت ولی عصر (عج) بی تردید دوران طلایی حکومت فضیلت و معنویت است و فساد و تباهی ستم و گناه رخت بر میبندد و زمین محل بندگی و عبادت خداوند میشود . پاکی همه جا موج میزند و انس و الفت و انسانیت به جامعه به اوج میرسد . آرزوی هر کسی حضور در چنین جامعه ای است تا بتواند از نعمت های مادی و معنوی آن بهره مند شود حال که دریافتیم که راه حضور باز است و هر کس مانند سلمان باشد میتواند آن دوران را درک کند باید شتافت و تا فرصت باقی است به این سعادت بزرگ دست یافت و خود را لایق حضور در دولت مهدی کرد .
ایمان خالص داشتن اولین شرط رجعت و درک دولت امام مهدی (عج) است پس باید در کسب ایمان خالصانه تلاش کرد . شناخت مقام اهل بیت و فهم عظمت شخصیت و نقش آنها در جهان آفرینش اولین قدم در راه پذیرش ولایت آنها و سنخیت یافتن با آنهاست .
پذیرش ولایت معصومین آنهم از سر شناخت و معرفت قدم بعدی است به همین دلیل باید همراه شناخت روز افزون ولایت پذیر باشیم و در تقویت این خصلت بکوشیم .
همرنگی و سنخیت با اهل بیت موجب رجعت و درک دوران ظهور است لذا باید سعی کنیم رفتار و پنداری داشته باشیم که اهل بیت علیهم السلام میپسندند. ما باید مانند آنها بیندیشیم و عمل کنیم . برای ایجاد سنخیت لازم است آنها را بشناسیم و از آنها پیروی کنیم .کسانی که در راه اهل بیت فشارها و سختی ها را تحمل میکنند در دوران حکومت انها زنده میشوند پس نباید از مشکلات واهمه داشت بلکه باید برای رشد فرهنگ آنان با آغوش باز به استقبال سختی ها رفت و در برابر حق کشی سکوت نکرد .
هر کس در راه اهل بیت تلاش و مبارزه کند سعادت یاری امام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف رانیز خواهد داشت . انشاالله

زنان رجعت کننده

8 Jul 2009 موضوع: دسته‌بندی نشده

ویژگیهای زنان رجعت کننده عبارتند از
ایمان خالص - ولایت پذیری آگاهانه - سنخیت با اهل بیت - رنج و مشقت در راه اهل بیت - جهاد و مبارزه از دیگر ویژگی زنان رجعت کننده میباشد .

درباره این وبلاگ

این وبلاگ بوسیله وردپرس ساخته و مدیریت می شود. وردپرس یک نرم افزار مدیریت محتوای رایگان و اپن سورس می باشد. همچنین پوسته ای را که مشاهده می کنید توسط نوید کاشانی برای فارسی نویسی آماده شده. متنی که الان می خونید تنها برای پر کردن این قسمت است :) . جهت ویرایش این قسمت به قسمت ویرایش پوستتون مراجعه و فایل about-blog.php را ویرایش نمایید.