دسامبر 21st, 2009 by admin
از نشانه های نزدیک شدن قيامت در عصر ظهور
در دو سوره قرآن مجيد، از يأجوج و مأجوج سخن به ميان آمده است؛ يكي در آيات 92 تا 98 سوره كهف و ديگر در آيه 96 سوره انبياء. آيات قرآن به روشني گواهي ميدهد كه اين دو نام، متعلق به دو قبيلة وحشي خونخوار بوده است كه مزاحمت شديدي براي ساكنان اطراف مركز سكونت خود داشتند. در تورات، در كتاب حزقيل (فصل 38 و 39) و در كتاب رؤياي يوحنا (فصل20) از آنها به گوگ و مأگوگ ياد شده است كه معرّب آن يأجوج و مأجوج است. به گفتة صاحب الميزان، از مجموع گفتههاي تورات استفاده ميشود كه مأجوج يا يأجوج و مأجوج، گروه يا گروههاي بزرگي بودند كه در دوردستترين نقطة شمال آسيا زندگي ميكردند. آنان مردمي جنگجو و غارتگر بودند.[1220]
دليلهاي فراواني از تاريخ در دست است كه در منطقة شمال شرقي زمين، در نواحي مغولستان در زمانهاي گذشته، گويي چشمة جوشاني از انسان وجود داشته است. مردم اين منطقه به سرعت زاد و ولد ميكردند و پس از كثرت و فزوني به سمت شرق، يا جنوب سرازير ميشدند و همچون سيل رواني اين سرزمينها را زير پوشش خود قرار ميدادند، و به تدريج در آنجا ساكن ميگشتند.
به نظر ميرسد يأجوج و مأجوج از همين قبايل وحشي بودهاند كه مردم قفقاز، هنگام سفر كورش به آن منطقه، تقاضا كردند از آنان جلوگيري كند. او نيز به كشيدن سدّ معروف ذوالقرنين اقدام كرد.[1221]
امّا ارتباط اينها با مهدويت از رواياتي به دست ميآيد كه آنها را يكي از اشراط الساعة دانسته است.[1222] البته برخي دربارة حقيقت وجودي آنها، خواستهاند با استفاده از روايات، در انسان بودن آنها ترديد كنند![1223]
در رواياتي چند پراكنده شدن يأجوج و مأجوج بر روي زمين، در كنار خروج دجّال و نزول حضرت عيسي7 ذكر شده است؛[1224] بنابراين ميتوان اين احتمال را مطرح كرد كه اين رخداد در عصر ظهور حضرت مهدي4 يا در آستانة قيامت، رخ خواهد داد.[1225]
ممكن است گفته شود: مقصود از يأجوج و مأجوج، افراد شرور با ويژگي خاص نيست؛ بلكه ميتواند اين حقيقت در هر گروهي باشد كه در آخِرُالزّمان مقابل حق ميايستند و اقدام به شرارت ميكنند.
نيز ن.ك: اشراط الساعة، آستانة قيامت.
[1220] . علامه طباطبايي، الميزان، ج13، ص411.
[1221] . ناصر مكارم شيرازي و ديگران، تفسير نمونه، ج12، ص551 ـ 552.
[1222] . شيخ صدوق، الخصال، ج2، ص431، 446، 449؛ همچنين ر.ك: سيوطي، الدرالمنثور، ج3، ص59، ج4، ص25.
[1223] . ر.ك: محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، ج12، ص187.
[1224] . پيامبر اكرم 9: «لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّي تَكُونَ عَشْرُ آيَاتٍ الدَّجَّالُ وَ الدُّخَانُ وَ طُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِهَا وَ دَابَّةُ الْأَرْضِ وَ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ ثَلَاثَةُ خُسُوفٍ خَسْفٌ بِالْمَشْرِقِ وَ خَسْفٌ بِالْمَغْرِبِ وَ خَسْفٌ بِجَزِيرَةِ الْعَرَبِ وَ نَارٌ تَخْرُجُ مِنْ قَعْرِ عَدَنٍ تَسُوقُ النَّاسَ إِلَي الْمَحْشَر»، محمد باقر مجلسي، بحار الانوار، ج6، ص303؛ حسن بن ابي الحسن ديلمي، ارشاد القلوب، ج1، ص66.
[1225] . ر.ك: شيخ صدوق، كمالالدين و تمام النعمة، ج2، ص399.
Posted in دستهبندی نشده | No Comments »
دسامبر 21st, 2009 by admin
از مدعيان مهدويت
وي محمّد بن عبدالله، معروف به نفس زكيه، است. مادرش هند، دختر ابوعبيدة بن عبدالله[1110] بود. برخي از خاندان او و فرقه جاروديه، وي را مهدي موعود[1111] دانستهاند. او در سال 145 ق[1112] ادعاي مهدويّت كرد و به وسيلة منصور دوانيقي كشته شد. جالب اينكه پدر او نيز با پسرش به عنوان مهدي بيعت كرده است.[1113]
نفس زكيه، نخستين كسي از علويان است كه در روزگار عباسيان، قيام كرد و معاصر امام صادق7 بود .[1114] وي از بيعت با منصور خودداري كرد. محمّد، ميان خاندان خويش، از همه برتر و در علم و دانش كتاب خدا، از همگان داناتر بود. شجاعت، بخشش، صلابت و ساير مزاياي او از همگان بيشتر بود؛ از اين رو پيروانش شك نداشتند كه او همان مهدي موعود است.
نيز ن.ك: مدعيان مهدويت.
[1110] . ابوالفرج اصفهاني، مقاتل الطالبيين، ص221.
[1111] . همان، ص222.
[1112] . ابوحنيفه احمد بن داود، اخبار الطوال، ص385.
[1113] . سيد محمد کاظم قزويني، امام مهدي7 از ولادت تا ظهور، ص570.
[1114] . حسن ابراهيم حسن، تاريخ سياسي اسلام، ج2، ص126.
Posted in دستهبندی نشده | No Comments »
دسامبر 21st, 2009 by admin
شيعيان معتقد به مهدويت امام باقر(ع)
«باقريه»، به گروهي از شيعيان گفته ميشود كه به رجعت امام محمد باقر7 معتقد بودند. آنان، رشته امامت را از حضرت علي بن ابيطالب7 به نوادة او امام باقر7 كشانده و او را مهدي منتظر ميدانستند. به نظر آنان، جابر بن عبدالله انصاري روايت كرده كه رسولخدا6 به او فرموده است:
همانا تو مردي از اهل بيت مرا ـ که نام او محمد بن علي و کنيه اش اباجعفر است ـ خواهي ديد و چون او را ديدي سلام مرا به وي برسان.[270]
جابر، آخرين كس از اصحاب پيغمبر6 بود كه در سن پيري و نابينايي درگذشت. وي به دنبال امام محمدباقر7 كه در آن وقت، كودك بود در كوچههاي مدينه ميگشت و ميگفت: «يا باقر! متي القاك؟؛ اي باقر! كي تو را خواهم ديد؟»
روزي در يكي از كوچههاي مدينه، به آن حضرت برخورد و او را به سينه خود چسباند و سر و دستش را بوسيد و گفت: «يابُنََّي! جَدُكَ رَسُولُ اللّهِ يَقْرَئُكَ السَّلام؛[271] اي فرزند من! جدّت رسول خدا به تو سلام ميرساند.» گويند جابر در همان شب پس از ديدار آن حضرت، درگذشت.
باقريه گويند: از آنجا كه جابر، مأمور رساندن سلام از سوي جدش به وي بود، پس آن مهدي منتظر است![272] البته اين استدلالي بسيار سست و بيارزش است. بر خلاف اين پندار، روايات فراواني ـ حتي از خود امام باقر7 ـ اين ادعا را باطل ميداند.
ابوبصير نقل كرده است كه امام باقر7 فرمود:
بعد از حسين7 نُه امام ميآيند. نُهمين آنان، قائم ايشان است.[273]
نيز ن.ك: مدعيان مهدويت.
[270] . «انك سَتُدرِكُ رَجُلاً مِنْ اَهْلِ بَيْتي اسْمُهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِي يُكَنَّي اَبا جَعْفَرٍ فَاقْرَئهُ مِني السَّلام»، محمد بن يعقوب كليني، الكافي، ج1، ص304.
[271] . ر.ك: محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، ج68، ص185.
[272] . محمد جواد مشكور، فرهنگ فرق اسلامي، ص96.
[273] . «يَكُونُ تِسْعَةُ أَئِمَّةٍ بَعْدَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ تَاسِعُهُمْ قَائِمُهُمْ»، شيخ طوسي، كتاب الغيبة، ص140
Posted in دستهبندی نشده | No Comments »
دسامبر 21st, 2009 by admin
محل اقتداي مسيح به حضرت مهدي در عصر ظهور
شهر «البيت المُقَدَّس» يا «بَيت المَقدِس» يا «قُدس» در غرب آسيا و شمال خاورميانه، در فلسطين واقع شده و نخستين قبله مسلمانان است. قداست اين شهر بسيار است. آن را پيامبران بنا کردهاند، داود7 و سليمان7 در اين شهر حشمت داشتند.[295]
خداوند” در همين شهر، زکريا7 را به يحيي7 بشارت داد. جبال و طير را در بيتالمقدس براي داوود7 مسخر ساخت.[296] هاجر از کوثا به بيتالمقدس هجرت کرد. موسي7 اينجا به نور رب العزة نگريست و همينجا با خداوند سخن گفت.[297] مريم عذرا در بيت المقدس وفات يافت عيسي بن مريم در همينجا به دنيا آمد و عروج کرد. حضرت محمد9 مدتها رو به بيتالمقدس نماز ميگزارد[298] و أسراي آن حضرت به اينجا و معراج آن حضرت، از همينجا بود.[299] بالاخره در اينجا حضرت مسيح نازل شده و در نماز به حضرت مهدي7 اقتدا خواهد کرد.[300]
امام علي7 از «بيتالمقدس» در آستانة ظهور به عنوان بهترين جاها ياد کرده، فرمود:
بهترين جاها در آن روز، بيتالمقدس باشد و بر مردم زماني در آيد که هر کدامشان آرزو کنند از ساکنان آنجا باشند.[301]
نيز ن.ك: نزول عيسي7.
[295] . ر.ك: محمد بن يعقوب كليني، الكافى، ج8، ص144، ح114؛ شيخ طوسي، التهذيب، ج6، ص22، ح107.
[296] . ر.ك: محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، ج14، ص72.
[297] . ر.ك: ميرزا حسين طبرسي نوري، مستدرك الوسائل، ح10، ص324.
[298] . محمد بن يعقوب كليني، الكافى، ج3، ص286.
[299] . اسراء (17) آيه 1.
[300] . ر.ك:صافي گلپايگاني، منتخب الاثر، فصل84، ح13؛ ابن بطريق، العمدة، ص430، ح901.
[301] . «…خَيرُ المَسَاکِنِ يَومَئِذٍ بَيْتُ المَقْدِسِ، وَلَيَأتِيَنَّ عَلَي النَّاسِ زَمَانٌ يَتَمَنّي اَحَدُهُم اَنَّهُ مِنْ سُکّانِه»، شيخ صدوق، كمالالدين و تمام النعمة، ج2، باب47، ح1.
Posted in دستهبندی نشده | No Comments »
دسامبر 21st, 2009 by admin
خانهاي كه از هنگام ولادت حضرت مهدي چراغي در آن روشن شده
«بيت» در لغت به معناي خانه و «حمد» به معناي ستايش و ثنا است. اين واژه در بعضي از روايات، به كار رفته و به عنوان جايگاهي مربوط به حضرت مهدي4 معرفي شده است. مفضل گويد: شنيدم امام صادق7 فرمود:
همانا براي صاحب اين امر، خانهاي است كه بدان بيت الحمد ميگويند. در آن، چراغي هست كه از هنگام ولادت روشني ميبخشد و تا روزي كه با شمشير قيام ميكند، خاموش نخواهد شد.[293]
جايگاه اين خانه و چگونگي روشنايي آن، به روشني بيان نشده است؛ ولي احتمال ميرود مقصود، معنايي كنايي باشد يعني با ولادت آخرين حجّت الهي، چراغ هدايت بشر با فروغي هر چه بيشتر، به پرتو افشاني پرداخته و زمين را از نور وجود خود آكنده ساخته است.
اين روايت با همين مضمون از امام باقر7 نيز نقل شده است.[294]
[293] . «اِنَّ لِصَاحِبِ هَذا الاَمْرِ بَيتاً يقَالُ لَهُ بَيتُ الحَمْدِ فِيهِ سِراجٌ يزهَرُ مُنذُ وُلِدَ اِلَي يوْمَ يقُومُ بِالسَّيفِ لايطْفَأ»، نعماني، الغيبة، ص239، ح31.
[294] . شيخ طوسي، كتاب الغيبة، ص467، ح483.
Posted in دستهبندی نشده | No Comments »
اکتبر 6th, 2009 by admin
سؤال : سخن از آ يندة بشريت چه نتيجه اي براي امروز ما دارد ؟ امروز كه با هزاران مشكل وگرفتاري دست به گريبانيم و بايد به غلبه بر اين مشكلات بينديشيم ، ما را با فردا چه كار ؟ اين سخنان را كساني مي گويند كه هميشه با ديدي سطحي به حوادث مي نگرند و امروز را از فردا جدا مي دانند ، ولي توجه به اين كه ريشه هاي حوادث امروز در گذشته است ، و آينده را هم از امروز بايد ساخت ، و اين كه توجه به يك آيندة « تاريك » يا « درخشان » ، انعكاس فوري در زندگي امروز و موضع گيري هاي ما در برابر حوادث دارد ، مسئله را قدري روشن مي سازد . ما به خاطر امروز هم كه باشد ، بايد گذشته و آينده را بررسي كنيم ؛ و به زودي خواهيم ديد كه اين انتظار بزرگ چه قدر سازنده است . ( حكومت جهاني مهدوي ، آيت الله مكارم شيرازي ، ص 90 )
Posted in دستهبندی نشده | No Comments »
اکتبر 6th, 2009 by admin
ما هر شب منتظر طلوع خورشيد فردا هستيم ، اما معناي انتظار خورشيد ، آن نيست كه دست بر روي دست بگذاريم و تاصبح در تاريكي به سر ببريم ، بلكه هر كس سعي مي كند در حد امكان ، اتاق خود را روشن كند. همه در زمستان منتظر فرا رسيدن تابستان هستند، ولي انتظار تا بستان به آن معنا نيست كه در زمستان در سرما بمانيم و اتاق خود را گرم نكنيم . در زمان غيبت امام زمان عجل الله تعالي فرجه نيز بايد به ميزان توان خود ، با ظلم مبارزه كرد ودر صدد اصلاح خود وجامعه بر آمد . در روايات مي خوانيم : افضل الاعمال انتظار الفرج ؛ بهترين عمل ، انتظار مهدي عجل الله تعالي فرجه است . براساس اين حديث ، انتظار ، حالت نيست ، بلكه عمل است .بنابر اين منتظران واقعي بايد اهل عمل باشند .كسي كه منتظر مهمان است ، در خانه آرام نمي نشيند .(محسن قرائتي ، تمثيلات ، ص 47)
Posted in دستهبندی نشده | No Comments »
جولای 26th, 2009 by sima
به منجی بلاگ خوش آمدید.
این اولین پست شما در منجی بلاگ است. شما میتوانید آن را ویرایش کنید یا آن را حذف کنید.
Posted in دستهبندی نشده | 1 Comment »