« بصیرت » در لغت به معنای بینش، دانایی، هوشیاری و آگاهی است. در اصطلاح بصیرت همان عقلی است که با نور قدسی منور و به شعاع هدایت الهی آراسته گشته است و از این رو در مشاهده خطا نمی کند و به دلیل و برهان نیاز ندارد؛ بلکه حق را ، روشن و آشکار می بیند و باطل را با خواری و ذلت نفی می کند. از این رو بصیرت، انسان را از حیرت و تشویش و تردید می رهاند و هر گونه شبهه ای را طرد می کند؛ چنان که صاحب منازل السائرین می گوید: « البصیرة ما یخلصک من الحیرة »؛ « بصیرت چیزی است که تو را از حیرت خلاص می سازد » . بصیرت در اصطلاح عرفانی، عبارت است از قوه ی قلبی که به نور قدس روشن باشد و با آن قوه، شخص حقایق و بواطن اشیاء را می بیند. حکما قوت بصیرت را عاقله نظریه و قوه ی قدسیه می نامند. مولوی نیز می گوید: ای خدا داده تو را چشم بصیرت از کرم کز خمارش سجده آرد شهپر روح الامین یکی از درجات مهم بصیرت، این است که هر کس را خداوند به تزکیه ی نفس و تصفیه دل با زهد و عبادت موفق گرداند و قلب او را از زنگار تعلّقات دنیوی پاک سازد و از این ظلمت ها رهایش کند و معرفت را در قلب او روان سازد، فراست در او ظاهر و شکوفا می گردد ( تفجّر المعرفه و تُنبت الفراسه ) و حکمت ها در قلب او پدیدار می شود؛ چنان که رسول گرامی(ص) فرمود: « هر کس برای خداوند چهل صباح خود را خالص سازد، چشمه های حکمت از قلب او بر زبانش سرازیر می گردد » . علامه بحرانی ( صاحب رساله الطریق الی الله ) می گوید: « مقصود اصلی شارع از مکلفین، تقویت بصیرت ایشان است تا او را با بینش کامل و آگاهی کافی اطاعت کنند و هر چه موجب تقویت بصیرت و زیادت هوشمندی گردد، مورد نظر حق تعالی است؛ بلکه تأکید بیشتری بر آن دارد » . بر این اساس بصیرت، روشن بینی، اندیشمندی و دانایی حکیمانه و انسانی است که همچون چراغی پر نور در شب تاریک، جلوی او را روشن می کند و راه کمال و انسانیت را برای وی نمایان می سازد و مانع از سقوط او در جهالت، ضلالت و حیوانیت می گردد. بصیرت، خرد ورزی فاضله ای است که از اخلاق الهی و طهارت روح به دست می آید و بر روشن بینی و نیک اندیشی او، اثری عمیق دارد. این بصیرت اخلاقی است که در شناخت حق از باطل و عیوب فرد و جامعه، شناخت احکام الهی و موانع رشد (وسوسه های شیطانی و . . .) و راه نجات و رستگاری، به انسان یاری می رساند. انسانی که حجاب های هوس و تمایلات نفسانی و مادی، جلوی چشم باطن و عقل پویای او را گرفته است، نمی تواند حقایق را آن گونه که هست و راه حیات طیّبه و معقول را آن گونه که باید، مشاهده کند؛ اما طهارت روح و پاکی باطن و رشد دانایی، منجر به درک هر چه بیشتر حقایق و شکوفایی استعداد های انسانی می شود. بصیرت اخلاقی؛ یعنی همگامی تعلیم و تربیت انسان و برقراری پیوند بین جنبه های عقلی و فطری او در جهت رشد و تعالی معنوی و روحی. در واقع انسان با دو بال عقل و اخلاق و در پرتو دانایی و پارسایی، قله های کمال را در می نوردد و مشکلات و کاستی های ناشی از رشد رذایل اخلاقی و فزون خواهی، جهالت، بی خردی، دنیا گرایی و . . . را از خود و جامعه می زداید. او در سایه ی بصیرت اخلاقی، چنان به روشن بینی پارسایانه می رسد که دنیا برای او فقط دار امتحان و گذر می شود و وظیفه و راه نجات خود را در فضیلت گرایی و پاک زیستی می داند و با پی بردن به زشتی انحرافات و معاصی، به فکر آباد کردن آخرت و کسب توشه برای آن می افتد. در واقع « بصیرت اخلاقی » هم راهبردی اساسی برای رفع مشکلات بشر است وهم ثمره ی تعلیم و تربیت واقعی. خلاصه آنکه در تعریف و تبیین ماهیت « بصیرت اخلاقی » می توان گفت: « رشد و بالندگی توأم فکری و اخلاقی انسان جهت رسیدن به کمال نهایی و دستیابی به روشن بینی دینی و دانایی معنوی که منجر به تزکیه و تهذیب انسان و دوری از نا راستی ها و کژتابی های گوناگون می گردد » .
Name (required)
Mail (will not be published) (required)
Website