عصر ظهور، دوران حیات طیبه و حیات معقول انسانی است؛ عصر حاکمیت عقلانیت و معنویت بر افراد و جوامع. دوره به زیستی و کمال گرایی است که کمتر نظیری می توان برای آن تصور کرد. در این عصر، تمامی ظرفیت ها و استعداد های فطری و عقلی انسان، شکوفا می شود و با تربیت اخلاقی و عقلانی او (تزکیه و تعلیم)، حیات نوینی فرا روی او گشوده می شود. به نوشته یکی از حکما:
زمان ظهور دولت آن جناب – که زمان ظاهر شدن دولت ثانیه ی حق است – زمان ظهور و غلبه ی عقل است از روی باطنی آن که مقام ولایت است و به منزله روح است از برای روح ظاهری آن که مقام نبوت است. در روایات مهدوی، اشاره ای صریح به همنوایی و هم پوشانی دو بعد فکری و اخلاقی (تعلیم وتربیت) انسان شده و رشد و بالندگی توأم آن دو، به دست مهدی موعود(عج) مورد تأ کید قرار گرفته است. امام باقر(ع) می فرماید: « اذا قام قائمنا وضع یده علی رؤوس العباد فجمع به عقولهم و اکمل به اخلاقهم »؛ « چون قائم ما قیام کند، دستش را بر سر بندگان می گذارد و عقول آنها را متمرکز ساخته و اخلاقشان را به کمال می رساند » و نیز آمده که: « یفتح حصون الضلالة و قلوباً غفلاً »؛ « قلعه های گمراهی و نادانی و دل های بسته را می گشاید » و . . . بر اساس روایت امام باقر(ع)، عقول و افکار مردم در عصر ظهور، شکوفا و متمرکز و اخلاق آنان کامل می شود؛ این یعنی، پیوند عقلانیت و معنویت انسان و رسیدن به بصیرت اخلاقی. او در سایه ی بینش عمیق و دانایی پارسایانه و ایمانی، ریشه های مفاسد و معایب را از درون خود می زداید و بر معرفت و معنویت خود می افزاید. در واقع برای تعلیم و تربیت انسان، دو بعد اثر گذار در او، تقویت و رشد می یابد:
1. بعد اخلاقی؛ یعنی: تربیت و تزکیه انسان، رشد فضایل اخلاقی و انسانی، شکوفایی فطرت الهی، عبودیت و عبادت گری و معنویت گرایی انسان. 2. بعد فکری؛ یعنی: تعلیم و حکمت آموزی انسان، دانایی و روشن بینی او، اندیشه ورزی در مبدأ و معاد و . . . تقویت خرد ورزی و فهم عمیق و واقعی محاسن اخلاقی .
بر اساس روایت پیش گفته ( وضع یده علی رؤوس العباد فجمع به عقولهم و اکمل به اخلاقهم ) امام زمان(عج)س از ظهور، با نفوذ در دل و جان و عقل مردم و هدایت های پیامبر گونه ی خود، آنان را هدایت و راهنمایی می کند. مقصود از دست (وضع یده) در این روایت، دست رحمت، هدایت و شفقت الهی بر بندگان است. در این صورت معنا چنین می شود: در زمان ظهور حضرت مهدی(عج)، با آفت زدایی از درخت عقل و خرد و ایجاد بستر و زمینه ی مناسب برای رشد و شکوفایی عقول مردم، رحمت و نعمت خداوند بر مردم نازل می شود و همه ی آنان هدایت می یابند و به سر منزل مقصود (کمال) می رسند. خداوند در قرآن کریم در مورد یکی از حکمت های نبوت می فرماید: ( و یضع عنهم اصرهم والأغلال التی کانت علیهم )؛ « پیامبر زنجیر ها و مشقت ها (جهالت و هوا پرستی) را از آنها (مردم) بر می دارد » .
در اینجا منظور از زنجیر و مشقت، بند ها و زنجیر های مادی نیست؛ بلکه مقصود زنجیر های نادانی و فساد است که پیامبر اکرم (ص) با هدایت ها و تلاش های فراوان فرهنگی، آن را از انسان ها بر طرف ساخت . در عین حال از هدایت های تکوینی ویژه ای نیز استفاده کرد و در دل و جان مردم مشرک و فاسد نفوذ معنوی داشت و تأثیرات عمیقی بر آنان گذاشت. در عصر ظهور نیز امام مهدی(عج)، تمامی موانع و آفت های رشد و تعالی عقلانی انسان ها را از بین می برد و عقول آنان را به حد بالایی از شکوفایی و رشد می رساند. علاوه بر آنکه تزکیه و تهذیب نفوس انسانی و طهارت جامعه ی بشری را در رأس برنامه های خود قرار می دهد . در اینجا حضرت مهدی(عج) ادامه دهنده راه پیامبران و تکمیل کننده برنامه های آنان به خصوص پیامبر اسلام(ص) است. در واقع در این عصر به دو بعد تعلیم و تزکیه عموم مردم پرداخته می گردد؛ یعنی، هم بر بصیرت و دانایی آنان افزوده می شود و هم پاکسازی و تزکیه نفوس در اولویت قرار می گیرد . قرآن در این رابطه می فرماید: ( هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الاُمِّیِّینَ رَسُولاً مِّنهُم یَتلُو عَلَیهِم آیَاتِهِ وَ یُزَکِّیهِم وَیُعَلِّمُهُمُ الکِتَابَ وَ الحِکمَةَ وَ إِن کَانُوا مِن قَبلُ لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ )؛ « او است که در میان قوم بی کتاب، پیامبری از میان خودشان بر انگیخت که آیات او را بر آنان می خواند و پاکیزه شان می دارد و به آنان کتاب و حکمت می آموزد » . بر اساس این آیه، تکامل وجود انسان از جنبه های علمی و عملی و تزکیه و تهذیب او، به عنوان هدف نهایی بعثت پیامبر(ص) معرّفی شده است و یکی از زمینه ها و بستر های رسیدن به این هدف، بصیرت بخشی و علم آموزی به انسان است . امام علی (ع) می فرماید: « خداوند فرستادگان خود را در میان مردمان بر انگیخت و پیامبران خویش را پیاپی روانه کرد تا از آنان رعایت میثاق فطری الهی را باز طلبند و نعمت های فراموش شده خدایی را به آنان یاد آور سازند و نیروهای پنهان عقل آدمی را آشکار کنند (یثیروا لهم دفائن العقول) و آیات بهنجار آفرینش را به مردمان بنمایانند . . . » . بر این اساس نقش اصلی دعوت پیامبران، گسترش دانایی و آموزش و تعلیم است و ایمان و معرفت، خود از شاخه های دانایی به شمار می رود. پیامبران به انسان ها، راه و رسم زندگی و هدف و نتیجه آن را می آموختند و ارزش انسان و والایی مقام و نقش برجسته ی او در کائنات و توانایی و ظرفیت وجودی او را در رسیدن به تکامل فراگیر و تعالی روحی، به وی یاد آور می شدند. در پرتو چنین تعلیمی، نیروی تفکر و خرد ورزی را در او بیدار می کردند و به اندیشه درباره مبدأ و معاد و کشف رموز و اسرار آیات الهی وا می داشتند. البته در کنار این و فراتر از آن، به تزکیه و تهذیب او اهمیت داده و راه رسیدن به کمال را در اخلاق متعالی و معنویت دینی می دانستند .
Name (required)
Mail (will not be published) (required)
Website