در پاسخ به سئوالات جلسه قبل باید گفت خوب حالا که فهمیدم هدف از امدن من زندگی کردن البته نه در این دنیا بلکه در این چند صباح آمده ایم تمرین ماندن را یاد بگیرم . اصلا انسان ذاتا برای بقاءو جاودانگی خلق شده است نه برای فناء و زوال .
پس بر مبنای این اصل من و تو امده یم که بمانیم ولی این به معنای ماندن در دنیا نیست ما در دنیا زندگی و نوع آن را با اختیار خود انتخاب میکنیم و پس از آن و بر همان منوال مرگ ما رقم میخورد و به واسطه مرگ که به تعبیری پل بین این دنیا و عالم برزخ و اخرت است به دار بقاء منتقل میشویم حال اگر در این چند صباح نوع حیات خود را انتخاب نکردیم یقینا حیات ما جاهلی بوده و مطمئنا مرگ ما جاهلی خواهد بود . ولی اگر حیات ما محمدی و علوی و حسنی و فاطمی شد لا شک و لا ریب ممات ما هم ممات محمدی خواهد بود .
پس نوع زندگی کردن خود را دریاب و ببین که نوع زندگی تو چیست ؟ زندگی شیطانی ؟ و یا رحمانی ؟
سپس اگر انسان نوع زندگی خود را فهمید برای تحقق ارمانها و هدفهای متعالی آن نوع زندگی به دنبال مدلها و الگوهای عینی خواهد رفت و سعی و تلاش او در زندگی پیاده کردن آن الگو و مدل انسانی خواهد بود . در پست های بعدی خیلی عملیاتی تر و شفاف تر پیرامون انواع زندگی و شرایط هر نوع آن صحبت خواهیم کرد با ما همراه باشید . منتظر ابراز محبت و ارسال نقطه نظرا ت شما عزیزان هستیم